خانه / تاز ه ها / قَلَه روخون، قَلعِه رودخان، یا قلعِه ی رودخان؟

قَلَه روخون، قَلعِه رودخان، یا قلعِه ی رودخان؟

قلعه رخونمحمد حسین شمسایی

طی دو دهۀ گذشته، کارگزاران فرهنگی و دیوانی، گامهای بسیار خوب و بزرگی در بازسازی و شناساندن دژ باستانی روستای «قَلَه رُوخون» برداشته‌اند. در این راستا دو کار بزرگ انجالات تا م گرفته است؛ یکی آنکه مردم ایران را با این دژ بیشتر آشنا کرده اند و روستاهای پیرامون دژ، مانند «قله روخون»، «حیدَرَه لات» و «فوشه» را چون گردشگاهی بزرگ در آورده اند؛ دومین کار، سنگفرش کردن راه دژ از روستای حیدَرَه دروازۀ دژ ونیز بازسازی سازۀ خشتی آن است.

به راستی اکنون آگاهی و شناخت مردم ایران به ویژه گیلانیان دربارۀ این دژ به اندازه‌ای است که شمار فراوانی از ورزشکاران، بامدادان، خود را به پای این کوه می‌رسانند و بالا رفتن از راه جنگلی و زیبای آن و رساندن خود به درون این دژ را ورزش بامدادی خود به شمار می‌آورند. نگارنده شمار فراوانی از کوهنوردان را دیده است که از شهرهای دیگر به اینجا می‌آیند و از راه این دژ، به ییلاقهایی چون «مَتُّه خونی»، و «دایلَه سر» فراز می‌روند و فرود می‌آیند. نیز اکنون رویکرد جوانان عاشق پیشه به این سرزمین رازآلود و شیداگر چنان شده است که عاشقانه‌هایی دربارۀ آن سروده‌اند.
قَلَه روخونی قَلَه جَنگلَه را مَتَّه خونی اَدیم سَوزَه نَرَه را
ت م نَه بال بّ بال قدم بژَنی دِ ناجَه نِمونو دیلَه گلَه را
(در راه جنگلی دژ روستای قلَه روخون، و راه سبزه‌زار و هموارِ آن سوی ییلاق مته‌خونی؛ اگر تو دست در دست من بگذاری و با من بگردی،‌ دیگر هیچ آرزویی بر دلم نخواهد نماند).
با انجام این همه کار، ولی در برخی زمینه‌ها چندان ریزبینی و ژرف نگری نشده و چشم پوشی از همین ریزخَجَک ها، پیامدهایی را برجا می‌گذارد که روند کار فرهنگی و نامگذاری جاها و کسان و سازه‌ها را در آینده دگرگون و بسا پیچیده خواهد کرد.
سه چیز در فرایند بازسازی دژ، نادیده گرفته شده است؛ یکی نام‌گذاری روستای «قَلَه روخون»، دوم شیوۀ راهنمایی گردشگران و سوم نام خود دژ.

نام گذاری روستای «قَلَه روخون»
مردم این سامان، از دیرباز با گویش بومی خود، نام این روستا را «قَلَه روخون» (GHALAROXOUN) گفته‌اند، ولی از دهه‌های پیش که نوسازی در کشور آغاز شد و سازمانها و دیوانها برپا شدند و در پی آن به ناچار نامها بر روی کاغذ می‌آمد و همه می ‌کوشیدند نامهای خود و جاها و روستاها و شهرها را با گویش و زبان فارسی هماهنگ و سازگار کنند، نام روستای قَلَه روخون را «قَلعِه رودخان» نوشتند. گزارۀ «قلعه رودخان» از برهم نهادن دو واژۀ «قلعه» و «رودخان» ساخته شده است . واژۀ «قَلَه» به گویش تالشی، برگردان و شیوۀ دیگر گویش واژۀ عربی «قلعه» است. واژۀ «قلعه» همانند دیگر واژگان عربی، به زبان فارسی راه یافته که چم (مانک) پارسی آن همان «دژ» و « برج » است، ولی چون کاربرد بسیاری پیدا کرده، اکنون بر زبان آوردن واژۀ قلعه در میان ایرانیان، به آسانی،‌ واژۀ دژ و سازه‌های سخت گذر لشکری را به یاد می‌آورد. دربارۀ واژۀ «رودخان» می‌توان گفت:
۱- رودخان، کوتاه شدۀ واژۀ رودخانه است.
۲ – آمیختۀ دو واژۀ «رود» و «خان» است. اگر چنین باشد، شاید بتوان گفت چون در دو سوی دهانه‌ای که دژ در آن جای گرفته دو رودخانۀ کوچک روان است، شاید زمین های پیرامون آن رودخانه‌ها از آنِِ خانی بوده که آنجا را خریداری کرده، یا با جنگ بر آن دست یافته است. بدین روی، همۀ آن سامان را قلعه رودخان گفته‌اند.
۳ – گزارۀ رودخان، به خودی خود، هیچ وابستگی و پیوندی با روستای قله روخون و دژ پیدا نمی‌کند؛ مگر آنکه گفته شود، واژۀ روخون را به نادرست به رودخان برگردانده‌اند. نخستین کسانی که این گزاره را به کار برده‌اند، گمان کرده‌اند روخون همنهش یا بر هم نهادۀ دو واژۀ «رود» و «خون» است و نیز گمان کرده‌اند خون در گویش تالشی، همان خان فارسی است؛ از این رو، روخون را به رودخان برگردانده اند؛ و این درست نیست و خواهیم گفت چم درست روخون، چیست !
از دیدگاه نگارنده، هیچ یک از سه چم و سه خجک گفته شده درست نیستند. راستی و درستی این گونه نامها و واژه‌ها تنها هنگامی به دست می‌آید که شناخت درستی از فرهنگ گفتاری، فرهنگ نام‌گذاری و گویش بومی هر گزاره یا واژه به درستی دانسته شود و تا هنگامی که بررسیها بر این پایه استوار نباشد، دستاورد درستی نیز دربر نخواهد داشت.
ما اکنون دژی داریم در دل جنگل و بر بالای دو رودخانه که رودخانۀ اَپاختَری آن بزرگتر و پرآبتر و رودخانۀ نیمروجی ، کوچکتر و به اندازۀ یک درۀ بزرگ است. پیشۀ بیشتر مردمان آن سامان در گذشته، دامداری بود که به ناچار نیمی از سال را در کوهستانها و ییلاقها و نیم دیگر را در جلگه‌ها و کوهپایه‌ها به سر می‌بردند که به آن قشلاق گفته می‌شود. راهِ گذرِ بیشتر این مردمان کوچنده، از سوی اَپاختری دژ می‌گذشت که بخش بسیاری از آن راه، تا کمره‌های رشته کوههای بالای روستاهای فوشه و حیدَرَه لات، از کنار رودخانه‌ای می‌گذشت که در دل آن کوهها روان بود. این رودخانه که از کوهستانهای پیرامون دژ سرچشمه می‌گیرد، پس از رسیدن به سرزمین‌های پست و جلگه‌ای نیز روستاهای چندی چون حیدَرَه لات، قله روخون، سیدآباد و خسروآباد را در می‌نوردد و زمین‌های کشاورزی آنها را آبیاری می‌کند. درست آن است که روستاهای نام برده به بهانۀ آب این رودخانه در دو سوی آن بنیاد شده‌اند و مردمان این سامان برای دسترسی آب و زمین‌های کشاورزی در این سامان، خانه کرده‌اند و نشیمن گزیده‌اند.
در گویش تالشان بومی :
– به بالای رشته‌کوهی که درازنایی چشمگیر داشته باشد، «بند» گویند؛
– به سرزمینی که در دو سوی آن، کوهی بلند باشد و رودخانه‌ای هم در میانۀ آن روان باشد و درازای بسیاری داشته باشد، «روخون» می‌گویند؛
– رشته کوهی که در یک سو یا دو سوی آن چندین پارچه آبادی برپا باشد، «خالَه» نامیده می‌شود؛
– و نیز به رودخانه ای که یک یا دو سوی آن چند پارچه آبادی باشد، «دَنَه» و نیز «خالََه» می‌گویند.
برای نمونه اکنون مردمی که در روستاهای لپوندان و سیاهمزگی زندگی می‌کنند، به رشته کوه باختری بالای سرخود «قَلَه روخونَه بند» (بند یا کوه قله روخون» می‌گویند؛ یا مردم روستای سیدآباد به رشته کوه خاوری بالای روستا «سالکَه مالونَه بند» یا کوه سالکَه مالون می‌گویند و نیز بومیان سیاهمزگی به رشته کوه خاوری بالای سرخود که از آن سوی بر فراز امامزاده ابراهیم سربرافراشته است، «ایمازَ برِمَه بند» (بند یا کوه امامزاده ابراهیم) گویند. شهرستان فومن از نیمروج باختری دو دهانه دارد که یکی دهانۀ ماسوله (موسلَه دَنَه) و دیگری همین دهانۀ قلَه روخون است، و شهرستان شفت که در همسایگی فومن می‌باشد نیز دو دهانۀ نام آشنا دارد؛ دهانۀ سیاهمزگی و دهانۀ امامزاده ابراهیم.
در نامگذاری روستاها و جاها در دستور زبان تالشان بومی فومن و شفت، مانند دستور زبان فارسی رفتار نمی‌شود. برای نمونه اگر در فارسی گفته می‌شود «سَرِ کوه» یا «بالای کوه» در تالشی گفته می‌شود «کو سَر » یا «کو تکّه». می‌بینیم که در فارسی، نخست، نشان آورده می‌شود و سپس نشاندار، ولی در تالشی نخست، نشاندار را می‌آورند و سپس نشان را.
نام قَلَه روخون را نیز از همین نگاه باید نگریست . پیش از آنکه دژ در این سرزمین بنیاد شود، این سرزمین و رشته کوهها و رودخانه‌هایش بوده‌اند؛ پس «روخون» داشته‌ایم و اگر دیرینه‌شناسیِ درستی انجام گیرد، خواهی نخواهی آن روخون و بندها برای خود نامی جداگانه داشته‌اند، ولی پس از ساختن دژ – که بزرگترین و چشمگیرترین سازۀ این سرزمین بوده- نام‌گذاری روخون و بندها و روستاها نیز با نگاه به آن دژ، انجام گرفته است. به دیگر سخن ساخته شدن دژ در آنجا همه چیز را به سوی خود برگردانده و بیشتر نامها و نامگذاریهای پیرامون خود را دستخوش دگرگونی کرده است. از این رو، اکنون گزارۀ «قله روخون» را با نگاه دانش زبان‌شناسی به دو گونه می‌توان خواند؛ یا باید روخون را به دژ (قلعه) وابسته دانست و گفت: این رودخانه‌ها و روستاها و آبادیها، بخشی از آن دژ هستند و وابسته به دژ می باشند؛ به این مانک که بزرگترین و ارزشمندترین و نامدارترین چیز در این سامان، این دژ است و همه چیز در پرتو آن، نام و هستی می‌یابند. در این نگاه هنگامی که گفته می‌شود «قله روخون»، چنان است که می‌گوییم اینجا جای بزرگی است و دژ و بارویی بزرگ در آن هست که راه آن از این آبادیها و رودخانه‌ها می‌گذرد و از این راهها می‌توان به آن دژ راه یافت. در این خوانش، دژ، کانون این سرزمین به شمار می‌رود. خوانش دوم «قلَه روخون» آن است که بگوییم چون آن دژ و آن سازۀ لشکری در درون این روخون و این آبادیها برپا شده است؛ پس آبادیها و رودخانه‌ها کانون این سرزمین ،می‌باشند و دژ، به روخون و روستا وابسته است. در این نگاه هنگامی که می‌گوییم « قله روخون» به مانک آن است که گفته شود اینجا سرزمینی است که کوهها و رودخانه‌ها و آبادیهایی چند در آن برپا شده و در این سرزمین دژی هم با ویژگیهای آنچنانی ساخته شده است.
از دیدۀ نگارنده هر دو خوانش می‌تواند درست باشد، ولی مردمان بومی، نام این دهانه را «قَلَه روخون» گذاشته اند و با همین آوا آن را می خوانند . از اینجا دانسته می شود بومیان این سامان، دژ را کانون این سرزمین دانسته اند؛ چون چَم «قَلَه روخون» این می شود که این روخون(دهانه و آبادیها و رودخانه ها) به دژ وابسته می باشند و آن دژ است که اینجا را نام و نشان داده است. ولی گیرِ کار در این است که نام روستا اکنون «قلعه رودخان»است. اگر واژۀ «قَلَه» از زبان عربی به پارسی و از آنجا به تالشی راه یافته، گزارۀ رودخان در اینجا چه جایگاهی دارد؟ هر چه بیشتر می اندیشیم هیچ جایگاهی برای آن نمی یابیم. تنها چیزی که می توان گفت آن است که در هنگام سرشماری آبادیهای کشور، یا کارمندان آمارگیر و یا راهنمایان بومی آنها برای سازگار کردن نام روستا با زبان پارسی نوشتاری، به جای نام درست «قَلَه روخون» به نادرست، گزارۀ «قَلعِه رودخان» را پیشنهاد داده اند؛ شاید هم از گذشته های دورتر، نویسندگان و ملاهای بومی چنین نامی را در گفته ها و نوشته های خود به کار می بردند. به هر روی آنچه روشن است اینکه «روخون» را به «رودخان» برگردانده‌اند و گمان کرده‌اند اگر این گونه شود، با گویش پارسی نزدیکتر می‌شود؛ و شاید گمان کرده‌اند که رودخان، کوتاه شدۀ رودخانه می‌باشد و این هر دو گمان، نادرستند و پیرو آن، روستا را هم به نادرست نامگذاری کرده اند. این همان گیری است که در جاهای دیگر نیز به چشم می‌خورد؛ مانند روستای «لَپَندون» که اکنون آن را لَپوَندان می‌نویسند و گمان کرده‌اند «وند» گونه‌ای پسوند و یا بخشی از واژه است و الف و نون، نشانۀ فراوانی است ؛ یا روستای «حیدَرَه لات» که اکنون آن را حیدرآلات می‌نویسند. لات به زمین هموار کنار رودخانه می‌گویند و حیدره لات، به مانک آن است که این زمین هموارِ کنارِ رود، از آنِ کسی به نام حیدر بوده؛ یا برای کسی به نام حیدر در این زمین، داستانی پیش آمده و یا رویدادی رخ داده است و این نام کنونی از ریشه نادرست است، زیرا «آلات» چم عربی ابزارهاست و در اینجا به هیچ روی نمی‌توان آن را جای داد. با این بررسی روشن شد نام درست روستا، «قَلَه روخون» است؛ همان نامی که در گویش بومی به کار برده می شود، نه «قَلعِه رودخان» .
راهنمایی نادرست گردشگران
با گذشتن از روستای سیدآباد و گام نهادن در روستای قله روخون، نگاره‌ها، تخته نوشته‌ها و نشانگرهایی دیده می‌شود که گردشگران را برای یافتن راه دژ، راهنمایی می‌کنند و نیز دانستنی‌های بایسته را به آگاهی گردشگران می‌رسانند.
در تخته راهنماها و نشانگرهایی که از روستای قله روخون تا دروازۀ دژ به طور جداگانه بر زمین نشانده‌اند یا بر دیوارها چسبانده و یا در کتابچه‌ها و برگه‌های راهنما نوشته‌اند، آمده است. «قلعه رودخان» یا «قلعۀ رودخان». این نشانگرها می‌خواهند گردشگر نابلد را به سوی دژ راهنمایی کنند. آنچه راست می‌نماید آن است که این نشانگرها و نویسنده‌های آنها نخواسته‌اند و نمی خواهند مردم را برای رفتن به روستا راهنمایی کنند، می خواهند مردمی را که به قَلَه روخون آمده‌اند، راهنمایی کنند تا راه دژ را پیدا کنند و به بیراهه نروند.
این نوشته‌ها چنان می‌نماید که دست‌اندرکاران خواسته‌اند بنویسند: قلعۀ قَلَه روخون (دژی که در روستای قله روخون جای دارد) ولی دیده‌اند این جوری جور در نمی‌آید؛ زیرا دو واژۀ قلعه و قَلَه از پی هم نوشته می‌شوند و سخنی ناساز بر زبان می‌آید؛ آنگاه یکی از آ‌نها را برداشته‌اند و نوشته‌اند «قلعه رودخان». برای کسی که نیک می‌نگرد هیچ روشن نیست که این نوشته‌ها، مردم و گردشگران را به کجا راهنمایی می‌کنند! با این نشانگرها راه روستای قله روخون نشان داده می‌شود یا را دژ؟ اگر راه دژ نشان داده می‌شود، پس روستای قلعه رودخان کجاست و اگر راه روستا نشان داده می‌شود، راه دژ و خود دژ کجاست؟ آیا قلعه رودخان نام روستاست یا نام دژ؟ چنان که می‌بینیم هرچند، قلعه رودخان، نام درستی نیست ولی با این همه، نام روستاست، نه نام دژ! پس این تخته راهنماها و نشانگرها چرا در راستای راه دژ افراشته شده و راه دژ را به روندگان و گردشگران نشان می‌دهد؟ این، همان گیری است که طی این چند سال در سراسر روستای قله روخون و راه دژ، آشکارا به چشم می‌آید و کسی هم در این اندیشه نیست که این چه نشانی دادن و چگونه راهنمایی کردنی است و این نشانگرها کجا را نشان می‌دهند؟ نه انجمن ده، و نه سازمان گردشگری واَبَرمانده های باستانی و فرهنگی (میراث فرهنگی) و نه دانش آموختگان روستا، هیچ یک ننگریسته‌اند که آیا این کار و این روشها درست هست یا نه؟
نام دژ
هنوز به درستی دانسته نیست که نام دژ چیست؟ مردم تنها دیده اند بر بالای آن یال و در دل آن جنگل، دژی کهن و استوار برپاست، ولی نمی دانند نام آن چیست ! کارگزاران ودست اندرکاران هم تاکنون تنها به پخش گِردآگاهانه ای بسنده کرده اند که پیشتر، سیمای ایران بارها آن را پخش کرده بود. آن دژی که در دل جنگل و کوهستان است،‌ یا برای خود نامی دارد یا ندارد. آن را یا به نام سازنده‌اش نامگذاری می‌کنند یا به روزگاری که ساخته شده و یا آنکه دانشوران باستان شناس و پژوهشگران فرهنگی باید نامی سازگار با سازه و سازنده و روزگار ساختش و نیز سازگار با گویش بومی بر آن بگذارند و دژ را با همان نام به مردم بشناسانند. نام آن هر چه باشد قلعه رودخان، یا قلعۀ رودخان و یا قَلَه روخون نیست؛ پس آن نشانگرهایی که در راه روستا به دژ افراشته شده اند، از سویی به جای دژ، نام نادرست روستا را می نمایانند و بسا که گردشگران را بیشتر سردرگم کنند و از سوی دیگر، نه تنها هیچگاه نام درست دژ و روستا را به گردشگران و مردم نمی شناسانند که نام نادرستی را هم نهادینه کرده و می کنند.
اکنون، هم نام روستا نادرست است و هم نام دژ را به نادرست می نویسند. بر پایۀ گویش بومی آن سامان، همۀ سرزمین پیرامون دژ مانند کوهستانها و رودخانه ها و آبادیهای حیدَرَه لات، فوشه، قَلَه روخون، سید آباد و خسروآباد را می توان قَلَه روخون نامید و نیز می توان یک پارچه از آن آبادیها و یا بزرگترین و نزدیکترین آبادی به دژ را قَلَه روخون نامید؛ از این رو، نام درست روستایی که اکنون «قلعه رودخان» نوشته می شود «قَلَه روخون» است، ودر بارۀ نامگذاری دژ نیز باید بررسی و پژوهشی بنیادین انجام بگیرد

Print Friendly, PDF & Email

درباره‌ی مدیر

۲ نظر

  1. Avatar
    وحيد احمدعلى پور

    درود بر آقاى دکتررهنمایى
    بسیار کامل
    لپَندونى کا بَشمَه سلام یَنم

  2. Avatar

    مطلب جدید و سودمندی ست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *