خانه > گوناگون > ماو آن روزها و شالیزار

ماو آن روزها و شالیزار

روایتی خاطره انگیز از کاشت،داشت وبرداشت برنج

میر احمد پوراسدالله

شالیزارکوه ودشت از لکه های برف، ابلق است. گل وردی شلوارتنگ متقالی اش رامی پوشد. گاوآهن رابردوش می گذارد. سرطناب وَرزا را می کشد . پابرهنه ازکوه باایمانی استوار. باسینه ای گشاده ترازجلگه ها، قدم به عرصه برنجزارمی گذارد.

سطح مزرعه پوشیده ازاَشکٚل (ته مانده ساقه های پوسیده برنج) وانواع گیاهان هرز، پوشیده است.

گل وردی آخرین مشت ازساقه برنجی را که سال قبل دروکرده بود، به نشانه برکت وتیمن، تاامسال نگه داشته . آن رابه وَرزا می خوراند. این رسم همیشگی رابه جای می آورد.

چمناز،همسروفادارگل وردی، سیبی برروی شاخ گاومی زند.

گل وردی به نیت یمن خوش آن رامی خورد. سپس  یوغ و گاوآهن برورزا می بندد و آن را درمزرعه به حرکت می آورد وزمین را می شکافدو وریشه انواع گیاهان را  می کندو زیرورومی کند.

 گل وردی مدتی استراحت می کندو به بجار فرصت می دهد که نفس تازه کند . سپس ازنیمه اسفند ماه مرزِ لٚکَ (کرت ) ها رابازسازی می کندو کف آن هارا را برای آبگیری ، هموار می کند. ازنیمه اول فروردین داس وبیل رابرداشته ودوباره به مزرعه می رود.برخی گیاهان خودرورامی بردودرمزرعه می ریزد تاکود موردنیاز رافراهم سازد.

گل وردی می رود تا برای دومین بارزمین رازیرو رومی کند.. سپس مرزهای مزرعه راصاف کند. او پیش کاول به دوش و ورزا به پیش، به سوی شالیزار می رود. ب سطح مزرعه را صاف ویکدست می کند. مزرعه هم که همیشه مهمانان ناخوانده خودش رادارد.  لاک پشت، قورباغه،کاپیش (آبدزدک) مارو زالو. ای بساکه زالوازکله صبح به رگ وخون گرم برنجکارمی چسبدوتالنگ ظهرمی مکدوبرنجکاررافرصت جداکردن آن ازخودنیست.

گل وردی وچمناز روزچهارشنبه سوری به رسم روزگاران کهن و سنت نیاکان، پس ازانتخاب زمین خزانه برنج، محدوده آن راپرچین کرده وداخل آن رابه قطعات کوچکتروبامرزهای ظریف تر درست می کنند.

چمنازجوی صدری، چمپا،عنبربو، مولایی وغریبه رابانازونوازش درقطعه های (کله) توم بجارمی ریزدوسه روز بعد همراه با گل وردی قدری کاه (کلَش) رامی سوزانندوخاکستر تیره آن رابرتوم بجار می پاشند.گل وردی می گوید: سوخته کلَش نوعی حفاظ برای شالی جوانه زده است ، درحقیقت نوعی عایق برای آن است تاسبزینه برنج درهوای سردبهاری ازسرماسیاه نشود.شالی بعدازحدودبیست روزدرخزانه سبزشده وقدکشیده وآماده نشا می شود.

چمنازبادخترش قماش سراسراردیبهشت رامشغول نشاست و دوارَ و وجین هستند . گل وردی توم (نشا) رامشت مشت ازتوم بجارمی کندودرسبد می ریزدو برای زنان نشاکار، می برد می برد.

یک روز چمنازوقماش که به تنهایی از عهده انجام به موقع کار نشا و وجین برنمی آیند،  یاورخبرکرده اند. یاوری یک رسم دیرین وهمگانی به منظور کمک رساندن در کار مزرعه است .چون همه کشاورزان به یاورنیازمندند ازاین بابت به یاور مزد پرداخت نمی شود . چناز و دخترش درروزهای دیگربایدبه یاری یاوردهندگان بروند و ککک آنان را جبران کنند .

روز نشا زنان به برنجزارمی روند.روسری به سروچادردستباف شطرنجی به کمردربجارتشت می کوبند،می رقصندوانواع ترانه محلی می خوانند. خوش صداترین شان ترانه ای را می خواند و دیگران قسمتی از آن را تکرار می کنند :  آمان آمان آمان آمانَ لَیله …

چمنازوقماش کارنشارا تمام کرده اند وجواب یاوری راداده اند،اماکارتمام نشده.گل وردی واردمرحله ای شده به نام گدابهار. زمانی که شدت کار است و دست کشاورز خالی. گل وردی به ارباب روی می آورد ویک خرواربرنج ازارباب به عنوان سلف می گیردوقول می دهددوبرابرآن راهنگام برداشت محصول به ارباب پس بدهد.(امروزه بانک هاسلف خرهای جدیدهستند).چندروزی می گذرد.گل وردی به بجارسرمی کشدوبرنجزاررا آبیاری می کند.شب به چمنازمی گوید: گیاهان خودرو وعلف هرزیادشده اند. بایدهرچه زودتر برنجزاررا وجین بکنیم.زنان خانواده به بجارسر می روندوعلف های هرزرا یکی – یکی از ریشه می کنند.

حدودنیمه خردادپس ازچندروزاستراحت چمنازخودرابرای وجین دوم(دوباره)آماده می کنند.

دیگرکارچمنازوقماش وزنان خانواده تمام شده وگل وردی هرروزیک و دوباربه برنجزار سرمی زندکه بی آب نماندوکاپیش به نشاآسیب نرساند.

گل وردی حساب می کند۱۰۰روزطول می کشدکه خوشه ببندد.هربارگل وردی می بیندخوشه هاپربارتروسنگین ترمی شود،دست دعابه آسمان بالامی برد.

گل وردی کوتامی رادروسط برنجزاردرست کرده وهرشب تاصبح درآن بیدارمی ماند تاخوک به برنجزارآسیب نرساند.اگرهم خواب به چشم اوبیایدپشه مجال مژه زدن به اونمی دهد.

گل وردی می بیندبرنج نورس وسبزمایل به زرداست.چندمشت ازآن را(جوکول یاجیکل)برای ارباب می برد.مدتی بعدگل وردی همسایه هاواقوام رابرای یاوری دعوت می کندوبرنجزاررادرومی کنند.بعدخودبه کمک یاوران می رودتاکل برنجزارهاتمام شود.

گل وردی به بازارمی رودوچندقواره پارچه می خردوبرچوبی آویزان می کندبه عنوان بوروم.یاوران جوان باهم کشتی می گیرندوبرندگان هدیه خودراازبوروم برمی دارند.

Print Friendly

درباره ی مدیر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *