خانه > گوناگون > نام و رژیم حقوقی دریای کاسپین

نام و رژیم حقوقی دریای کاسپین

%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%da%a9%d8%a7%d8%b3%d9%be%db%8c%d9%86برای ایران اهمیت دریای کاسپین کمتراز اهمیت خلیج فارس نیست . هردوی این پهنه های آبی در سراسر تاریخ متعلق به ایران بوده و باید ایرانی باقی بمانند .

 یکی از موضوعات مهمی که پرداختن به آن هنوز در دایره محدودی در سطوح پژوهشی و سیاسی باقی مانده و توجه عموم ایرانیان به آن جذب نشده است ، تعین نام و رژیم حقوقی دریای کاسپین است . آنچه که تا کنون در این باره اتفاق افتاده است ، گزینش نام ” خزر ” برای دریا و  واپس رانی ایران در دستیابی به سهم حقه از این دریای ایرانی است .

اگرچه نام تاریخی و ایرانی مشهور این دریا کاسپین است و دنیا آن را به همین نام می شناسد، اما متاسفانه مامجبوریم آن را خزر بخوانیم ، در طول تاریخ نامهای متعدد دیگری نیز داشته که همه ایرانی هستند . از جمله : دریای آبسکون ، مازندران ، طبرستان ، استرآباد ،باکو ، شیروان ، دیلم ،گرگان یا جرجان ،گیلان یا جیلان ،  خراسان،تبرستان ،  ساری ، کادوس ، طلیسان ،  طالش ، گسکر ،  کپورچال و…  اشاره کرد.

در کهن ترین نقشه های جهان که موقعیت این پهنه در آنها آمده ، چون نقشه هکاتوس (مربوط به ۵۰۰ پ .م) و نقشه معروف آراتوتس (۲۰۰ پ . م) همه جا نام این دریا بر گرفته از نام (کاسپین) است ، نه نام دیگر. در نقشه اراتوستن که بوسیله دکتر عبدالکریم صبحی استاد دانشگاه قاهره در سال ۱۹۶۶ به چاپ رسیده ، نام ( دریای قزوین) آورده شده که بر گرفته ازهمان نام کاسپین است. در متن های دانشنامه های روسها همه جا از این پهنه با نام (کاسپیس کویه موره) یاد شده است. جالب اینکه ترک زبانان جمهوری آذربایجان وقتی به ترکی نوشته اند از آن با نام (خزر دنیزی) یاد کرده اند و وقتی به روسی مطلبی نوشته اند به همان صورت (کاسپین کویه موره) از این دریا نام برده اند. از یاد نبریم که بیشتر نامها در شمال قفقاز و در بند و دروازه های آن سامان فارسی است و حتی در هنگام دولت سامانی ، ایران در آنجا مرزبان داشته است.

چنانکه دیده می شود دربین نام های این دریا فقط ” خزر ” غیر ایرانی ست و این نام نیز برگفته از قوم وحشی خونریزی ست که زمانی بر کرانه های غربی کاسپین چیرگی داشت و در آن دولتی تشکیل داده بودند. از این روست که  تا قرن چهارم هجری قمری از نام خزر خبری نبود. مثلا در کتاب خوارزمی و سفرنامه ابن فضلان اصلا اسمی از خزر نیست. اما در دوره بنی‌امیه که سپاهیان مشترک مسلمان ایرانی و عرب به قفقاز لشکرکشی کردند، با خزرها درافتادند. این قوم از طریق رود کر به عرب‌ها حمله کرده بود اما اعراب‌ که تصور می کردند خزرها از دریا به این رود آمده‌اند، دریای شمال ایران را «بحر‌ الخزر» نامیدند.

اکنون به لحاظ بسیار مهم دفاع از منافع ملی و تمامیت ارضی ایران و هم سبب اینکه ” تالش و گیلان ”  نیز در نمایه نام های دریای یادشده دیده می شود ، لازم است اصحاب رسانه هریک به نوبه خود در جهت بازگردانی نام ایرانی کاسپین و اعاده حقوق مسلم ایران ، دست کم در تقسیم آن دریا بین کشورهای سواحلی گامی بردارند و حتی کمپینی ملی در این باره شکل گیرد . این سایت موضوع نام و رژیم حقوقی دریای ایرانی کاسپین را پی می گیرد.

اگرچه نامگذاری دریای کاسپین سالهاست که به صورت رسمی انجام گرفته ولی پرونده آن در پیشگاه ملت ایران هنوز بسته نشده و لذا باید بدان نیز پرداخته شود . اکنون برای مرور اقداماتی که تا امروز در زمینه تعیین رژیم حقوقی دریای کاسپین انجام گرفته است و آغاز  گفتمان دریای کاسپین در این سایت ، گفتگویی را باز نشر می دهیم که با دکتر بهرام امیر احمدیان صورت گرفت و در سایت تابناک منتشر شده است :

به نظر شما سفر اقای روحانی به استارخان و شرکت در چهارمین دور مذاکرات سران توانسته است ایران را به اهداف خود در دریای خزر برساند؟

بنده سفر اقای روحانی را مثبت ارزیابی می کنم. درطی سالیانی که گروه های کارشناسی بر موضوع خزر کار می کنند، در این سفر توانستیم به بخشی از خواسته هایمان دست پیدا نمائیم. یکی دو سال است که مسئله حق انصاف به خواسته های ایران اضافه شده است. در واقع کشورها بایستی در مسئله دریای خزر با ایران با اصل انصاف برخورد کنند؛ چون در طی تاریخ این دریا، دریای ایرانی بوده است و ایران بیشترین جمعیت در ساحل دریای خزر را به جهت اینکه سه استان بزرگ ایران و جمعیت متراکمی در آنجا ساکن هستند دارا می باشد. در این سفر ۱۵ مایل دریایی به عنوان آبهای سرزمینی منظور شده است؛ نکته خیلی خوبی است. چون که با توافق همه کشورها صورت می گیرد و بعد ۱۰ مایل هم منطقه ماهیگیری می باشد. یعنی در حقیقت ۲۵ مایل حدود ۴۰ کیلومتری متعلق به هر کشور است.

آیا این میزان می تواند حقوق ایران را در این دریا تامین کند؟

یک نکته اساسی را باید در نظر بگیریم و ان اینکه ایران بایستی تا پیش از تدوین یک رژیم حقوقی معین، باید حتماً تاکید داشته باشد روی این موضوع که در دریای خزر با مشکلات و دشواری هایی از لحاظ محیط زیست روبرو است. بهره بردای ها از منابع نفتی سبب آلودگی دریا می شود.جریان آبهای دریای خزر از بالا به پایین به سمت ایران است و چون ایران بیشترین عمق دارد؛ این آلودگی ها به ایران منتقل می شود و حیات زیست حتی محیط زیست ماهیان دریای خزر را تحت الشعاع قرار می دهد. ایران باید کنوانسیون محیط زیست دریای خزر را مطرح کند. این کنوانسیون ها باید هم توسط دولت و هم توسط پارلمان های کشورهای ساحلی امضا شود. یعنی بعد از موافقتی که در رابطه با محدوده آبها در بخش مشاع حاصل شده است؛ باید تکلیف محیط زیست نیز روشن شود. ایران باید تاکید کند که کشورها کنواسیون محیط زیست دریای خزر در کنار این مسائل که بحث می شود آن را لازم الاجرا بدانند و پی گیر باشند. پی گیری این مسئله سبب می شود که بتوانیم این دریا را پاک نگه داریم.

در حالی که چهار کشور دیگر شمال دریای خزر را تقسیم کرده اند. ایا می توان به توافقی دست پیدا کرد؟

در دریای های بسته بر اساس کنوانسیون حقوق بین الملل دریاها در سال ۱۹۸۲ دریاها و پیکرهای ابی بسته بایستی از طریق اجماع کشورهای ساحلی توافق شود. در حقیقت اگر روسیه با جمهوری اذربایجان و قزاقستان دوجانبه و یا سه جانبه به توافق رسیده اند؛ از لحاظ حقوقی قابل قبول نیست و ما باید این را تاکید کنیم که روسیه باعث تطویل مذاکرات شده است. به نظر من می رسد که روسیه خودش نسبت به انچه که امضا می کند در اعلامیه ها و در قراردادها پایبند نیست. کما اینکه در سال ۱۳۸۶ که اجلاس تهران بود. آنجا اعلامیه نهایی صادر شده بود که این دریا نباید دریای نظامی شود و روی این مسئله تاکید داشتند. وقتی خودشان رفتند روسیه؛ پوتین در ان دوره مانور نظامی برگزار کرد. یعنی در حقیقت روسیه گاهی با قراردادهایی که خودش امضا می کند و تعهداتی که می سپارد به ان اهمیت نمی دهد. از این منظر اینکه آنها دریا را در قسمت شمالی تقسیم کرده باشند؛ این از لحاظی حقوقی پذیرفته نیست. هر نوع توافقی باید با اجماع ۵ کشور ساحلی باشد.

ایا حق ایران ۲۰ درصد از دریای خزر در خوشبینانه ترین حالت می شود؟

به نظر می رسد اول ما باید یک رویه ای حقوقی و قانونی را پیش بگیریم. براساس ان رویه ای که ایجاد کردیم و سپس معرفی کردیم براساس آن سهم تعیین کنیم.این که اول سهم تعیین کنیم و بعد سهم را تئوریزه کنیم به نظر می رسدکه در منطق ضعیف است. وقتی بخواهیم ۲۰ درصد را اعمال کنیم که ساحل ایران مقعر است. بنابراین بخشی از ابهای ترکمنستان و اذربایجان تحت الشعاع قرا می گیرد. در واقع جدیداً گروهای کارشناسی ایران روش جدیدی را پیشگرفته اند که به نظر می رسد که کشورهای دیگر هم پذیرفته اند. البته الان نمی شود گفت بر اسای این روش چند درصد سهم ایران می شود. اما مثلا بر اساس این روش جدید اگر راجع به بیست درصد صحبت می کنیم . با این روش جدید ۱۸ درصد سهم قزاقستان می شود. وقتی که این ۱۵ مایل تعریف شده است؛ یک محوطه می ماند که مشاع است. مسئله این است که در اینجا اگر بخواهند از منابع زیر بستر استفاده کنند؛ یک رژیم می خواهد.

عده ای حق ۵۰ درصد را برای ایران مطرح می کنند؟نظر شما چیست؟

در سال ۱۹۲۱و ۱۹۴۰ در قرارداد مودت بین ایران و شوروی در آنجا گفته است که این دریا مشترک است. دریای مشترک به این معنا نیست که سهم نصف نصف است. در آنجا سهمی برای کشورها معین نشده است. بنابراین مسئله ۵۰ یا ۲۰ درصد یک مقدار مشکلات ایجاد کرده است. ما باید تاکیدمان این باشد که اول رویه ای پیدا کنیم و با استفاده از رویه های مرسوم و قوانین بین المللی دریا را تقسیم کنیم و حقمان را استیفا کنیم. بعد معین می شود که سهم ماچقدر شد. اما اینکه سهم تعیین کنیم اشتباه است. شاید سهم ما بیشتر از بیست درصد بر اساس رویه شکل گرفته باشد. نکته ای دیگر باید بر اصل انصاف زیاد تاکید کنیم. حق تاریخی ماست که حق خود را در دریای خزر بگیریم و سهم درخوری داشته باشیم.

چرا موضوع سهم در این دریا به این اندازه زیاد شده است؟

همه جای دریای خزر قابل بهره برداری منابع نفتی ندارد و البته منابع گازی اثبات شده ای وجود دارد که در بخش ایران است. ولی در مورد نفت متفاوت است. ایران سهم ۲۰ درصد را برای خود تعیین کرده است که در محدوده آبها با اذربایجان یک ذخایر مشترکی در بستر وجود دارد. در قبل موافقت شده است که راجع به بهره داری از این منابع صحبت نشود. چون موضوع اختلاف برانگیز است. یا اذربایجان با ترکمنستان با هم منابع مشترک دارند. وقتی بیشتر مذاکره شود به توافق های خواهید رسید. اینکه تا اینجا موافقت شده است ۱۵ مایل اب های سرزمینی شود. این خود یک گام بسیار مثبتی است. چون دریای خزر یک محیط ابی بسته است. اینجا تقسیم اب ها به بیست درصد جایی مشاعی نباشد این اب را چکار می خواهند بکنند. این اب جریان دارد از جنوب به شمال است. اگر سرزمینی تقسیم شود دیگر ایران با روسیه مرز نخواهد شد. به همین سبب است که عقلایی ترین راه این است که بخش مشاعی در دریای خزر وجود داشته باشد و همه بتوانند بهره برداری کنند. تقسیم دریای خزر به پنج بخش که هر کشور مسئول سهم خود است؛ اشتباه است. اگر ضرری از جریان اب به کشوری برسد دیگران مسئول نخواهند بود و این به نفع ایران نیست.

در این میان روسیه چه نقشی در تعیین رژیم دریای خزر داشته است و دارد؟

یکی از کشورهایی که مانع موضوع توافق شده است و ایران چشم خودش را بسته است روسیه است. روسیه موقعی که با ایران صحبت می کرد؛ می رفت با قزاقستان به توافق می رسید. این یک بدعت بود که روس ها گذاشتند. در خیلی از جاها ایران از روسیه ضربه های زیادی خورده است. یکی از موضوع دریای خزر است. وقتی روسیه جانشین اتحادیه شوروی شد؛ تسلط خیلی زیادی به سه کشور جدا شدا از خودش داشت. می توانست در همان موقع در الماتی مسئله را حل کند ولی این کار را نکرد تا موضوع به درازا کشید. همین موضوع است که ایران بایستی با قدرت و اقتداری بیشتری برخورد کند.

ایران در دریای خزر باید چه اقداماتی را انجام دهد؟

ایران در دریای خزر کشتیرانی مسافری ندارد. یعنی بین سواحل کشتیرانی مسافری نداریم و فقط باری داریم. روسیه و ایران که می خواهند روابط کسترش بدهند فقط یک خط پروازی دارند. بنابراین در دریای خزر برای اینکه سیطره داشته باشیم؛ بایستی بین بنادر خودمان در داخل کشتیرانی مسافری و باری ولو اینکه به آن یارانه بدهیم؛ راه اندازی کنیم. این سیادت ایران را دریا از لحاظ کشتیرانی توسعه خواهد داد. ما باید در دریا خزر حضور نظامی و اقتصادی داشته باشیم . ایران لازم است که بین بندر امیراباد و بندر انزلی خطوط کشتیرانی داشته باشد.این حضور به کشورهای دیگر اثبات خواهد کرد که ما از حق خود در این دریا نخواهیم گذاشت.

به نظر شما با توجه به اینکه در حال حاضر روابط روسیه با اروپا مناسب نیست. وقت خوبی است که ایران به سمت تامین گاز اروپا برود؟

من به عنوان یک کارشناس علاقه مند هستم که کشور ما بازارهایی در اروپا برای انرژی خودش از جمله نابکو پیدا کند. روسیه سال ها است با ما بر سر مسئله گاز رقابت می کند. اوپک گازی که تشکیل داده اند بر همه سیطره دارد. ما به اندازه ۱۸ درصد از ذخایر اثبات شده جهان را در اختیارداریم. روسیه ما را همیشه به سمت پاکستان هدایت کرده است. خط لوله صلح بیست سال است همینطور است. ما بیش از ۷ میلیارد دلار سرمایه گذاری کردیم و خط لوله کشیدم. اما بلاتکلیف مانده است. پاکستان کشوری ضعیفی است. ما اگر این لوله را به سمت اروپا برده بودیم الان چه وضعی داشتیم. در دروره اقای خاتمی از اتریش برای یک قردارد ۲۰ میلیارد دلاری برای گاز به ایران امده بودند. ما آن قرارداد را اجرایی نکردیم. برای اینکه انحصار گاز اروپا از روسیه تمام نشود. ما چرا نبایدگاز به اروپا صادر کنیم.وقتی اوپک با محدودیت مواجه بود روسیه با فروش نفت زیاد به ایران ضرر زیادی زد. باید امروز به دنبال این باشیم که گاز به اروپا صادر کنیم. ما باید روسیه را در سیدن به منافع ملی خود حذف کنیم. الان اعلام می شود که می خواهیم حجم روابط با این کشور را ده برابر افزایش دهیم. این کار امکان ندارد . مگر تا به حال روسیه بازرهایش را به روی ایران باز کرده است که ما بازارهایمان را به روی این کشوز باز کنیم.

 

Print Friendly

درباره ی مدیر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *