خانه > هنرو فرهنگ > نوروز و آیین های نوروزی در تالش

نوروز و آیین های نوروزی در تالش

 دکتر محمدتقی رهنماییدکتر محمد تقی رهنمایی

به خاطر بیاوریم آیین روزهایی را که با چه اشتیاقی به استقبال نوروز می رفتیم و با چه شوق و ذوق شادمانه ای تمام مراسم ان را به جای می آوردیم بد نیست برای بازشناسی این روزهای شاد و خاطره انگیز چهل پنجاه سالی به عقب برگردیم .

به خاطر بیاوریم آیین روزهایی را که با چه اشتیاقی به استقبال نوروز می رفتیم و با چه شوق و ذوق شادمانه ای تمام مراسم ان را به جای می آوردیم بد نیست برای بازشناسی این روزهای شاد و خاطره انگیز چهل پنجاه سالی به عقب برگردیم . بهمن تا که تمام می شد دو گروه که پیام آوران فرا رسیدن بهار و نوروز بودند در شهر و روستا به راه می افتادند .گروه اول که تکم گردانان بودند ، بر یک مجسمه چوبی بز نر یا تکه پارچه های رنگارنگ می بستند و با چرخاندن و بالا و پایین بردن این تکم بر روی یک صفحه چوبی چهار گوش آهنگهای موزونی در وصف بهار و نوروز می خواندند . تکم خوانان از خانه ای به خانه ای دیگر از روستایی به روستایی پیام آوران زنده نوروز بودند و بدون استثنا جلوی هر خانه ای این آوازها را می خواندند اینان در نبود رادیو و تلویزیون به مردم نوید می دادند که آماده باشید ، نوروز در راه اسن . گروه دوم نوروز خوانان بودند که در اصطلاح محلی کوسه گلین نامیده می شدند . نوروز خوانان سه نفر یا بیشتر بودند یک طبل می زد ، دومی ساز بادی ، نیز بالابان یا توتک می زد و سومی هم که جوان تر از دیگران بود با بستن دامن قرمز به دور کمر و پاهای خود می رقصید . صاحبان خانه ها هم با گرمی آنها را می پذیرفتند و به تناسب وضع مالی ، این پیام آوران شادی را با پول یا مقداری برنج بدرقه می کردند از آن پس بود که خانه تکانیها شروع می شد ، زنها فرش و گلیم ها و رویه رختخوابها را می شستند و تقریبا خانه ای نبود که در حیاط آن انبوهی از این لوازم آویزان نباشد . بساط رویاندن سبزه به راه می افتاد و دختران جوان در کنار چشمه ها و جوبها به دنبال گل بنفشه وحشی می گشتند و آن را بعنوان اولین نشانه های شکوفه به خانه می آوردند . پدرها برای خرید رخت و لباس نو به بازار می رفتند و همه اعضای خانواده از بزرگ و کوچک را به میمنت نوروز نونوار می کردند . اما هیچکس تا قبل از روز عید لباس تازه را به تن نمی کرد . از هفته دوم اسفند بتدریج استقبال از چهارشنبه سوری آغاز می شد .

ترقه های بی خطر را به راحتی می شد در بازار خرید و آنها را چاشنی سرور و شادمانی کرد . غروب آخرین سه شنبه سال که شب چهارشنبه سوری بود ، در همه جا غلغله بود .کوپه های کاه برنج برای برپایی آتش و پریدن ولی مهمتر از همه برای کودکان و نوجوانان در زدن خانه بزرگان فامیل و محل و دستمال انداختن مراسمی بود که نمی شد از آن گذشت . بچه ها جمع می شدند و از لای درب ورودی خانه هر کدام دستمال جیبی تمیزی به درون خانه می انداختند . صاحب خانه دستمال آنان را با آجیل و شیرینی که پر می کرد هیچ ، بلکه تعدادی پول هم به گوشه دستمال می بست و آنها را به صاحبان دستمالها برمی گرداند . تخم مرغ بازی و شکاندن تخم مرغها یکدیگر از دیگر باز یها بود . صبح روز عید همه زودتر از معمول از خواب بیدار می شدند . سفره یا مجمع فلزی با بشقابهای پر از شیرین و میوه و آجیل چیده می شد ساعات اولیه روز نوروزساکنان هر محل ، بر اساس سلسله مراتب و موقعیت اجتماعی به خانه یکدیگر می رفتند . جالب این که مردم با لباسهایی نو و ظاهری آراسته و صد البته دلی شاد و به دور از هر گونه بغض و کینه ، حتی اگر هم با هم اختلافی داشتند ، در روز نوروز به دیدار هم می رفتند و به دور از همه کدورتها ی احتمالی با هم نوروز را جشن می گرفتند . تحویل سال معمولا با شلیک تیرهای هوایی و سپس سر و صدای ترقه به اطلاع همگان می رسید و چنین بود که نوروز بعنوان میراث باستانی ایرانیان و یک جشن ملی ، شادمانه جشن گرفته می شد .

می دانیم که ریشه نوروز از یک پشتوانه علمی و طبیعی برخوردار است نوروز یک پدیده قراردادی نیست ، بلکه علت وجودی آن را باید در نظام گردش زمین به دور خورشید و به دور خود جستجو کرد . کره زمین هر ۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقیقه و ۴۶ ثانیه یکبار به دور خورشید می چرخد .

این محاسبات زمانی پایه و اساس ریاضی و هندسی دارد و از این رو اول فروردین یا ۲۱ مارس را در نیمکره شمالی ، روز آغاز بهار می دانند . بقیه اعیاد و روزهای مهم بیشتر قراردادی هستند . به همین دلییل کمیسیون ملی یونسکو ، نوروز ایران را بعنوان یک روز جهانی و یک میراث فرهنگی جهانی ثبت و اعلام کرده است . چرا که نوروز که نخستین روز فروردین از نخستین ماه بهار است ، علمی ترین مبنای سنجش زمان در بیان اقدام بشری است و گرامیداشت این روز در بسیاری از کشورهای دنیا مانند ترکیه ، عراق، جمهوری اذربایجان ، افغانستان ، پاکستان ، هند ، ازبکستان ، تاجیکستان ، چین ، آسیای جنوب شرقی و کشورهای آفریقایی و اروپایی انجام می گیرد . برماست که این میراث جهانی را پاس داشته و از آن بعنوان یادگاری گرانبها در کنار دیگر اعیاد ملی و دینی خود نگهبانی کنیم تا نسلهای آینده نیز برآن بالیده و آنرا گرامی دارند.

منبع سایت تالش نیوز

Print Friendly

درباره ی مدیر

یک دیدگاه

  1. امیدوارم متنی که درباره اجرای مراسم قدیمی چهارشنبه سوری نوشتم مورد توجه وبررسی قرار گیرد سپاس
    کولی کولی چارشنبه و(کیلی کیلی چارشمبه) (چهار شنبه سوری)
    نکبت بوشو داولت درا … زردی بوش سرخی نی با
    هف کوهه آتش ژنین مغریبه سر
    هف دفه تیلین چِ سری امور اَور
    کولی کولی چارشنبه در گذشته یکی از ایینهای زیبا وخوش آمد گویی تکمیلی امدن بهار ونوروز در نزد مردم ایران گیلان ومردم تالش بود واین رسم زیبا نه از روی اجبار بلکه یک فرهنک جاافتاده وخوش ایندوشادی بخش بود که برگزار کنندگان ازا ینکه زمستان را با همه سرما وسختیهای زمستانی سپری کرده و بهاری زیبا وپربار داشته باشند در حقیقت یک نوع نیایش وسپاس به درگاه خالق یکتا بود
    کولی کولی چارشنبه در تالش بزرگ هم به شیوه خاص خود برگزار میشد.مردم تالش رسم بر این داشتند که قبل از آمدن آخرین چارشنبه حتما خانه تکانی را تمام کرده
    وهیچ خاکی وغباری در خانه واطرا ف نمی باید وجود داشته باشد واین یک نوع باور خوب وانرژی مثبت بود که برای کسی ضرر که نداشت بلکه یک عادت پسندیده در اجتماع نهادینه میشد که باید در حفظ نظافت محیط وخانوده بکوشند ولازم بدانند..
    در غروب سه شنبه آخرسال افراد خانواده ومحله و اقوام در حیاط منزلشان روبه قبله هفت دسته یا کوهه کا ه وکولش به فاصله یک متری از هم میگذاشتند واین کار بر عهده بچه های خانواده بود وبچه هاهم این کار را از بعد ظهر با شور وشوق انجام داده ومنتظر غروب می ماندند ودر این فاصله بچه های محل هم جمع میشدند و فامیل هم برای شرکت در این مراسم به خانه هم می رفتندولی معمول این بود که اکثرا هر کس در حیاط خودش این مراسم را انجام میداد واگر آتش یکی خاموش میشد می رفتند در حیاط همسایه واین مراسم تا موقع شام از طرف بچه ها ادامه داشت.
    ووقتی که از روی اتش می پریدند با صدای بلند می گفتند نکبت بوشو داولت درا
    یعنی بدیها وزشتیها وبد بیاری ها برود وبجایش خوبیها و زیبایی ها و رونق و برکت بیاید و باز می گفتند چمع زردی اشتع واشتع سرخی چمع ودر این میان برادر بزرگ در حالیکه کلاه تالشی یک وری روی سرش می گذاشت با تفنگ یک گوله به طرف هوا به نشانه امدن بهار شلیک می کرد ..
    در این غروب یکی از افرادخانواده مثلن دختر یا عروس خانواده در چند دیگ وقابلمه اب رودخانه را به نیت جمع میکرد که در صبح فردا تمام افراد خانواد بعداز شستن خود باید با ان ااب از سر تا پای خود می ریختند تا کسالت وخستگی سال گذشته از تنشان بیرون برود .
    وهمچنینین در این شب مادر خانواده از غذاهای که نشانه سبزی وبهاری بود درست میکرد مثل ترشه تره سبزی کوکو فسجان ماهی و دختر بزرگ خانه از هرکدام از این غذا ها مقداری را در چند پیشدستی گذاشته ودر یک سینی ویا مجمه می گذاشت بر روی تاقچه یا صندوق برنج برای چارشنبه خاتون می گذاشت تا نیمه شب بیاید و خیر وبرکت به خانه انها بیاورد ونیت می کردند ومی گفتند چار شمبه ختون بری تع .. دس تیی نی مِری تع .. سغه جانی بوهر تع .. برکتی ویکر تع..نکبتی تع دور آکر..باهاری نزیک آکر.وبه این ترتیب یک رسم وآیین زیبا بدون هیچ نا هنجاری نا خوش ایندی بر گزار میشد
    متن از زلیخا صبا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *