خانه > اجتماعی > نقش زنان روستایی در اقتصاد تالش

نقش زنان روستایی در اقتصاد تالش

نشارضا قربانی ریک : 

  اشاره : زنان تالش همواره در طول تاریخ پا به پای مردان در عرصه های مختلف زندگی از جمله فعالیتهای اقتصادی و تولیدی نقش موثری داشته اند. البته توسعه راهها، نفوذ رسانه های جمعی و به تبع آن فرهنگ شهری باعث ایجاد تغییراتی در نقش زنان به عنوان یکی از مهمترین ارکان خانواده در جنبه های مختلف اقتصادی، آموزشی ،اجتماعی،فرهنگی و… شود.اما نکته مهم این است که نقش آنان در فعالیتهای اقتصاد هنوز هم برجسته از گذشته تا کنون برجسته  است است.

مطالعه نقش زن در اقتصاد مناطق مختلف تالش، علاوه بر آگاهی از فعالیتهای آنان، چشم اندازی از گذشته را نیز در پیش روی محققان و پژوهشگران می گذارد و سبب برنامه ریزی بهتر دست اندر کاران برای سالهای بعد(با توجه به تغییرات فرهنگی- اقتصادی)خواهد شود. بخش اعظم این پژوهش و بررسی به صورت مطالعات میدانی در مناطق مختلف تالش از جمله جلگه مرکزی تالش، فومن، شفت، ماسوله، ماسال، رضوانشهر،تالش، آستارا و غیره وبخش دیگر آن از طریق مطالعات کتابخانه ای به دست آمده است.

اما این پژوهش به منزله پایان راه نیست و نیازمند تکمیل بررسی و مطالعه است. از طرف دیگردر طول زمان روشهای زندگی تغییر می کند که نیاز به پژوهشهای جدید و جامع دارد.از طرف دیگر در این مقاله سعی شده تا حد امکان از طرفداری از جنس خاص(چه زن و چه مرد) و نگاه فمنیستی به این موضوع خودداری شود.با توجه به پژوهشهای انجام گیرده، برنجکاری،چایکاری،صیفی کاری و کشت انواع محصولات دیمی و آبی،پرورش گاو،گوسفندو ماکیان،ریسندگی و بافندگی،تهیه چادر سیاه وجاجیم وگاهی گلیم و قالیچه،مبادله کالا و…از فعالیتهای زنان زحمتکش مناطق مختلف تالش در راه تحقق رفاه و امنیت اقتصادی برای خانه وخانواده است. برای فهم بهتر، نقش زنان تالش در فعالیتهای تولیدی و اقتصادی را در موارد زیر خلاصه نموده ام: ۱-کشاورزی ۲- دامداری۳- صنایع دستی ۴- کارهای خانه

 به طور کلی می توان گفت،حجم کار زنان تالشی ارتباط مستقیمی با شرایط اقلیمی و طبیعی،موقعیت مکانی و زمانی و تنوع تولیدات کشاورزی داشته است.

 چکیده

 اهمیت زن در خانواده تالشی از گذشته تا کنون بسان اهمیت ستون جهت ساختمان  است و است.اگر بخواهیم نقش زن در جامعه تالشی را نشان دهیم باید متذکر شود که زن در خانواده تالشی همانند بسیاری از دوره ها علاوه بر نقش مادری و همسری و تأمین امنیت عاطفی برای خانواده، نقش بسزائی در اقتصاد خانواده و بالطبع بازتابش در جامعه شایان توجه  است بطوری که سنگینی بیش از نیمی از کارهای کشاورزی بر دوش زن  است و در کنار آن با دامداری و نگهداری طیور حداقل در حد برآوردن مایحتاج لبنی و گوشتی یک خانواده گسترده و باغبانی و کشت میوه ها و سبزی ها و مرکبات از نظر اقتصادی کمک بزرگی به خانواده می کند.

 صنایع دستی زنان تالشی در این دوره که خود بحثی گسترده است از جمله جاجیم بافی ,حصیر بافی ,شال بافی، گلیم بافی و… که امروزه بسیار در جامعه ایرانی و حتی خارج از کشور جا افتاده بسیار رواج دارد.

 در حوزه عمومی،مخصوصا فرهنگ و فعالیتهای اقتصادی، زنان تالش، با خلاقیت،زیرکی و مهارتشان دستاوردهایی مهم در حوزه فرهنگ و اقتصاد منطقه تالش داشته اند.سفالگری در تالش به دست زن انجام می گیرد که نمونه های آن هنوز هم در تالش دیده می شود.تهیه انواع پارچه و پوششهای مردانه و زنانه از کارهای اصلی زنان در این دوره  است و گاه محصول تلاش آنان در آن زمان به عنوان مالیات به زورمندان پرداخت می شود.در این دوره هوشیاری و کاردانی دختر جوانی که در آستانه زندگی نوینی قرار می گیرد با شرکت در این فعالیتها باعث خلق آثاری تحسین برانگیز می شود.به گونه ای که قسمت اعظم جهاز دختران تالش دست بافتهای آنان است.

 در این قسمت وظایف و فعالیتهای زنان در برخی زمینه های اقتصادی به طور خلاصه آورده می شود.

  کشاورزی :

زنان تالش در این دوره، بخش مهمی از نیروی کار کشاورزی را فراهم می کنند. درصد مشارکت زنان در بخش کشاورزی از مردان هم بیشتر است علت این امر را می توان در نوع تولید،تقسیم کار و روشهای آن در تالش دانست.

 زنان علاوه بر نشاء، وجین وعلف هرزکنی، به کارهای دیگری در زمینه کشاورزی اشتغال دارند که ازجمله آنها می توان به درو و جمع کردن ساقه های درو شده برنج ، حمل آنها و… اشاره نمود. غیر از کارهای شالیزار ، کارهای دیگری که جزء وظایف زنان تلقی می گشت، عبارت استند از سبزی کاری ، پرورش نهالهای درختان میوه و… که نقش آنان را در امر توسعه کشاورزی وتولید نمایان است. آنان به راحتی جان خود فکر نمی کنند. از جان خود می گذشتند تا ثمره بهتری کسب کنند و راه پیشرفت برای آیندگان را مهیا کنند.

 کارهای کشاورزی عموماً به صورت سنتی انجام می شود.در بخش زیر تعدادی از فعالیتهای زنان دربخش کشاورزی آورده شده است.

  چای

 با ورود چای توسط کاشف السلطنه در سال ۱۳۱۹بخش دیگری از فعالیتهای اقتصادی تالش(در فومن، شفت و رشت) به زنان محول شود.

در گذشته بخش اعظم فعالیتهای چایکاری در مناطقی که به این کار اشتغال داردندرا زنان انجام می دهند.از مهمترین این کارها می توان به آماده کردن و افشاندن تخم چای در خزانه،نگهداری از خزانه،حمل نهالها به باغ و کمک درکاشت آنها،وجین باغ در دوره “دارد”با کج بیل،چیدن چای و…اشاره نمود.زنان در کودپاشی،حمل برگ چای به کارخانه ها وحتی کار در کارخانه چای سازی نیز پا به پای مردان مشارکت دارند.

  برنج 

جلگه های تالش در گذشته نیز مانند امروز، محل مناسبی جهت کشت و توسعه برنج و برنجکاری است تا جایی که شالی عمده ترین و مهمترین فعالیت کشاورزی این منطقه است.مزارع شال تا قبل از اصلاحات ارضی متعلق به ارباب و خان بود و بعد از زمین مزارع بین کشاورزان تقسیم شود.  طبق سخنان مصاحبه شوندگان (قبل و بعد از اصلاحات ارضی) زنان در اکثر کارهای شالیکاری غیر از شخم و مرزبندی شرکت داشته و دارند. بیشتر این فعالیتها شامل کارهایی است که نیاز به دقت،شکیبایی و ظرافت کافی دارند.

 مراقبت صحیح از بذر برنج در طول زمستان،آماده کردن خزانه (تومَ جارtoma jar)،آماده سازی بذر،بذر پاشی در خزانه و نگهداری از آن ،نشا برنج،وجین علفهای هرز،نگهداری از شالیزار،دروی برنج،جمع آوری و بسته بندی دسته های برنج درو شده،حمل درزها از مزرعه به انبار برنج(کوتی یا کندوج)،جداسازی شلتوک از ساقه های برنج با چوبی بنام “لسَ کو”،تمیز کردن دانه های بدست آمده،دسته بندی کاه هاو… از مهمترین فعالیتهای زنان در بخش کاشت،دارد و برداشت برنج است.

 زنان تالش در اکثر کارها و فعالیتهای مربوط به برنجکاری دوشادوش مردان مشارکت دارند اما مردان به ندرت در کارهای زنانه به آنان کمک می کنند.

 زیتون

 در گذشته بخش اعظم زیتون کشور از تالش است.در حدود ۳۰ تا ۴۰درصد از فعالیتهای مربوط به این بخش را زنان انجام می دهند. جمع آوری و شکستن زیتون بر عهده زنان است.اما علاوه بر آن زنان درکاشت نهال،آماده کردن باغ،شخم زدن،سم پاشی و چیدن آن مشارکت گسترده ای دارند.

 گندم و جو

 در گذشته، این محصولات در نقاط مختلف تالش از جمله مناطق کوهستانی به دست می آمد.زنان در امر کاشت،درو،خرمن،غربال کردن و…مشارکت گسترده ای دارند.

  گردو

 این محصول در تمامی نقاط تالش به دست می آید، اما مهمترین مرکز کشت آن مناطق کوهستانی است. زن تالشی از جمله کارهایی مانندکاشت دانه های گردو در خاک مناسب، جمع آوری دانه ها از زیر درخت،تمیز کردن گردو و جداسازی پوسته و خشک کردن آنها را بر عهده دارد.معمولا مردان بر بالای درخت می رفتند و با چوبی بلند گردوها را از شاخه های درخت جدا می کنند.

  سیب زمینی

 سیب زمینی محصولی است که به صورت پراکنده در تمام نقاط تالش کشت می شود اما مرکزاصلی آن مناطق کوهستانی است.در مراحل کاشت،داشت و برداشت این محصول زنان پا به پای مردان عملیات پاکسازی زمین،کاشت سیب زمینی،برداشت به موقع محصول و…را انجام می دهند.

 سبزی و صیفی کاری

 کاشت سبزی در تمام روستاهای تالش صورت می گیرد.اغلب فعالیتهای مربوط به این کار مربوط به زنان تالشی است.کشت و کار در باغهای کوچک و بزرگ سبزی و صیفی جات بر دوش زنان است و فقط شخم زدن در بیشتر موارد بر عهده مردان است.

 مشخصه اصلی فعالیت اقتصادی زنان تالش ، نزدیکی و هماهنگی کارهای مربوط به داخل خانه (بچه‏داری، پخت و پز، نظافت و …) با فعالیتهای مربوط به اقتصاد معیشتی جامعه می‏باشد. همانطور که به طور واضح مشاهده می‏کنیم از دو عضو اصلی خانواده، یعنی زن و مرد، این زن است که نقشی دوگانه در داخل و خارج از خانه و فضای مسکونی دارد.

  مشارکت و بهره‏وری زنان تالش در این دوره پیوندی نزدیک با هم دارد و دارای ارتباط متقابل و دوسویه است. با عنایت به اینکه بهره‏برداری غالب در امر کشاورزی، بهره‏برداری خانوادگی است زن تالشی بیش از نیمی از فعالیتهای کشاورزی مزارع را بر دوش خود دارد.

 نوغانداری

 نوغانداری یکی از عمده ترین فعالیتهای اقتصادی تالشان است.به عقیده شودزکو گیلانی ها آغاز کرم ابریشم را به زمان بنی اسرائیل می دانند و معتقدند این کرمها از جراحت ایوب پیامبر(در زمان ریاضت)خارج شده و از آن زمان برای آنان باقی مانده اند.(خمامی زاده.۱۳٫۱۳۷۲)پاریزه و لائوفر احتمال می دهند که پیش از آنکه چینی ها کرم ابریشم را بشناسند،این کرم در ایران شناخته شده است.(همان) در سال ۱۳۳۸در اثر لغو انحصار خرید پیله، فعالیت اداره کل نوغان به تهیه و توزیع تخم نوغان محدود شد و کارخانه تمام اتوماتیک ابریشم کشی به ظرفیت۵۴تن ابریشم استاندارد در رشت ایجاد و باعث روی آوردن روستائیان به بهره برداری علمی شد.اما امروزه نوغانداری از فعالیتهای جنبی(نه اصلی) و مکمل تالشان محسوب می شود.در گذشته بخش اعظم فعالیتهای مربوط به پرورش کرم ابریشم را زنان و دختران انجام می دادند.نگهداری از تخم نوغان،مواظبت از کرمها در طول تمام مراحل رشد،تمیز نگه داردن محل و بستر کرمهای ابریشم،کنترل رطوبت و دمای محیط رشد آنان و…از کارهای زنان است.

 دامداری:

 به طور معمول به دامداران و دامپروران نیمه کوچنده سنتی در غرب گیلان “شونه”می گفتند.حمل آب از چشمه یا منبع آب برای دامها،کمک در زایمان گاو و گوسفند،شیردوشی ،تهیه مواد لبنی مانند ماست، کره،روغن،دوغ،پنیرو کشک،تعلیف دامها در زمستان،جمع آوری و خشک کردن علوفه و…بر عهده زنان است.

 بخش مهمی از درآمد خانوارهای تالشی از طریق امور وفعالیتهای مربوط به دامداری سنتی تامین می شود،که زنان در این فعالیتها نقش عمده ای ایفا می نمودند. در این دوره بیشتر دامهای تالشی در مناطق ییلاقی و قشلاقی را گاو،گوسفند و بز تشکیل می دهد.

 ماست

 زنان دمدار تالشی صبح هر روز بعد از دوشیدن شیر گاو و گوسفندان اقدام به تهیّه انواع مواد لبنی از جمله ماست می نمود. در صورتیکه شیر کافی ناست، شیرروزِ قبل را نگه داشته و با شیر صبح روز بعد مخلوط و داخل ظرف بزرگی ریخته و می جوشاند. سپس آن را درکناری می گذارد تا ولرم شود . هنگامی که ولرم شود، مقداری مایع ماست به آن اضافه و مخلوط می کرد. بعد از مراحل فوق آن را در جایی گرم می گذاشتند.یک الی دو ساعت بعد ماست بسته شده و آماده مصرف است.

 به علت عدم دسترسی مستقیم دامداران تالش به بازار مصرفی، ماست کمتر به فروش رفته و بیشتر به مصرف خانواده می رسد و یا از آن کشک می گیرند. ماست جایگاه مهمّی را در رژیم غذایی خانواده های دامدار ایفا کرده و جانشین مهمّی برای مواد پروتئینی مانندِ گوشت و ماهی است.

تهیه کره

 برای تهیه کره از ماست یا سرشیراستفاده می شود.معمولاماست را در داخل کوزه ای سفالی و بیضی شکل بنام نِرَ (ner?) یا نِرخَه (nerx?) یا دُوشان (du?an) ریخته به آن آب اضافه می کنند و با یک تکّه پوستِ گوسفند دهانه تنگ کوزه را می بندند.

 ”این کوزه را روی سکوی استقرارِ نِرَ (ner?)می گذاشتند و تکان می دهند. این تکیه گاه به شکل استوانه ای  است که از ساقه و برگ خشک برنج درست می کنند. در اوایل کارِ “دوشان زنی” برای تخلیه هوای داخل آن و جلوگیری از شکستن کوزه ” نِرَ یا دوشان” درپوش را پس از هر چند بار تکان دادن نِرَ (ner?)  بر می داردند، ولی در اواخر کار، با فاصله زمانی کمتر و هرچند دقیقه یک بار این عمل را انجام می دهند.

 مل کره گیری و “دوشان زنی” خاص زنان است .برای آزمایش کردن مواد داخل “دوشان”(چوب دوشان)را درون (سوراخ تخلیه هوا) می بردند و با این عمل مقداری از مواد به آن می چسبید که از راه مشاهده و یا چشیدن حاصل کار تشخیص داده می شود.

 زنان،کره تهیّه شده را در ظرفی خالی کرده، آن را از دوغ جدا می کنند و به شکل گِرد و کُرَوی در می آوردند.دوغ حاصل از “دوشان زنی” را نیز به عنوان نوشابه یا با تبدیل به آش مصرف می کنند. “برای آن که بتوان محصول کره را چندین ماه نگهداری کرد گاهی کره را به روغن زرد تبدیل می کنند. برای این کار آن را به ملایمت ذوب کرده و نمک می زدندو مایع خمیری شکل را بدست آمده را در کوزه نگهداری می کنند. از هر ۵/۱ کیلو کره یک کیلو روغن زرد بدست می آید. دوغ به نوبت خود برای تهیّه محصولات دیگری بکار می رود. زنان آب آن را با ریختن در یک کیسه پارچه ای ریخته و نوعی خمیر (دوغ چکیده،ماست کیسه ای) بدست می آوردند.

 همچنین آن را در ظرفی فلزی می ریختند و تا موقعی که قسمت زیاد آب آن بخار می شود، می جوشاندند و سپس آن را گیرده و اندکی به آن نمک می زدند ونوعی خمیر با عطر دل انگیزبه دست می آوردند.تمامی این محصولات به دست آمده قابل فروش یا مبادله هستند.

 تهیه پنیر

  در این دوره، بیشترین پنیر محلی تالش ازمناطقی که به پرورش گوسفند اشتغال دارند،به دست می آید.پس از کوچ بهاره دامداران از مناطق جلگه ای به کوهستان برایِ اوّلین بار پستانهایِ پرشیر گوسفندان توسط زنان و مردانِ دامدار دوشیده می شود. استفاده دامدار از شیر و محصولات جانبی آن از اوایلِ بهار تا اواخر تابستان ادامه می یافت. میزانِ متوسط شیر روزانه هر گوسفند در حدود نیم کیلو است که از آن پنیر تهیه می نمودند.

 تهیّه پنیر احتیاج به مایع پنیر دارد. این مایع به دو طریق به دست می آید: اوّلین روش اینکه یک برّه یک الی دو روزه را ذبح می کنند و شیری را که برّه از پستان مادر مکیده و در شیردان خود دارد، از آن جا برداشته و با این روش سنّتی پنیر بدست می آمد. روشِ دوّم، تهیّه مایع پنیر از بازار است(شکوری، ۸۲).برای دوشیدن شیر، گوسفندان را در یک منطقه که بوسیله چپر ضخیمی محصور شده قرار می دهند و یکی یکی آنها را می دوشیدند و بدینوسیله گوسفندان با عبور از گذرگاه ،توسط مردان یا زنان دوشیده می شوند.

 زنان در فصل بهار حدود ساعت ۱۱ الی ۱۲ و در فصل تابستان در حدودساعت ۱۳ الی ۱۴ گوسفندان را می دوشند و سپس شیر را از یک صافی پارچه ای یا توریِ نازک عبور می دهند، بعد از گذراندن از صافی، به شیر که هنوز گرم است، مایع پنیر زده و در یک دیگ  با آب ترکیب می کنند. این مخلوط بعد از مدتی می بندد. سپس با یک کاسه فلزی،مایع به دست آمده را داخل دیگی که روی آتشِ اجاق است ریخته ودر مدت زمان ۱۰ الی ۱۵ دقیقه خمیردیگری بدست می آید، این خمیر را در ظروفی که از جنس چوپ و به شکل بشقاب است می ریزند. با فشارِ دست آب آن را می گیرند و پنیر باقی می ماند.

  پنیرِ محلی تالش بسیار مقوی است، زیرا اولاً زنان تالشی شیر گاو و گوسفندان را مخلوط نمی کنند و چربی شیرِ گوسفند نسبت به گاو زیادتر است و بدون گرفتن خامه شیر، آن را به پنیر تبدیل می کنند. پنیررا در خیک هایی از پوستِ گوسفندان ریخته و لایه به لایه از نمک در میان آن می ریختند تا پنیر خوشمزه ترشده و از نظر بهداردی و دوامِ بیشتر، تضمین شود. ظرفیت هر خیک بسته به کوچکی و بزرگی پوست بین ۵ تا ۱۱ کیلواست.(همان)

 این پنیرها یا در محل فروخته می شوند و یا اینکه توسط خریدارانِ سنّتی محلّی درشهر خریداری می شوند. قیمت پنیر تازه از پنیر کهنه ارزان تر است زیرا پنیر کهنه نمک سود شده و مدّت زمان بیشتری سالم باقی می ماند. پوست بز وگوسفند را برای نگهداری کشک و پنیر ونگهداری کره در فصل زمستان آماده می کنند.در این جا باز می توان اشاره کرد که هم پوست وهم محتویات آن (پنیر،کره و…) قابل فروش است ومی توانست قسمتی از اقتصاد خانوار را تأمین کند.

 پنیر تالش به عنوان سوغاتِ کوه نشینان و روستاییان برای اقوام یا دوستان خود در شهر است.  زنان پس از تهیّه پنیر از آب باقی مانده نوعی محصول جانبی بدست می آورند که خمیری نرم و خوشمزه است.کوه نشینان آن را مستقیم مصرف کرده و یا نمک زده و در ظرفی پارچه ای ریخته آویزان می کنند و یا در پوست نگه می دارند.(همان)

 صنایع دستی:

 صنایع دستی نیز یکی از زمینه های فعالیت اقتصادی زنان روستایی مناطق مختلف تالش است که به نوعی می توان آن را میراث دوران قدیمی تالشان دانست.زنان فعالیتهای مختلفی در زمینه های صنایع دستی تالش انجام می دهند.تفاوت صنایع دستی دوران کنونی نسبت به صنایع دستی گذشته تالشها درجایگزین شدن مواداولیه مصنوعی بجای مواد طبیعی قبلی است.از طرف دیگر نقشها ،معماری ها و ظرافت کاریهایی که در آن بکار می رود ،متفاوت از دوران قبل است.علت این تغییر را می توان در جایگزین شدن ابزار ومواد اولیه جدید،تغییرسلیقه های خریداران این صنایع ،رواج نقش و مدهایی با کارکرد جدید و بالاخره ایجاد دگرگونی برای پاسخگویی به نیازهای جدید دانست. دراین قسمت از پژوهش ،حوزه های فعالیت زنان تالش در صنایع دستی مختلف آورده می شود.

 صنایع دستی تالش به علت فراهم استن امکانات طبیعی و مادی، متنوع است.پشم ریسی،چادر بافی،حصیربافی،سفالگری،گلیم و جاجیم بافی،کج ریسی(نخ پیله کرم ابریشم) ،بافت دستکش و پارچه پشمی،پلاس ، سوزندوزی ، سبددوزی ،دستگیره بافی ، گیوه ، جلیقه و…از جمله فعالیت زنان در صنایع دستی محسوب می شود.

  *نقش زنان تالشی در توسعه صنایع دستی

 جامعه تالشی در گذشته خودکفا بوده است.چادر شب،صنایع چوبی،مشتقات پشم گوسفند،موی بز و سایر صنایع دستی از قبیل چادرسیاه یا جاجیم( اگر برای استفاده خانوار تهیه نمی شود)فروخته می شود.عمل فروش معمولاً به وسیله مردان صورت می گیرد.آنها کالاها را به بازار هفتگی در مناطق مجاور می برند و به فروش می رسانند و با پول آن مایحتاج خود را که شامل ابزار خانه،پارچه،کفش، قند،شکر و… است،خریداری می کنند.این عمل علاوه بر مبادلات اقتصادی،باعث شناساندن برخی ویژگیهای فرهنگی جامعه تالش به خریداران می شود. همسایگان در برخی مواقع محصولات صنایع دستی یا مواد خوراکی (به مقدار استفاده روزانه )ودیگرابزار مستعمل را از یکدیگر قرض می گیردند وسپس آن را باز می گرداندند . تمام این مبادلات با دقت و توسط زنان(بااطلاع مردان خانه) انجام می گیرد.

 صنایع دستی زنان تالش ،در بیشتر موارد خانگی استکه بانوان روستایی به عنوان استادان آن معرفی می شوندو درصد بسیار کمی از مردان به این کار اشتغال داردند. توسعه صنایع دستی و استقبال زنان از آن باعث افزایش  خوداردغالی زنان می شود.با اینکه فعالیت در زمینه صنایع دستی زحمت فراوانی دارد،اما نیاز به سرمایه گذاری زیادی ندارد وخانوار روستایی می تواند با هرمیزان سرمایه ای به کار در زمینه های مختلف صنایع دستی مشغول شود. عواملی که می توانستند به عنوان علل استقبال زنان روستایی از صنایع دستی محسوب شوند عبارتنداز:

 ۱- روش آموزش صنایع دستی که به صورت استاد وشاگرد است و معمولاً یک دختر تالشی تا زمان بلوغ،آنها را درخانه و از مادر می آموزد.

 ۲-عده ای معتقدند،استعداد وذوق هنری ای که خلقت خداوندی در وجود زن به ودیعه نهاده است باعث گرایش آنان به صنایع دستی گردیده.

 ۳-کمک به درآمد و اقتصاد خانواده وزمینه سازی در جهت پذیرش تغییرات فرهنگی – اقتصادی.

  * دستبافتها(پشمی و ابریشمی)

 مردم این نواحی از روزگاران قدیم  به پرورش بز و گوسفند و کشت غله اشتغال دارند و آنان از پشم بز و گوسفند تن پوش و کلاه و پای افزار می بافند وکار دوختن را نیز با سوزنهای شاخک دار انجام می دهند. زیبائی، ظرافت، هماهنگی و تناسب رنگها در دستبافهای ابریشمی، پشمی و نخی زنان تالش اعجاب انگیز است.آنان تالش در خلق این دستبافهای کم نظیر نقش اساسی را برعهده داردند.

 دز گذشته زنان روستایی تالش موی بز و پشم گوسفندان را می ریسیدند و باآن چادر سیاه،جاجیم،گونی آرد وگاهی گلیم و قالیچه می بافتند و از این طریق سهم قابل توجهی از اقتصاد خانواده تأمین می شود، چون قیمت این نوع محصولات در منطقه گران است و از طرفی هم خریداران خوبی دارد. دوختن انواع لباسهای محلی توسط خیاطان زن انجام می گیرد.

   شالبافی

 شالبافی از مهمترین صنایعی است که بصورت صنعتی نیمه حرفه ای در بخش هایی از تالش مخصوصا نواحی کوهستانی،رواج دارد. به این ترتیب که مراحل آماده سازی پشم و ریسندگی را زنها و اهل خانه در خانه انجام می دهند. کار تبدیل الیاف آماده نخ به شال را بافندگان حرفه ای زن انجام می دهند و اغلب درآبادیهای بزرگ کوهستان و کوهپایه دارای کارگاههای مخصوصی  است اند.

   جوراب بافی

 در بین صنایع دستی پشمی،رایج تر از همه جوراب بافی است که توسط زنان بافته می شود. جورابهای پشمی دارای انواع مختلف است و نوع رنگین آن بسیار زیبا، ظریف و دارای نقش است. جوراب پشمی  توسط خانمهای منطقه در رنگها و طرحهای متفاوت بافته می شود. که هر کدام از این طرح ها با ظرافت خاصی که بافته می شوند،بیانگر ذوق و سلیقه و اعتقادات خاص زنان منطقه است.این جورابها در قدیم با پشم گوسفند و ابریشم بافته می شود.ولی امروزه به دلیل کم شدن ابریشم، بیشتر از پشم و کاموا استفاده می شود. جورابهایی را که برای استفاده در داخل خانه می بافتند از جنس ابریشم و آنهایی را که برای بیرون از خانه می پوشیدند از جنس پشم است تا گرمای بیشتری داشه باشد.

   نمد مالی

 نمدمالی از مدتها قبل در جامعه دامداری تالش وجود دارد و با اینکه هنوز از جمله صنایع عمده دامداران کوهستان  محسوب می گردد، ولی سالهاست که رو به زوال نهاده و اکنون بیشتر به منظور تهیه نمد چوپانی مورد توجه قرار می گیرد.ولی استفاده ازمحصولات نمدی به عنوان پوشش و گستردنی بیشتر رایج است.مخصوصا در خانواده های دامدارماسوله این محصول بیشتر به چشم می خورد.

 حصیر بافی

 از صنایع موجود دیگر در روستاهای تالش، حصیر بافی است که در شرق و غرب تالش رایج است. این کار فعالیتی زنانه محسوب می شود و برخی از زنان تالش به آن اشتغال داردند. برای بافت حصیر از گیاهی به نام گالی یا لیle که در کنار مردابها می رویید استفاده می شود. در این دوره از حصیر به عنوان زیر انداز و گاهی برای پوشاندن دیواره اطاقها برای تکیه دادن استفاده می شود که علاوه بر مصرف خانگی به عنوان منبع درآمدی برای اعضای خانواده محسوب می شود.

 سفالگری

 در گذشته سفالگری در بسیاری از روستاهای شرق،غرب و مرکز تالش که خاک مساعد برای تهیه و ساخت انواع اشیاء سفالی وجود دارد،دیده می شد. در سفالگری نیز زنان نقش مهمی در تهیه گل سفالگری،حمل آن،لگد زدن گل و رساندن آن،ساخت انواع سفال،خشک کردن اشیا سفالی ساخته شده،پختن آنها و…داردند و در بسیاری موارد زنان این کارها را انجام می دهند.امروزه سفالگری در بالاده اسالم رواج دارد.

 کارهای داخل خانه وکمک به اقتصادخانواده:

 در این دوره تمام کارهای خانه چون نگهداری و تربیت کودکان،نظافت،دوختن وپختن و… زمان زیادی اززندگی زنان را به خود اختصاص می دهد. بعضی ازاین کارها روزی حداقل دوبار انجام می شود. مانند شستن ظروف والبسه و… وبرای انجام هر کاری هر بار حداقل نیم ساعت ،صرف این کار می شود که البته این مدت بنابرتعداد افراد خانواده و وجود افرادی که در این کار کمک می کنند،تغییر می کرد.

 جارو کردن اتاق وحیاط هرروز باید انجام شود (روزی حداقل یک بار) و هر بارحدود یک ساعت وقت می گیرد . مرتب کردن اشیاء خانه مثل ظروف،رختخواب و… نیز کار روزانه است که حدود چند ساعت به طول می انجامد.

 بنابراین فرصتهای بسیاری از دست می رفتند که در صورت است این کارها زنان یا دختران به انجام کارهای تولیدی دیگر می پرداختند که عامل مهمی در چرخه اقتصادی خانواده تالشی محسوب می شود.

 فعالیتهای مربوط به امور منزل فعالیتهای  تولیدی محسوب نمی شوند وارزش کمتری از فعالیتهای تولیدی داردند،اما بسیار وقت گیر استندواگر انجام نمی شوند، خانوار نمی تواند به زندگی عادی خود ادامه دهد.گاهی فعالیتهای داخل و خارج از خانه تمام فعالیتهای خانه داری را مختل می کند تا جایی که یک مادر نمی توانست به صورت تمام وقت در کنار کودک باشدو به امر تربیت بپردازد(چون زنان مشغول سایر کارهای خانوار در مزارع و… می شوند).

 نتیجه گیری

 زنان تالش در دوره معاصر نقش مهمی درتولید محصولات زراعی،دامی ، صنایع دستی،فعالیتهای خانه و… برعهده دارند تا جایی که خانواده در بسیاری موارد خودکفا است. فعالیت داخل منزل آنان مستقیماً دارای تأثیر مثبت بر درآمد خانواده است، چون مخارج مصرفی خانواده را کاهش می دهد. درنتیجه خانواده می تواند درآمد ثابت خود را صرف خرید کالاها وخدمات بیشتری نماید. تعیین درآمد زنان ونقش آنان در اقتصاد خانوار در تمام دوره ها، به صورت کمی مشکل است. در این خصوص تاکنون کسی هم هیچ بررسی و مطالعه ای انجام نداده است اما به صورت کیفی می توان به نتایج کار زنان در این دوره اشاره کرد.

 ۱-فعالیت تولیدی برخی زنان تالش در خانوار ودرآمد حاصل از آن تا اندازه ای باعث شده است، شکاف بین خانواده های شهری وروستایی این منطقه ازلحاظ سطح درآمد چندان تفاوت ندارد.

 ۲-درآمد زنان در داخل خانه تأثیر مثبتی در تحصیل فرزندان آنها دارد زیرا برخی از هزینه های تحصیلی آنها را تأمین می کرد. علاوه برآن باعث افزایش بهره گیری خانواده از خدمات بهداردی می شود و قدرت خرید خانواده را جهت تهیه لوازم مورد نیاز افزایش می دهد درنتیجه وضعیت تغذیه خانواده بهاست می یافت.

 ۳-تأمین بخشی ازدرآمد توسط زنان باعث می شود مشکلات مادی زندگی تا حدی برطرف گردد وخانواده مجبور به ترک و مهاجرت،مخصوصا از روستابه شهر نباشد.

 این مسأله باتوجه به تنوع مسؤلیت زن تالشی در امر تولید وسهم عمده ای است که آنان درهریک ازمراحل تولید برعهده داردند . نتیجه این امر صرفه جویی در هزینه های تولید ازنظر استخدام کارگر برای خانوارتالشی است.پرداختن زنان به تولید محصولاتی که جنبه فروش داردند (نظیرصنایع دستی وپرورش طیور) باعث افزایش درآمد خانوار می گشت که مقدار کمّی این درآمد هیچ وقت محاسبه نشده است.

 فهرست منابع و ماخذ:

 v          اعزازی(شهلا)،جامعه شناسی خانواده، نشر روشنگران و مطالعات زنان،۱۳۷۶

 v          پورذکریا (مرضیه)، اثرصنایع دستی برتوسعه روستایی،پایان نامه دانشکده علوم اجتماعی،۱۳۷۵

 v          تومه(ژرژ)توسعه فرهنگی و محیط زیست،ت:محمود شارع پور ،انتشارات باز-۱۳۸۰

 v    خلیفه، عبدالطیف محمد ، بررسی روان شناختی تحول ارزشها ، مشهد  :  استان قدس رضوی؛ شرکت به نشر,۱۳۷۸

 v          روشه ،گی، تغییرات اجتماعی /گی روشه ، ترجمه منصور وثوقی .- تهران :نشر نی ،  ۱۳۶۶

 v    رابینو(ه.ل) و ف.لافون،صنعت نوغان در ایران ،ترجمه جعفر خمامی زاده،موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی،تهران ۱۳۷۲

 v          سازمان امورعشایری ایران،ادبیات و اهداف برنامه توسعه جامع مناطق عشایری، ۱۳۷۷

 v          شکوری، چنگیز، سیری در کوچ نشینان تالش ، رضوانشهر :آذرخزر ,۱۳۸۲

 v          عبدلی، علی ، تالشی هاکیستند؟، بندرانزلی : کتابفروشی دهخدا,۱۳۶۳

 v          علیئی(محمد علی)تاثیر توسعه بر شهر نشینی،پایان نامه دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران۱۳۷۲

 v          فاخته،قربان،کرونولوژی تاریخ تالش،نشر گیلکان،رشت ۱۳۸۳

 v    طاهری(طاهر)تقسیم کار در اقتصاد کشاورزی تالش،مجله هنر و مردم،سال اول شماره دوم و سوم،مرداد و اسفند۱۳۸۲،ص:۳۸

 v          میرابوالقاسمی،محمد تقی،گیلان از ابتدا تا انقلاب مشروطیت،انتشارات هدایت

 v          یونیسف،نقش زنان در توسعه(مجموعه مقالات)،نشر روشنگران-تهران۱۳۷۶

 v                Harris, Marvin,1968 , Culture , Man and Nature : introduction to  general anthropology . new York , T. Y .Crowell .

 v                Ross , Erica . ed . 1987  Beyond The myths of  culture : Essays in cultural materialism . new York , academic press .

 v                Moore, Jerry, D.  Ed . 1996  Visions of culture . new  bury park , Ca : sage pubs.

 منبع : www.farhangetalesh.blogfa.com

Print Friendly, PDF & Email

درباره ی مدیر

یک دیدگاه

  1. سایت شما واقعا بی نظیره.بهترین سایتیه که دیدم واقعا.جا داره تشکر و قدردانی کنم از تمام دست اندرکاران و یه خسته نباشید حسابی بگم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *