خانه > گوناگون > فرانک نمین

فرانک نمین

فرنک نمینفرنک نمین ؛ یک هم ولایتی عجیب

 

دیشب “فرانک نمین” در یکی از شبکه های تلویزیونی نشسته بود و حرف می زد. تا به حال اسمش را نشنیده بودم و حالا این حسادتم است که وا می داردم که این جمله را بگویم: که کاش باز هم نشنیده بودم! و حالا این منم که می گویم: اتفاق جالبی در من افتاد. هر چند معمولا این تاثیرات دوام چندانی ندارد و سیستم مغزی من در اولین فرصت مرا به زندگی اصلیم بر می گرداند.

 

“فرانک نمین” اهل یکی از روستاهای اردبیل است ظاهرا با نام نمین. از ده سالگی در لوس انجلس زندگی می کند. می گفت از همان سالها فکر می کرده که باید به آمریکا بیاید تا جهانی شود. هرچند گاهی فکر می کنم وقتی بزرگ می شویم و عقل رس می شویم بی جهت فکر می کنیم که در کودکی هم همینطور فکر می کرده ایم و برنامه و هدف خاصی داشته ایم و اینقدر به این موضوع فکر می کنیم که خودمان هم باورمان می شود از همان کودکی فکرهای بزرگ می کردیم و به قول وزیر هیتلر آنقدر دروغمان به خودمان را تکرار می کنیم تا خودمان هم باورمان می شود. هر چند فرانک نمین می تواند کودکی متفاوتی داشته باشد و اصولا هر کسی می تواند بگوید که نه از کودکی بزرگ بوده و خوب جواب من هم معلوم است: تو بیشتر روی دروغت کار کرده ای!

 

فرانک نمین در هجده سالگی نامش به عنوان مخترع ثبت شده. حالا جالب است بدانید که او یک شعبده باز است. اما نه از این شعبده بازها که از توی دستمالش گل بیرون می زند. او شیوه های کارش را خلق می کند و به همین دلیل مخترع است. او کارخانه تخیلش را کار می اندازد و هرچیزی را که دوست دارد تخیل می کند بعد به شیوه های عملی کردن تخیلش فکر می کند. بعد گاهی تا یازده سال وقت می گذرد که تخیلش را عملی کند. و بعد نتیجه اش مثلا موتور سیکلتی است که وقتی دستمالش را روی آن می کشد غیب می شود!

 

او اگر از تخیلات عملی شده اش خوشش بیاید آنها را برای استفاده ی خود نگه می دارد در غیر این صورت تخیلاتش را به مناقصه می گذارد و آنها را به قیمت های گزاف می فروشد.

رو

Print Friendly, PDF & Email

درباره ی مدیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *