خانه > اجتماعی > کردهای تالش

کردهای تالش

تالش زعفرانلوجابجائی اقوام در مناطق مختلف ایران وکوچاندن آنان از جایی به جای دیگر ، یک سنت سیاسی در شیوه کشورداری ما بشمار می رود .تالشان نیز مانند اقوام دیگرایرانی در مواردی هم میزبان اقوام مهاجر بوده اند وهم اینکه خود ناگزیر از کوچ واسکان درنواحی دیگر شده اند .کردهای تالش که از تیره ها ی نژاد آریایی وایرانی تبار کشورما بشمار می روند بدنبال یک سلسله تصمیم گیریها وضرورتهای سیاسی، ازحدود دویست وپنجاه سال پیش از خراسان به تالش وخلخال کوچانده شده اند اینان طی یک روند تاریخی ، سرانجام پس از فراز وفرودهای بسیار توانسته اند با تالشان وآذریهای خلخال به همزیستی وروابط اجتماعی مورد نظر دست یابند .امروزه بسیاری ازمردم از خود می پرسند که کردها چگونه به نواحی کوهستانی تالش آمده اند مقاله حاضر چگونگی آمدن کردها به ناحیه کوهستانی تالش وسپس مهاجرت گروهی از آنان را به شهرهای جلگه ای مورد بررسی قرار داده است .

دامنه ها ی شرقی وغربی کوههای تالش که در دوران پیش از اسلام  قلمرو کادوسها و محل زیست و معیشت آنان بود، در دوران بعد از اسلام ، بتدریج دچار دگرگونیهای شدید اجتماعی وفرهنگی شد .با ورود قبایل ترک به آذربایجان واستقرار آنها در این منطقه ، دامنه های غربی کوهها یتالش بدست ترکان افتاد وتالشها در دامنه های شرقی ومرطوب وسرسبز آن باقی ماندند. بدنبال جنگهای ایران وروس وانعقاد عهد نامه ها ی گلستان ( ۱۲۲۸ه.ق) وترکمنچای ( ۱۲۴۳ه.ق) مناطق شمالی تالش وآذربایجان به روسها واگذار شد ودر نتیجه نوعی گسستگی قومی میان تالشان وآذریهای دوطرف مرز بوجود آمد .

با روی کار آمدن صفویان در شرق آذربایجان ، آمیزش قومی دراین منطقه شدت یافت وتعداد ترکان پیوسته فزونی گرفت .تا جائیکه امروزه تنها در برخی از نواحی کوهستانی جنوب استان اردبیل ویا شرق خلخال به زبان آذری یا تاتی کنونی صحبت می کنند وزبان ترکی در سایرنقاط عمومیت فراوان دارد .

حضور کردها در منطقه تالش از زمان نادر شاه افشار آغاز شد .طوایفی از کردها که قبلاً طی یک سلسله تصمیم های سیاسی از غرب ایران به شمال خراسان اعزام شده بودند ، تا  درمقابل نفوذ بیگانگان ایستادگی نمایند ، در دوره نادر شاه از قوچان به خلخال کوچانده شدند .اینان با استقرار در حد فاصل مراتع بین شرق وغرب کوهها ی تالش ، دیواره قومی جدیدی بوجود آوردند ، تا از تنشها ودرگیریهای میان تالشان وایلات شاهسون جلوگیری نمایند .البته انگیزه اصلی کوچاندن ایلات کرد از قوچان واسکان آنان در مرزهای غربی تالش را باید در سیاست دولت نادر شاه نسبت به تالشان جستجو کرد .قیام تالشان برضد حکومت نادر درسال ۴۸-۱۷۴۷میلادی دردسرهای نظامی وسیاسی فراوانی برای نادر شاه بوجود آورد .هرچند که سرانجام ، این قیام از راهها ی غیرنظامی وبا استفاده از شیوه های جدایی افکنی میان رهبران شورش سرکوب شد . لیکن اندیشه شورش مجدد هرگز از ذهن نادر شاه بیرون نرفت .نادر شاه برای جلوگیری از شورش مجدد تالشان ، پس از آنکه دریافت از نواحی جنوب نفوذ به تالش آسان نبوده وبا تلفات سنگین همراه است ، کوشش کرد در جبهه غرب موقعیت خود را توسط قبایل ترک وسپس کرد تقویت کرده وتالشان را در محاصره نظامی وقومی کامل قرار دهد .انگیزه اصلی وی از کوچاندن کردهای قوچان به غرب تالش واسکان آنان در کنار قبایل ترک ، از همین نگرانی سیاسی ناشی می شود .

پس از سقوط حکومت افشارها، کردها در این منطقه باقی ماندند وچون از آن پس چندان مورد حمایت حکومت های مرکزی زندها وقاجارها نبودند ، با تغییر خط مشی سیاسی درصدد همزیستی با آذریها ، ترکها وتالشان برآمدند وطی این روند عملکرد بسیار موفقی نیز داشته اند .

درباره خاستگاه اصلی کردها برخی مورخین مانند بدلیسی ( ۱۳۴۳، ص ۲۱) وجان لمبرت ( ۱۳۶۷، ص ۹۷) اظهارنظرهای ناروا وغیرعلمی بیان کرده اند که ناشی از عدم اطلاع علمی آنان است ، آنچه مسلم است کردها مجموعه ای از طوایف گوتی ، کاسی ، کردوک و…. هستند که در منطقه زاگرس یا کردستان ساکن بودند واز اقوام اصیل ایرانی بشمار می روند .پیشینه تاریخی آنان با تاریخ ایران پیوندی عمیق و ناگسستنی دارد .

۱- چگونگی کوچاندن کردها به خراسان

می دانیم که در دوران تسلط اعراب برایران خراسان کانون اصلی مبارزه با خلفای عرب برای کسب آزادی واستقلال از سلطه ونفوذ آنان بود .خلفای عرب برای مبارزه با این آزادیخواهی نه تنها خود به سرکوب جنبش ها می پرداختند ، بلکه قبایل همسایه خراسان ، از جمله ازبکها را برای تاخت وتاز به این منطقه حمایت وتشویق می کردند .این سیاست تنش آفرین تا دوره صفویه نیز کماکان ادامه داشت ، حتی سرکوبیهای موقت شاه اسماعیل وشاه تهماسب نیز نتوانست آنرا متوقف سازد .

شاه عباس با قانع کردن سران ایل کرمانج که شاخه ای از ایلات بزرگ شکاک در مرز بین ایران وعثمانی بودند ، گروهی از آنان را در ۱۰۰۷ ه.ق از آذربایجان ومهاباد به اطراف ری ، یعنی دشت ورامین وخوار کوچاند .در این کوچ بزرگ و تاریخی حدود ۵۰هزار خانوار شرکت داشتند. کردها پس از دوسال اقامت در جنوب ری ، ماموریت یافتند تا برای مقابله با ازبکان به خراسان رفته وبا توجه به موقعیت حساس خراسان در این منطقه اسکان یابند[۱]. سرانجام درسال ۱۰۱۰ ه.ق حدود ۴۵هزار خانوار کرد وارد خراسان شدند ودر مناطق شمالی آن اسکان یافتند ( توحدی ، ۱۳۵۹، ص ۴۶) .

روند جابجایی ایلات وعشایر و اسکان آنان در میان اقوام دیگر دردوره نادر شاه شدت گرفت.بطوریکه وی طی شش سال ( ۱۷۳۶-۱۷۳۰) توانست ۵۰ تا ۶۰ هزار خانوار از ایلات آذربایجان ، عراق عجم ، فارس و۱۳ هزار خانوار از عشایر هفت لنگ وچهار لنگ بختیاری و ۶ هزار خانوار از طوایف گرجی را به خراسان  کوچ دهد .

در قالب این سیاست بود که وی تعدادی از کردهای ایل شکاک راکه قبلاً در آنجا اسکان شده بودند وبه زعفرانلو معروف بودند به گیلان ومازندران کوچاند .کردهایی که ازقوچان به خلخال ونواحی کوهستانی تالش کوچانده شدند از هفت طایفه بنامهای شا طرانلو ، خالتانلو ، کلوکشانلو ، هویرانلو ، مونتانلو ، نصرانلو ( اصلان لو) ودلیکانلو تشکیل می شدند .کردها در ابتدای ورود به منطقه خلخال ، در زمین باریکی در ۱۱۵کیلومتر ی شمال قزل اوزن که در حدود ۱۵کیلومتر از شهر گیوی در جهت شرق بسوی ارتفاعات تالش امتداد دارد.سکنی گزیدند.به گفته هنری فیلد ( ۱۳۴۳، ص ۲۰۶) زمانی از حدود اصلی خود خارج شده ودر چهار ناحیه خلخال درشمال قزل اوزن پخش شدند .مارسل بازن محقق فرانسوی ( ۱۳۶۷، ص ۴۴۲) نیز با استناد به فرهنگ جغرافیایی ایران درسال ۱۳۲۸گفته هنری فیلد را تایید کرده ودر روستاهای اقباش،آغچه قشلاق واسفر جان از وجود زبان کردی خبرمی دهد وساکنان روستاهای بنیادآباد ،‌گزور، لنگ دشت،‌ابلی، زاویه کرد ، النکش ،‌ایلوانق واناویز در شمال خلخال را جزئی از قلمرو قبایل کرد معرفی می کند.

این طوایف در گذشته زندگی ییلاقی وقشلاقی داشتند که از سال ۱۳۰۰تا ۱۳۲۰ه.ش .بی آنکه فرهنگ قومی وحتی لزوما وابستگی های عشیره ای خود را ازدست دهند .تخته قاپو شده اند .تنها در  روستاهای پراکنده در دره آرپاچای گروهی از آنان هنوز نیز زندگی ییلاقی و قشلاقی دارند .

مهمترین محدوده کردنشین در حال حاضر ، در شمال خلخال قراردارد. هسته مرکزی آن مجموعه ای از ۱۶آبادی می باشند که همگی از دو طایفه شاطرانلو و خالتانلو هستند[۲]. دومین محدوده کرد زبان در چند روستا واقع در انتهای جنوبی خلخال خلاصه می شود که بین روستاهای ترک ویا در اصل تات زبان قرار دارند وعبارتند از :  جعفرآباد وسجهرود در دوطرف تنگه شاهرود سفلی وسه آبادی شیخ علی لو، احمد آباد وچملوگبین در یک دره کوچک شرقی تر.

۲- همجواری کردها با تالشان

تالشان از دیرباز مردمانی دامداربوده اند که درکنار آن به زراعت وزنبورداری نیز توجهی داشته اند وبعدها با فرود آمدن از کوهستان واسکان در نقاط جلگه ای ، برنجکاری را هم از گیلکها آموختند .از اینرو تالشان به دو گروه جلگه نشین برنجکار وکوه نشین دامدار تقسیم شدند که ارتباطات اجتماعی واقتصادی آنها میان جلگه وکوهستان انجام می گرفت ، علیرغم کوه نشینان که کمتر به جلگه می رفتند ، جلگه نشینان جهت شخم زمینهای کشت برنج خود مجبور بودند که با کوه نشینان در ارتباط باشند .از اینرو گاو کوه نشینان را به امانت می گرفتند ودر مقابل به آنان برنج می دادند .همچنین وجود مالاریا در فصول گرما در جلگه ، که تا حدود نیم قرن پیش بشدت رواج داشت جلگه نشینان را وادار به کوچ در ارتفاعات وییلاقات می کرد . تاحدی که در آغاز دوره گرما کودکان را جهت دور نگهداشتن بلایای جلگه به نقاط کوهستانی می فرستادند .بعدها صعود آنها به کوهستان همراه با دامداری انجام گرفت .بنابراین ارتباطات در تالش بین جلگه وکوهستان انجام می گرفت وآنها با صعود به ارتفاعات با همسایگان خود در دامنه غربی ( کردها ) در تماس بودند وجهت خرید مایحتاج خود کمتر اتفاق می افتاد که از ارتفاعات یا وسط جنگل به نقاط پایین یا جلگه بروند .بخصوص ویژگی مزاجی کوه نشینان اسکان یافته به پرورش در آب وهوای سالم وکوهستان به گونه ای بود که تحمل آب وهوای جلگه ای را نداشتند( عبدلی علی، نظری به جامعه عشایری تالش، صفحه ۶۹ ) .از اینرو با توجه به مکمل بودن اقتصاد آنها با نزدیکترین همسایگان خود ( کردها ) معامله کردند واز آنجا بود که ارتباط بین آنها برقرار شدکردها که ابتدا به کشت و زرع می پرداختند ، زندگی شبانی را از تالشان آموختند .اما در آمد حاصله از این فعالیتها برای تامین معاش آنان کافی نبود .از اینرو برای تهیه در آمد مکمل که برای معاش آنها الزامی بود ، به نقاط کشور از جمله تالش سفر می کردند .آنان مقدار مازاد انواع حبوبات ، غلات ومحصولات درختی خود را به تالش حمل وبا برنج وسایر لوازم زندگی مبادله وبه این ترتیب قسمتی از معاش خودشان را تامین می کردند .از طرفی مشغله های زیادی مانند جنگل تراشی وآماده نمودن برنجزارها ، مرمت شبکه ها ی آبیاری ، بریدن چوب ساختمانی وصید ماهی بطور سنتی در نواحی جلگه ای با آب وهوای ملایمتری در زمستان ، برای کردها وجود داشت .رابینو می نویسد : ((کردها هنگامیکه می خواهند از کوهستانها به جلگه ها سرازیر شوند تمام وسایل خود را بصورت بسته ای در می آورند وآنرا به انتهای چوبی بسته ، روی شانه خود آویزان می کنند ومی روند ))(‌رابینو ، ۱۳۷۴، ص۲۲) از آن زمان به بعد دامنه انواع فعالیتها وسیع تر شده وبا توسعه باغهای چای ومرکبات در گیلان ومازندران غربی ورشد  شهر نشینی در چند دهه اخیر ، به تمامی سال بسط یافته است که این روند مناسبات فرهنگی واجتماعی میان کردها وسایر همسایگان را نیز گسترش داده است .

۳- سابقه تاریخی کردها  در منطقه

دامنه غربی کوههای تالش در اواخر استیلای مغولان تحت سلطه ایل سعد لو در آمده که تا اوایل سلطنت شاه قاجار نیز مالک این منطقه بوده اند .همزمان با ورود کردها به منطقه خلخال ، محمد خان سعد لو حکمران کل منطقه بود با گذشت زمان از قدرت خوانین سعد لو کاسته شده واکثر نواحی غربی کوهها ی  تالش از زیر نفوذ آنان خارج شد وهرو آباد مرکز شهرستان خلخال که تحت مالکیت سعد لوها بود ، توسط تجار واهالی آنجا به مبلغ هفتصد تومان از خوانین مزبور خریداری شد .در اوایل دوره قاجار اختلاف بین تالشان وشاهسونها مهمترین مسئله روز بوده که فتحعلیشاه باانتقال گروهی از کردهای خلخال به نقاط شمالی تر ، بعنوان حایل بین تالشان وشاهسونها به اختلاف آنان پایان بخشید .

در زمان ناصر الدین شاه نصرت الله خان ( سردار امجد ) حاکم کرگانرود بود .وی علاوه بر تالش درهمجواری ییلاق اکراد شاطرانلوی خلخال نیز باغ واملاک داشت که آنرا به پسرش فتح الله خان سپرده بود .فتح الله خان وکسانش در روز ۱۷ذیحجه ۱۳۰۷ه.ق به عزم شکار ازمنزل حرکت کرده وبه ییلاق کلستان می روند .با درگیری که بین همراهان وی واهالی کلستان روی می دهد ( غفاری ، ۱۳۶۱ ، ص ۳۵۷) ، زمینه اختلافات تالشان وکردها فراهم می شود .این حادثه را باید نقطه شروع اختلاف بین تالشان واکراد شاطرانلو وزمینه اولین شورش وسرکشی علیه دولت مرکزی در نظر گرفت .

در اواخر سلطنت محمد علیشاه که رشته امنیت در کشور بهم خورده ودراغلب نقاط ، ملوک الطوایفی رواج پیدا کرده بود ، خوانین شاطرانلو هم به سرکردگی امیر عشایر ازهرج ومرج استفاده کرده وبیست سال تمام خلخال را زیر نفوذ خود قرار دادند .همکاری آنان با میرزا کوچک خان در انقلاب جنگل از افتخارات طایفه ای اکراد بشمار می رود .بعداز وقایع جنگل ، رضا شاه درنظر داشت قوایی مجهز جهت خلع سلاح عمومی وبرقراری امنیت درتالش به آنجا گسیل نماید که سر کردگان وخوانین اکراد که همجوار با تالشان بودند ، از این تصمیم دولت ناراضی شده وبرعلیه دولت قیام کردند ( آقاجانی ، ۱۳۷۸، ص ۷۵۰) .از جمله آن قیام ها ، شورش محمد تقی خان امیر احمدی (ممیش خان ) بود .وی در واقعه شهریور ۱۳۲۰ با دسته های گل از قشون روس استقبال می کند وافسر سیاسی روس تصمیم می گیرد که با کمک او منطقه خلخال واردبیل را ضمیمه خاک روسیه کند .ممیش خان در آبان ۱۳۲۰با تهیه اسلحه از جانب روسیان وبا پشتوانه قشون روسی علیه دولت پهلوی قیام نموده ودر ۴آذر ۱۳۲۰ هرو آباد را تصرف می کند .تا اینکه در سال ۱۳۲۲ه-.ش امنیت در منطقه برقرار گردید وخوانین شاطرانلو پس از یک سلسله جنگ وزد وخورد با قوای دولتی قلع وقمع شدند .

۴-تاثیر پذیری کردها از منطقه

کردها طی نزدیک به سه قرن سکونت در منطقه خلخال تحت تاثیر عوامل مختلف تحولات زیادی از نظر فرهنگی واجتماعی بخود دیده که از مهمترین آن ، تغییرمذهب وگرایش به زبان ترکی است .با توجه به تاریخ کردهای منطقه ،‌که شاخه ای از ایل شکاک وسنی می باشند ، بدنبال کوچ به خراسان نیز سنی باقی مانده تا اینکه در نهایت به خلخال کوچانده می شوند .سرپرستی اکراد در ورود به خلخال را شخصی به نام ((عجم آقا )) بعهده داشته که سالها پس از اطراق در منطقه تحت عوامل نامشخصی ، آنها را به مذهب شیعه فرا می خواند .فرهنگ جغرافیایی ایران در سال ۱۳۲۸در دو روستای گستان وپیرانلو از سنی ها نام می بردکه باید گفت روستای مذکور بعلت قرارگیری در ارتفاع وشرایط سخت طبیعی دیرتر از سایر آبادیهای کرد نشین  پذیرای مذهب شیعه بوده اند .در حال حاضر تمامی اکراد شمال خلخال شیعه مذهب می باشند وتنها دو روستای جعفر آباد وسجهرود در جنوب خلخال ، پیرو مذهب شافعی هستند .

زبان کردی نیز که یکی از زبانهای هند و اروپایی و شاخه ای از زبانهای شمال غربی ایران است ، از بقایای زبان مادی می باشد که دارای گویشها ولهجه های متعددی است . از گویشهای مهم کردی ، گویش کرمانجی است که خود گونه های متفاوتی از قبیل : بوتانی ، بایزدی ، قوچانی و… دارد وبا توجه به پیشینه ورود کردها به خلخال – مهاجرانی از کردهای قوچان – آنها نیز بااین گویش ( کرمانج ) تکلم می کنند ودر منطقه به ((کرد کرمانج))معروفند .

رشید یاسمی مورخ ایرانی ، لهجه کرمانجی را شیرین ترین ومقبولترین لهجه ی کردی دانسته وروانی وعدم اختلاط با زبانهای بیگانه را از مشخصات برجسته این زبان عنوان کرده است( یاسمی ، ۱۳۱۶، ص ۱۳۶). اما کردهای منطقه خلخال دیگر آن ویژگی را ندارند .زبان ترکی همچون سیلی سالهاست که در آذربایجان به راه افتاده وآنچه از زبان ونیم زبان ولهجه درسر راه خود دارد ، می شوید ومی برد .این نتیجه تحقیقی است که از پیشینه ورود کردها به منطقه وخاطرات بزرگان حاصل شده ، همچنین نتیجه مشاهده عینی است که نگارنده در عرض چند سال سکونت در منطقه بدست آورده است .تا بیست سال پیش که کودکی بیش نبودم ، بخاطر دارم که بچه های منطقه ترکی نمی دانستند ، اما امروزه تقریباً هیچ کدام از آنها نیست که ترکی نداند .این وضعیت در چهار آبادی پیرانلو ، چلنبر، اوجغازونواشنق بعلت قرار گیری در نزدیکی جاده خلخال – اردبیل وهمچنین مهاجرت بیش از حد ساکنین آنها به مرکز شهرستان ( هروآباد ) ودیگر نقاط ترک زبان شدیدتر است .نفوذ زبان ترکی در این آبادیها بحدی است که تنها بزرگان محل به زبان کردی آشنایی دارند وفقط در مواقع ضروری ( در معاشرت بادیگر اکراد منطقه ) به آن زبان تکلم می کنند .

دیگر روستاهای کرد نشین بعلت قرار گیری در دره ها که توسط ارتفاعات کوهها ی تالش محصور گشته ، کمتر دستخوش تحولات شده اند .اما آنها نیز که گروه اقلیت در میان اکثریت ترک زبان منطقه را تشکیل می دهند ، جهت داد وستد روزمره وانجام کارهای اداری به نقاط مرکزی شهرستان تردد بیشتری دارند .که علاوه بر بزرگسالان ، جوانان وحتی نوجوانان با زبان ترکی آشنایی دارند .ازطرفی بعلت نزدیکی این آبادیها به دیار تالش ، بسیاری از اکراد به سرزمین تالش مهاجرت نموده اند .شهر تالش ، شهری نسبتاً نوبنیاد است .رشد سریع آن بیشتر در اثر مهاجرت آذریهابوده است .مارسل بازن نیمی از ساکنان اولیه آ ن را از شهرستان خلخال وبخصوص از روستاهای کردنشین شمال هروآباد یعنی لمبر ، کلستان ، اوجغاز ومیل آغاردان عنوان کرده است .کثرت مهاجرت کردها به این شهر باعث ایجاد بازار کرد محله در تالش شد .از زمان تاسیس شهرداری تالش درسال ۱۳۳۰ ،‌این محله همواره محله ای نسبتاً همگن در این شهر وجزو قدیمی ترین محله ای آنست که حدود ۳۰۰۰ نفر کرد خلخال در این شهر ساکن هستند .از سوی دیگر درحال حاضر ، رواج تکلم به زبان فارسی نیز در میان کردها معمول شده است .چرا که مهاجرت آنها به پایتخت وشهرهای شمالی کشور ، بویژه در چند سال اخیر شدت یافته وهمچنین وضعیت شغلی آنان نیز ایجاب می کند که حداقل شش تا هشت ماه از سال را مهاجرت کنند .این امر که بیشتر کرده و این آشنایی به حدی در آنها موثر بوده که در انتخاب زبان فرزندان خود ، متأسفانه فارسی را برزبان مادری خود ( کردی ) ترجیح می دهند .از اینرو احتمال اینکه کردی در منطقه تا چند نسل آینده به کلی از بین رفته وبه دست فراموشی سپرده شود ، خیلی زیاد است .

منبع : http://milaghardan.blogfa.com/post-6.aspx

Print Friendly, PDF & Email

درباره ی مدیر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *