خانه / هنرو فرهنگ / موسیقی  تالش چشم به راه تحول

موسیقی  تالش چشم به راه تحول

علی عبدلی

هنرمندان بزرگ با هنرخود برای شهرو دیارو کشور خود شهرت و افتخار می آورند. هیچ هنرمندی به صرف اینکه برخاسته از فلان دیاریا فلان قوم است یا اینکه قوم و دیار خود را بیشتر معرفی کند ، نه بزرگ می شود و نه شهرت و افتخاری به دست می آورد. بلکه حتی ممکن است نام و اعتبار آن قوم یا دیار را با وصف مفرط و مکررآن، لوث کند و حتی در سایه نگاه منفی مخاطبان هنر خود قرار دهد. زیرا که شعار و احساسات تند شخصی، ارزش و اصالت هنر را ضایع می کند.

شجریان خراسانی، ناظریان کرد، هنگامه اخوان گیلانی، عاشیق رسول آذری و…  با وصف و ستایش قوم و دیار خود بزرگ نشده اند. حتی هنرمندان محلی خوان نامدار، از این راه به شهرت و افتخار نرسیده اند. اینها با وجود عشق و علاقه زیادی که نسبت به دیار و قوم خود داشته اند، آنگاه به مقبولیت مردم رسیده اندکه از پیله ستایش و وصف ده و شهر و دیار خود فراتررفته و صدای زیبای خودرا وسیله نشر موسیقی وزین و ریشه دار، با باری از اندیشه و حس های مشترک انسانی، در ابعاد ملی و جهانی، قرار داده اند.

این مقدمه کوتاه را آوردم تا نگرانی خود در مورد وضعیت امروز موسیقی تالش را که از اصل خود دور افتاده و محملی برای شعارهای تعصب آمیز قومی و قبیله ای شده است، بیان کنم.

سالهاست چشم در راه مانده ایم که از بین نسل های جوان، خبرگان موسیقی وهنرمندان خلاقی پدید آیند و گروه هایی شکل بگیرند که بتوانند با استفاده از گنجینه موسیقی فولک تالش، آثاری نوپدیدآورند و ملودی های موجود درجامه ای جدید وموافق نیاز روز، عرضه نمایند. ولی متاسفانه آفتاب این تحول فرخنده، درافق خود فرومانده است. دانش آموختگان و خبرگان نسل های جدید موسیقی این دیار، اغلب یا فعالیت چندانی ندارند، یا دارند وتا کنون آثاری فاخر وقابل رقابت درمنطقه و کشور ارایه نداده اند. با اینکه در تالش نوازندگان و هنرمندان نوید بخشی پدیدار گشته اند، هنوز آنها به نحو شایسته در کنار هم قرار نگرفته اند و از دولت همکاری فی مابین آنان، گروه هایی مانند رستاک و شواش شکل نگرفته است . حتی بی تعارف می توان گفت که ازهنرمندان نواحی همسایه، مثلا ازشرق گیلان بسیار عقب مانده ایم. بخشی از هنرمندان موردنظر نیز همچنان در پیله ی بالا و پایین کردن ملودی های فولک هستند  و در دایره تنگ چندین دهه پیش، درجا می زنند.

در طول سالهای گذشته چند تن از محققان به گردآوری و نشر ملودی های فولک تالش همت نموده اند و در این زمینه توفیقات قابل توجهی نیز به دست آورده اند. اما نکته بسیار مهمی که  به آن توجه کافی نشده، ثبت و آموزش ملودی های سازی با نام اصلی آن هاست .

موسیقی تالش دارای ده ها ملودی سازی ست که هریک از آن ها، نام ویژه خودرا دارد. این بخش از موسیقی تالش که از ژرفای تاریخ، سینه به سینه تا امروز انتقال یافته و متاسفانه از واپسین راویان آن، دو – سه تنی بیش باقی نمانده است، به طور کامل گردآوری نشده و آنچه هم که ضبط و ثبت گردیده، عملا به آرشیو تاریخی سپرده شده است. کسی به آموزش و انتقال آن ملودی ها به هنرجویان، اهتمام نمی ورزد. از این رو فاصله نسل های جدید با این بخش از میراث گرانسنگ موسیقی تالش، هر روز بیشتر می شود. تا جایی که به جرأت می توان گفت اکنون در بین نوازندگان و خوانندگان تالش کمتر کسی می توان یافت که ده قطعه از ملودی های سازی مردم خودرا بشناسد و در اجرای آن مهارت داشته باشد.

جریان دیگری که چندسالی ست در گستره موسیقی تالش شکل گرفته، چنان دچار آشفتگی ست که تشخیص سره و ناسره در بین آن دشوارشده و تنها موردی که از آن جریان نوید بخش است. وجود شماری هنرمند خوشصداست که اگر پرورش بیابند و به مسیر درستی رهنمود شوند، می توانند اینده درخشانی را رقم بزنند و به شایستگی جای هنرمندان پیشکسوت را پر کنند. اما بیشترشان درآشفته بازار جریانی که در آن قرار گرفته اند، هنرشان به آسانی هدرمی رود. آن ها از ریشه های هنری خود فاصله گرفته اند. محصولاتشان عیارلازم را ندارد. سازهای محلی و ایرانی را کنار گذاشته یا فقط به آموزش کاربرد دف و تنبور قناعت می کنند. از سازهای غربی نیز دلبسته نوع الکترونیک آن هستند. در حالی که در دنیای موسیقی تالش از دیر باز، سازهای متعددی کاربرد داشته و ساز اول آن نیز لَلَ / نی هفت بند بوده که نواختنن درست آن نسبتا دشوار و به شیوه نفس گردانی / دمش بلا انقطاع است .

در کلیت آنچه که موسیقی امروز تالش خوانده می شود، چیزی که شکلی آزاردهنده به خود گرفته ومربوط به شاعران و ترانه سرایان می شود، افراط در کاربرد نام« تالش»، افراط در وصف و تعریف از تالش درترانه هاست. محلی گرایی و قومگرایی تعصب آمیز در بسیاری از این ترانه ها به حدی زیاداست که راه نشو ونشراندیشه واحساس قابل تامل را بسته وراهی برای برقراری رابطه با مخاطبان غیرتالش باقی نگذاشته است. درحالی که معرف هنرموسیقی هرقوم اصالت، تازگی موسیقیایی، ژرفایی و گستردگی اندیشه و احساس نهفته در شعرو ملودی آن موسیقی باید باشد. برای هویت محلی دادن هر آهنگ، زبان ترانه آن کفایت می کند و هیچ نیازی به این ندارد که در هر ترانه، کلمه تالش بارها تکرار شود .

اگروضعیت کنونی ادامه پیدا کند و گستره درموسیقی تالش تحولی همه جانبه صورت نگیرد. ملودی های فولک، اعم از سازی و آوازی به شیوه بایسته وتخصصی گردآوری، ثبت و آموزش داده نشود، این بخش از فرهنگ کهن تالش به صورت خام و نابه سامان به پستوی آرشیو ها رانده می شود و ملودی های آوازی اش نیزاگربا پردازشی نو برای ذائقه مخاطبان امروزی اجرا و نشر نیابد، به عبارتی اگر اجراهای به روز این موسیقی عرضه نگردد، برای اغلب مخاطبان ، به ویژه نسل های جوان، کهنه و ملال انگیز خواهند شد. موسیقی کوچه بازاری تالشی جایگزین موسیقی فاخر تالش خواهد شد. از این رو انتظار می رود، کارشناسان و خبرگان این حوزه حساسیت و اهمیت موضوع را جدی بگیرند و تا دیر نشده است، در این زمینه حرکتی نو را آغاز نمایند.

منظور از گفته بالا این نیست که هنرمند تالش از دایره موسیقی فولک یا همان اصیل محلی، نباید پا فرا تر بگذارد. برعکس باید بر شالوده آن موسیقی ایستاد و در زمینه سبک های پرمخاطب، مانند پاپ  و جاز و شاد عامه پسند پرداخت وبا هوشمندی، نیاز روز و ذائقه مردم را شناخت و با آفرینش های خلاقانه آهنگ هایی تولید و عرضه نمود که بتوان برآن ها مهر هویت تالشی هم زد.

Print Friendly, PDF & Email

درباره‌ی مدیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *