خانه / هنرو فرهنگ / فرهنگ دام و دامداری در تالش

فرهنگ دام و دامداری در تالش

%d8%a7%d8%b3%da%a9%d9%86%d8%af%d8%b1%db%8cتقی اسکندری طاسکوه

بخش دوم :نامگذاری گاوها

*به گوساله تازه متولد شده، «کرفَه موندَه»، اگر ماده باشد به آن، «کرفَه مواَ موندَه» و اگر نر باشد به آن، «کرفَه نِرَه موندَه» گویند.

*به گوساله ای که در سنین بین یک الی دو سالگی قرار داشته باشد به آن، «پارنَه» یا «د وَقتَه پارنَه»، اگر ماده باشد، «د وَقتَه مواَ پارنَه» و اگر نر باشد به آن، «د وَقتَه نِرَه پارنَه» گویند.

*به گوساله یا گاوی که در سنین بین دو سالگی الی سه و یا چهار سالگی قرار داشته و ماده باشد به آن، «سِه وَقتَه لیشَه» یا «چار وَقتَه لیشَه» یا «لیشَه» گویند. اگر نر باشد به آن «گودَر» یا «سِه وَقتَه گودَر» یا «چار وَقتَه گودَر» گویند.

*به گاوهایی که کاملاً بالای چهار سال بوده و ماده باشند به آنها، «گا» و اگر نر باشند به آنها، «وَرزا» یا «کَلَه وَرزا» ویند.

*به گاو ماده ای که زایمان کرده، در ازای هر گوساله بندی حلقوی از پایین دو شاخش ظاهر می شود که بیانگر سن و تعداد زایمان های آن گاو و یا گاوهای ماده می باشد. بنابراین به گاو ماده ای که یک گوساله بدنیا آورده باشد به آن، «ای موندَه کَرَه گا»، اگر دو گوساله بدنیا آورده باشد به آن، «د موندَه کَرَه گا»، اگر سه گوساله بدنیا آورده باشد به آن، «سِه موندَه کَرَه گا» گویند و الی آخر.

*به گاو ماده ای که هر ساله زایمان می کند به آن، «هَمَه سالَه زی» یا «هَمَه سالَه زییَه گا» گویند.

*به گاو ماده ای که دارای هیکل درشت بوده و شیر زیادی بدهد به آن، «داشتییَه گا» یا «جنسییَه گا» یا «شتییَه گا»گویند. لازم بذکر است که بجای کلمه «گا» از «مال» نیز استفاده می کنند مانند «جنسییَه مال».

به زبان تالشی به رمه گاو، «گا رَم»، به محل یا مکان نگهداری گاوها، «گاسرا» یا «بولگا»(بولگا مربوط به منزلگاه ییلاقی گاوها می باشد)، به علفچرهایی که گاوها از آن تعلیف می نمایند «گاواش» یا «گارییَه» یا «گاچَر» یا «گالیش نیشین»، به گاو ماده، «گا»، به گاو نر، «وَرزا»، به گاو ماده ای که گوساله دارد و شیر می دهد، «زَندَه گا»، وقتی گوساله اش دو ساله یا «د وَقت» باشد به آن، «پارنَمَه گا»، به شیر گاوی که تازه گوساله بدنیا آورده باشد، «زَندَه گا شت»، به شیر گاوی که بیش از یکسال شیر بدهد، «پارنَمَه گا شت» گویند.

توضیح اینکه: گاوی که تازه زایمان می کند تا چهل روز شیر آن را به بچه های کمتر از هفت سال نمی خورانند؛ زیرا اعتقاد دارند که بچه های زیر هفت سال در صورت تغذیه از شیر گاو مذکور، مریض می شوند.

*به گاوهای ماده ای که اصلاً گوساله نمی آورند یا هر چند سال به چند سال زایمان می کنند، «سِلِه فِنَه گا» گویند. توضیح اینکه، از اینگونه گاوها برای شخم زدن زمین های شالیزاری استفاده می کنند و معتقدند که بعداَ جفتگیری کرده و گوساله خواهند آورد. به آنها «کارییَه گا» نیز می گویند.

*به گاو ماده ای که گوساله اش را از دست می دهد به آن، «مییَه گا» یا «مییَه مال»، به گاو ماده ای که کم شیر است به آن، «کَتَه گا»، به گاو ماده ای که پُرشیر است به آن، «شتییَه گا»، به گاو ماده ای که گوساله اش را از دست بدهد و بخاطر اینکه نگذارند بی بهره بماند و شیرش خشک شود با مهارت خاصی پوست گوساله گاوی را که مرده است بر روی گوساله دیگری گذاشته و روی آن نمک می پاشند. حتی پاهای گاو را نیز به دو عدد پایه چوبی محکم می بندند و گاو را نوازش می کنند. در این هنگام گاو را مشغول لیسیدن نمک روی پوست گوساله اش را که روی گوساله دیگری گذاشته اند ـ می کنند. با این کار گاو را با گوساله گاو دیگری مأنوس می کنند که در این صورت می گویند: «گا موندَه جیگِتَه». اگر گاو گوساله گاو دیگری را نپذیرد، در این صورت می گویند: «گا موندَه نِجیگِتَه». گاهاً پیش می آید که گاو ماده ای که برای اولین بار گوساله بدنیا می آورد، گوساله اش را نمی پذیرد. در این حالت می گویند: «گا» یا «لیشَه اشتَن موندَه نِجیگِر» یا «گا اشتَن موندَه نِجیگِتَه». توضیح اینکه، گاو ماده ای که تقریباً در سنین سه الی چهار سالگی برای اولین بار زایمان می کند به آن، «لیشَه مال» یا «لیشَه گا» و چنانچه در همین سنین باشد و تا زمانی که گوساله بدنیا نیاورده باشد به آن، «لیشَه» گویند.

*به گاوهای ماده ای که دارای جثه کوچکی باشند به آنها، «روکَه گا»، اگر دارای جثه بزرگی باشند به آن، «پیلَّه گا» یا «لاَلَه گا»، اگر دارای جثه کوچک بوده و نر باشند به آن، «روکَه وَرزا»، اگر دارای جثه بزرگی باشند به آن، «پیلَّه وَرزا» یا «لالَه وَرزا» گویند. لازم بذکر است که در زبان تالشی «روک» به معنی کوچک و «پیل» یا «لال» به معنی بزرگ می باشد.

*به گاوهایی که جسورانه از روی هر پرچینی عبور می کنند و یا آن را می شکافند و جهت تغذیه وارد باغها و یا جنگلهای دیگران می شوند به آنها «رَمشَه اشکا گا» یا «رَمشَه وَزَه گا»، اگر نر باشد به آن، «رَمشَه اشکا ورزا» یا «رَمشَه وَزَه وَرزا» یا در اصطلاح کلی به آنها «رَمشَه اشکا مال» یا «رَمشَه وَزَه مال» گویند. توضیح اینکه، این گاو در هر سنی قرار داشته و نر یا ماده باشد در اینصورت فقط با همان رنگ و سن و جنس از آنها نام می برد.

*معمولاً فصل جفتگیری و همچنین زایمان گاوهای تالش، بهار و اوایل تابستان می باشد. منظور از بهار معمولاً از اواخر بهمن ماه الی اواخر خرداد ماه می باشد(بنا به تعبیر تالش ها). بعضاً مشاهده می شود که بعضی از گاوهای ماده به هر دلیلی در مدت مذکور موفق به جفتگیری نمی شوند. در نتیجه در اواخر پاییز یا اوایل زمستان جفتگیری کرده و در اواخر تابستان نیز زایمان می کنند. به این حالت با عنایت به اوایل یا اواخر بودن فصل به موعد جفتگیری آن، «پایزَه بَرَه» یا «گا پایزَه بَرَه» و «زُمستونَه بَرَه» یا «گا زُموستونَه بَرَه» و به گوساله آنها، «پایزَه موندَه» و «زُموستونَه موندَه» گویند. توضیح اینکه، به گوساله هایی که در فصل پاییز(اواخر فصل تابستان و اوایل فصل پاییز) متولد شوند به آنها، «پایزَه کَه موندَه» نیز می گویند و به گوساله هایی که در اواسط فصل تابستان(مردادماه) متولد می شوند به آنها، «تابستونَه موندَه» گویند.

دلایلی که می توان برای موضوع فوق ذکر کرد عبارتند از: لاغر بودن گاو ماده، سقط جنین، موجود نبودن گاو نر(کَلَه وَرزا)، فربه بودن و آمادگی گاوی که دارای گوساله نیز می باشد و تلف شدن گوساله بعضی از گاوها که مجموعاً دلایلی هستند که گاو ماده را مجبور به جفتگیری بعد زایمان بی موقع می کنند که در این باره می گویند: «گا بی ماقِه بَرَه» یا «گا بی ماقِه بَر گِتَه».

*به گاوهای ماده ای که هنگام زایمان نتوانند زایمان کنند و بخاطر سختی زایمان ممکن است خود گاو یا گوساله اش یا هر دوتا تلف شوند. در این موقع می گویند: «گا موندَه دَمَندَه».

*برای زمان جفتگیری گاو ماده عبارت زیر را بکار می برند: «گا وِش اومَه» یا «گا کرا وِش آ». اگر گاو ماده در سنین بین سه الی چهار سالگی قرار داشته و برای اولین بار جفتگیری نماید، می گویند: «لیشَه وِش اومَه» یا «لیشَه کرا وِش آ». وقتی که زمان جفتگیری تمام شد، می گویند: «گا» یا «لیشَه بَر گِتَه».

*گاو ماده ای که جفتگیری نموده، بخاطر اینکه سقط جنین ننماید حداقل تا مدت چهل روز به آن نمک نمی خورانند.

*به گاو ماده ای که بعد از جفتگیری حداقل تا مدت چهل روز سقط جنین نماید، می گویند: «گا بَر آگاردن کَردَه» یا می گویند: «گا بَر آگاردن بَه».

*همچنین حداقل از سه ماه قبل از زایمان گاو باز بخاطر اینکه گوساله نارس و مرده بدنیا نیاورد به آن نمک نمی خورانند.

*بعد از زایمان گاو، به آن غلاف درخت لِلِکی را می خورانند. معتقدند که میوه این درخت بدن گاو را از سرما حفظ می کند.

*به اولین نشانه های آبستن شدن گاو که معمولاَ حدود پنج ماه بعد از جفتگیری ظاهر می شود، می گویند: «گا خَبَردار آبَه».

*به اولین نشانه های زایمان گاو که عبارت است از: شل شدن استخوانهای کفل و نزدیک دُم آن و همچنین زبان زدن بیش از حد به نواحی مختلف بدنش و نیز بزرگ شدن بیش از حد پستانهای آن، می گویند: «گا دومَه لاک چَکَه».

*لحظاتی قبل از زایمان، گاو بدلیل شروع درد شکم بیقرار شده و از درد به خود می پیچد. در نتیجه شروع به لگدزدن به شکم خود نموده و تند تند می خوابد و بلند می شود و شروع به دویدن می کند و به جاهای مختلف می رود تا اینکه در گوشه ای از جنگل جایی را اختیار کرده و می خوابد و دراز می کشد تا اینکه زایمانش انجام می شود. به این وضعیت گاو می گویند: «گا زَندَه نا شَه».

*گاهاًَ پیش می آید که پستان بعضی از گاوها بیش از حد معمول بزرگ شده و با ظاهر شدن غده هایی از داخل به حدی سفت می شود که ماهها پس از زایمان همانطور باقی می ماند که به این وضعیت می گویند: «گا گونی گِرِه مون بَرمَه». توضیح اینکه، طریقه درمان پستان اینگونه گاوها بوسیله برگ های گیاهی خوشبو و خوش طعم بنام «صَیاف» است که برگهای آن را می کوبند و سپس آن را به پستان گاو مالیده و آن را ماساژ می دهند تا اینکه کم کم درمان صورت می گیرد.

*گاوهای ماده ای که بعد از زایمان به اندازه یک ظرف مسی که به تالشی به آن «چیری» می گویند، شیر بدهند به آنها، «چیرییَه گا» می گویند که جزء گاوهای خوب و نامی بشمار می آیند. به آنها، «جنسییَه مال» نیز می گویند.

*به زبان تالشی به گاو نر، «وَرزا» یا «کَلَه وَرزا»می گویند. در تالش گاوهای نری را که برای کشت و کار شالیزار جهت شخم زدن از آنها استفاده می کنند، بخاطر اینکه بدنبال جفتگیری با گاوهای ماده نروند و در این راستا با همنوعان خود جنگ و جدل ننمایند و در نتیجه لاغر نشوند، آنها را «اَختَه» می کنند. به آنها «اَختَه وَرزا» می گویند.

*به گاوهای نری که از آنها برای باربری(حمل بار) استفاده می کردند به آنها، «بارییَه وَرزا» می گویند. لازم بذکر است که این کار تا بیست سال پیش مرسوم بوده است.

*به کلیه گاوهای نر اعم از اینکه اَخته باشد یا غیر اَخته، که برای شخم زدن زمینهای شالیزاری از آنها استفاده می کنند به آنها «کارییَه وَرزا» یا «بجارَه کارَه وَرزا»، به پالانی که پشت گاوهای نری که بار حمل می کردند، می گذاشتند، «وَرزا پالون» می گویند که خود مبین و موید داستان حماسی اتفاق افتاده در تالش بنام «لِدوبِه، مَمود بِه= لِدو بیا، محمود بیا» می باشد که توسط خواهرشان با نی هفت بند تالشی یا «تالشَه لَه لَه» نواخته شده است.

  نامگذاری گاوها بر اساس رنگ

«سییا گا»: به گاوهای ماده ای که رنگ موی بدنشان کلاً سیاه باشد به آنها، «سییا گا»، اگر نر باشد به آن، «سییا وَرزا» یا «سییا کَلَه وَرزا»، اگر اَخته باشد به آن، «سییا اَختَه وَرزا»، اگر گوساله ماده باشد به آن «سییا مواَ موندَه»، اگر گوساله نر باشد به آن، «سییا نِرَه موندَه»، اگر در سنین بین یک تا دو سالگی قرار داشته و ماده باشد به آن «سییا مواَ پارنَه»، اگر نر باشد به آن، «سییا نِرَه پارنَه»، اگر در سنین بین دو الی سه و یا چهار سالگی قرار داشته و ماده باشد به آن، «سییا سِه وَقتَه لیشَه» و یا «سِه وَقتَه سییا لیشَه» و «سییا چار وَقتَه  لیشَه»، اگر نر باشد به آن، «سِه وَقتَه سییا گودَر» و «چاروَقتَه سییا گودَر» گویند. توضیح اینکه، در صورت گذشتن سن گاو از چهار سال، اگر نر باشد به آن با رنگ مربوط به آن، «کَلَه وَرزا» یا «وَرزا» و اگر ماده باشد با همان رنگ به آن، «گا» گویند.

اگر گاو کهنسال بوده و ماده باشد به آن، «کَنَه سییا گا»، اگر نر باشد به آن «کَنَه سییا وَرزا» یا «کَنَه سییا کَلَه وَرزا» و اگر آن را اَختِه کرده باشند به آن، «کَنَه سییا اَختَه وَرزا» گویند. توضیح اینکه، به زبان تالشی به رنگ سیاه محض، «سیاگیزگیزا» نیز می گویند. بعنوان مثال در مورد انواع دام اعم از بز، گوسفند، گاو و حتی اسب با همان نوع، جنس و سن، «سییا گیزگیزا» گویند. مثلاً به گاو ماده ای که رنگ بدنش کاملاً سیاه باشد به آن «سییا گیزگیزا گا» نیز می گویند یا مثلاً به زبان اصیل تالشی می گویند: «فولونَه گا هنتَیَه هنتَیَه سییا گیزگیزا= یعنی (رنگ)فلان گاو مانند قیر یا ذغال، سیاه سیاه است».

«رَشَه چولَه»: به گاوهایی که رنگ موهای بدنشان خرمایی رنگ باشد، اما در نواحی پیشانی، سینه، دست و پا و شکم دارای لکه های سفیدی به اندازه های حداقل یک عدد نعلبکی و حداکثر یک عدد دیس و یا بشقاب باشند به آنها، «رَشَه چولَه» گویند. توضیح اینکه، در تالشی به گوساله، «کِرفَه موندَه»، اگر با رنگ مذکور ماده باشد به آن، «رشَه چولَه مواَ کِرفَه موندَه»، اگر نر باشد به آن  «رَشَه چولَه کِرفَه نِرَه موندَه» گویند.

«رَشَه گا»: به گاو یا گاوهایی که رنگ موهای بدنشان تقریباً خرمایی کم رنگ باشد به آن، «رَشَه گا» می گویند.

*به اینگونه گاوهای ماده ای که صاحب گوساله می شوند، «رَشگا» و گوساله آن را «رَشگالِه» نامیده و به آن نام آن را صدا می زنند.

*در صورتی که رنگ موهای بدن اینگونه گاوها به رنگ خرمایی تند(پررنگ) باشد به زبان تالشی با همان سن به آنها، «خرما» یا «خرمایَه رَنگَه گا» یا «خرمایَه رَش» نیز می گویند.

«چولَه گا» یا «ایسبیَه چولَه گا»: به گاو یا گاوهایی که رنگ موهای بدنشان سفید و در نواحی مختلف بدنشان لکه های سیاهی به اندازه های حداقل نعلبکی و حداکثر یک عدد دیس یا بشقاب با فواصل گوناگون باشد به آنها، «چولَه گا» یا «ایسبیَه چولَه گا».

توضیح اینکه: هر چه سن گاو به ترتیب سال بالا رود، با همان سن مثل قسمتهای فوق و نیز با رنگ مربوطه اش آن را نامگزاری می کنند.

«زَرِه» یا «سرَه زَرِه» یا «سرَه زَریَه گا»: به گاو یا گاوهایی که رنگ موهای بدنشان قرمز باشد اما در لابه لای موهای قرمز لکه های بسیار ریز سفید و یا سیاه رنگی به اندازه های دانه های تسبیح، نخود و آلوچه سبز بطور فشرده، خصوصاً در نواحی سر و سینه ظاهر می شود به آنها، «زَرِه» یا «سرَه زَرِه» یا «سرَه زَریَه گا » می گویند.

بعضی اوقات در تعاریف محلی سن گاوها را نیر مشخص می کنند، مثلاً اگر سن گاو نری که کهنسال بوده و هشت سال داشته باشد، می گویند: «هَش وَقتَه سرَه زَریَه کَنَه کَلَه وَرزا» و اگر ماده بوده و هشت بار زایمان کرده باشد، می گویند: «هَش موندَه کَرَه سرَه زَریَه کَنَه گا».

«سرَه گا»:  به گاو یا گاوهایی که رنگ موهای بدنشان قرمز باشد به آنها«سرَه گا » می گویند.

«سر چولَه گا» یا «سرَه چولَه گا»: به گاو یا گاوهایی که رنگ موهای بدنشان قرمزبوده و در نواحی مختلف دارای لکه های سیاه و سفید و یا یکی از این دو رنگ به اندازه حداقل یک عدد نعلبکی و حداکثر یک عدد دیس یا بشقاب با فواصل گوناگون  باشد به آنها، « سرَه چولَه گا» می گویند.

«ایسبیَه زَریَه گا»: به گاو یا گاوهایی که رنگ موهای بدنشان سفید بوده؛ اما در لابه لای موهای سفید لکه های بسیار ریز سیاه رنگی به اندازه های دانه های تسبیح یا نخود و آلوچه سبز بطور فشرده ظاهر شود به آنها، « ایسبیَه زَریَه گا» می گویند. توضیح اینکه، در اصطلاح محلی به گاوهایی که دارای رنگ مذکور باشند به آنها، «زَریَه گا» یا «زَریَه مال» و «زَرِه» نیز می گویند.

«ایسبیَه گا»: به گاو یا گاوهایی که رنگ موی بدنشان سفید باشد به آنها، «ایسبیَه گا» می گویند. توضیح اینکه، به زبان تالشی به گاوهای سفید، «ایسبیَه شتَه گا= یعنی گاوهایی که رنگ آنها مانند شیر سفید است» یا «هنتَیَه هنتَیَه ایسبیَه پَمچال= یعنی مانند گل پامچال سفید است» یا «هنتَیَه هنتَیَه ایسبیَه شت= یعنی رنگ آن مانند شیر سفید است» می گویند. لازم بذکر است گاوهای ماده را به محض بدنیا آوردن گوساله، «پَمچال» و گوساله آنها را نیز به هر رنگی که باشد، «پَمچالَه لِه» صدا می کنند؛ یعنی گوساله گاو سفید بیا. در اینجا «لِه» به معنی بیا می باشد.

«کهوهَه گا» یا «کَعواَ گا»: به گاو یا گاوهایی که رنگ موهای بدنشان کاملاَ نیلی رنگ باشد به آنها، « کَ اواَ گا» می گویند.

معامله «ابوالفضلی» یا «رَسولَ مال»: مثلاً هنگام معامله چوبدار(فروشنده) به خریدار می گوید که حاضر عین مال یا دامهایی اعم از گاو، گوسفند، بز و اسب را ملاحظه می کنی، همه را مثلاً به مبلغ پنجاه هزار تومان خریده ام، حالا تو چقدر می خواهی به من سود برسانی و دامها را بخری؟ چون این معامله، معامله حساس و سوگندی بوده و دروغی در آن وجود ندارد، در نتیجه خیلی زود به روش گفته شده انجام می گیرد. به همین دلیل این معامله بدین نام معروف می باشد.

«سییا چولَه گا»: به گاو یا گاوهایی که رنگ موهای بدنشان سیاه بوده و در قسمتهای مختلف بدنشان لکه های سفیدی به اندازه های حداقل نعلبکی و حداکثر دیس یا بشقاب با فواصل گوناگون وجود داشته باشد به آنها، «سییا چولَه گا» می گویند. توضیح اینکه، در نامگذاری  و تلفظ گاوها، گاهی ابتدا سن، گاهی دیگر ابتدا رنگ را بکار می برند.

«کَهوهَه چولَه گا» یا «کعواَ چولَه گا»: به گاو یا گاوهایی که رنگ موهای بدنشان نیلی(آبی رنگ) بوده و در قسمتهای مختلف بدنشان لکه های سفیدی به اندازه های حداقل نعلبکی و حداکثر دیس یا بشقاب یا سینی چایخوری با فواصل گوناگون وجود داشته باشد به آنها، « کعواَ چولَه گا» می گویند.

نامگذاری گاوهای ماده بر اساس رنگ و نیز هیکل و وضعیت ظاهری آنها بعد از اینکه صاحب گوساله می شوند:

*گاو ماده ای که رنگ موی بدنش سفید بوده و صاحب گوساله نیز شود به زبان تالشی، «پَمچال» و گوساله آن را «پَمچالَه لِه= گوساله سفیدرنگ» صدا می زنند. مانند «پَمچالَه لِه، لِه لِه». «لِه لِه» در اینجا هم به معنی گوساله است و هم بیا بیا.

*گاو ماده ای که رنگ موی بدنش خرمایی بوده و صاحب گوساله نیز شود به زبان تالشی،«رَشگا» و گوساله آن را «رَشگالِه» صدا می زنند. مانند «رَشگالِه، لِه لِه».

*اگر رنگ موهای بدن اینگونه گاوهای ماده خرمایی تند باشد آن را، «خرما» و گوساله اش را «خرمالِه» صدا می زنند. مانند «خرما لِه، لِه لِه».

* گاو ماده ای که دارای هر رنگی باشد اما جثه انها کوچک باشد، «رَنگا» و گوساله اش را «رَنگالِه» صدا می زنند. مانند «رَنگالِه، لِه لِه».

* گاو ماده ای که دارای هر رنگی باشد اما جثه آنها بزرگ بوده و دارای شاخهای بلند و درازی نیز باشد، «شاگا» و گوساله اش را «شاگالِه» صدا می زنند. مانند «شاگالِه، لِه لِه».

*گاو ماده ای که دارای هر رنگی باشد اما از جثه ای بزرگ برخوردار بوده و پُرشیر باشد آن را، «گامیش» و گوساله اش را «گامیشَه لِه» صدا می زنند. مانند «گامیشَه لِه، لِه لِه». «گامیش» یعنی گاومیش؛ چون گاومیش از جثه ای بزرگ برخوردار می باشد بهمین دلیل گاوهای بزرگ جثه و پُرشیر را به این نام می خوانند.

*گاوی ماده ای که رنگ موهای بدنشان سفید یا قرمز باشد و در لابه لای موهای قرمز یا سفیدش، لکه های بسیار ریز سیاه رنگی به اندازه حداقل یک دانه تسبیح و حداکثر یک میوه گوجه سبز بطور فشرده ظاهر شده باشد، «زَرگا» و گوساله اش را، «زَرگالِه» صدا می زنند. مانند «زَرگالِه، لِه لِه».

*گاو ماده ای که دارای هر رنگی بوده؛ اما پیشانی آنها به اندازه یک ستاره آسمان(یک  دانه تسبیح) سفید باشد، «سارَه» و گوساله اش را «سارَه لِه» صدا می زنند. مانند «سارَه لِه، لِه لِه».

*گاو ماده ای که دارای هر رنگی بوده؛ اما از ناحیه جلوی پیشانی دارای لکه سفیدی به اندازه هلال آسمان(سفیدی هلالی شکل کوچک) باشد «مانگَه» و گوساله آن را «مانگَه لِه» صدا می زنند. مانند «مانگَه لِه، لِه لِه».

*گاو ماده ای که دارای هر رنگی باشد و  هیکلی قوی و درشت بهمراه بدنی کلفت و بقول معروف توپُر را دارا باشد، «چینار» و گوساله اش را «چینارَه لِه» صدا می زنند. مانند «چینارَه لِه، لِه لِه».

*گاو ماده ای که دارای هر رنگی بوده، اما دارای شاخهایی برآمده و صدفی شکل باشد، «صَدَف» و گوساله اش را «صَدَفَه لِه» صدا می زنند. مانند «صَدَفَه لِه لِه».

*به گاو ماده ای که دارای هر رنگی بوده، اما شاخهای بلندی بصورت موازی بطرف جلو مانند تیرهای کف پُل دارا باشد، «پَرگا» و گوساله اش را «پَرگالِه» صدا می زنند. مانند «پَرگالِه، لِه لِه». لازم بذکر است که به گاوی که از ناحیه پهلو و دست و پا دارای لکه های سفید رنگ باشد نیز «پَرگا» گویند.

*به گاو ماده ای که رنگ موی بدنش سیاه و یا تقریباً قرمز بوده، اما هم پیشانی و هم نصف دم آن به اندازه یک نعلبکی سفید و دارای گوساله باشد آن را «شَنگا» و گوساله اش را «شَنگالِه» صدا می زنند. مانند «شَنگالِه، لِه لِه».

*به گاو ماده ای که رنگ موی بدنش تقریباً بنفش یا نیلی بوده و دارای گوساله نیز باشد «کَفتِر» و گوساله آن را «کَفتِرَه لِه» صدا می زنند. مانند «کَفتِرَه لِه، لِه لِه».

*به گاو ماده ای که رنگ موی بدنش قرمز باشد «سرگا» و گوساله اش را، «سرگالِه» صدا می زنند. مانند «سرگالِه، لِه لِه».

*گاو ماده ای که رنگ موهای بدنش کاملاً سیاه باشد «خندیل» و گوساله اش را «خندیلَه لِه» صدا می زنند. مانند «خندیلَه لِه، لِه لِه».

*به کلیه گاوهایی که دارای هر رنگی بوده، اما شاخهای دراز آنها در جهت عکس همدیگر قرار گرفته باشد، «آلَتَه شاقَه مال»، اگر ماده باشد آن را، «آلَتَه شاقَه گا»، اگر نر باشد با همان رنگ آن را، «آلَتَه شاقَه کَلَه وَرزا» و اگر اخته اش کرده باشند آن را، «آلَتَه شاقَه اَختَه وَرزا» گویند.

*به کلیه گاوهایی که دارای هر رنگی بوده و اعم از اینکه نر یا ماده باشد، اما شاخهایی برآمده و صدفی شکل داشته باشد به همان رنگ و جنس به آنها، «چَمورَه شاقَه مال» یا «چَمورَه شاقَه گا» و «چَمورَه شاقَه کَلَه وَرزا» و «چَمورَه شاقَه اَختَه وَرزا» گویند.

«گیلَه مال»: به گاوهایی که در مناطق جلگه ای و به دور از ییلاق و مناطق کوهستانی بسر می برند و یا در چهار فصل سال منزلگاه آنها، مناطق جلگه ای باشد، «گیلَه مال» گویند.

«مالی گونی» یا «شتَه دَه گا گونی» یا «پارنَمَه گا گونی» سیل آسواِ= یعنی پستانهای گاوهایی را که دارای گوساله دوساله می باشند پهن گاو مالیدن. این عبارت بدین معنی است که چون گوساله های دوساله در فصول بهار و تابستان قابل کنترل نیستند و نیز بخاطر اینکه هنگام چرا نتوانند از شیر مادرانشان استفاده کنند، برای پیشگیری از شیر خوردنشان، به پستانهای مادرانشان پهن تر می مالند. در این حالت گوساله های دو ساله یا «پارنَه»ها بخاطر بوی پهن، شیر مادرشان را نمی خورند.

معنی لغات: (مالی گونی: پستانهای گاو ماده/ شتَه دَه گا گونی: پستانهای گاو شیرده/ پارنَمَه گاگونی: پستانهای گاو شیرده ای که دارای گوساله دو ساله باشد/ سیل: پهن گاو/ آسواِ: مالیدن). توضیح اینکه، این کار را برای گاوهایی که هر ساله زایمان می کنند نیز انجام می دهند؛ بخاطر اینکه گوساله قبلی دو ساله اش از شیرشان استفاده نکند. همچنین علاوه بر این کارها، برای گاوهای شیرده مزبور جهت جلوگیری از شیرخوری گوساله های دوساله، روی یک تخته ۱۰ سانتی متری تقریباً به اندازه پیشانی پیشانی گوساله چند عدد میخ کوچک را می کوبند، بطوری که نوک میخها بطرف بیرون باشد. سپس از نطرف پشت آن را بوسیله طنابی به جلوی پیشانی گوساله دو ساله می بندند. در این هنگام هر وقت که گوساله فوق الذکر قصد خوردن شیر از پستانهای مادرش را داشته باشد بدلیل برخورد نوک میخها به بدن مادر، مادر از شیر دادن به فرزند خود، خودداری می کند. بعضی مواقع نیز چند شاخه خاردار مانند تخته مذکور را برای جلوگیری از شیرخوردن به پیشانی گوساله های دو ساله می بندند.

 تجربه و اعتقاد تالشها درباره هواشناسی

«نامییَه مال، اَگَه زوموستون زَندَه، رَه نِدوشَه، بهار هَوا خَراوَه». یعنی گاو نامی و شیرده، اگر زمستان زایمان کند و بطور معمول شیر ندهد، هنگام فصل بهار هوا بارانی و خراب خواهد شد. لازم بذکر است که تالشان به آب و هوای بد و بارانی، «چفته رفتی» می گویند.

     عقاید درباره گاوها

*مردم تالش عقیده دارند هر گاه گاوها در فصل زمستان در طویله، علوفه کم مصرف کنند و یا علوفه را در داخل آخورش(پیشاخرَه) از طریق شاخها به بیرون بریزند و یا نالش سر دهند، هوا برفی شده و زمستان سختی را پیش رو خواهند داشت.

*مردم تالش عقیده دارند هر گاه در فصل گرمای تابستان، گاوها شروع به دویدن نموده و به سرعت از یک نقطه به نقطه دیگر رفت و آمد کنند، هوا بارانی خواهند داشت.

*مردم تالش اعتقاد دارند هر گاه کلیه احشام(اعم از گاو، گوسفند، بز و اسب و …) در فصلی از فصول سال که هوا آفتابی باشد، بر اثر حرارت کم یا زیاد نور خورشید، تند تند نفس بکشد، هوا بارانی و یا برفی خواهد شد. لازم بذکر است به زبان تالشی به نفسهای تندتند احشام می گویند: «مال تَمکی».

*مردم تالش اعتقاد دارند هر گاه گاوها در اوایل شهریور ماه از برگهای گیاه آقطی(به تالشی به این گیاه یکساله، «شوندی» و به برگهای آن «شوندییَه لیو» می گویند) تغذیه کنند، زمستان آن سال بسیار سرد و برفی و بارندگی بیش از حد را بهمراه خواهد داشت که به زبان تالشی می گویند: «گایِن شوندی هَرن، اَوَه سالنَه زوموستون خَیلی سَختَه». یعنی گاوها برگهای گیاه آقطی را که می خورند زمستان امسال بسیار سخت خواهد بود. لازم بذکر است که گیاه آقطی دارای برگهای بسیار تلخ و بد مزه بوده که معمولاً مورد استفاده بزها قرار می گیرد. تالشان بدلیل تلخی بیش از حد برگهای این گیاه، مزه هر غذایی را که تلخ باشد با این گیاه مثال می زنند. ضمناً فقط در اواسط فصل پاییز که کم کم هوا رو به خشکی می گراید تقریباً از تلخی برگهای این گیاه کاسته می شود.

«وَرزا چیرَه»: به زمینی را که شالیکارهای تالش حداقل به مساحت پانصد متر مربع در گوشه ای از زمین مزروعی شان بصورت بایر نگهداشته و آن را بخاطر استفاده گاو نر(ورزایی که از آن برای شخم زدن زمینهای مزروعی خود مورد استفاده قرار می دهند) کنار گذاشته تا گاو نر کاری از علفهای آن هنگام فصل کشاورزی و نشاکاری استفاد کند و در آنجا به استراحت و خورد و خواب بپردازد، «وَرزا چیرَه» می گویند. البته روزها و در مواردی که صاحب زمین، خود، شخم زنِ زمین بوسیله وَرزا باشد در این زمین به استراحت می پردازد و در بین کار بویژه هنگام ناهار و یا صبحانه در آنجا غذای خود را میل می نماید.

«وَرزا لیوَه دَستَه»: به دسته های علفی که در فصل بهار و هنگام نشاکاری زمینهای مزروعی از سرشاخه های در خت آزاد برای تعلیف گاو نر کاری(کارییَه وَرزا) بصورت منظم و به شکل دسته های کاه درست می کنند، «وَرزا لیوَه دَستَه» می گویند.

«وَرزا روجار»: دامداران در قبال اجاره گاوهای نری را که برای شخم زنی زمینهای مزروعی به شالیکاران می دهند در فصل پاییز از آنها مقداری برنج  تحویل می گیرند. به این اجاره یا اُجرت، «وَرزا روجار» می گویند.

«کارییَه وَرزا اون پِکَردَه»: یعنی موقع بالا رفتن یا ییلاق رفتن گاوهای نر کاری است؛ چون گاوهای نری که بدلیل کار کشاورزی دیرتر از بقیه دامها به ییلاق برده می شوند، تالش های دامدار و یا صاحبان کاروانسراها که در مسیرهای ییلاقی بطور متناوب شاهد رفتن این گاوها ی نر بطرف ییلاقات می باشند از این طریق متوجه اتمام کار نشاء شالیکاران می شوند. بهمین دلیل جمله فوق را بکار می برند.

برای دیدن بخش ۱ کلیک کنید
 
منبع : نشریه بهار تالش/ ویژه شاندرمن ۵

Print Friendly, PDF & Email

درباره‌ی مدیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *