خانه / هنرو فرهنگ / شرحی بر تصنیف های تالشی

شرحی بر تصنیف های تالشی

 ۲- ترانه هایی که خانواده ی داماد برای داماد می خوانند

 وجه تشابه تمام ترانه هایی که در این دسته قرار می گیرند این است که روایت کننده اشعار آنها, مادر و خواهر و گاهی هم برادر یا پدر داماد هستند که به توصیف برازندگی داماد می پردازند . در عین حال در چند مورد نیز به بخشی ازآداب عروسی اشاره شده است . نمونه ی آشکار آن, ترانه ی (چین چین عرق چین) است . در این ترانه, مادر و خواهرهمراه با توصیف لباس داماد و برازندگی او, به عرق چین که بخشی از لباس داماد است اشاره می کنند .

 برگردان شعر به فارسی :

 چین چین عرق چین, برادر

عرقچین ترمه, فرزندم

به میدان سبز بیا

مادر به قربان تو فرزندم

خواهر به قربان تو, برادر

پیراهنت از اطلس و قبایت از ماهوت است, فرزندم

چین چین عرق چین , برادر

بازوبند بر دستانت, و بر ساق پایت سکه های شاهی وصل است

چین چین عرق چین, برادر

چین چین عرق چین, برادر

عرقچین ترمه, فرزندم

به میدان سبز بیا

مادر به قربان تو فرزندم

خواهر به قربان تو, برادر

میان جوانان تو سر بلند هستی, فرزندم

چین چین عرق چین, برادر

دشمنت قوی است و تو دایم در جنگی, فرزندم

چین چین عرق چین, برادر

رئیس و کدخدا به تنگ آمده اند, فرزندم

چین چین عرق چین, برادر

سپاس خدای را که چون شیر و نهنگ هستی

چین چین عرق چین, برادر

عرقچین ترمه, فرزندم

به میدان سبز بیا

مادر به قربان تو فرزندم

خواهر به قربان تو, برادر .

در توصیف لباس دامادی تالشی در این ترانه بجز عرق چین, به قبا, بازو بند و سکه های شاهی وصل بر ساق پا اشاره می شود . عرق چین دستمالی بوده مخصوص پاک کردن عرق شرم داماد اما من توضیحات دقیق تری درباره ی این بخش

از لباس داماد نیافتم . در مورد قسمت های دیگر این لباس نیز وضع به همین ترتیب بود و اطلاعاتی یافت نشد . بنابراین برای من مشخص نیست که دستمال مورد نظر از چه جنسی بوده, چه کسی آن را می بافته, چه کسی آن را به لباس داماد وصل می کرده یا گره می زده و اینکه اصولا این دستمال باید به کجای لباس داماد بسته می شده ؟ در متن ترانه نیز با اینکه بار ها به این پاک کننده ی عرق شرم اشاره شده اما حرفی از کاربرد آن نیست . در ترانه های دیگر هم به توصیف لباس دامادی پرداخته می شود . برای مثال در ترانه ای با نام (شولی شوانه ایمشو) که در شب عروسی برای داماد خوانده می شود, خواهر درباره پیراهن دامادی برادرش صحبت می کند اما به توصیف آن نمی پردازد و تمرکز   بر رویبیان زیبایی داماد است .

در روستاهای تالش نشین رضوان شهر, هنگامی که عروس در راه بود, به داماد لباس دامادی (بگونه) می پوشاندند, بردست هایش حنا می گذاشتند و پس از چند لحظه حنا را می شستند, داماد را از خانه بیرون می آوردند و در حیاط خانه, درجای مناسبی, او را به انتظار عروس می نشاندند . با ورود عروس به داخل حیاط, چند تیر هوایی خالی می کردند . مادر داماد چند مشت سکه بر سر و صورت عروس می ریخت و زن آشپز مراسم در مقابل ,عروس با دو کفگیر یا ملاقه چوبی می رقصید و خانواده ی عروس به او انعام می دادند . عین این مراسم در رشت آباد کوچصفهان نیز اجرا می شد با این تفاوت که این بار مادر داماد دو کفگیر چوبی یا ملاقه یا یک کفگیر و یک ملاقه و گاه یک کفگیر چوبی و یک انبر (ماشه)آهنین را بر هم می کوبید و رقص کنان به پیشواز عروس می رفت . این رقص آن قدر ادامه می یافت تا یکی از کفگیرها یا ملاقه ها بشکند, آن گاه کفگیر یا ملاقه ی شکسته را از بالای سر عروس دور می انداخت . این رقص (کترا رقص) نام داشت و به این معنا بود که از امروز مسولیتی در آشپزخانه ندارم و کارهای خانه با عروس من است .

در بعضی از روستاها, مادر داماد پس از کترا رقص, دو کفگیر را درون پارچه ی کمربند عروس قرار می داد و با این کار وظیفه ی کدبانوگری خانه را به عروس خود می سپرد .

 در ترانه ی دیگری با نام (شانه پپو) که در دهستان خرجیل رواج دارد, مادر و خواهر داماد در شعر به صورت غیر مستقیم به (بگ برورده) اشاره می کنند .

 برگردان شعر به فارسی :

 شانه به سر نقش می کنیم

 موهای پسر را می آراییم

از این سو مادر و از آن سو خواهر

برادر را ناز می کنیم تا برخیزد

شانه به سر نقش می کنیم

زلف برادر را تمیز می کنیم

دختر این است و پسر آن است

برادر را ناز می کنیم تا برخیزد

خواهر از این سو و برادر از آن سو

ناز می خوانیم و برادر را بیدار می کنیم .

 (بگ برورده) , مراسم آماده کردن داماد است, مراسمی که شامل اصلاح صورت و موی داماد و شانه زدن موهای او وپوشاندن لباس مخصوص عروسی به اوست . در کلشتر رودبار مراسم سر تراشان برگزار می شد . عروس را در خانه ی داماد می نشاندند, داماد بر بام یا حیاط خانه می نشست و سلمانی پیش بندی سفید بر گردن داماد می بست و تیغی در دست می گرفت که سر و صورت داماد را بتراشد . در این هنگام دفترداران وارد می شدند و از میهمانان شاباش می گرفتند .

 شاباش گرفتن از بزرگان مجلس شروع می شد . مبلغ دریافتی با ساز و نقاره اعلام و یادداشت می شد و کل مبلغ به داماد تعلق می گرفت . در چمچال رودبار, پس از نهار, سلمانی مشغول آرایش سر و صورت داماد می شد و به او عطر می زد

سپس داماد با لباس مشکی در میان دوستان و جوانان با نوای ساز و نقاره به میدان جلوی خانه هدایت می شد . داماد برفرش می نشست و مطربان به میمنت ورودش می نواختند و می رقصیدند و دراویش می خواندند .

به موضوع اصلاح و شانه زدن موی داماد در ترانه ی دیگری با نام (هشان هشانه) نیز پرداخته شده بود که از زبان خواهر خوانده می شد .

 برگردان شعر به فارسی :

 ای شانه شانه, داماد زلفت به شانه

ای شانه شانه, داماد زلفت به شانه

شکوفه ی درخت خوج روی زمین ریخته است

داماد زلفت به شانه

ای شانه شانه, داماد زلفت به شانه

از برادر داماد اجازه بگیرید

برادر داماد زلفت به شانه

ای شانه شانه, داماد زلفت به شانه .

 این ترانه در اسالم, به خصوص روستای ( کله سرای ) خلیف آباد اسالم رواج دارد . من به درستی درنیافتم که آیا این ترانه در لحظه ی اصلاح داماد خوانده می شود یا در جریان مراسم بعد از اصلاح و یا احتمالن پیش از روبرو شد ن عروس با داماد . اشاره به شکوفه ی درخت خوج ( گلابی وحشی ) می تواند گویای این واقعیت باشد که سازنده ی ترانه,آن را در هنگام بهار سروده است لیکن این احتمال وجود دارد که شکوفه ی خوج نمادی باشد از شادی و خوشبختی و یا مفهومی از این قبیل داشته باشد و یا شاید گویای این مطلب باشد که مردم تالش مراسم های ازدواج را در بهار برگذار می کرده اند .

 نوع دیگری از ترانه ی “هشان هشانه” نیز وجود دارد که بسیار طولانی تر است و به وسیله ی زن ها در مراسم عروسی خوانده می شود . شعر از زبان مادر برای فرزندش است که داماد شده است . اشاره به شانه زدن موی داماد و آوردن شانه برای انجام مراسم, بارها و بارها تکرار می شود .

 برگردان شعر به فارسی :

 هشان هشان است, پسر داماد زلف تو شانه شده است

هشان هشان است, پسر داماد زلف تو شانه شده است

فرزند دلبند زلف تو شانه شده است

هشان هشان است, پسر داماد زلف تو شانه شده است

چه کسی گفته است که سیب دانه ندارد

هشان هشان است, پسر داماد زلف تو شانه شده است

برای فرزند دلبندم شانه ای نیست

هشان هشان است, پسر داماد زلف تو شانه شده است

شانه بیاور تا شانه کنم, فرزند عزیز

هشان هشان است, پسر داماد زلف تو شانه شده است

هشان هشان است, پسر داماد زلف تو شانه شده است

 هشان هشان است, پسر داماد زلف تو شانه شده است

مادر از بازوان بلندت سرخوش است

هشان هشان است, پسر داماد زلف تو شانه شده است

مهتاب امشب بسیار پر نور است

هشان هشان است, پسر داماد زلف تو شانه شده است

هشان هشان است, پسر داماد زلف تو شانه شده است

هشان هشان است, پسر داماد زلف تو شانه شده است

شبی مهمانم و به نزد تو آمده ام

هشان هشان است, پسر داماد زلف تو شانه شده است

بیرون برو و به مادرت خوش آمد بگو

هشان هشان است, پسر داماد زلف تو شانه شده است

بنشینیم و با هم, هم صحبت شویم

هشان هشان است, پسر داماد زلف تو شانه شده است

هشان هشان است, پسر داماد زلف تو شانه شده است

هشان هشان است, پسر داماد زلف تو شانه شده است .

 در این ترانه مصراعی وجود دارد که مادر به نوعی گویا تعنه زنان به کسانی که مورد خطابش هستند می گوید : ( چه کسی گفته است که سیب دانه ندارد ) . منظور از گفتن این جمله چه می تواند باشد ؟ آیا اشاره به جرعت و استق امت داماد است ؟ یا سیب نقش خانواده را ایفا می کند و دانه احتمالن همان فرزند است که اکنون داماد شده است ؟ اشاره به سنت های دیگری که در طی مراسم ازدواج اجرا می شوند در ترانه های دیگر نیز دیده می شود . نمونه دیگرترانه ی (موبارکه موبارکه) است که در آستارا رواج دارد و باز هم خانواده ی داماد آن را می خوانند . گذشته از لحن اندوه بار و پر از کنایه ی این ترانه, در یکی از مصراع ها به مراسم (نارنج بستن) اشاره می شود .

برگردان شعر به فارسی :

 مبارکه, مبارکه, مبارک

عروسی پسر داماد ما مبارک

دختر به قربان پسر

دستت را دراز کن تا نارنج ببندم

به ماه نگاه کنید چه خوش رنگ است

به من طعنه مزن دلم غمگین است

به من طعنه مزن من می میرم

دنیای روشن را برایت تاریک می کنم

مبارکه, مبارکه, مبارک

عروسی پسر داماد ما مبارک

ما را به دولتی ارزان دادی

ارزان دادی به نقره ای سیاه

آنها به ما نظری نکردند

رنگم زرد شده و در دردم

مبارکه, مبارکه, مبارک

عروسی پسر داماد ما مبارک

خدایا سوختم, خدایا سوختم, بیچاره گشتم

از وطن خویش آواره گشتم

آواره گر خودش آواره شود

کوه به کوه بخورد و صد پاره شود

مبارکه, مبارکه, مبارک

عروسی پسر داماد ما مبارک .

 من مطمئن نیستم که آیا نارنج بستن, همان مراسم (نارنج زنی) است یا نه اما به نظر می رسد که باید چنین باشد . هنگام عروس بران, عروس در نزدیکی خانه ی داماد یا نیمه ی راه از حرکت باز می ماند تا داماد به استقبال او برود . داماد با دوستان صمیمی خودش به سوی عروس می رفت . یکی از دوستان سینی گلاب, نارنج, نقل و سکه را همراه داشت .

برای مراسم سیب زنی معمولا داماد رو به قبله و عروس رو به دریا می ماند . در بعضی روستاها, داماد دو نارنج را به سوی جمعیت همراه عروس پرتاب می کرد . جمعیت سعی می کردند در میان شادی آن سیب ها را بگیرند . داماد نارنج سوم را طوری می انداخت که عروس بتواند آن را بگیرد . در برخی روستاها داماد نارنج سوم را در دست عروس می گذاشت وعروس دستمال یا هدیه ای را به دست داماد می داد . به جای نارنج در بعضی مکان ها مانند چمچال, از سیب و انار نیزاستفاده می کردند . در ویشکاننک, داماد سه بار روبنده ی عروس را بالا می زد و پایین می انداخت . سپس عروس با گلاب پاشی که در سینی بود و از خانه ی پدرش آورده بود, سه بار بر داماد گلاب می پاشید . داماد به عقب می رفت ودو نارنج از سینی بر می داشت و از بالای سر عروس به سمت همراهان او می انداخت, نارنج سوم را پس از آنکه آهستهاز کنار عروس رد می شد, به دست او می داد .

 ۳- ترانه هایی که خانواده ی عروس برای عروس می خوانند

تعداد ترانه های مربوط به این دسته بسیار اندک بود . تنها یک ترانه با نام (بندون بندونه) که همانند ترانه ی “مبارک با” به مراسم حنابندان اشاره می کند, جای توجه داشت . این ترانه که دقیقا در خود مراسم حنابندان خوانده می شود, به صورت گفتگویی میان عروس و مادرش سروده شده است و باز هم دارای مضمونی اندوهناک است . این ترانه بیش ازهر چیز به این رسم قدیمی تالشی اشاره دارد که دختر تا چهل روز پس از رفتن به خانه ی بخت, حق رفت و آمد به خانه ی پدری را نداشت . بعد از این مدت او با شیرینی به خانه ی پدر می رفت و یک هفته میهمان خانواده اش می شد, به خویشان سر می زد و گاه هدایای کوچکی دریافت می کرد . در غرب گیلان باور داشتند تا عروس آبستن نشود و نزاید, حق رفتن به خانه ی پدرش را ندارد . این ترانه به خوبی غم و اندوه حاصل از دوری مادر و دختر را نشان می دهد اما نکته ای که جای تفکر دارد این است که چرا پدر در این ترانه حضور ندارد و نقشی را ایفا نمی کند !؟

 برگردان شعر به فارسی :

 امشب شب بستن عهد و پیمان است

امشب شب نوشتن قواله است

امشب شب بستن عهد و پیمان است

امشب شب حنابندان است

به مادر دختر نگویید

دختر تنها امشب مهمان مادر است

به مادر دختر بگویید

حنابندان است امشب

خداحافظ ای مادر من, دارم می روم ای مادر عزیز

راهم دور است به غربت می روم ای مادر عزیز

از من راضی باشید و مرا ببخشید ای مادر عزیز

سلامت باشید من دارم می روم ای مادر عزیز

امشب شب بستن عهد و پیمان است

امشب شب نوشتن قواله است

امشب شب بستن عهد و پیمان است

امشب شب حنابندان است

به مادر دختر نگویید

دختر تنها امشب مهمان مادر است

به مادر دختر بگویید

حنابندان است امشب

ای عزیز, به قربان قد و قامت رعنایت

برای مصاحبت با تو حسرت بسیار برده ام

دوستان بیایید باهم درد و دل کنیم

افسوس صحبت من با شما ماند برای روز قیامت

امشب شب بستن عهد و پیمان است

امشب شب بستن قباله است

به مادر دختر نگویید

دختر تنها امشب مهمان مادر است

به مادر دختر بگویید

حنابندان است امشب .

 ۴- ترانه هایی که خانواده عروس برای داماد می خوانند و ترانه هایی که در آن, عروس با خانواده خود صحبت می کند :

هر چند که من این دو دسته را نیز در نظر داشتم اما تنها دو ترانه ی بسیار بسیار کوتاه با این مضامین پیدا شد که حامل اطلاعات چندانی در باب آداب ازدواج و مراسم عروسی نبود . این ترانه ها را صرفا به عنوان نمونه در ذیل می آورم .

 اشت هَسو بَشته قِبون ( روستای سپاردی لنکران ) :

مادرزنت به قربانت پسر

ای پسر به عروسی آمده

مادرزنت به قربانت

به چشمان خورشید نگاه کن ای پسر

مادرزنت به قربانت .

شب شنبه یه ( روستای سپاردی لنکران ) :

شب شنبه است, دختر

دختر مهمان مادر

این قدر به من طعنه مزن

تنها یک شب مهمان توام مادر .

 ترانه ی “شب شنبه یه” هرچند غیر مستقیم اما باز هم تا حدودی به رسم باز نگشتن عروس تا چهل روز به خانه ی پدرپس از رفتن به خانه ی شوهرش اشاره می کند . شاید بتوان این ترانه را با ترانه ی “بندون بندونه” مشابهت داد و آنها را دارای یک مضمون دانست .

 نتیجه :

 آنچه که در این تحقیق کوتاه صورت پذیرفت صرفا بررسی و روبرو ساختن دو دسته از اطلاعات مردم نگاری بود, ترانه هایی که دارای مضامینی در باب آیین های موجود در مراسم ازدواج در فرهنگ تالشی بودند و توصیفات مربوط به چگونگی اجرای این مراسم ها در برخی از مناطق تالش و دیگر مناطق گیلان برای درک وجوه تشابه و تفاوت و شدت نزدیکی فرهنگ این مناطق با یکدیگر . اغلب ترانه های قدیمی تالشی و احتمالن دیگر قسمت های گیلان فاقد شناسنامه ی مشخص هستند و اطلاعاتی درباره ی سراینده و آهنگ ساز خود در اختیار ما نمی گذارند . با این حال, نکته ی مسرت بخش این است که ترانه سرایی در تالش متوقف نشده و همچنان ادامه دارد و این بار نام شاعر و آهنگ ساز آن نیز ثبت می شود . من در ابتدا قصد داشتم به بررسی و مقایسه ی وجوه تفاوت و تشابه ترانه های قدیمی با ترانه های جدید تالشی بپردازم و در نهایت آنها را با آثار شاعران تالش مقایسه کنم . اما هر اقدامی در این زمینه در ابتدا نیاز به درک مشخصات ترانه های پیشین فرهنگ عامه ی این منطقه داشت تا با درکی روشن از آنچه بوده, به بررسی آنچه اکنون هست پرداخت .

 با این وجود من تنها به یک نتیجه رسیدم و آن اینکه در باره ی فرهنگ عامه ی تالش, خاصه ترانه های تالشی, آگاهی بسیار محدودی دارم . بدون فهم و درک زبان محلی و زندگی در محیط اصلیی که این ترانه ها از دل آن برخاسته و تنها با  بررسی تعداد بسیار محدودی از اشعار ( با توجه به محدودیت منابع اطلاعاتی قابل دسترسی در این زمینه ) که آن هم به  واسطه ی ترجمه های موجود, قابل استفاده بود, نمی توان مقایسه ی گذشته و حال بخش کوچکی از فرهنگ عامه ی یک منطقه را حتی در تصور خود داشت . بنابراین آنچه در این متن گرد آوری شده, صرفا به هدف آگاهی یافتن ما به شدت ناآگاهی مان از فرهنگ عامه نایل آمده است و بس .

 منابع :

تاتها و تالشها ، علی عبدلی ،انتشارات ققنوس

تالشی ها کیستند ، علی عبدلی ، ، چاپ دوم ، انتشارات ققنوس

موسیقی تالشی . آرمین فریدی هفت خوانی . انتشارات سوره مهر

آیین های گذر در گیلان . محمد بشرا – طاهر طاهری . انتشارات فرهنگ ایلیا

http://ejtemayi89.blogfa.com

Print Friendly, PDF & Email

درباره‌ی مدیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *