خانه / زبان و ادبیات تالش / تالشی و تاتی بازمانده زبان ماد (۱)

تالشی و تاتی بازمانده زبان ماد (۱)

 علی عبدلیعلی عبلی 

              اشاره :  این مقاله که بخشی از مقدمه کتاب یاد شده بالاست ، یکی از نوشته های پژوهشی علی عبدلی ست که با استقبال فراوانی در دنیای اینترنت روبرو شده است . وب مستر ها و وبلاگ نویسان زیادی که علاقمند به مسایل ایران شناسی ، به ویژه علاقمند به زبان و فرهنگ دیرین آذربایجان می باشند، این مقاله را در سایت هاو وبلاگ های خود نشر داده اند. در این میان گروهی به عمد یا سهو از نویسنده مقاله یاد نکرده اند ،

برخی آن را تبدیل به کتاب نموده و به فروش گذاشته اند و حتی گروهی نیز دریافت مقاله را منوط به واریز مبلغی پول کرده اند ! .لذا بر آن شدیم تا نسخه درستی از این مقاله را به رایگان و بی هیچ شرطی در اختیارعاشقان ایران و ایرانیت و به وخصوصا به آذربایجانی های فرهیخته تقدیم نماییم .

 تالشان یک قوم ایرانی هستند که از دیر باز. در کناره های غربی دریای مازندران وبخش نسبتا گسترده ای از آذربایجان سکونت داشته اند . تاتها نیز جماعات ایرانی زبان مختلفی هستند که جغرافیای پراکندگی آنها از خراسان تا قفقاز و آذربایجان و استانهای قزوین و زنجان را دربر می گیرد.

 زبانی که تاتها بدان سخن می گویند در زمانهای گذشته گسترش بیشتری داشته و به استناد شواهد عینی و پژوهشهایی که انجام گرفته است ، زمانی همه اهالی آذربایجان و قزوین و زنجان و طارم را فرا می گرفت. بعدها با اشاعه زبان ترکی ، تاتی کم کم از میان رفت و تنها ساکنان چند آبادی در سراسر دیار پیشین ، این زبان را نگهداری و تا به امروز رسانده اند. [i]

  از شمار تاتهای کنونی آمار درستی در دست نیست ولی جاهای سکونتشان در ایران چند آبادی در بخش شاهرودخلخال ، چند آبادی در رودبار گیلان ، شال (چال ) و اسفرورین تاکستان و بوئین زهرا در قزوین [ii]، هرزند و گرینکان و گلین قیه در مرند، زنوز و حسنو در قره داغ[iii] و بخشی از ساکنان ، شبه جزیره آبشوران ، سوراخانی ، بالاخانی ، باکو ، نواحی شماخی ، قوبا ، قوناخ کَند ، دیوچی ، خیزی و دیگر بخش های جمهوری آذربایجان .

  همچنین ناحیه دربند و برخی دیگر از نواحی داغستان و کاتیاکو و طبرسران[iv]. در شوروی نیز تات نشین است[v] ، بنا به آمار مندرج در فقه اللغه ایرانی عده تات های کشور شوروی قریب یازده هزار نفر می باشد .( احتمالاً به استناد نتایج سرشماری سال ۱۹۲۶ ) .

   ولی این رقم در ایران به مراتب بیشتر است ، زیرا تنها در آبادی های اسبو ، اسکستان ، دِرَو ، کلور ، شال ، دز ، لرد ، کرن ، گیلوان و گلوزان در شاهرود خلخال حدود  پنجاه هزار تن به زبان تاتی سخن می گویند.[vi] به سبب این که پژوهشگران ایرانی تاکنون وقت کمی را صرف تحقیق در زبان و فرهنگ تاتها نموده اند ، از بابت آثار مرجع دست و بال ما چندان باز نیست. کتابهای آذری یا زبان باستان آذربایجان تالیف احمد کسروی ، گویش آذری تالیف رضا ملک زاده ، تاتی هُرزنی ، خلخال یک لهجه آذری ، تالیف عبدالعلی کارنگ ، زبان دیرین آذربایجان تالیف منوچهر مرتضوی ، دستور زبان تاتی جنوبی و مقالات مختلف دکتر احسان یار شاطر ، گویش گلین قیه تالیف یحیی ذکاء اهم آثاری هستند که برای آشنایی با تاتی می توان به آنها مراجعه نمود.

  در شوروی سابق تحقیقات قابل توجهی درباره زبان و فرهنگ تاتی انجام گرفته است [vii]، چنانکه تاتی زبانهای آن کشور برای خود خط و کتابت ویژه ای داشته اند و در ظرف چهل – سال اخیر کتب و تالیفات بالنسبه فراوانی به زبان تاتی منتشر شده ، من باب مثال می توان اشعار و نمایشنامه های م. بخشی اف متولد ۱۹۱۰ ، اشعار و داستانهای د. آنتی لوف متولد ۱۹۱۳ ، و افسانه های خ.داداش اف را نام برد. در سال ۱۹۴۰ مجموعه ای از فرهنگ عامه تاتی چاپ و منتشر شده است . [viii]

  از پیشینه تارخی و سیر تکوینی تاتی هنوز آگاهی چندانی در دست نیست .احمد کسروی در کتاب آذری یا زبان باستان آذربایجان ، زبان مردم آذربایجان تا ورود ترکان به آن دیار و اشاعه زبان و فرهنگ ترکی را آذری نامیده و تاتی کنونی را ادامه و بازمانده آذری معرفی نموده اتس . اورانسکی نوشته است که کلمه : “تاتی ” ظاهراً در آغاز بر نژاد و قبیله ای اطلاق نمی شده است . قبایل صحرانشین که اکثراً ترک بودند مردم زراعت پیشه و تخته قاپوی ایرانی زبان را که در زیر انقیاد خویش درآورده بودند ، تات می خواندند. برخی دیگر از دانشمندان کلمه تات را با تاجیک مربوط می دانند. [ix]

  گروهی از پژوهشگران ایرانی هم نظری مشابه آنچه که از اورانسکی نقل شد ، دارند.ملک الشعرا بهار نوشته است ” تات به معنی تازیک و تاجیک یعنی فارسی زبانان … ایرانیان از قدیم به مردم اجنبی تاچیک یا تاژیک می گفته اند . چنانکه یونانیان بربرو اعراب ، عجمی یا عجم گویند. این لفظ در زبان دری تازی تلفظ شد و رفته رفته خاص اعراب گردید. ولی در توران و ماوراء النهر لهجه های قدیم باقی ماند و به اجانب تاجیک می گفتند. بعد از اختلاط ترکان آلتایی با فارسی زبانان آن سامان لفظ تاچیک به همان معنی معنی داخل زبان ترکی شد و فارسی زبانان را تاجیک خواندند.[x]

   هم چنین تات لفظ ترکی به معنی عناصر خارجی ساکن سرزمین ترکان . این لفظ در کتیبه های اورخون – قرن هشتم م – آمده است و تاریخی طولانی و پیچیده ای دارد و تغییراتی در معنی آن راه یافته و مثلاً به ملل تحت استیلای ترکان و بالاخص – در دوره استیلای ترکان بر ایران – به ایرانیان اطلاق شده است .بالاخره لفظ تات به گروه هایی از مردم ایرانی نژاد ساکن ایران و قفقاز اطلاق شده است که به لهجه های تاتی تکلم می کنند.[xi]

   نکته دیگری که نمی توان نسبت به آن بی توجه ماند این است که در زبان ترکی تات به معنی لذت و مزه نیز آمده است.[xii] و اما در روش تحقیق پیرامون زبانی که در حال نابودی و فاقد خط و کتابت است ، آگاهی به یک هسته مرکزی – یا همان نمونه ای با توجه به مجموعه شرایط ، اصیل تر – لازم به نظر می رسد. لیکن تعیین چنان هسته یا نمونه اصیل تر دشوار است مگر اینکه به ریشه و چشم اندازی از ویژگیهای زبان مورد نظر در زمانهای گذشته پی برده شود. اکنون در رابطه با تاتی و تالشی چنین نیازی شدیداً محسوس می شود.

  در زبان تاتی با توجه به مقالات و کتبی که از سوی پژوهشگران ایرانی نشر یافته و همچنین بر مبنای مقایسه ای که بین گویشهای مختلف زبان مزبور می توان انجام داد ، پی بردن به ویژگی های این زبان در گذشته و اکنون به نسبت قابل توجهی میسر شده است ،

  ولی درباره گذشته زبان  تالشی  آگاهی چندانی در دست نیست . لذا تعیین یک نمونه اصیل تر و هسته مرکزی برای زبان تالشی ، بسیار مشکل است . راه دیگری که برای حل این مشکل وجود دارد این است که ضمن بررسی عینی گویشهای مختلف زبان مورد نظر ، در میان کسانی که اکنون در ایران به زبان تالشی ، سخن می گویند گویشی را موقتاً هسته مرکزی نامید که نسبت به دیگر گویشها از زبانهای دیگر تاثیر کمتری پذیرفته باشددر این مورد به نظر نگارنده تالشی ناحیه بین دو رودخانه شفارود و ناورود در شهرستان تالش که اولی در تالشدولا و دومی در اسالم جاری می باشد از چنان امتیازی برخوردار است .

   در حالیکه از زبان تالشی دیرین هیچگونه اثر مکتوبی در دست نیست و از سیر تکوینی تالشی کنونی تقریباً در بی خبری هستیم ، از پیشینه تاریخی مردم تالش برعکس آنچه که در مورد تاتها مصداق دارد ، آگاهی های چشمگیری از لابلای آمار ایرانی و خارجی به دست می آید و اکنون تا حدودی معلوم است که هویت قومی تالشان چیست. اکنون حدود پانصد هزار نفر تالشی زبان در ایران زندگی می کنند که عمدتاً در شهرستانهای ” تالش” و “فومن” رضوانشهر ، ماسال و شفت سکونت دارند. طایفه ها ، گروه ها و خانواده های تالشی نیز در گذشته به ویژه در دوران حکومت سلسله های صفوی و افشار ، به دلایل سیاسی به دیگر نقاط کوچانده شده اند. اکنون محله هایی تالشی نشین در شهرهای گرگان ، بهشهر ، سخت سر ، تنکابن ، لنگرود ، نشتارود ، مغان در این شاهسون و …. وجود دارد. هم چنین “تالشان” اکثریت بیش از ۸۰% ساکنین نواحی لنکران و زووند و آستارای آذربایجان شوروی را تشکیل می دهند.

  محققان معتقدند که تالشان ساکنین اصلی نواحی غربی کرانه های دریای خزر می باشند و در گذشته نقاط مسکونی شان بیشتر از حال به سوی شمال پیش رفته بود و با نقاط تات نشین از غرب تماس می گرفت . اما اصطلاح نژادی تالش در منابع قرون وسطی دیده نشده است . قلمرو انتشار زبان تالشی از قرن دوازدهم میلادی که قبایل ترک به سرزمین مزبور روی آورند بتدریج محدود شد. [xiii]

  اکنون نیز عمده ترین خطری که زبان تالشی را تهدید می کند زبان ترکی ست. چنانکه از تالشی زبانهای عنبران و آستارا تا نقاط شمالی هشتپر بخشی کاملاً ترک زبان و بخشی دیگر دو زبانه شده اند . در مورد تاتی و تالشی نخستین موضوعی که ذهن را به خود مشغول می نماید این است که آیا این دو وسیله تکلم خاص ، زبان هستند یا گویش ؟ دوم اینکه آیا هر دوی این ها گویشهایی از یک زبان هستند یا هر یک گویشی از زبانی جداگانه ؟ پاسخی کافی و درست در این باره دست کم در نوشته های فارسی دیده نشده است .

  واقعیت این است که در ایران به اینگونه مسایل توجه چندانی مبذول نگردیده و آنچه هم که نوشته شده است اغلب در دایره محدودی دور می زند. از این رو در بیشتر آثار مربوط به زبانهای ایرانی از این نظریه دفاع شده که همه زبانهای رایج در بین اهالی گوشه و کنار ایران لهجه و یا دلایل و شواهد موجود ، تاتی و تالشی زبان مستقلی می باشد. شاخه ای جدا شده از تنه نیازبان چنانکه فارسی نیز شاخه ای از تنه همان نیازبان است . با این تفاوت که تاتی و تالشی همچون دیگر زبانهای ایرانی از سده ها پیش در اقلیت بوده و نیز به پشتوانه ادبی و فرهنگی مدونی متکی نیست اما در عین حال در کنار فارسی که زبان رسمی و مسلط بوده ، نزدیکی های بیشتری به این زبان دارد . این ویژگی در واژگان ، افعال ، آواها و قواعد دستوری زبان مزبور کاملاً پیداست . جدولهای صفحه های بعد می توانند شاهدی بر این ادعا باشند.

  تطبیق برخی واژه های تاتی و تالشی وفارسی با اوستایی

 

 یاس

 نم

اوستن

زست

متن

دا

بو

تاشیتن

درش

از

پرس

هدا

ازِم

پیسته

خشان  من

اَن

زن

وین

هونَرَ

آدان

فشو ،پسو

دَرِگَ

دپه

ای وینس

نس

وید

بَرِزَ ،

چشمن

وین

درس (ایدن )

ازی

پرس

ائوج

اَثا ، اَتها

ماونگ

وات

گئیری

آوا

سنگَ

دَرِزَاهی

ویداریس

اردَ

پیزد

جن

سَئین

 

 

خاس

خم

ایسوئن

دس

متن

آدا

بو

تاشستن

درشت

ازن

پرس

هجا

از

آلله فسَ

خشامی یَن

اَنَ

زان

وین

هونر

آدان

پس

داکُ

دَوَل

ای رس

رس

ویر

برز

چشم

وین

دی یس

زایار

فرس

واجار

ازن

مونگ

وا

گیروَ

اَ

درزن

ایدیس

مزد

زن

آس

 

 

خاس

خم

ویسوئه

دس

پیرده

دا

بو- ببی

تاشته

درشت

انته

پرس

هوئه

از

ویندَ

خشامه

اَنَ

زون

وین

خنر

آدوئه

پس ،گوسند

داکَ

دَول

اویرس

رس

ویر

برز

چِم

وین

دیس

ازی

فرس

اواج

انته

مانگ

وا

گیریَ

او

سنگه

درزن

ویدیس

ارده

مژد

ژن

آس

 

خواست

خم ، خمیدن

کشیدن ، کشاندن بر زمین

دست

گام برداشتن بر زمین

ریشه مصدری دادن

می شود

تراشیدن

درشت ، سخن به جسارت

اینچنین ، ایدون

پرس ، پرسیدن

همانجا

ضمیر اول شخص مفرد

یافته شده

خوشامدن

پیشوند منفی

بن مضارع دانستن ، دان

بن مضارع دیدن

هنر

دادن ، اعطاء نمودن

گوسفند، میش

دراز و لاغر ، دیلاغ

فریب

 رسیدن در سرازیری

رسیدن

یاد

بلند

چشم

بن مضارع دیدن

ببین

زایند

پرس – رسیدن

گوینده

این چنین ،این گونه

ماه

باد

کوهستان

آن ، ضمیر اشاره

آیین . در تالش نام مکانی

سوزن خیاطی

فروبنگر

دیندار و پارسا

مزد

زن

آهن

 

 

 

 

   تطبیق برخی واژه های تاتی و تالشی و فارسی با پهلوی

 

اوستایی ، پهلوی

 

تاتی

تالشی

 

فارسی

انه

هه اُوَ

اَوَ

اوزار

ازَم

استک

اسپست

ارز

آپَ

ایزم

اسپید

اَنَ آمرز

آسیاو

بان

پاکی  یَ

پوتک

تاچان

توم

چمیش ، میز

خانیک

دمب

دورو

دول

دیتار

زرغون

اوزوان

زنگ

ست

سرگین

سمب

سوچ

غژب

کچ

کرک

کوراچک

کرچنگ

گف

گوز

مخ

مزگ

مزگت

نیهان

واز

وانگیه

وفر

ویشک

وینیک

ویاپان

وهانک

ورکِ

وُهرک

وچک

وس

هشتات

هم بست

یو

روجن

 

انه

ا

اَوَ

اوزار

از

اَستَ

اسپرز

ارز

آو

ایزم

ایسپی

انَ آمورز

آسیاو

بان

پاک

پوت

تاجان

توم

چامین

خانی

دمب

درو

دول

دیار

زیرون

زوآن

زنگ

ست

سرین

سمب

سوج

هژب

کج

کَرک

کورچَ

کرچنگ

گف

یوز

مخ

مغز

مچت

نیان

واز

وانگیا

ور

ویشه

ونی

ویابان

وهانَ

وَرَ

ورگ

وَچَ

وس

هشتات

ان بست

یو

لوجن

انه

او

اَوَ

اوزار

از

اَستَ

اسپرز

ارز

آوِ

ایزم

ایسپی

انَ آمورز

آساو

بون

پاکی یَ

پوتَ

تاجان

توم

چامین ، میز

خونی

دوم

درو

دیار

زیرون

زون

زنگ

ست

سرین

سم

سوج

هژب

کج

کَرک

کورچَ

کرچنگ

گف

ووز

مخ

مزگ

مچت- مزگت

نون

واز

ور

ویشه

وینی

ویابان

وهانَ

وَرَ

وزگ

وَچَ

وس

هشتاد

ان بست

ژَ

لوجنَ

نا، پیشوند نفی

او، ضمیر سوم شخص مفرد

پیشوند تصدیق

ابزار

من

استخوان

یونجه وحشی

ارزش

آب

هیزم

سفید

نیامرزیده

آسیاب

بام

پاک ، تمیز

پوک ، پوکیده

تازان

تخم ، بذر

شاش

چشمه

دم

دروغ

کوزه آب

مرئی ، آشکار

خرم

زبان

زانو

۱۰۰

سرگین

سم

سوز

غضب

ابریشم

ماکیان

تکه نان برشته شده

خرچنگ

گپ

گردو

میخ

مغز

مسجد

نهان

پریدن – جهیدن

بانگی

برف

بیشه

بینی

بیابان

بهانه

بره

گرگ

بچه

بس

۸۰

محکم

جو

روزن روی بام

 پیداست که جدولهای بالا تنها به عنوان مثال تنظیم شده و در بردارنده شمار اندکی از واژه های مشابه و هم ریشه تاتی و تالشی با اوستایی و پهلوی می باشند. بدیهی ست که اگر پژوهشی در این زمینه انجام گیرد بی گمان یک فرهنگ تطبیقی چند هزار واژه ای پدید خواهد آمد.

گویشهای گوناگونی که زبان تاتی و تالشی دارد و تفاوتهای موجود در بین گویشهای این زبان موضوع دیگری ست که جای تامل بسیار دارد. مثلاً مردم کلور به جلو و مقابل می گویند pis ولی در آبادی تات نشین دِرَو که در مجاورت کلور واقع است به جای pis  گفته می شود paran ، کمی بالاتر در آبادی تات نشین اسبور گفته می شود niyar اکنون می بینیم نیاز اسبویی ها بیش از آنکه به پیش کلوری یا پران دروی شبیه باشد به نار تالشی به همان معنی جلو و مقابل نزدیک است . علت این تفاوتها در گویشهای یک زبان و در عین حال نزدیکی با زبان دیگر چیست؟ به اینگونه پرسشها پاسخ دقیقی نمی توان داد مگر با انجام پژوهشی گسترده در زبان ، تاریخ و فرهنگ مردم تات و تالش که البته کاری ست سترگ و بیرون از چهارچوب این نوشته.

شواهد و لایل موجود همان اندازه که وجه اشتراک و ارتباط بین تاتی و تالشی با اوستایی و پهلوی را نشان می دهد ، گویای پیوستگی هایی نزدیکی با زبان مادی نیز هست . ام . دیاکونوف در تاریخ ماد صفحه ۳۵۰ بر این موضوع تاکید نموده است و در حواشی مربوط به فصل ششم کتاب یاد شده می افزاید. زبان تالشی ویژگیهای صوتی اصلی را که خاص زبان مادی بوده حفظ کرده است[i] همچنین می گوید : در زمان حاضر هم تاتها و تالشان و گیلک ها و مازندرانی ها به لهجه هایی سخن می گویند که خود بقایای زبان هند و اروپایی می باشد که در آغاز زبان ماد شرقی بوده . امتیاز ویژه این لهجه ها کهنگی و مهجوری ترکیب اصوات می باشد که در آغاز زبان ماد شرقی بوده . امتیاز ویژه این لهجه ها کهنگی و مهجوری ترکیب اصوات می باشد که در بسیاری موارد با زبان پارسی تفاوت داشته و با مادی و پارتی و اوستایی مشابهت دارد. [ii]

نظر دیاکونوف و میللر در نوشته های برخی از پژوهشگران ایرانی نیز تایید شده است . محققی در این مورد چنین نتیجه گیری کرده است که در بازسازی زبان مادی که تاکنون بیشتر براساس آثار این زبان در کتیبه های هخامنشی صورت گرفته است، اکنون می توان بازمانده گویشهای آذری در آذربایجان و تالش را نیز ملحوظ داشت.توافق اصولی قواعد صوتی این گویشها با قواعد صوتی مادی باستان ادامه زبان مادی را درگویش آذری تایید می نماید . [iii]

بالاخره اینکه تشابه و تفاوت زبان پهلوی با زبانهای دیرین مانند مادی و اوستایی ظاهراً به همان گونه ایست که تشابه و تفاوت تاتی و تالشی با آن زبانها . در فرهنگ واژه های تاتی و تالشی به نمونه های بسیاری بر می خوریم که نشان می دهد زبان یاد شده گاه از زبان پارسی و پهلوی میانه هم به زبانهای کهن تر نزدیکتر است. اگرچه مشخصا نوشته ای به زبان مادی در دست نیست ولی با آگاهی از اینکه برخی از دانشمندان مثلاً دیاکونوف و اورانسکی مادی و اوستایی را دو زبان جدا از هم دانسته اند باز چنین به نظر می رسد که دو زبان مزبور تفاوت چندانی با هم نداشته اند و اکنون تفاوتهایی در همان حدود بین تاتی و تالشی وجود دارد .

گفتگو درباره اینکه تالشی و تاتی زبان هستند یا گویش و لهجه و اینکه تالشی زبانی جدای از تاتی ست و یا همانند تاتی [iv]بازمانده « آذری باستان »[v] می باشد و بالاخره اینکه آیا تاتی و تالشی زبان واحدی را تشکیل می دهند ، همچنان ادامه دارد . بسیاری از پژوهشگران ، از جمله اُرانسکی ، میللر ، گیگر ، درن ، دیاکونف و هنینگ از تاتی و تالشی به عنواان زبانهای جدای از هم یاد کرده اند. گروهی دیگر مانند ایار شاطر تاتی و تالشی را به مثابه یک زبان معرفی می کنند. همچنین این موضوع که تاتی و تالشی به کدام یک از زبانهای پارتی ، مادی و اوستایی بازبسته و ادامه طبیعی کدام یک از آن زبانها می توانند باشند، هنوز در هاله ای از ابهام قرار دارد. اما وقتی سخن از بازبستگی تاتی و تالشی به زبان آذری به میان می آید این نکته را نباید از نظر دور داشت که اصولاً زبانی بنام ( آذری) وجود نداشته و آنچه که گروهی آن را ( زبان آذری) نامیده اند مجموعه ای از لهجه های مختلف است که در قطعه ای از خاک ایران رایج بوده و آثار بجا مانده از آن به وسیله برخی از پژوهشگران مورد بررسی و استناد قرار گرفته است . بقایای آن لهجه ها با وجود تفاوتهای قابل تاملی که با هم دارند و به استناد متن همین کتاب ، تالشی هم می تواند در دایره تفاوتها و تشابهاتشان قرار گیرد، اکنون تاتی نامیده می شود.


[i] – ب . و . میللر ، زبان تالشی ، مسکو ۱۹۵۳، صص ۵۳، ۶۵ و ۲۲۷٫

[ii] – همان ماخذ .

[iii] – دانشنامه ایران و اسلام ، ج ۱ ، ص۶۹٫

[iv] – تاتی به معنی اخص آن که در آذربایجان رایج است.

[v] – ناگفته نماند که رابطه تاتی منحصر به زبان قدیم آذربایجان نیست. بلکه تات اصطلاحی است مانند عجم در برابر عرب و یا تاجیک در برابر ترک که به وسیله ترکان به گروههایی مختلف از مردم ایران – از خراسان تا زنجان ، از همدان تا داغستان –د اطلاق شده و هنوز نیز مردمانی پراکنده در این قلمرو خود را تات می نامند.

[i] – جهت آگاهی بیشتر در این زمینه مراجعه شود به دانشنامه ایران و اسلام ، جلد اول . و کاروند کسروی ، به کوشش یحیی ذکاء .زبان دیرین آذربایجان تالیف دکتر منوچهر مرتضوی .

 [ii]به نظر برخی از محققان پژوهشکده تات شناسی تاکستان حدود ۷۰ هزار نفر تات زبان در شهر تاکستان ، حدود ۳۰ هزار نفر در بوئین زهرا و ۷ هزار نفردر منطقه پشکل دره آبیک سکونت دارند.

 [iii]-اهالی نقاط دیگری از ایران ، منجمله الموت و طالقان هم خود را تات می نامند که لابد دلایلی دارند.

 [iv]مقدمه فقه اللغه ایرانی . ام .ای . م . اورانسکی ترجمه کریم کشاورز صفحه۳۱۵٫

 

[v] – زبانی که در قفقاز و عمدتاً در جمهوری آذربایجان تاتی نامیده می شود با تاتی ایران تفاوت اساسی دارد.

 

[vi] – برخی آمار و تحقیقات جدید و بررسی میدانی نگارنده نشان می دهد که شمار تاتی زبانهای قفقاز حدود دویست هزار نفر است.

 [vii] – توجه شود به صفحه ۳۹۰ کتاب مقدمه فقه اللغه .

 [viii] – همانجا صفحه ۳۱۶٫

 [ix] – مقدمه فقه اللغه صفحه ۳۱۶٫

 [x] – ملک الشعرا بهار ، سبک شناسی ، جلد سوم ، صفحه ۵۰٫

 [xi] دایره المعارف مصاحب ، غلامحسین مصاحب ، جلد اول صفحه ۵۸۹٫

 [xii] – فرهنگ تاتی استانبولی به فارسی ، ابراهیم لغوی ، جمشید درخشان ، ماده (تات) .

 [xiii] – مقدمه فقه اللغه ایرانی صفحه ۳۱۷٫

 اشاره : ازاین مقاله در فضا های مجازی سوء استفاده فراوانی شده است. از جمله  به صورت کتاب با  مشخصات زیر در سایت شهر مجازی کتاب ، عرضه  گردیده است : 

تاتی و تالشی بازمانده زبان ماد /  نویسنده: رضا نظریان / کد کتاب.: ۲۰۷۵۴# / شرح: تاتی و تالشی بازمانده زبان ماد

منبع : فرهنگ تطبیقی تالشی – تاتی – آذری ، انتشارات شرکت سهامی انتشار ، تهران ، ۱۳۸۰

Print Friendly, PDF & Email

درباره‌ی مدیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *