خانه / هنرو فرهنگ / نوروز در تالش

نوروز در تالش

نوروز علی عبدلی 

منطقه قومی تالش در جنوب باختری دریای کاسپین واقع است، از سفید رود تا رودخانه کورا (کوروش). شمار تالشی زبان هایی که اکنون در آن منطقه پراکنده اند به استناد منابع موجود ، نزدیک یک میلیون نفر می باشند.
تالشی زبانان ایران بیش از پانصد هزار نفرند و در شهرستان های آستارا، تالش، رضوانشهر، ماسال، فومن ، شفت، نمین رودبار و صومعه سرا سکونت دارند. حدود دو برابر این شمار در شهرستانهای آستارا، لریک، لنکران، ماساللی و جلیل آباد جمهوری آذربایجان ساکنند.
زبان و فرهنگ عامه مشترک دو شناسه برجسته فرهنگی است که نیمه های قوم تالش در دو سوی رودخانه مرزی آستارا را به هم پیوند می دهد. همان گونه که زبان این قوم در هر ناحیه به گویش ویژه ای رواج دارد، آیین ها، آداب ، باورها و افسانه هایشان نیز جابه جا ویژگی های متفاوتی پیدا می کند . از جمله آیین های کهن ایرانی که هنوز با رنگ و بویی ویژه در بین تالشان پایدار مانده اند ، مربوط به نوروز و نوروز ماه است.تالشان نیز همچون همه ی اقوام و تیره های ایرانی، نوروز را که همچون آینه ای خجسته سیمای مهرانگیز و نجیب نیاکان سرفراز ما را باز می نمایاند وجلوه های شکوهمندی از فرهنگ معنویت ایرانی را به تماشا می گذارد، مانند دری گرانمایه در درازای سال ها و سده های بسیار ، پاس داشته و هویت و هستی خویش را به رنگ و بوی آن آذین بسته اند . هر سال در آستانه تجدید زندگی طبیعت ، به شادمانی جشن می گیرند ،  
الف – تالش جنوبی :آخرین ماه سال در تالش navruza ma  ”ماه نوروز” نامیده می شود . با آغاز ماه نوروز، همزمان با دیگر گونی وجنبشی که در طبیعت پدیدار می شود ، تالشان نیز تکاپو و جنبش تازه ای را سر می گیرند . خانه تکانی ها آغاز می شود ، اسباب و اثاثیه قابل شستشو را حتی الامکان در رودخانه یا پر آب می شویند ، دیوارهای درونی و بیرونی خانه را با رنگ ، آهک یا گِل سفید ، رنگ و رویی تازه می دهند ، به وضع ظاهر خانه و محوطه خود نظم وآرایش دیگری می دهند . نوکردن و یا پیرایش لباسها سر گرفته می شود ، برای سبزه هفت سین گندم و جو و عدس خیس می کنند . هم زمان با این جنب و جوش، برخی آداب و مراسم نیز به اجرا در می آیدکه از جمله آنها ” =navruz-numa xuniنوروز نامه خوانی” است . نوروز نامه خوان ها چاوشان نوروز و بشارت دهندگان شب زنده دار بهار و پیک های شادی ها و شکفتن ها یند . آنها فعالیت خود را از نخستین شب ماه نوروز آغاز و تا شب چهارشنبه سوری و گاه تا شب عید ادامه می دهند .
نوروز نامه خوانی کاری گروهی است و هر گروه نوروز خوان معمولاً سه نفرند و هر یک از آنها وظیفه مشخصی دارد . نفر اول که خوش صداتر است تکخوان و نفر اصلی گروه می باشد. دومی” =jigira kar دم گیرنده یا همخوان” و نفر سوم” =kulabar-kas حمل کننده بار” است.گروه های نوروز نامه خوان هر روز ساعتی پس از تاریک شدن هوا ، گشت گذار خود در محله ها را آغاز می کنند و به هر خانه ای که می رسند بی هیچ مقدمه ای نوروز نامه ای را با آهنگی دل انگیز می خوانند . هر نوروز نامه خوان با تجربه و ماهر چند نوروزنامه از بر دارد و گاه چند نوروز نامه به زبان های مختلف فارسی ، تالشی وترکی .  زیرا گاهی پیش می آید که صاحب خانه ای به شنیدن یک نوروز نامه بسنده نمی کند و یا عمداً برای خوشی بیشتر و یا آزمودن میزان مهارت نوروز نامه خوان ، از او می خواهد که نوروز نامه ای به زبانی دیگر بخواند که البته اگر نوروز نامه خوان از عهده انجام این خواسته ها بر آیند هدیه بیشتری دریافت می نمایند .
هدیه ای که به نوروز نامه خوان داده می شود گاه نقدی و گاه چیز هایی از قبیل برنج ، قند ، جوراب ، تخم مرغ می باشد .
اگر برای خانواده ای پیش آمد بدی رخ داده باشد از نوروز نامه خوان پوزش خواسته و ضمن دادن هدیه ای مناسب از او می خواهند که چیزی نخواند . برعکس اگر برای خانواده ای پیش آمدی خوب رخ داده باشد بویژه اینکه سرگرم راه انداختن عقد و عروسی ای باشند به نوروز نامه خوان هدایای بیشتری داده و از او می خواهند که نوروز نامه های متنوعی بخواند . هدیه ای که باید به نوروز نامه خوان داده شود در ظرفی گذاشته می شود و به وسیله یکی از اعضاء خانواده با خوشرویی و احترام به نزد گروه نوروز نامه خان برده می شود و آنها هدیه را برداشته و ضمن دعای خیر یک شاخه کوچک شمشاد در ظرف خالی می گذارند و راهی خانه ای دیگر می شوند.
صاحب خانه ای که شاخه شمشاد را از نوروز نامه خوان دریافت می نماید اگر کشاورز باشد آن را در ظرف یا انبار غله خود می اندازد تا در سال جدید کارهای زراعی اش به خوبی و خوشی پیش برود و محصول بیشتری برداشت نماید و اگر دامدار باشد آن شاخه شمشاد را به میان دامهای خود می برد تا در سال تازه بلایی بر سر دامهایش نیاید و از آنها حاصل بیشتری بدست آرد . مردم تالش شمشاد را درختی مقدس می دانند از این رو در هر کجا از دیار جنگلپوش تالش که مجمو عه ای درخت شمشاد وجود داشته باشد آنجا محلی متبرک است و مکانی برای زیارت و دخیل بستن . بیشتر نوروز نامه های رایج در تالش به زبان فارسی است و ظاهراً ساخته و پرداخته اشخاصی عوام. هر یک از آن نوروز نامه ها اگر چه با آهنگ خاصی خوانده می شود ولی ملودی آن آهنگها ثابت نیست یعنی اینکه یک نوروز نامه ممکن است به وسیله افراد مختلف با آهنگهایی متفاوت خوانده شود ، مگر بعضی از نوروز نامه ها که به دلایلی آهنگی ثابت و به اصطلاح–جا افتاده– دارند . سرایندگان نوروز نامه ها نامشخص اند و اغلب بر اثر قدمت زیاد و زبان به زبان گشتن دچار تحریف شدید شده و بصورت ابیاتی مغلوط و مغشوش در آمده اند . آنچه که ذیلاً از نظرتان می گذرد نمونه نسبتاً سالم تری از نوروز نامه های رایج در تالش است . این نوروز نامه که هنوز خوانده می شود از یک جنگ خطی با تاریخ تحریر ۱۳۲۰ شمسی انتخاب شده است .
 
فصل بهار است این زمان                       گردیده بلبل نغمه خوان
ایام شادی شد عیان                           آمد بهارای دوستان .
£
گلها دمیده در چمن                            قمری نشسته با سمن
بلبل شده فریاد زن                          آمد بهار ای دوستان.
£
گلها شکفته در چمن                            شادی کنید اهل وطن
با لاله وبا یاسمن                         آمد بهارای دوستان.
£
ای دوستان ای دوستان                       خلاق رحمت کرد عیان
 شادی نمایید این زمان                      آمد بهار ای دوستان.
£
مخلوق همه خرد وکبار                    آزرده بودند و نزار
رحم خدا شد آشکار                       آمد بهار ای دوستان .
£
خوش روزگار است این زمان                    راحت شدند مرد زنان
از ناله های بی امان                              آمد بهار ای دوستان.
£
ای خالق خلق جهان                    رحمی بکن بر عاصیان
نصرت بده اسلامیان                                 آمد بهار ای دوستان.
£
ای خالق قدرت نما                       نصرت بده بر شاه ما
رحمتی بکن بر حال ما                       آمد بهار ای دوستان.
 
ای خالق کل نصاص                        اشرار را کردی قصاص
ما را بکن از غم خلاص                   آمد بهار ای دوستان.
 
££
“=agela jang جنگ با تخم مرغ – تخم مرغ بازی”
تخم مرغ بازی یکی از سرگرمی های بسیار متداول در ماه نوروز است . این بازی مردانه و  ویژه جوانان و نوجوانان است. ازآغاز ماه نوروز تا سیزده سا نو، در هر گوشه و کنار و در هر خانه و هر بازار افراد زیادی به این بازی سرگرم می شوند .
چگونگی بازی مزبور به این شرح است :
دو نفر بازیگر در مقابل هم قرار می گیرند و در حالیکه هر یک تخم مرغی در دست دارند با هم قرار می گذارند که :
۱-”سر به تابتا”یعنی اینکه سرها و ته های تخم مرغهایشان را به هم بکوبند .
۲-یا “سر به سر “یعنی فقط سر تخم مرغهایشان را به هم بکوبند و یا بر عکس ته هایشان را.
۳-یا “دسر به ای سر” یعنی یک نفر دوسر تخم مرغ خود را به یک سر تخم مرغ نفر دوم بکوبند .
۴- یا “تک به تک” یعنی دو پهلوی تخم مرغهای خود را به هم بکوبند .
پس از شرط نمودن یکی از موارد بالا بر سر اینکه کدام نفر “بنشینید”یعنی تخم مرغ خود را در دست ثابت نگهدارد تا نفر دوم تخم مرغ خود را بر نقطه تعیین شده آن بکوبد ، گفتگو در می گیرد.پس از رسیدن به توافق در این مورد یک نفر به اصلاح می نشیند و نفر دوم “می زند” در نهایت تخم مرغ آن کسی که سالم مانده بعنوان برنده تخم مرغ شکسته حریف خود را از او می گیرد .گاهی هم بجای یک تخم مرغ ، تعداد زیادی در یک بازی شرکت داده می شود.
به این ترتیب که دو نفر هر یک تعدادی تخم مرغ به نسبت مساوی در مقابل خود ردیف می چینند و پس از رسیدن به توافق در مورد شروط ، وارد بازی می شوند و تمام تخم مرغهای خود را به هم می کوبند در نهایت آن کس که برایش تخم مرغی سالم باقی نمانده باشد بعنوان بازنده تخم مرغهای شکسته اش را به نفر مقابل می دهد .
در بازی تخم مرغ شگردها و حقه های خاصی بکار برده می شود . از جمله :
۱- تخم مرغ را می پزند تا سخت تر شود.
۲- برای اینکه تخم مرغی را بسیار سخت نمایند با مهارت خاصی تمام و یا مقداری از زرده و سفیده اش را خالی نموده و بجای آن موم می ریزند .
۳- برای تشخیص تخم مرغ سخت سر و ته آن را به دندان پیشین می کوبند.
۴- می گویند تخم مرغ سیاه سخت تر است .
“کوله چار شنبه =kule car- sanba چهارشنبه سوری
کار خرید آخر سال ، تدارک ایام عید ، خانه تکانی ، شیرنی پزی ، پیراستن وضع ظاهر و غیره تا سه شنبه آخر سال ادامه می یابد. از این روز دیگر همه با شور حال منتظر طلیعه نوروزند . فضای خانه و آبادی حال و هوایی دیگر دارد. همه در جنب جوشند. پرتو دلپذیری از شادمانی بر همه جا پاشیده است. همه در صدد آنند که همگان با طبیعت ، در برابر منظره شکوفایی گلها و گیاهان و بازی و آواز پرندگان ، جان و تن را تازه نموده و در ستردن غبار ناملایمات و کدورتها تلاشی داشته باشند . کودکان و حتی بزرگترها اکنون دیگر لباس تازه و یا مناسبترین لباس خود را به تن دارند و از شدت کار و فعالیت همیشگی خود کاسته اند . ساعات فراغت بیشتر شده است . اکنون در هر خانه ای کد بانو در صدد است که سفره چهار شنبه سوری را مهیا نماید و لوازمات آن را تهیه کند . در خانه های تالشی معمولاً دو سفره تدارک دیده می شود . اول سفره عام چهارشنبه سوری و دوم سفره خاص و مخصوص اهل خانه در شب روز چهارشنبه سوری .
سفره عام سفره ای است که در شب و روز چهارشنبه در مقابل مهمانان و دید و بازدید کنندگان می گسترند و از محتوای آن به کودکان همسایه و رهگذران که دق الباب می نمایند داده می شود .
 در این سفره هفت نوع “دونه = dune غلات بو داده ، برشته” مانند گندم ، برنج ، عدس ، ذرت ، تخم کدو ، نخود و سویا چیده می شود . این غلات و حبوبات را کدبانو یا دختر بزرگ خانواده بوسلیه تابه بر روی آتش اجاق برشته می کند یا به اصطلاح “بو “می دهد. هنگام بو دادن جهت حفظ یمن ، کسی نباید از محتوای نخستین تابه مقداری بردارد و بخورد و یا آن را به دیگری بدهد .
در سفره خصوصی هم باید پلو به اضافه هفت نوع خورشت چیده شود یکی از این هفت نوع خورشت باید “پته = pata سبزیجات پخته” باشد . پته سفره چهارشنبه سوری نیز باید مرکب از هفت نوع سبزی وحشی و بوستانی باشد.
همانطور که اشاره شد سفره خوراکی ، مخصوص اهل خانه در شب چهارشنبه سوری و مهمانی که احیاناً در آن شب از راه می رسند ، می باشد . کدبانوی خانه پیش از گستردن سفره شام از هر نوع خوراکی ای که تهیه نموده است مقداری برمی دارد وبا آنها سفره هفت قلم جداگانه ای تشکیل می دهد که آن را “= carsanba xatuna sefra سفره خاتون چهارشنبه” می گویند . این سفره ویژه را در گوشه ای از خانه می گذارند و تا صبح روز بعد کسی به آن نزدیک نمی شود . تالشی ها عقیده دارند که در شب چهارشنبه سوری پس از آنکه اهل خانه به خواب می رود فرشته چهارشنبه سوری یا همان خاتون چهارشنبه به آنجا سر می زند و اگر در خانه ای سفره ویژه با هفت نوع خورشت را نبیند مکدر و آزرده می شود .
آتش افروزی :
در تالش نیز مانند دیگر نقاط ایران در شب چهارشنبه آخر سال ، مراسم آتش افروزی برگزار می گردد . روز سه شنبه هنگامی که هوا تاریک شد در مقابل هر خانه ای هفت کوهه آتش افروخته می شود و اهل خانه همگی ، حتی بیماران ، در حالیکه بزرگترها کودکان خردسال را در آغوش دارند حداقل سه بار از روی کوهه های آتش می پرند و این جمله ها را می خوانند :
آتش ، آتش چهارشنبه                          kulu kulu car-sanba
نکبت برود دولت بیاید      nagbat besu davlat ba
خاکستر بازمانده از آتش چهارشنبه سوری را در مزارع می پاشند و باور دارند که آن خاکستر موجب دفع آفات می شود .
دستمال اندازی :
در بیشتر نواحی تالش ، در شب چهارشنبه سوری افرادی بخصوص مانند نوروز- نامه خوانها به در خانه دیگران می روند و پنهانی دستمالی بزرگ و خوشرنگ را که در یک گوشه آن مقداری گل بنفشه و پامچال بسته شده است از شکاف  در یا پنجره به درون خانه می اندازند . صاحب خانه آن را به صاحبش پس می دهد البته بی آنکه سعی کند آن شخص