خانه > تاز ه ها > مشترکات زبان های تالشی، تاتی، کردی، گیلکی و اوستایی

مشترکات زبان های تالشی، تاتی، کردی، گیلکی و اوستایی

حبیب سبحانی / رضوانشهر

حبیب سبحانیدانشی که بخشی از زوایای تاریک گذشته را روشن می سازد زبانشناسی تطبیقی است. «افلاطون برای اولین بار در اثر خود تحت عنوان (کراتیل) cratyle بحث درباره ریشه شناسی را مطرح نمود. یک نسل بعد ارسطو طرح منطق و دستور زبانی را ریخت و بعد از او دانشمندان فقه الغه اسکندریه قواعدی وضع کردند که حاوی مقایسه میان گویش های ادبی بود.۲»
با کمک نام ها و اماکن جغرافیایی و نام قبایل می توان ترکیب قومی مردم یک سرزمین محل سکونت آنان را تعیین کرد. با تجزیه تحلیل نام ها برخی از ذخایر لغوی را می توان بدست آورد که در منابع دیگر ممکن نیست. با بررسی نام های اشخاص، می توان دین یک سرزمین را مشخص کرد، چرا که دین ها غالباً نام های خویش را بر سرزمین های جدید داده اند. اسامی چون جشن سده، آناهیتا، یزدان، سروش، مهرداد و نام مکان هایی چون یزد، بغداد (خداداد)، در بررسی دین ایرانیان در قبل از اسلام قابل تأمل می باشد.واژه های مشترک وجود لغات و واژه های مشترک و مشابه در زبان های کردی (زبان ساکنان غرب ایران) با زبان اقوام کرانه های دریای خزر به حدی است که چه در نوشتار و چه از حیث تلفظ تفاوتی به چشم نمی خورد. واژه های مشترک به قدری زیادند که نمی توان آن ها را از روی تصادف دانست.(همانند جدول شماره ۱ و ۲)

جدول شماره ۱

نمونه هایی از لغات و واژه های مشترک تاتی، تالشی و کردی۳

تاتی تالشی کردی فارسی تاتی تالشی کردی فارسی
درو درو درو دروغ ویر ویر بیر به یاد داشتن
دار دار دار درخت کرک کرک کرک مرغ
تل تل تل(تال) تلخ آو آو آو آب
دو دو دو دوغ گزج گز گزگ جارو
آسن آسن آسن آهن خن خنه خنه حنا
هیور خیور هیور برادر شوهر باکله باکله باکله باقلا
غازان غزون غازان دیگ بزرگ گورو گورو گوراو جوراب
گژگن گژگن گژنه موهای آشفته برو بر برو ابرو
زما زما زاوا داماد گا گا گا گاو
درزن درزن درزی سوزن برا برا برا برادر
اسا ئسه ئیسه الان اکنون مل مل مل گردن
شو شو شو شوهر چم چم چم چاو چشم
ژنر ژن ژن زن چاک چاک چاک خوب
ویو ویو ووی عروس زان زان زان- زانی دانستن- دانا
لف لف لف لحاف واته واته واته گفتن
اسپی اسپی سپی سفید کل کل کل کند، غیر تیز
دیار دیار دیار پیدا وتی وتی وتی گفت

جدول شماره ۲ 

نمونه هایی از لغات و واژه های مشترک گیلکی و کردی۴

گیلکی کردی فارسی گیلکی کردی فارسی
کفتن کفتن افتادن زما زاما- زاوا داماد
نکفی نکفی نیفتی غازان غازان دیگ بزرگ
ویرز- ویرس هرس بلند شو چو چو چوب
شوردن شوردن شستن آو آو آب
دار دار درخت لچک لچک نوعی روسری
ئمه ئمه ما بنیش بنیش بشین
چم چاو- چم چشم      

چه عواملی در اشتراک زبان های اقوام ساکن شمال کشور و زبان مردم غرب کشور نقش داشته است؟

دیدگاه اول: 

بنابر یک نظر احتمالی مهاجرت و کوچاندن قبایل کرد در ادوار مختلف از جمله دوره صفویه و پهلوی در اشتراک و همانندی زبان ها مؤثر بوده است. چنانکه کردهای ساکن در چمخاله لنگرود، لاهیجان، تالش، خلخال، لوشان در نشر زبان کردی و تأثیر آن بر زبان های اقوام ساکن دریای خزر نقش مهمی را ایفا نموده است.

اما با مطالعه منابع و متون کهن ایرانی اشتراک زبان های مذکور به پیش از اسلام می رسد. و دیدگاه مذکور مورد تردید قرار می گیرد. کردها، تات ها، گیلک ها و تالش ها به زبانی صحبت می کنند که از نظر ترکیبات لغوی به زبان اوستایی و مادی بسیار شبیه هستند. (همانند جدول های شماره ۳، ۴ و ۵)

جدول شماره ۳ 

نمونه هایی از واژه های مشترک زبان تالشی و اوستایی۵

تالشی معنی فارسی اوستایی معنی فارسی تالشی معنی فارسی اوستایی معنی فارسی
وینده دیدن وین دیدن وی دیس نگاه کن وی درس دیدار- نگاه
دپرس پرسیدن پرس پرسیدن سوج سوختن سوچ سوختن
از من از من وینده پیدا کردن وید یافتن
آمه ما ایمه ما پری پریروز پریر پریروز
درزکر درویش بینوا دریگو درویش بینوا دام دادم- سپردم دا دادم- سپردن
بواچ بگو وچ گفتن زونسته دانستن زان دانستن
اسرگ اشک اسر اشک        

جدول شماره ۴ 

نمونه هایی از واژه هایی مشترک زبان تاتی و اوستایی۶

تالشی معنی فارسی اوستایی معنی فارسی
ویندن دیدن وین دیدن
اپرس پرسیدن پرس پرسیدن
از من از من
اَمه ما ایمه ما
سوج سوختن سوچ سوختن
آوٍ آن اَوَ آن
اَپری پریروز پَریر پریروز
بواج بگو وچ گفتن
زانستن دانستن زان دانستن

جدول شماره ۵ 

نمونه هایی از واژه های مشترک کردی و اوستایی۷

کردی فارسی اوستایی فارسی کردی زرتشتی فارسی
واته سخن واته گفتن سخن چشت چشت غذا
واچه کلمه- واژه وچنگ واژ بجوک بچوک کوچک
ایمه، ئیمه، ئیمه گل ما ایمه ما توم توم تخم
سوچان سوختن سوچ سوختن لوچ لوچ چپ چشم
سوچا سوخت سوچ سوختن چم – چاو چم چشم
اولا – ئه ولا آن طرف او آن چوخه چوخه لباس
ئه وان آن ها     چه چه چه، چه چیز
از ئه ز من از من چرو چرو چراغ
حور- هؤر خورشید، ابر حور خورشید کلو کلو کلوخ
حورگه ز آفتاب زده     کوتر کوتر کبوتر
دوژ ضد- دوزخ دوژ بد لچک لچک  
دوژین دشنام چرکین     مِشک مشک موش
درزگرتن، درزی درز گرفتن، سوزن درز بندوبست جوال جوال کیسه
زانا، زانیم،

زانایش، زاناندن

دانا، دانستم، دانش، فهمانیدن زان دانستن شوال شوال شلوار
پری، پرکه پریروز پریر پریروز      

تعدادی از اسامی تالشی و تاتی منشأ مادی دارد. از جمله واژه مادی اسپرز که به معنای علف مادی شناخته شده است. در زبان تالشی هم به نوعی یونجه اسپرز گفته می شود. « یا واژه اسپه درتالشی و در تاتی به معنی سگ، منشأ مادی دارد. در زبان مادی به صورت سپکه spaka بوده است »۸

کلمه مادی پرسو parsau به معنی دنده و کنار آمده است و پرسو در کُردی به معنادی دنده و در آشوری پارسوآ را به نواحی می گفتند که در کنار قلمرو حکومت ماد واقع بود. این امر تصادفی نبوده بلکه این واژه ها (پارس و پرسو)به معنی دنده و نیز پهلو و کنار، بوده است. پارس و پارت در کنار حکومت ماد قرار داشتند. بنابراین پارس و پارت به معنی کنار و ماد به منزله ی مرکز و پایتخت آن ها به حساب می آمد.۹

دیدگاه دوم : خاستگاه واحد زبانهای ایران و سیر تحول تاریخی آن ها

در این دیدگاه محققان و دانشمندان درباره علل اشتراک و همانندی عقیده دارند که زبانهای کردی، گیلکی، تالشی، تاتی، تاجیکی و گرایشها و زبانهایی که در ایران کنونی، افغانستان و پاکستان تکلم می شود. از خانواده زبانهای ایرانی هستند.۱۰ نامی که برای شاخه ای از زبانهای هندو اروپایی بکار برده می شود. خاستگاه زبان هندو اروپایی در روسیه جنوبی و شمال دریای کاسپین دانسته اند. زبان های هندو و ایرانی از زیر شاخه های زبان هندو اروپایی است که خود نیز به دو شاخه هندی و ایرانی تقسیم شده است.۱۱ زبان های ایرانی در هزاره اول پیش از میلاد در ایران، افغانستان، ترکمنستان و چین رایج شد.۱۲ اشتراک و همانندی گویش ها و زبانهای ایرانی در واژه های بنیادی و اصول ساخت دستوری، بدلیل منشأ مشترک آنهاست. تمام زبانهای ایرانی خویشاوند اند زبان ایرانی مشتق شده اند و در جریان یک تحول طولانی به صورت زبانهای مستقل در آمده اند.۱۳ زبانهای گیلکی، تالشی، کُردی، تاتی از زبانهایی بوده اند که در دوره باستان در بخش شمالی و شمال غربی فلات ایران (منطقه ماد) رواج داشته اند.۱۴

علل تحول زبانهای ایرانی

چگونگی تحول و دگرگونی زبانهای ایرانی از زبان هندو اروپایی بدین قرار بود. که در آغاز هزاره اول قبل از میلاد قبایل آریایی به دلیلی که خارج از موضوع بحث می باشد از طریق ماوراء النهر و قفقاز وارد سرزمین ایران شدند.۱۵ برخی از محققین آغاز تحول و تقسیم بندی در زبانهای ایرانی را در هزاره دوم قبل از میلاد دانسته اند. زمانی که قبایل ایرانی با یک نظام طایفه ای و قبیله ای با هم زندگی می کردند.۱۶ پراکندگی و تقسیم آنها به گروه های مختلف و استقرارشان در سرزمینهای پهناور فلات ایران ( مناطق مجاور و ضعیف شدن ارتباط سیاسی و اقتصادی، فرهنگی میان قبایل) و نیز شرایط تاریخی و فرهنگی متفاوت و محیطهای نژادی و زبانی تازه ای که قبایل ایرانی زبان در آن قرار گرفته بودند در گسترش دادن تفاوتهای گویشی که در اصل بسیار کم و ناچیز بود سهیم می باشد.۱۷

علل تفاوتها در زبانهای ایرانی

اگر زبانهای اقوام آریایی اصل و منشأ واحدی دارند چرا زبانهای مذکور علی رغم اشتراکات زیاد با یکدیگر متفاوت اند؟ و اقوام ایرانی قادر به درک زبان یکدیگر نیستند.

  • تفاوتهای جزئی اولیه و تأثیر شرایط محیطی و جغرافیایی
  • زبانهای اقوام آریایی اگر چه دارای اصل و منشأ یگانه ای بوده اند اما در همان ابتدا تفاوتهای جزئی با هم داشته اند. پس از انشعاب و جدایی چون به طایفه ها و قبیله هایی تقسیم شدند. هر یک از دیگری جدا شده و سرزمینی دور را در پیش گرفتند. تأثیر محیط جدید و فاصله جغرافیایی میان قبایل که اقتضاء زندگی چادرنشینی بود سبب گردید تا زبان آنان هم به وجهی خاص تحول یابد.۱۸ 
  • ۲- تأثیر زبان و فرهنگ بومیان بر زبان مهاجران آریایی
  • قبل از ورود آریایی ها به سرزمین ایران، بومیان ساکن در سرزمین کنونی ایران از جمله لولویی ها، ایلامی ها، گوتی ها، کاسی ها، کادوسی ها، گُل ها، آماردها و تپورها به چه زبانی تکلم می کردند؟ آیا آنان دارای زبان و فرهنگی نبوده اند؟ اکتشافات باستان شناسی از وجود تمدن های فوق در سرزمین ایران پرده برداشته است. بطور یقین آنان از فرهنگ و تمدنی برخوردار بوده اند که برای محققین غیر قابل انکار است. « بر اساس کتیبه داریوش در بیستون اقوام متحدی در نواحی مختلف ایران زندگی می کردند آنان قطعاً به زبان خاص خود تکلم می کردند اما هیچ گونه سندی از زبانهای بومیان سرزمین ایران باقی نمانده است.»۱۹

حتی پیش از دولت ماد در قلمرو ماد زبان واحدی وجود نداشت بلکه زبانهای قبیله ای که منشأ غیر ایرانی داشتند نیز وجود داشته است.۲۰ بعد از قدرت نسبی مادها، طوایف بومی مثل: گیلانه، کادوسی و تپورها قدرت و استقلالی نداشتند اما در مجاورت مادها هویت خود را حفظ کرده بودند. مهاجمان آریایی اگر چه توانستند بر اقوام بومی غلبه نمایند اما تا مدتها تحت تأثیر فرهنگ و زبان آنان قرار گرفتند.۲۱ بسیاری از عناصر واژگانی و آوایی در زبان مهاجرین نفوذ نمود. به نظر می رسد غلبه تدریجی و با گذشت زمان بوده است و به همان شکلی که اقوام بومی از حیث نژادی در قوم مهاجر امتزاج یافت، فرهنگ و زبان بومیان نیز با فرهنگ و زبان آنان آمیخته شد و فرهنگ و زبان جدیدی پدید آمد که مرکب از دو عنصر بومی و مهاجر بود. چه بسا واژه های فراوانی از زبان بومیان در زبانهای امروزی باقی مانده اما قابل تفکیک نیست. چنانکه دیاکونوف در تاریخ ماد ویژگی های زبانهای تاتی و تالشی را کهنگی و مهجوری ترکیب و اصوات آنها می داند که با پارسی بسیار متفاوت است. تأثیر و نفوذ واژگان بومی در زبان های آریایی عامل مهجور و کهنگی آن بوده است. امتزاج قومی، فرهنگی و بلاخره زبان سبب شد تا زبان اقوام آریایی از صورت اصلی خود ( که تحت تأثیر محیط و جغرافیا بودند ) دگرگون و با دیگر زبان های هم خانواده متمایز گردد.

 

Print Friendly, PDF & Email

درباره ی مدیر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *