قلعه شندان

شندان

این قلعه بر فراز کوه شیندان یا شندان، در ارتفاع  ۱۸۵۰ متر ی سطح دریا ، در ۵ کیلومتری نمین و غرب آستارا  در خط مرزی جمهوری آذربایجان قرار دارد  و وسعت آن به حدود یک هکتار می رسد.

این دژ که یکی از مهمترین آثار تاریخی منطقه آستارامحسوب می شود، درشمال گردنۀ حیران و در محور جاده اردبیل و آستارا قبل از تونل در سمت راست دیده می شود . شندان از نمین هم قابل رویت است . تاریخ بنای این دژ را حدود دوهزار سال دانسته اند .

قطران تبریزی (میلادی ۱۰۸۰-۱۰۱۰) در مدح ابونصر حمدان (محمد) ابن و هسودان در شعرهایی که سروده از قلعه شیندان چنین یاد می کند.

هنوز او به غزا می نرفته بود که بود 

سر هزیمستان بر گذشته از سیندان

خاقانی شیروانی (۱۱۹۹-۱۱۲۱) میلادی- در وفات اسفهبد کیاکواشیرین قصیده ای سروده و از آستارا، روستای ارچیوان و قلعه شیندان نام برده و آن را به نظم کشیده است.

همچو شاخ ارغوان بدورد باد                

حصن شندان ، ارچوان بدرود باد

حمداله قزوینی ۱۳۰۴ میلادی در کتاب نزهه القلوب در بارۀ قلعه شیندان اطلاعات لازم را بازگویی کرده است. در نوشته وی در مقابل قلعه شیندان از محلی بنام گوربابک و قلعه (بذ) در نزدیک اردبیل نیز یاد شده است

بنای تاریخی قلعه سنگی و از ساروج ساخته شده از قرات حیران و ونه بین  مسیر جاده اردبیل تا آستارا کاملاً قابل رویت می باشد.

گویند زمانی محل اقامت و فرماندهی بابک خرم دین بوده که قلعه شیندان مشرف به آن است که در مقابل دید و تیررس واقع شده است. قسمتی از قبرها متعلق به گبرها (گور قبری)و قسمتی پا بغرب و سر به شرق دفن شده اند. در آثار قره قویونلوها دوره شاه اسماعیل صفوی می باشد. قبر عیسی خان و موسی خان مهرانی و چشمه جن در پائین این مکان قرار دارد.

در عالم آرای عباسی اسکندر بیگ منشی درباره قلعه شیندان می نویسد: قلعه شیندان قلعه ایست بر فراز کوه رفیع از غایت بلندی با فلک و افلاک دعوی مساوات می نماید . ساکنانش در برجهای رفیع و با صبر و حوصله به نگهبانی در شب و روز مشغول اند. دامن آن کوه بلند مانند بیشه و جنگل است که یک راه بیشتر ندارد شرایط آن طوری است که عبور یک نفر پیاده از آن راه به دشواری می گذرد. امراء در داخل قلعه مکان مناسب برای سکونت دارند. و مردم طوالش برای اظهار دولت خواهی نزد امرا آمده و خدمات مرجوعه را انجام می دهند حمزه خان طالش به حصانت و استحکام قلعه شندان که در تصرف او بود اعتماد نموده آنرا مامن خود پنداشته به قاعده سابق ملوک ننموده درآمدن به پایه سریر اعلی (شاه عباس) اهمال و اغفال می ورزید در آن وقت که انتظام مهمات ولایت آذربایجان به رای و رویت ذوالفقار خان برادر فرهاد خان مفوض گردید و الکای لنکر کنان را که امیر حمزه خان به خود سر متصرف بود به الوند سلطان برادر فرهاد خان دادند و او تمکین مشارالیه نکرده او را دخل نداد و حکم جهان مطاع به نفاد پیوست که ایالت پناه محمدی خان تخماق که در حدود دارالارشاد اردبیل می بود به اتفاق اولاد صدر الدین خان صفوی و طبقه شیخاوندیان و شاهی سیونان متوجه آنصوب گشته تا الوند سلطان را در حکومت آنجا متمکن سازند.منبع: سایت موسسه مطالعات و تدوین

 کانال تلگرام ما : http://telegram.me/taleshshenasi

taleshshenasi@

Print Friendly, PDF & Email

درباره ی مدیر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *