خانه > مردم شناسی > مساکن موقت در تالش

مساکن موقت در تالش

بررسی مردم شناختی مساکن موقت مریان و روستاهای مجاور آن / نمونه موردی پوری

پوری تالشسلیم سلیمی موید

 چکیده: در این مقاله به فنون و روش های احداث مسکن موقت موسوم به پوری در کوهپایه تالش مرکزی یعنی حاشیه کرگانرود جنوبی پرداخته شده است. در کنار آن موضوعات تاثیر گذار در احداث پوری برای درک بهتر به ارتباط فضاها با جنس، مراتب اجتماعی افراد و زمان استفاده از فضاها نیز مورد کنکاش قرار گرفته و در بخشی از نوشتار به تقسیم بندی فضای داخلی پوری به همراه با جانمایی فضاها اشاره شده تا معلوم گردد هر کدام از فضاها مربوط به کدام شیئی یا فرآورده می باشد. علاوه برآن برای درک بهتر و روشن تر شدن موضوع مورد بحث به مساکن مشابه پوری نیز اشاره شده اند. در واقع با توصیف و تحلیل وضعیت مساکن موقت موجود در ییلاقات تالش از طریق ارائه نتایج ارزیابی انسانشناسانه انجام شده در روستاهای ترک و تالش زبان منطقه بوده است. در مجموع نزدیک به سی نقطه روستایی و ییلاقی مورد بررسی و مطالعه شد و به این منظور میانگین در هر نقطه با دو الی پنج نفر مصاحبه گردید. در هریک از نقاط با استفاده از فن مشاهده دقیق، ثبت وضعیت و شرایط مرتبط با مساکن موقت مورد ارزیابی قرارگرفته.

مهمتر آنکه درکنار پژوهش کیفی، پیمایشی کمی با استفاده از مشارکت مستقیم و نمونه گیری از افراد مطلع و معتمد محلی به همراه پرسش های از پیش تدوین شده و هدف دار به سر انجام رسید. به نظر ترکیبی از روش پیمایشی و مردم نگاری دقیق می تواند چشم اندازهای جدیدی را در زندگی جوامع پیچیده برای ما فراهم کند(کوتاک، پائیز ۱۳۸۴: ۱۲۲). هدف اصلی از این بررسی ها مطالعات مردم شناسی با بهره گیری از دانش عامه یافتن علل و عوامل گوناگونی است که در فقدان اسناد و مدارک مربوط به معماری و مسکن موقت موثر بوده اند. این پژوهش در روستای مریان و روستاهای پیرامون آن در کوهپایه تالش مرکزی انجام گرفته است. اگرچه امروزه آثاری از معماری پوری در سایتهای فعلی باستان شناسی در حوزه تالش مرکزی نشانی یافت نمی شود، ولی مطمئن هستیم با تلاش و دقت بیشتر می توان شواهدی از وجود مساکن موقت همانند پوری و نظایر آن را پیدا کرد.

این پژوهش همراه با حضور در میدان تحقیق و بهره گیری از مشارکت و پرشس از افراد مطلع ومعتمد محلی در سی نقطه مسکونی ثابت و موقت ازجمله مریان و روستاهای پیرامون آن در کوهپایه تالش مرکزی انجام گرفته است. با در نظر گرفتن شرایط اقلیمی، جغرافیایی، معیشتی و آب و هوایی منطقه بر ما روشن است که مسکن ساکنان اولیه این نقاط از نوع «پوری» بوده است. مواد و مصالح بکار رفته در آنها مانند؛ چوب، شاخه و برگ درختان محلی به دلیل طبیعی بودن به مرور زمان از بین رفته و همین امر باعث شده امروزه آثار ملموسی از این نوع مساکن در دست نداشته باشیم. همین قدمت و طولانی بودن استفاده ساکنان محلی از پوری باعث گردیده تا مردم برای هر نوع بهره برداری از پوری شکل و ساختار آن را تغییر داده و بنابر نیاز روزمره کارکرد، کاربرد، ساختار و شکل پوری را تغییر داده و مسکن جدیدی را با نام متناسب با کارکرد به وجود آوردند. این مساکن موقت با عناوینی مانند: کومه، تخته پوری، ورل، آووله، آلاجق، گوچ، قزیل و صومعه نامیده می شوند.

مقدمه : در این پژوهش منطقه جنگلی و کوهستانی تالش با مرکزیت روستای مریان و ییلاقات پیرامون آن مدنظر بوده است. یعنی نوار باریکی که از مرز بین گیلان و اردبیل شروع و تا نزدیکی شهر هشتپر ادامه می یابد، مدنظر نگارنده بوده است. در این پژوهش بیش از همه مساکن موقت و ییلاقی مورد توجه بوده که عموماً با مواد و مصالح با عمر کوتاه و تنها برای استفاده در ایام معینی از سال ساخته و مورد استفاده قرار می گیرد. این پژوهش به صورت میدانی و با حضور در محل تحقیق به همراه پرسش از دانایان و دست اندرکان محلی مبحث معماری و سازندگان آن بوده است. پژوهش اولیه در دهه ۷۰ انجام و اطلاعات در چندین فصل گردآوری شده است.

در این پژوهش به دو گروه از روستاها و مراکز ییلاقی مراجعه گردید. گروه اول روستاهایی بودند که سکونت در آنها دائمی بوده و خانه ها با مواد و مصالح مقاوم ساخته شده اند. گروه دوم روستاهای ییلاقی بودند که به مساکن آنها به صورت موقت احداث و مقاومت زیادی در برابر سرما و یخ بندان از خود نداشتند. بنابراین در ماههای گرم سال دارای جمعیت بوده و این خانه ها با نام مساکن موقت ذکر نام شده که سرآمد آنها گونه ای به نام «پوری» (puri) است. به دلیل پیشینه و ساختار بومی پوری در بین مساکن موقت سعی شده برای تشریح و توصیف آن وقت و زمان بیشتری صرف شود. به نظر مساکن اولیه در حوزه تالش پوری بوده، که به مرور زمان دچار اندک تغییراتی شده ولی مواد و مصالح آن هنوز از ترکه های درخت بلوط و گیلاس وحشی، پوست درختان جنگلی و شاخه و برگ درختان محلی تهیه می شود. در تپه سیلک کاشان یکی از قدیمی ترین محل های مسکونی ایران کهن، برخی از مهم ترین مساکن متعلق به هزاره پنجم پیش از میلاد کشف شده اند. این مساکن نسبتاً اولیه، شامل خانه های چوبی کوچکی هستند که از شاخه های درختان ساخته شده اند. (کاتب، ۱۳۸۵: ۳۳۰) امروزه در آثار پیش از تاریخ مریان نشان یا نشانه هایی از مساکن موقت دیده نمی شود. زیرا مواد و مصالح آنها به مرور دچار پوسیدگی شده و از بین رفته اند. تنها در حفاری گورهای محوطه پیش از تاریخ مریان در سال ۱۳۷۸ اجاقی بدست آمد که بسیار شبیه به اجاق های احداثی در داخل پوری است.

 ۱- نگاهی اجمالی به منطقه

تالش یا توالش یا تارش واژه اوستایی«تاوارش»(tvâreš) را تداعی می کند که واژه مصدری به معنی آفریدن به پیکر هستی در آوردن است. واژه آریایی «توارش» یا به حذف «واو» خفیف «تارش= تالش» حکایت از وجود نامگذارانی می کند که به یقین آریایی بوده اند(سرتیپ پور، ۱۳۷۲: ۱۳۴و ۱۳۵). در متون دیگر نیزبه این موضوع به کرات اشاره شده است(غدیری کفترودی، زمستان۱۳۷۸: ۴۰). روستاهای کوچک و بزرگ در جنوب شهر هشتپر همانند دانه های تسبیح پاره شده یا ستاره هایی پراکنده شده و شهر را در بین خود فرا گرفته اند. تالش مرکزی ناحیه کوهستانی و پرآب با دره ها و پوشش گیاهی مناسب است که در دیواره عظیم و مرتفع ارتفاعات البرز قرار گرفته اند و از ارتفاعات اصلی آن می توان به «تیلار»(tilâr) و «کلاهونی»(kolâhouni) همراه با افسانه ها و قصه های فراوان در بین عامه مردم اشاره کرد. روستای مریان از توابع بخش مرکزی شهرستان تالش بوده و در ۳۷ کیلومتری شمال غربی هشتپر قرار دارد. مریان از نظر موقعیت جغرافیایی از شمال به روستای ناوان، از شرق به روستای سینه هونی، از جنوب به رودخانه، دره ای عظیم و اراضی جنگلی و از غرب به روستای آق اولر محدود می‏‌شود. اهالی مریان در اصل تالش هستند، ولی با توجه به مراودات و ازدواج با ترک ها به زبان ترکی هم آشنایی کامل دارند. انواع درختان محلی و جنگلی در این منطقه به وفور دیده می شوند. اقتصاد مریان بر پایه فعالیت‏‌های زراعی، باغداری، دامداری و اندک صنایع دستی است.

۲- وجه تسمیه نقاط

نام هر یک از روستاها و نقاط ییلاقی به نوعی با مسکن بومی ارتباط دارند. بسیاری الهام گرفته از معماری یا شکل بناهای موجود در آن روستا است. برای مثال مریان مرکب از واژه «مر» به معنی جایگاه و مکان استقرار و «یان» به معنی کنار و حاشیه است. اهالی بر این باورند که درکنار جاده فعلی«مریان» به سمت ییلاق، خانه ای موقت وجود داشته به مرور چند خانه دیگر در کنار آن احداث شد و در نهایت تبدیل به روستای فعلی«مریان» گردید. برخی بر این باورند که واژه مریان از دو بخش «مر» و «یان» تشکیل شده که جزم «ر» آن به معنای آبادی و «یان» حالت توصیفی صفت به معنای بزرگ و کلان را دارد. درباره روستای آق اولر[۱] نیز به باور اهالی قبلاً اسم آن «نوادی» (noadi) بوده است. وقتی به مالکیت یکی از متمولین منطقه در می آید به دستور او نمای تمام خانه ها را سفید کرده نام آنجا را آق اولر گذاشتند. تعدد پوری هایی با دیوارهای تخته ای در روستای«تخته پوری»باعث شده نام آنجا را تخته پوری بگذارند. نام روستای کاروانسرا نیز از نام محل اطراق کاروانیان که در یکصدسال قبل در این محل وجود داشته، گرفته شده است. ناوان در گویش محلی «نواون» (noön) تلفظ و معنی آرد تازه می دهد. به روایتی در این روستا آسیابی بوده که آرد بسیار مرغوبی داشته است. نام روستای حسن دیرمانی نیز برگرفته از نام آسیابی بوده که متعلق به حسن بوده است.

۳- عوامل موثر بر سکونت در مریان و روستاهای مجاور آن:

آنچه معماری هر منطقه را تحت تاثیر قرار می دهد، تنها شرایط اقلیمی نیست، بلکه آداب و رسوم، باورها و اعتقادات خاص هر منطقه نیز تاثیر بسیاری دارند.(اخگری، ۱۳۸۴: ۸۵ و ۸۶) مریان و روستاهای مجاور آن علاوه بر موارد فوق عواملی چون: آب و هوا، پوشش گیاهی و جانوری، خویشاوندی و نسبت های فامیلی، هویت محلی و منطقه ای، تعلق خاطر به هم محله ای، کوچ و کوچ نشینی و تغییرمکان، پراکندگی انسانی و نوسان جمعیتی، شغل ساکنان، مالکیت زمین و مرتع در آن تاثیر گذار هستند.  

۳-۱- آب و هوا

این حوزه دارای دو بخش جلگه ای و کوهستانی است. در ارتفاعات زمستان‏ سرد و تابستان‏‌ معتدل است. روستاهای «کسمه جان» (kasma jân)، «ماشین خانه»(mâšin xâna)، «زنبوره چول» (zanboura čol) و «شیله وشت»(ila weštš) به دلیل نزدیکی به جلگه در زمستان هوای معتدلی دارند. ولی در تابستان و بخشی از فصل بهار هوای آن گرم و مرطوبت است. در ییلاقاتی مانند؛ «مریان» (maryân)، «دیزگاه»(dizgâh)، «تخته پوری» (taxta puori)، «صله یوردی»(sala yuordi)، «طول سر»(tuola sar)، «دران»(derân)، «چم چم» (am čamč)، «گل جعفر»(gole jafar) و «کره پیشت»(kera pišt) زمستانها سرد و طاقت فرساست. ولی در تابستان از هوای خنک و مطبوعی برخوردارند.

۳-۲- پوشش گیاهی و جانوری

ابرهایی که از دریای مازندران به سمت ارتفاعات می آیند، در سینه کش ارتفاعات منطقه گرفتار شده و مجبور به بارش می شوند. تداوم بارش ها باعث سرسبزی مراتع شده و بهشتی برای دامداران می شود. پوشش گیاهی منطقه شامل؛ چمنزار، پونه، شوید،«اسپی پوزه» (espiya poaza)، «گیل دیک»(gildik)، «بادباد»(bâdbâd)، «دامارجه»(dâmârja)، قارچ­کوهی، گل پر، گل­گاوزبان، «مرزه» (marza) و… است. انبوهی از درختان جنگلی در مناطق جلگه به چشم می خورد درحالیکه با رفتن به ارتفاعات از تعداد آنها کم و تُنک شده و نهایتاً در مناطق هم مرز با خلخال تعداد آنها به مقدار زیادی کم می شود. تفاوت پوشش گیاهی درمساکن منطقه نیزتاثیر گذاشته و دگرگونی در شکل، پلان، مواد و مصالح به وضوح قابل مشاهده است. تاثیر پوشش گیاهی در تیپ مسکن بسیار زیاد است تا آنجا که وقتی از اراضی تالش به حوزه خلخال نزدیک می شویم با روستاهائی مانند «کلستان»(kalestân) و دیگر نقاط مواجه می شویم که مساکن آنها کاملاً کوهستانی با دیوارهای سنگی و بام های مسطح هستند که همانند مکعب های به هم فشرده در هم تنیده اند. در پشت بام خانه های این روستاها حجم انبوهی از تپاله های گاوی را مشاهده می کنیم که به عنوان هیزم فصول سرد سال بر روی هم انباشته شده و مخروطهایی را پدید آورده اند. این تپاله ها نشان از طولانی و سخت بودن روز های سرد سال دارند. با توجه به اقلیم مرطوب سواحل دریای مازندران در کلیه نقاط تالش[۲] بجز منطقه خط الراس[۳]، پوشش گیاهی مانند درختان لَرگ، شیردار، کَلهو، آزاد، انجیلی یا آسوندار ، مازو، لالِکی[۴]، انار، انجیر، آلو، گیلاس، زردآلو، ازگیل، گلابی، سیب، شمشاد ، به، گردو، فندق، اوجا[۵]، اَفرا، انجیر، مَمْرز و خرمالوی وحشی دیده می شود، که در ارتفاعات به تدریج به گیاهان دارویی و پوشش گیاهی کافی برای چرای دام مبدل می شود. پوشش گیاهی مناسب باعث تجمع گونه های متعدد جانوری در این حوزه شده که از جانوران منطقه تالش می توان به؛ ببر، پلنگ، گرگ، روباه، شغال، گراز، خرس قهوه­ای، آهو، مارال، بزکوهی، خرگوش، سمور، راسو و موش اشاره کرد. از پرندگان نیز می توان از؛ غاز وحشی، خوتکا، مرغ غواص، مرغابی و تورنگ نام برد(بازن، شهریور ۱۳۶۷ : ۱۱۲و ۱۱۴ و۱۳۲ و۱۳۴).

۳-۳- رابطه خویشاوندی و هم محلی

پوری موارد استفاده متعدد در زمان و مکانهای گوناگون دارد. هریک از نقاط ییلاقی و قشلاقی مخصوص استقرار تعدادی از دامداران یا افراد جلگه نشین است که تابستان را در آنجا طی می کنند. گاهی ساکنان یک محله ییلاقی را ساکنان یک یا چند روستای جلگه ای تشکیل می دهند. در مواردی هم ساکنان محلات جلگه ای در ییلاق به فاصله ای از هم پوری احداث نموده و محل استقرار آنها به همان نامی ذکر می شود که در قشلاق به آن معروفند. در ادوار پیش از تاریخ نیز یک خانه تنها یک محل مسکونی نبوده است، بلکه به عنوان یک واحد اجتماعی عمل می کرده است که از ترکیب آن واحدهای کوچک اجتماعی با فرهنگ خاص خود شکل می گرفت(شهمیرزادی،۱۳۷۴: ۱۵). درکنار خانه، محله ومحل قراردارد. درواقع محله فضایی است ورای کوچکترین واحد اراضی، یعنی خانه مهمترین واحد پیوند و تعلق افراد به جامعه و مرز و بوم است. محل نیز مقیاس بزرگتر از محله بوده و از مجموع چند محله تشکیل می شود و هر محله با اسم مکان مخصوص به خود نامیده می شود(برمبرژه، ۱۳۷۰: ۵۱ و ۵۲). این مورد در ییلاق دران به وضوح قابل مشاهده است. گرد آمدن اعضای یک طایفه یا خویشاوندان در یک محل و احداث پوری و خانه همواره در شکل دهی مساکن یک مجموعه موثر بوده و سابقه سکونت، مراتب اجتماعی یا ریش سفیدی افراد در جانمایی خانه ها نقش دارد. وجود چند طایفه در برخی روستاها و نقاط ییلاقی باعث تشکیل یک محله شده و گاهاً پرچین و مرزی بین خانه ها و زمین های طوایف دیده می شود. برای نمونه در کسمه جان چهار طایفه اصلی زندگی می کنند، که سه طایفه جعفری، قاسمی و زینعلی، زمین و خانه های خود را از طایفه مرادی که از با سابقه ترین طوایف این روستا هستند، خریداری کرده اند. با این حال زمین و خانه های مرغوب هم اینک در مالکیت طایفه مرادی قرار دارد. محلات متاثر از خویشاوندی بیش از همه در ییلاق «دران»(derân)مشاهده می شود. حضور طوایف مالک زمین و مرتع در این ییلاق در برخی از سالها در مقایسه با سال های دیگر زیاد بوده و تعداد این محلات را به چهارده پارچه محله نیز می رساند. مساکن محلات ییلاق دران عمدتاً شامل؛ پوری، ورل، تخته پوری و دیگر مساکن موقت است. محلات روستای ییلاقی دران شامل؛«ویشه­سه»(wiša sa)، «کتاهل»(ketâhel)، «بیل­گودبر»(bil gudaber)، «قبره پِشت»(qabera pešt)، «بیل­گو»(bilgü)، «لوره­سه»(lorasa)، «سیووده»(syöwada)، «کومه پِشت»(kuma pešt)، «اسپی لیسن» (espi lisan)، «خرمن­محله»(xarman mahala)،«دران»(derân)، «ادلسی­کش»(adlarikaš)، «مینه­رو»(minarü) و«پیرمه دوله» (perma dule) می شود. در بین آنها محله کتاهل تنها یک پوری دارد. درخرمن محله طوایف سلیمی و فتحی زندگی کرده و بر اساس طایفه این محل به دوقسمت مجزا شده است. محله بیل­گو که بیش ازپنجاه خانوار را در خودجای داده و پوری های طوایف بدون اینکه تفکیکی بین آنها باشد، در کنار همدیگر قرار دارد. از اصلی ترین طوایف محله بیل گو می توان به؛ شریفی، مقامی، جمالی و بهمنیار اشاره کرد. ده طایفه در محله قبره پِشت درکنار هم زندگی می کنند که مساکن موقت و پوری آنها ازهم جدا بوده و هرطایفه حد ومرز خودرا دارد. طوایف محله قبره­پِشت شامل؛ فرهادی، مجنونی، شبانی، ببری، زینعلی، میرزایی، جوادی، نادری، سلیمی و شوقی می شود.

 ۳-۴- تغییر مکان

کوچروها در طول زمان ییلاق گاه در یک محل و گاهی در چند محله به تفکیک طایفه یا روستای قشلاقی اقدام به احداث پوری و اقامت می کنند. بنابر تشخیص ساکنان قشلاقی یک روستا در دو یا چند نقطه ییلاق می کنند. برای نمونه برخی از ساکنان روستاهای ماشین خانه و کیش دیبی فصل زمستان را در همانجا سپری کرده، بعد از عید هر سال به ییلاق شیله وشت رفته، تا دو ماه در آنجا اطراق می کنند. بعد از دو ماه[۶] به ییلاق دران رفته، بین دو تا سه ماه در آنجا مانده، مجدداً بیستم شهریور ماه تا بیستم مهر ماه به طرف شیله وشت طی طریق می کنند. این چرخه همه ساله تکرار می شود.

۳-۵- پراکندگی انسانی

شرایط اقلیمی تالش و ارتباط آنها با مراکز ترک نشین ناحیه غربی و نیز مهاجرت ها و رفت و آمدها در طول دوره های مختلف سبب پذیرش زبان ترکی در بخش هایی از تالش شده(فاخته جوبنه، ۱۳۸۶: ۳۵) به طوریکه در مناطق جلگه ای اکثریت با تالش هاست ولی هر چه به مناطق مرتفع نزدیک می شویم برخی از گروههای مهاجر ترک زبان[۷]دیده می شوند که به طور دایم و موقت در روستاها و مناطق ییلاقی سکونت دارند. برهمین اساس بیشترین ساکنان روستاهای«گاودول»(gowdul)، «سینه­هونی» (sina houni)، «آق­اولر»(q ewlarâ)، «ناوان»(nâvân)، «داش­دیبی»(dâšdibi)و «صله­یوردی»(sala yuordi) تالش تبار و تعدادی نیز مهاجرین ترک زبان هستند. هر یک از نقاط ییلاقی و قشلاقی منطقه مخصوص استقرار تعداد معینی از تالش هاست. اگرچه روستای مریان خود ییلاق جلگه نشینان در روزهای گرم سال است. ولی برخی از اهالی دایمی مریان در روزهای گرم به ارتفاعات بالادست روستا برای ییلاق نقل مکان می کنند.

۳-۶- نوسان جمعیتی

در نوسان جمعیتی این نقاط شرایط اقلیمی و جغرافیایی، نوع معیشت و ارتزاق اهالی موثر است. در غالب نقاط ییلاقی پوری احداث و مورد بهره برداری قرار می گیرد، ولی با شروع سرما تا نیمه اول فروردین ماه بسیاری از نقاط فاقد سکنه شده و پوری های بدون سکنه به انتظار کوچگران تا ییلاقی دوباره به نظاره می نشینند. شاید این نوسان جمعیت دلیلی باشد برای این موضوع که نتوانیم تعداد دقیق پوری و ساکنان ییلاق را از منظر آماری مورد مطالعه قرار دهیم. باهمه این احوال نقاط مورد مطالعه را از نظر نوسان و تحرک جمعیتی و سکونت درطی سال به شکل زیر می توان دسته بندی کرد:

۱- در طول سال تعداد مساکن و خانوار در نقاطی مانند؛ مریان، آق اولر، دیزگاه و سینه هونی ثابت بوده و تنها در زمان ییلاق تعدادی پوری یا نوع دیگر مساکن موقت به آنها اضافه شده و به تبع آن جمعیت نیز افزایش می یابد.

۲- در برخی از مناطق ییلاقی مانند؛ «رشه­یوردی»(raša yurdi)،«گچی­مر»(gači mar)، «آق­سو»(q söâ)، «یازیوردی»(yâz yurdi) و دران در ماههای سرد سال فاقد جمعیت بوده و در ایامی از سال نیز رفت و آمد به آنجا بسیار مشکل می شود. برای نمونه در فصول سرد سال ییلاق دران فاقد جمعیت است ولی در زمان ییلاق بیش از سیصد خانوار در پوری های آن ساکن می شوند.

۳- درنقاطی از ییلاق بدون توجه به خویشاوندی و محل قشلاقی، تعدادی را در خودجای می دهد. این گروه صرفاً بر اساس دام و مرتع مشترک در کنار هم مستقر می­شوند. آنها علاوه بر همسایگی، دامهای خود را دریک گله و به نوبت به چرا می برند. محل احداث تعدادی از پوری ها را با عنوان «پشی ئیر»(paši yar) می نامند. وجود مجموعه ای به نام پشی ئیر باعث گردیده تا بسیاری از دامداران به طور مستمر در ییلاق باقی نمانند و پس از اتمام مراتع و چراگاههای «پشی ئیر» به نقاط پایین دست سرازیر شوند.

۴- در برخی نقاط ییلاقی نوع سکونت درطی سال با دیگر نقاط متفاوت است. مثلاً در سینه­هونی برای ییلاق به فاصله اندکی از روستا می روند که عموماً در ارتفاعات و تپه­های مجاور روستا است. ساکنین ییلاق تنها برای خرید آذوقه و دیگر مایحتاج روزمره یا شرکت در مراسم خاص به روستا بر می گردند.

۳-۷- مالکیت

مالکیت چشمه، زمین و مرتع به همراه پوری و مساکن دیگر در اختیار و مالکیت ییلاق نشینان تالش قراردارد، بدون آن که اسناد یا قباله ای رسمی دردست داشته باشند. درطی ماههایی که ییلاق خالی از جمعیت است، بیشتر اسباب و اثاثیه موجود در پوری برای سال بعد باقی مانده بدون آنکه روستانشینان به آن دستبرد بزنند. تنها با یک چپر ورودی پوری را مسدود می کنند تا به بقیه بفهمانند که مالک پوری در آنجا نیست.

مجدداً در سال جدید با بهبود آب و هوا کوچگران دوباره به ییلاق آمده در اراضی و مراتع خود ساکن می شود. در این خصوص دمرگان می نویسد: کوچ صعودی در ماه مه[۸]و کوچ نزولی در ماه سپتامبر[۹] انجام می گیرد. هر دسته از شبان های هر اردو، در چراگاهی که سال قبل در آن زیسته اند، مستقر می شوند(دمرگان، بی تا: ۳۱۴).

۳-۸- گروههای شغلی

در طول زمان استقرار در ییلاق به غیر از کوه نشینان و چوپانان، خانواده های فاقد دامی هستند که نسبت سببی یا نسبی با آنها دارند، در ییلاق مستقر می شوند. ولی مرتع و علف چر خود را به دیگر اقوام و خویشان دامدار خود به صورت سالانه، موقتی و عاریه واگذار می نمایند. این گروه به ییلاق آمده، اقدام به احداث پوری نموده و تا نیمه فصل تابستان و زمان برداشت برنج در آنجا مانده و با شروع برداشت برنج به سواحل و جلگه باز می گردند. بر اساس نوع سکونت و شغل، ساکنین نقاط کوهپایه تالش را می توان در گروههای زیر تقسیم بندی نمود.

۱- افرادیکه تنها به نگهداری دام اشتغال داشته و کوچرو هستند را اصطلاحاً «چوبان»(čobân) می نامند. این گروه از اردیبهشت ماه تا دهم مهر ماه در ارتفاعات مساکنی مانند؛ پوری، گوچ، آووله و یا ورل احداث نموده به چرای دام در محدوده های از پیش تعیین شده مشغول می شوند. بعد از ماه مهر به نقاط پایین دست سرازیر شده و دام ها را در آغل نگهداری می کنند و گاهاً به کارگری مشغول می شوند. در نقاط دیگر گیلان جابجایی دامداران برای انتقال دام ها به چراگاههای کوهستانی آنها را وادار به داشتن دو نوع مسکن کرده است. (محب حسینی، پائیز و زمستان ۱۳۸۳: ۱۲۶ )

۲- گروه دیگری از ساکنان هستند که در نقاط کوهپایه تالش مسکن دایم دارند. این گروه هم به کار دامداری و هم به کشاورزی اندک اشتغال دارند و تمام فصول را در کوهپایه ها به سر می برند. این عده را در اصطلاح «داغچی»(dâq či) می نامند.

۳- گروه دیگری که تعداد آنها از دو گروه فوق کمتر است از مریان و ییلاقات آن به عنوان استراحتگاه در طول دوره ییلاق به مدت بسیار کم بهره می گیرند. این عده در جلگه به شغل برنج کاری و دیگر امور اشتغال دارند و در کوهپایه به کشاورزی یا دامداری نمی پردازند. این گروه را کوهپایه نشینان اصطلاحاً«تولش»(töleš) می نامند. (تصویر ۵)  دمرگان تالشها را یکجا نشین می داند که در دهستانها زندگی می کند، زمین را کشت کرده و گله های خود را در کوهستانهای مجاور چرا می دهد.(دمرگان، بی تا: ۳۱۴)

۳-۹- کوچ

کوچ و جابجایی در نقاط مشخص صورت گرفته و جنبه اقتصادی داشته و با نظم خاص طی سالیان متمادی استمرار یافته است. جابجایی و تردد دامداران حوزه تالش در طول سال چنان نظم خاصی دارد که انسان را مبهوت می کند و به این فکر فرو می برد که طبیعت و داده های آن تالش نشینان را همانند برده ای به دنبال خود می کشاند. دامداران مریان و روستاهای اطراف آن به طور متوسط جابجایی خود را در طول رودخانه کرگانرود جنوبی و حاشیه آن در بین بیست تا چهل و پنج کیلومتر انجام می دهند. دامداران کوچ رو، در کنار کوچ سالانه، اندک وسایل و نیازمندی روز خود را در این صعود و نزول به همراه می برند تا هر جا که لازم باشد، از آن بهره بگیرند. از این جهت جز لوازم اولیه ضروری و بسیار سبک و کم حجم، نمی توانند با خود حمل نمایند. بقیه اقلام و وسایل خود را در مساکن مربوط به قشلاق که خانه هایی از سنگ و ملاط گل، چوب و تخته با سقف شیروانی است، نگهداری می کنند.

 در نقاط ییلاقی هنگام استراحت در شب، احتیاج به سرپناهی دارند و در روز برای مختصر اثاثیه زندگی خود به مسکنی نیازمندند که از ساده ترین و کم هزینه ترین نوع ممکن باشد. برای این منظور پوری مناسب ترین نوع مسکن است که با استفاده از چندین قطعه چوب باریک ساخته می شود. بازن می نویسد: «دیواره های ساخته شده با تنه درختان به وضوح از چوب بست مورب بیشتر هستند و تعداد زیادی از خانه ها روکش گلی ندارند، بام ها از تخته پوشیده شده اند که این تخته ها یا میخ شده اند و این که به چوب های سقف فرو رفته اند و اجباراً برای این که باد آنها را جابجا نکند بر روی آنها در سنگ چیده اند.» (بازن، شهریور ۱۳۶۷: ۳۳۲ و ۳۳۳ ) ییلاق نشینانی که شغل آنها در ارتباط با کاشت برنج یا مشاغل دیگر بوده و به نوعی فعالیت اصلی آنها شهرهای ساحلی می باشد، معمولاً خانه ای در ییلاق دارند و ابزار و وسایل اندک و ضروری زندگی را به طور دائم در مساکن ییلاقی خود باقی می گذارند و هر سال در فصول بهار وتابستان یک تا دوماه و گاه سه ماه ازسال را درییلاق سپری می­کنند.

برنج­کاران معمولاً فصل برداشت برنج به سواحل دریای مازندران باز می گردند که از نیمه دوم مرداد شروع می شود و تا اواخر مرداد در کنار مزارع خود مستقر می شوند. در این باره کوه­نشینان باوری را به این مضمون نقل می­کنند؛ «بجارکاران»[۱۰] (bejâr kârân) باید در ایام موسوم به«ششه ولون»(šešavaloun) به گیلان بروند. چون در طی این شش روز[۱۱] خداوند فرصتی به آنان می دهد تا وسائل خود را در ییلاق جمع کرده به سوی نواحی جلگه ای نقل مکان کنند. این گروه از تالشان برای تامین معاش گونه ای از نیمه کوچ نشینی را اختیار کرده اند. محتوای این شکل از تامین معاش دامداری آمیخته با کشاورزی است که در عصر مفرغ در برخی از نقاط خاورمیانه مدتها پیش از آن در آسیای مرکزی وجود داشته است. با این حال وجود فعالیت زراعی به عنوان عاملی در جهت اقتصادی این گونه جوامع بر فعالیت دامداری که فعالیت اصلی آنهاست اثر می گذارد (بیگدلی، زمستان ۱۳۶۹: ۳۹۰). این گروه مساکن خود را به افراد کوه نشین که تمام سال را آنجا حضور دارند می سپارند، تا از مساکن و لوازم آنها در مقابل حوادث طبیعی و انسانی محافظت نمایند. مساکن مربوط به این گروه که معمولاً از نقاط شهری یا محلات حومه آن به ییلاقات می آیند نسبت به بقیه شکیل تر و به روزتر و از مواد و مصالح مرغوب تر انتخاب می شود.

به بیان دیگر این عده بدلیل گرمای طاقت فرسای تابستان و شیوع انواع بیماری های واگیر و بویژه وجود بیماری مالاریا که پشه ناقل آن در تالابها و باتلاقها تولید مثل می کند، بخشی از سال را به نواحی کوهستانی می روند و در کنار ساکنین دایمی آن نقاط زندگی می کنند. در مریان، آق اولر، دیزگاه و گاودول از این نوع مساکن دیده می شود و هر روز به تعداد آنها نیز افزوده می شود. در حالیکه هرچه به سوی ارتفاعات پیش برویم از تعداد آنها کاسته شده و در ارتفاعات بالا دست که درختان جنگلی تمام می شوند، هیچ نوع بنا و ساختمانی که مربوط به افراد متمول باشد به چشم نمی خورد. در مریان و روستاهای مجاور به دلیل شرایط خاص جغرافیایی و اقلیمی، نقاط مورد سکونت از لحاظ پراکندگی خانه ها تقریباً متفاوت از همدیگر هستند. از جمله مسائل تاثیرگذار در پراکندگی خانه ها وجود رودخانه، دره، نقاط جلگه ای، مراتع و چشمه ها را می توان نام برد. با این حال می توان روستاهای حوزه مورد مطالعه را به روستاهای خطی، روستاهای پراکنده، روستاهای توده ای یا مجتمع، روستاهای تپه ای، روستاهای هرمی دسته بندی نمود. در این مناطق مساکن متنوع و گوناگونی از لحاظ ساختار، مواد و مصالح، شکل و فضاهای داخلی به چشم می خورد.

هر چه به سوی نقاط پست و سواحل پیش می رویم، ساختمانهایی با سقف شیروانی و دیوارهایی از الوار، چوب و تخته خودنمایی می کنند. علاوه بر آن در نقاط ما بین ییلاق و قشلاق خانه هایی با دیواره های تیر و تخته وجود دارد که روی آنها را بوسیله کاهگل اندود کرده اند. در روستای شیله وشت که بین این دو ناحیه قرار دارند، ساختمانها چند گونه اند. هم می توان ساختمان زمستانی، بهاره و هم پوری یافت. در ارتفاعات قبل از رسیدن به سرحد تالش و خلخال همانند روستاهای؛ مریان، آق اولر، تندبین، گاودول، دیزگاه و داش دیبی خانه ها دارای دیوارهایی از خشت، سنگ چین و قلوه سنگ هستند. گاهی دیوارها از الوار یا چوب و تخته اند که دور تا دور دیوارها را با کاهگل اندود نموده اند. در برخی نقاط علاوه بر پوری که مخصوص تابستان است، چند تیپ خانه به چشم می خورد. خانه هایی وجود دارد که با مواد و مصالح  سنتی یا امروزی ساخته شده اند. بنابر این مساکن موجود را می توان در شش گروه شیروانی دار ، بام مسطح، گنبدی، جدید، دو طبقه دسته و موقت بندی کرد.

۴- مساکن موقت

 مساکن موقت بن مایه اصلی این پژوهش است. این مساکن عموماً با شاخه های نرم درختان جنگلی و سقف آن، عموماً حالت گهواره ای یا مدور درست می شوند. پوشش سقف­ها نیز با شاخه و برگ، نایلون و چادر بافته شده ازموی بز پوشیده می­شوند. رایج ترین این نوع مساکن«پوری»(pouri) بوده و از لحاظ تعداد بیشتر در ارتفاعات و نقاط ییلاقی به چشم می خورد. شکلهای تغییر یافته آن با عناوینی چون:«کومه»(kuma)، «صومیه»(sumya)، «آووله» (âwola)، «ورل»(varal)، «گوچ»(goč)، «آلاچق» (lâčeqâ) و «قزیل» (qazil) نامیده می شوند.

۴-۱- پوری

یکی از سابقه دارترین، رایج ترین و شکیل ترین مساکن مناطق ییلاقی را پوری تشکیل می دهد. بقایا و آثار اجاق به دست آمده از حفاریهای گورستان پیش از تاریخ مریان که شباهت بسیاری به اجاق های فعلی داخل پوری دارد. این احتمال را به ما می دهد که با بررسی و تحقیق پیرامون این گونه اجاقها به آثار یا بقایایی از پوری ها دست یافت.

    پوری با زندگی کوهپایه نشینان هماهنگی داشته و اهالی زندگی در پوری را ترجیح می دهند. زیرا پوری براساس نیازمندی ساکنان تعبیه و طراحی شده است، تا در ماههای سرد و گرم سال مامن خوبی برای دامداران و ییلاق نشینان باشد. از پوری برای زندگی یا نگهداری دام بهره می گیرند. پوری مخصوص دام، مواد و مصالح مرغوب ندارد و صرفاً سرپناه محسوب می شود. پوری هایی که برای سکونت در نقاط ییلاقی وجود دارد، بسیار مجلل و زیبا ساخته می شود و سازندگان آن تمام هنر خود را در این راه بکار می برند تا پوری محکم و با دوام و زیبا گردد. برپا کردن پوری نیازبه مهارت و تبحر خاص دارد. هنگام احداث پوری اگر پایه های پوری اشتباه یا کج نصب شود، ساختار و چهارچوب آن به هم می ریزد. در نقاط مختلف پوری را «پور» (por) و «پُور»(pör) هم تلفظ می کنند. ولی اصطلاح غالب همان واژه پوری است. نمونه های شبیه به پوری در نقاط مختلف ایران از جمله در بین عشایر بلوچ نیز به چشم می خورد. در بلوچستان نوعی از خانه های چوبی به سبک پوری احداث می شود. با این تفاوت که چوبهای تشکیل دهنده آنها نزدیک به هم بوده و صرفاً برای سکونت انسان است. این نوع مساکن را «لوگ»(lug) می نامند، اجزای «لوگ» معمولاً از شاخه و برگ درخت خرما است.(جانب الهی، زمستان ۱۳۷۲: ۲۲) از نمونه های شبیه به پوری در نقاط دیگر خاورمیانه نیز به چشم می خورد که توسط گروههای مختلف دامدار خاورمیانه ساخته می شوند و بعضی ها با حصیر نی و یا برگ درخت خرما[۱۲]، و بعضی دیگر در محدوده یورت آسیای مرکزی با قطعات نمد پوشانده شده اند که برای آنها واژه «کومه» را بکار می برند. (بازن، شهریور ۱۳۶۷: ۳۳۶ )

پلان پوری: پوری با پلانی مدور و متمایل به بیضی که برای انسان ساخته می شود. درگوشه ای از پلان فضایی به میزان یک تا دو مربع به عنوان «گوچ»(göč) دریکی از اضلاع بیضی شکل پوری درنظر می گیرند تا مرغ و ماکیان یا بره و بزغاله وگوساله شیرخواره را شبها آنجا نگهداری کنند. محلی هم برای اجاق یا بخاری در کنار در ورودی در نظر گرفته می شود. ادامه مقاله در بخش دوم …

Print Friendly, PDF & Email

درباره ی مدیر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *