خانه > مشاهیر تالش > شرح حال زنده یاد استاد هارون شفیقی

شرح حال زنده یاد استاد هارون شفیقی

هارون شفیقیبخشی از مقاله مفصل « جهانی بنشسته در گوشه ای » ارایه شده در نخستین کنگره شعرو ادب تالش ۲۷ آذر ۹۳ . منبع : عبدلی علی ، مجموعه مقالات و اشعار نخستین کنگره منطقه ای شعرو ادب تالش ، نشر جامعه نگر ، تهران ، ۱۳۹۴

 دکتر احسان شفیقی

  با توجه به اینکه علاقه مندان، نویسندگان و پژوهشگران تالش شناسی، فراوان به شرح حال استاد هارون شفیقی پرداخته‌اند، در این بخش از تکرار مکررات می‌پرهیزیم و ضمن پیشنهاد مطالعه اتوبیوگرافی (شرح حال خود نوشته) منظوم استاد   در مؤخره کتاب” عرفا و علمای عنبران” برای آن گروه از خوانندگان ارجمند  که به منابع مورد اشاره دسترسی ندارند فرازها وبرشهایی از زیست نامه استاد را نقل می‌کنیم.

استاد هارون شفیقی عنبرانی (۱۲۹۶ ـ ۱۳۸۰ ش)، در روستا (شهر فعلی) عنبران واقع در ۳۳ کیلومتری شهر اردبیل ۵ کیلومتری شهرستان نمین و با فاصله ۶ کیلومتر از مرز جمهوری آذربایجان متولد شد. وی فرزند مرحوم  “نجم الدین شفیقی” است که از فضلاو عرفای وقت بود ومادرش «حمیرا» (فرزند شیخ علی تالشی نقشبندی) بانویی ادیب و شاعر بود. استاد کودکی و نوجوانی خودر آ تا چهارده سالگی در مکتب ومحضر مادرش که وپرورده مکتب عرفانی پدر دانشمندش بود به تحصیل پرداخت و متون ادبی وعرفانی همچون منطق الطیر، الهی نامه و مصیبت نامه عطار، مثنوی مولانا و نفحات الانس جامی، تذکره الاولیاء عطار و کیمیای سعادت غزالی را به تشویق مادر مطالعه می‌کرد. ومواردی را که برای او دشوار وغامض می‌نمود به راهنمایی ومشاورت این آموزگار مهربان حل وفصل  می‌نمود .

تأثیرات آموزشی وپرورشی مکتب ومحضر مادر، در ذهن وزبان وبیان شفیقی به قدری ماندگار  بود که سال‌ها حتی در ایام میان سالی وکهولت از آن یاد می‌کرد وبه بهانه‌هایی بدان گریز می‌زد. 

   در نوجوانی علاوه بر مکتب مادر، مدتی نزد سید نظام الدین عنبرانی از علمای وقت، که تحصیل کرده اسلامبول بود (م ۱۳۵۹ ق) و دو سه سالی نزد پسرخاله دانشمندش سید محمد طاهر قریشی مینابادی (م ۱۳۳۸ ش) مقدماتی از علوم ادبی و عربی را فراگرفت. عطش به دانستن بیشتر وفراگیری علوم متداول عصر اورا واداشت  از همان مقدمات علوم، نردبانی فراهم آورد وبه مدد آن بر فراز دانش وادب وشعر فارسی وعربی وچکاد معارف اسلامی و عرفانی بر آید. آنگاه که درخت وجود این جوان مستعد به بار نشسته بود، بر اساس حدیث نبوی “اذا اراد الله بعبد خیرا هیأ اسبابه ” به مناسبتی “وهذا من فضل ربی” زمینه مهاجرت ایشان به تالش  وتدریس ومشارکت در تاسیس مدرسه ای در سیابیل اسالم فراهم آمد . و ودر آن مدرسه شاگردانی را  جذب وتربیت نمود  که بعد ها از سرآمدان علم وادب ودانشوری شدند  از جمله آنان: آقای دکتر محمد اسعد نظامی، مرحوم شمس امینی، دکتر احمد امینی ودیگر فرزندان آن محیط بودند.

در سال ۱۳۲۴ ش از استاد دانشمندش سید محمد طاهر قریشی مینابادی اجازه نامه ای علمی به سبک حوزه‌های علمیه اهل سنت، در یافت نمود و بعدها، به استناد همان گواهینامه حوزوی در اداره آموزش و پرورش شهرستان تالش استخدام شد سپس، چهار یا پنج سال بعد، استاد در اوج نهضت ملی کردن صنعت نفت ـ با سرودن قصیده ای عربی در حمایت از این نهضت و گریز به ستایش رهبر روحانی آن نهضت (مرحوم آیت الله ابوالقاسم کاشانی) این اجازه نامه را به تصدیق آیت الله کاشانی رسانید و با پشتوانه آن توانست به تدریس در دبیرستان‌ها بپردازد.    

سرانجام  خدمات آموزشی دولتی استاد ریاست «دبیرستان هلاکو رامبد» در تالش بود که اینک «دبیرستان دکتر شریعتی» نام دارد. اصل گواهی نامه مورد اشاره  با دیگر مدارک و یادداشت‌های استاد در حریقی که پس از انقلاب اسلامی در دبیرستان شریعتی رخ داد، به همراه هزاران جلد کتاب و تمام پرونده‌ها و میز و نیمکت دبیرستان طعمه حریق شد.

پس از بروز این وقایع، زندگی استاد شفیقی قرین ناآرامی و ناکامی گشت و در ۱۳۵۸ یعنی در همان نخستین سال انقلاب، از خدمت آموزش و پرورش بازنشسته شد. استاد شفیقی بر اثر این عوارض و موانع، دچار افسردگی شد و دیگر زندگی را قابل تحمل نمی‌یافت. تا آن که چند ساله پایانی عمر خود را از تالش مهاجرت و نزد پسر خود در تهران در ناحیه نارمک گذرانید. استاد شفیقی عاقبت در روز دوشنبه یازدهم تیر ۱۳۸۰ بدرود زندگی گفت و در آرامگاه «سیدنیکی» واقع در شهر تالش به خاک سپرده شد.

۲ – استاد شفیقی از زبان دیگران

حبیب یغمایی

مرحوم حبیب یغمایی در پایان مقاله استاد  شفیقی در معرفی شاعری از خطه تالش با نام نصرت تالشی می‌نویسد: مجله یغما (شاعر خوبی است ولازم بود از ولایت زیبای طوالش در مجله یغما از شاعری چون او نام ماند ولی افتخار استوار طالش وجود با برکت استاد بزرگوار هارون شفیقی است که در ادب وعلم واخلاق در سراسر ایران امروز کم نظیر  است وجهانی است بنشسته در گوشه ای)(مجله یغما ص ۵۷۷)

جواد خانلری  

علامه شفیقی در منتهای وارستگی برخلاف بسیاری از نام آوران که با برچسپ های مادی خودشان را عرضه می‌کنند و با ابتلا به کمترین خاری از بلا، تخلیه می‌شوند، از آنجایی که جامع الاطراف و دائرهالمعارفی زنده بوده و تخصصی وافر در علوم و فنون مختلف داشـت، به درویشی قنـاعت می‌کرد و به گمنـامی و افتادگی رضایت می‌داد و هیچ وقت به القاب و ارادات، وتعاریف و تمجیدهای موجّه از جانب محافل ادبی، فلسفی، عرفانی ومشاهیری از قبیل یغمایی، فروزانفر، محمد تقی جعفری، جلال آل احمد، مودودی، شیخ کمال الدین نقشبندی …و مباحثه و مکاتبه و بعضاً مناظره و حتی به تأیید به درجهٔ اجتهادی‌اش از طرف مرحوم آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی مغرور و مفتون نشد و از موقعیت و مدارک و مدارج علمی خود «نه تنها سوءاستفاده نکرد بلکه استفاده هم نکرد»[۲۳] و همواره این گمنامِ شهیر خودش را هم سطح شاگردانش بحساب می‌آورد و آن‌ها را دوست یا عالم و دانشمند خطاب می‌کرد. 
       رقّت قلب وی در تفسیرقرآن کریم و دقّت نظر درتدریس «شرح الفیه» و «نهج البلاغت» وتبحرش در ادبیات فارسی، عربی، ترکی و تالشی برای هر بیننده حکایتی مفصل از مجمل می‌کرد که قصیدهٔ شینیه «تنبیه النفس» و ترکیب بند «تقدیم به پیشگاه رسالت» و… از شاهکارهای ماندنی درکلام و ادب و عرفان می‌باشد. (جواد خانلری)

احمد اداره چی:

روزی از همان روزها به دیدار هارون شفیقی شتافتم. مردی دانشمند، سخنوری گشاده زبان، همه هنر، همه دانش. تو گویی دریایی به گوشه ای بنشسته. روانش شاد باد. زنده یاد حبیب یغمایی هماره دریغاگوی بود که چرا دانشگاه‌های کشور از او بهره برنمی گیرند. او به پارسی، تالشی، آذری و تازی شعرهایی سخته، نغز و شیرین می‌سرود. در را خود به رویم گشاد. به اندرونم خواند. خواستم دستش را ببوسم، آن را پس کشید و رخسارم را بوسید. نامه استاد ایرج افشار را دادم، خواند و گفت: استاد مگر بیکار نشسته است که به یاد منِ هیچ ندان افتاده است. پس از آن، برخاست و دیوان نصرت تالش را بیاورد. به من نمود. پیش رویم نهاد. گشودم. بر کناره هر رویه ای نامی بر چگامه ای نهاده بود. آن غزل‌ها را که نصرت به پذیره غزل خواجه سروده بود با بیتی از او نموده بود. گزارشی هم از نصرت نگاشته بود. از او ستاندم. برای استاد افشار فرستادم. آن مقاله در شماره شش و هفتِ سالِ یازدهم آینده به چاپ رسید، با این یادداشت استاد: «آینده از دوست گرامی فاضل، احمد اداره چی گیلانی، متشکر است که مقاله آقای شفیقی را برای چاپ دریافت داشته‌اند». (گیلان ما فصلنامه سیاسی-ادبی-فرهنگی) ونیز رک آینده سال یازده ص۴۴۳                           

 شهرام آزموده

استاد هارون شفیقی عنبرانی را باید «پیر اهل قلم تالش» دانست. او بیش از نیم قرن است که به تحقیق، تألیف، شعرسرایی و روزنامه‌نگاری می‌پردازد. استاد از سال‌ها پیش تا کنون در کنار زندگی عارفانهٔ خود، پژوهش پیرامون تالش و ادبیّات ایران را سرلوحهٔ کارهای خود قرار داده و تاکنون چندین اثر از خود به یادگار گذاشته است. (آوای شمال،، شهریور ۱۳۷۷، صص ۹ -)

کامیار عابدی

هارون شفیقی عنبرانی (۱۳۸۰-۱۲۹۶) از ادیبان ودبیران فرهیخته، برجسته و تاثیرگذار در منطقه غرب گیلان یعنی آستارا، هشتپر، رضوانشهر و ماسال-شاندرمن و مناطق همجوار آن در عصر جدید بوده است. پدرم، اردشیر عابدی شال (ادیب و دبیر سابق آموزش وپرورش)، در دهه‌های ۱۳۵۰-۱۳۴۰ از راهنمایی ودانش ادبی وی بهره برده است. متاسفانه من هیچ گاه سعادت دیدار استاد شفیقی را نیافتم. اما اغلب تألیف‌ها وشعر های وی را خوانده  و از آن‌ها بهره برده‌ام. (، گیله وا: ویژه تالش، ضمیمه ش ۳۱، سال؟، ص ۱۹)

سید رضا آقاپور مقدم

استاد شفیقی شاعر وپزوهشگربرجسته تالش بود ودر علوم معقول ومنقول از عالمان درجه یک ونخست اهل سنت حکم افتاء داشت ووی شاگردان بسیاری تربیت کرد همپای آن به انتشارماهنامه فرهنگ توالش نشریه اداره فرهنگ تالش دست زد که نزدیک به سه سال دوام داشت. این معلم وارسته، بسیارمتدین، مهربان، فروتن بود. وی به دوزبان عربی وترکی تسلط کامل دلشت وبه زبان‌های فارسی، ترکی وعربی قصیده‌ها وشعرهای فراوانی دارد او در سمت ریاست دبیرستان دکتر شریعتی تالش در مهر ماه ۱۳۵۹ بازنشسته شد . (رشد معلم آبان ۱۳۸۱ شماره ۱۶۴ ص ۱۰)

جلیل وحدانی

یادم می‌آید پس از مدت‌های مدید یک بار این بزرگ مرد شریف (مرحوم فرامرز ماسالی) را در محضر استاد هارون شفیقی ملاقات کردم و بعد وقتی از استاد پرسیدم که او که بود؟ فرمودند: اوکسی است که مرا از فرزندانم بیشتر دوست دارد. و من مات و مبهوت که او واقعاً کیست؟ و باز هم چه دیر جنبیده بودم. هر چند بعدها در یک سفر فرهنگی به آذربایجان به میزبانی عاکف محمداف، این مرد بزرگ همراه استاد شفیقی بود و من البته چون تشنه ای بی دست و پا جرعه ای از آن چشمه جوشان برگرفتم که هنوز هم سرمستانه بدان می‌بالم.    

  بعدها هر از گاهی، دیگر آثار استاد فرامرز مسرور ماسالی را می‌خواندم. یا بهتر بگویم می‌نوشیدم تا این که پس از سال‌ها در گوشه تنهایی و غربت همه آثارش به دستم رسید و این بار هر چه می‌نوشم چون استسقایی تشنه تر از هر روز برای دیدنش دل دل می‌زنم و شاید وسعت وسیع گونه‌های تکیده و اشک بارم اندکی تسکینم دهد، اما خوشم به این که پس از سال‌ها، بهار، جنگل‌های تالش وطراوت خندیله پشت را احساس می‌کنم.

 ۳ – استاد شفیقی و طریقت نقشبندیه: 

همانطور که خوانندگان و پی گیران شرح حال استاد اطلاع دارند استاد شفیقی خواهرزاده پیر طریقت نقشبندیه در سده اخیر در منطقه وسیع تالش یعنی شیخ محمد سعید نقشبندی تالشی عنبرانی بوده‌اند و بخش اعظمی از ذخایر معنوی  و افکار عرفانی او محصول ارتباط استاد با فضای معنوی خانقاه نقشبندیه بود. وپیشتر نیز والده محترمه استاد که اولین معلم او بود و خوداز علوم متداول دینی و عربی عصر خود به حد کمال برخوردار بود، هرآنچه را آموخته بود چون شیری در کام فرزند نازنین خود می‌ریخت و از جمله  ترکیبات آن شیر معنوی عرفان منبعث از طریقت نقشبندیه بود.

استاد شفیقی بر سلوک معنوی و عملی در طریقت نقشبندیه پایبندی داشت  وخود را به رعایت اصول یازده گانه آن یعنی:  هوش در دم، نظر بر قدم، سفر در وطن، خلوت در انجمن، یاد کرد، بازگشت، نگاهداشت، یادداشت، وقوف عددی، وقوف زمانی و وقوف قلبی ملزم می‌دانست؛ اصولی که به همین هیأت و صورت در متون  عرفانی عربی و ترکی بزرگان نقشبندیه  نیز به کار رفته است.  وی  دلبستگی حقیقی خود را به این طریقت  با تألیف حداقل سه کتاب و مقالات دیگر به روشنی نشان داده است.  کتاب‌هایی چون نقش بند و نقشبندیه، عرفا و علمای عنبران که غالباً از پیروان آن طریقت بودند و تألیف کتاب مولانا خالد نقشبندی که شامل احوال و آثار و نمونه اشعار و مکاتیب مولانا خالد کرد که با تقریظ و مؤخره ای به قلم  پروفسور امین درسال  ۱۳۷۵. چاپ شد.

 ۴ – بررسی آثار

آثار شفیقی شامل آثار چاپ شده وچاپ نشده ایشان می‌شود. بخشی ازآثار او ازجمله دیوان اشعار، هنوز تدوین وتصحیح وآماده چاپ نشده است. علاوه بر دیوان اشعار بخشی از ترجمه‌های منظوم اواز قرآن، احادیث نبوی، نهج البلاغه و مقالات گوناگون هنوز چاپ نشده است. ذیلاً ضمن برشمردن آثار او درباره  پاره ای از آن‌ها توضیح مختصری ارائه می‌دهیم.  

۴-۱٫ غنچه‌های دانش (شامل شرح حال و نمونه آثار بیست و پنج شاعر  گیلانی) چاپ ۱۳۳۲

۴-۲٫ گفتار (شامل مقاله‌های کوتاه هارون شفیقی در باب مسائل اجتماعی)     چاپ ۱۳۳۷

۴-۳٫ ترجمه کتاب «ایهاالولد» از ابوحامد غزالی از عربی با عنوان یک نامه به فارسی، چاپ ۱۳۳۷

۴-۴٫ گفتگو (گزینه ای از اشعار در قالب قصیده و غزل که شاعر به اقتفای استادان متقدم (سعدی، حافظ، خواجو، کلیم کاشانی، مشتاق اصفهانی و …) و یا شاعران معاصر (پروین اعتصامی، سیمین بهبهانی، پروین دولت آبادی و …) سروده است، که در  ۱۳۴۳  چاپ شده است. این کتاب اثری است که در زمره اخوانی‌ات قرار می‌گیرد  هرچند با تعریفی که از اخوانیات در دست است اندک تفاوتی دارد اخوانیات نامه‌های دوستانه‌ای است  که به شکل نظم یا نثر بین شعرا و دانش‌مندان مبادله می‌شده‌است نامه‌های منظومی که بین شاعران به یک وزن وقافیه رد وبدل می‌شود ودرآن معمولاً از بخت و روزگار شکوه سرداده واز یکدیگر تمجید می‌کنند.. اخوانی‌ات از آن جا که  سخن‌های دو یار دیرین است که محبّت خود رابه یکدیگر اظهار می کنندواز آسیب‌های زمانه به یکدیگر گلایه می‌برند، معمولاً از اشعار بلیغ ومؤثّر زبان فارسی است. از اخوانیات کهن این قطعه مسعود سعد سلمان که خطاب به ابوالفرج رونی سروده است، معروف است:

ای خواجه بوالفرج نکنی یادمن                   تا شاد گردد این دل نا شاد من

دانی که هست بنده  وآزاد  تو                    هرکس که هست بنده وآزاد من

نازم بدان که هستم شاگرد تو                    شادم  بدان که  هستی  استاد من

مانا نه آگهی تو که باران اشک                    از بن همی شوید  بنیاد  من.

در غزل گفتگوهای این کتاب  شاعران  مخاطبِ استاد از این خطاب و شکوه وشکایت مطلع نیستند از این جهت آنهارا شبه اخوانیات می‌نامیم .  در نگاهی کلی به آ شعار این مجموعه بدون در نظرگرفتن شعر شاعرانی که مورد اقتفا قرار گرفته است  می‌توان این ویژگی‌های زبانی ومحتوایی را در آن‌ها برشمرد  

زبان شعری این مجموعه  یاد آور  زبان شاعران دوره بازگشت باگرایشی اندک به زبان قدیمی تر وآرکاییک می‌باشد.

ساختار نحوی کلام دارای استحکام وعاری از کژتابی وتصنع واختیارات شاعری متداول است.

عشق مطرح شده در غزلیات غالباً عشق زمینی  وازهما ن نوعی است که در شعر مکتب وقوع شاهدیم و این رویکرد ناشی از تأثر شاعر از فضای حاکم برشعر مورد اقتفاست. با اینهمه غزلیات عاشقانه استاد مخاطبی را فراتر از آنچه در زمین یافت می‌شود، جستجو می‌کند. همان گونه که خاقانی گفت:

اهل برروی زمین جستیم نیست             عشق را یک نازنین جستیم نیست

زین سپس بر آسمان جوییم اهل          زانکه برروی زمین جستیم نیست

صنایع ادبی لفظی ومعنوی در این غزلیات حضوری طبیعی دارند زیرا استاد شفیقی ماهیتاً شاعری معنا گراست وچندان دربند قافیه نیست  وبیشتر به دیدار یار می‌اندیشد. البته این بدان معنا نیست که این غزلیات  فاقد صنایع ادبی است چه کاربرد آرایه‌های لفظی ومعنوی در اثر کثرت ممارست وتدبر وتامل در دواوین شاعران بزرگ در ذهن وزبان شان نهادینه و عجین شده است.

 ۴-۵٫ جهانگرد بزرگ، ترجمه و اقتباس از اثر یکی از نویسندگان عرب به نام عبدالله فکری، در مقوله اصالت عقل در قالب داستان می باشد، که در سال ۱۳۴۶ چاپ شده است  این اثرکه با دخل وتصرف بنیادین استاد در آن، ماهیتی تازه یافته است در زمره داستان‌ها وحکایات تمثیلی است وتاثیر آثاری چون رساله حی بن یقظان ابن سینا  ارداویرافنامه در آن قابل انکار نیست.

۴-۶٫ عرفا و علمای عنبران، تاریخچه عنبران اردبیل و شرح احوال علما و عرفایی که در آن دیار ظهورکرده و  زیسته‌اند، این اثر در سال  ۱۳۶۵ چاپ شده است. این کتاب کم حجم در ۱۲۳ صفحه بار سنگین  تاریخ دینی، فرهنگی وعرفانی  منطقه ای  رابه دوش می‌کشد که به گواه همین کتاب ” روزگاری مهبط  فیض وبرکات الهی بود ودر دامن خود مردان بزرگ می‌پرورد “(عرفا وعلمای عنبران ص ۱۲۱)

با توجه به اینکه هیچ منبع ومرجع چاپ شده ای برای آشنایی با شخصیت‌های تاریخی، اجتماعی، دینی وعرفانی منطقه عنبران وجود ندارد، این اثر، خلآ ناشی از نبود منابع معتبر را پر کرده است. بعد از نشر این اثر، در تحقیقات وپژوهش های انجام گرفته مورد مراجعه محققان بوده است.

کتاب “عرفا وعلما ی عنبران ” ساختار متفاوت ومخصوص به خود را دارد و از چند  ویژگی برخوردار است که آن را از  دیگر منابع هم موضوع  متمایز می‌سازد:

۱-  داستان گونگی وروایی بودن آن ۲- تلفیقی از چند مقاله مستقل  که گاهی انسجام وانتظام مطا لب آن را

مورد تردید قرار می‌دهد.۳-عدم رعایت فصل بندی منطقی آن وقرارگرفتن آن در فضایی آکنده از تعلیق وابهام.

۴-۷ تنبیه النفس، قصیده ای به مطلع: “مرا دیوانه نفسی هست، تن، تاریک زندانش    خرد فرمانده زندان و او محکوم فرمانش”  که آن را  در استقبال از شینیه خاقانی سروده است، ودر سال   ۱۳۷۲ چاپ شده است. این قصیده به همت پژوهشگر و قرآن پژوه معاصر تالش استاد مسعود انصاری وبا مقدمه عالمانه ایشان چاپ شده است.

در بررسی  این قصیده چند نکته زیر را قابل یادکرد دیدم:

– تنهٔ اصلی این اثر همان قصیدهٔ بلندی ست که بخش‌های بیشتر کتاب را تشکیل می‌دهد به انضمام. اشعار در ضمیمهٔ کتاب معرفی شود.

– یکی از بارزترین ویژگی‌های این قصیده، استشهادات فراوان آن به آیات قرآن کریم می‌باشد که نشان دهندهٔ جریان چشمگیر آموزه‌های وحیانی در اشعار و اندیشهٔ شاعر است.

 – قصیدهٔ مذکور از لحاظ تطابق و مناسبت واژگان در بکارگیری مفاهیم عرفانی و زاهدانه، کاملاً موفق و از استحکام و استواری ممتازی برخوردار است. و اگر چه به استقبال از شینیهٔ خاقانی سروده شده ولی با درنگ در واژگان بکار رفته و شواهد قرآنی و روحیهٔ زاهدانهٔ اصیل آن یادآور سبکِ شعری سنایی در قصاید می‌باشد.  

 – ترکیب بند «تقدیم به پیشگاه رسالت» در واقع شدت علاقه و شیفتگی شاعر را به پیامبر مکرم اسلام (ص) را به نمایش می‌گذارد. و نحوهٔ خطابی‌ات آن به گونه ای است که به نیکی می‌توان عمق تواضع و احساسِ نیاز سراینده به حقیقت نبوت و احیای تعالیم نبوی در دوران سرایش شعر را به مشاهده نشست. این ترکیب بند بی اختیار خوانندهٔ آشنا با ادبیات فارسی را در فضای اشعار حکیم نظامی گنجوی در مدح پیامبر (ص) به ویژه مدح چهارم او درمنظومهٔ مخزن الاسرار قرار می‌دهد.

 -۴-۸٫ مولانا خالد نقشبندی، شامل احوال و آثار و نمونه اشعار و مکاتیب مولانا خالد کرد که با تقریظ و مؤخره ای به قلم  پروفسور امین چاپ شده است.

این اثر بازتاب وثمره ارادت استاد به طریقت نقشبندیه وپیران آن طریقت است همانگونه پیش از آن کتاب نقشبند ونقشبندیه را تألیف نموده بودند وبخشی از آن کتاب که به اصول ومبانی  طریقت نقشبندیه اختصاص یافته است، گزارش سفر مرشد والا مقام  وپیر طریقت معاصر شیخ عثمان نقشنبدی از بیاره کردستان به گیلان ووتالش را در بردارد.

۴-۹ . دیوان اشعار (چاپ نشده است)

دیوان اشعار استاد شفیقی از جمله دیوان‌هایی است که از موهبت تدوین، تصحیح وچاپ برخوردار نشده وسرنوشتی نامعلوم دارد. دیوان نامدون استاد شفیقی در  نظر نگارنده از جهت احتوا وشمولش بر اندیشه‌های عرفانی، اخلاقی اجتماعی، تاریخی ودینی برهمه آثار آن استاد برتری ورجحان دارد اشعار پراکنده این دیوان در صفحات چندین دفتر در انتظارآنند که دستی مهربان وآشنا گرد وغبارزمان وفراموشی را از چهره آن بزداید وجمع بندی وبازخوانی وبانگارش تعلیقاتی که بسیار ضروری است چاپ نماید. این دیوان در صورت تدوین وچاپ، مواردزیر را دربر خواهد داشت  .

 ۱ – غزلیات فارسی، عربی  و ترکی 

۲ – قصائد فارسی وعربی

۳ – مثنویات، شامل مثنوی‌های مستقل ومثنوی هایی که ترجمه‌هایی از نهج البلاغه واحادیث نبوی ودیگر کتب اخلاقی وعرفانی عربی است.

۴ – اشعار تالشی

در باب اشعار تالشی استاد یاد آوری این نکته لازم است که روزی از روزها چند دوبیتی تالشی از سروده‌های خود را برای استاد خواندم به ظاهر از روی  تعجب فرمودند: در این زبان عجب ظرفیتی وجود داردو تحسین وتشویق فرمودند وهفته بعد امر فرمودند وبه خدمت رسیدم چند دوبیتی را که در آن فاصله سروده بودند  قرائت فرمودندنسخه ای از آن دوبیتی هارا که به بنده مرحمت فرموده بودند،  بامقدمه ونقدگونه ای در مجله گیله وا شماره؟ به چاپ رساندم وآنچه از اشعار تالشی استاد در مطبوعات ونشریات وسایت ها درج ونشر شده است دقیقاً همان چند دوبیتی چاپ شده در گیله واست وبه جز آن‌ها شعری به تالشی از استاد به نظر حقیر نرسیده است واگر باشد باید در یادداشت‌های پراکنده استاد محفوظ باشد.  مهم‌ترین ویژگی این دوبیتی‌ها اندوه عمیقی است که بر آن‌ها سایه افکنده است. البته جای شگفتی نیست  چون استاد مرحوم  در دهه پایانی عمر شریفشان به افسردگی ودلمردگی وقبضی نگران کننده  مبتلا شده بودندوچیزی جز اندوه وغم وشکوه از روزگار بر ذهن وزبانشان جاری نمی‌گشت. ودوبیتی های موردبحث ما دقیقاً محصول همین روزگار غمبار استاد در تالش بود سه نمونه از آن دوبیتی هارا با ترجمه آن‌ها نقل می‌کنیم.                               .      

چِ چــوک اَبی آگه نـَویم بَه دِنیُو             نـَشـــیم هرگـــز بَه زیر گِوُونَه بو

  نـَیـَِنـــدیم آˇم هَمَه رنـــج و اذیّت      شیــطـون ِ رو نـَکـَیـِم آˇم همه کو

  چه خوب می‌شد اگر به دنیا نمی‌آمدم/ هرگز به زیر این بار گران نمی‌رفتم   

این همه رنج و اذیّت را تحمّل نمی‌کردم  / این همه در خدمت شیطان نمی‌بودم.   

  به کووْرَه  شِه چمان ذوق جوانی     نِمـــانده داست ِ کوم چه کو نشانی

  گِــــوونـَه بُو ژِیو آ سَت اُوگِنیَم    چَتیـــنِه آ سَه مارو زنــــــــــدگانی

     ذوق جوانی من به کجا رفت/   نشانی از آن در دستم باقی نمانده است.  

  زیر بار گران زندگی فرومانده‌ام/ اکنون زندگی برایم دشوار شده است  .              

   شَوْ و روژیم هَمَه هیچُ و    هَدَر شِه        هـَـمَــــه آه بِه اگــــــر ما ندِه اگر شِه  

وتیمه ماشکـَه دَه بومَی شـویَی آ ندَه            اَوَن اومـَـــه  آ ˇم  روژ ِ کو بـَتـَر شِه

 شب و روزم همه به بیهودگی گذشت.  / آن چه ماند و آن چه گذشت، همه آهِ حسرت بود. /گفتم فردا همراه با شادی می‌آید /  آن (فردا) نیز آمد، امّا بدتر از امروز گذشت.

      دِلِم کاوْشـَن ِ کو هیچ  وِˇل  پـِنومَه         چِمــان مُسافــــــــــر ِ کو نامَه نومَه  

شـَوون هانِم نیـبــومَی آسا سـیِم بـَب      چـَشـِم به سَـی مانده کی کَـینی بومَه

  در چمنزار دلم گلی نروئید / از مسافر من نامه ای نیامد.  شب‌ها خواب ندارم. خواب از سرم می‌پرد/  چشمم به در مانده است که کِی می‌آید.

 (ادبیات تات و تالش ایران و جمهوری آذربایجان، علی عبدلی، تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۸۰، صص ۹۱ ۸۷  )

 ۴ – اشعار متفرقه

اشعار متفرقه استاد  به آن بخش از اشعاری اطلاق می‌شود که از جهت فنی وتعریف اصطلاحی و قوالب شعری در تقسیم بندی مذکور نمی‌گنجد وشامل دوبیتی‌ها ورباعیات ومفردات و… می‌گردد..

از دیوان اشعار استادشفیقی برای نمونه یک قطعه ترکی ویک قطعه عربی وبخشی از یک مثنوی بلند را  نقل می‌کنیم با این توضیح:  هرچند ممکن است نقل نمونه‌ها به حجم مقاله بیفزاید اما با توجه به عدم دسترسی علاقه مندان به آثار ایشان خالی از فایده نخواهد بود.

    غزل ترکی

 لب لعل نگاری گوردم آنی قانه بنذ تدم                  

              ازون اوستنده زلفین کفرایله ایمانه بنذ تدم                  
 یناغی گل کیبی قرمز لنوب گلزاره بنذردی 

           من آنی وحشتمدن قاتلی بئر میدانه بنذ تدم                  
 تو خونمش حال ده گیسولری چیننده آسلانمش

                ایکی زنجیری داره یا ایکی ثعبانه بنذ تدم                  
 او ظالم خرمن صبری قیلان غارت زماننده

                رعیت خرمنین یغما ایدن بئر خانه بنذ تدم                  
بیزم بوملتون ابطال ظلمی گوردگم ساعت 

              همان ابطال سحر موسی عمرانه بنذ تدم                  
 شفیقی نون بو اشعارین او خورکن ایلدم انصاف

              فضولی تک آنی بئر صاحب عرفانه بنذ تدم                

ترجمه غزل  ترکی

۱- لب لعل نگارم را دیدم آن را به خون مانند کردم /زلف سیاهش راکه بررخسارش ریخته بود به کفر وایمان مانند کردم.

۲- گونه‌هایش مانند کلسرخ بود من آن را از وحشتم به یک میدان خونین مانند کردم.

۳- گیسوان به هم بافته‌اش که بر روی شانه‌هایش ریخته بود ،به دوزنجیر وطناب دار یا به دواژدها تشبیه کردم.

۴- آن ستمگر را در لحظه غارت خرمن صبرم، به خان ومالکی  مانند کردم  که به غارت خرمن رعیت مشغول است

۵- در آن ساعتی که ملت ظلم ظالمان را باطل می‌نمود، کارشان را به ابطال سحر جادوگران به وسیله حضرت موسی مانند کردم.

۶ – هنگام خواندن اشعارشفیقی منصفانه قضاوت کردم ومانند فضولی شاعراورا به یک انسان صاحب معرفت مانند کردم. ۱۳۱۰ شمسی / عنبران.

 در باب ساختار ونوع گویش ترکی این غزل یاد آوری این نکته ضروری است که علما وطالبان علوم دینی عنبران برای تکمیل تحصیلات دینی خود معمولاً به ترکیه فعلی به ویژه به شهر اسلامبول (استامبول) عزیمت می‌نمودند وپس از بازگشت، زبان مورد استفاده آن‌ها در منابر ومجالس غالباً به زبان ترکی می‌بود والبته ترکی مورد استفاده آن‌ها زبان پخته وبه تعبیری دانشگاهی استامبولی بود نه ترکی محاوره ای رایج در منطقه اردبیل . طلبه‌های جوان نیز ناچار باید این زبان غنی با ظرفیت بالا را برای بیان مفاهیم علمی وادبی وذوقی می‌آموختند واستاد  شفیقی نیز با این زبان آشنایی کامل داشتند و شاهد این مدعا غزلیات در نهایت فصاحت وبلاغت اوست به زبان ترکی. بیشتر قصائد وغزلیات ترکی استاد بازتاب اندوه وغم اواز اشغال آذربایجان ومبارزات مردم وسر انجام آزادی وبازگشت آذربایجان به آغوش مام وطن است.      

مطلع چند غزل ترکی را برای نمونه نقل می‌کنم:

سحر دوتدم صبانون دامنین غم آشیانمدن

              که وارسه برخبر ویر ملک آذربایجانمدن

منه باد صبا بر خنده ایله خوش بیان اولدی 

        غم معموره سی ویران محنت نا توان اولدی 

 شفیقی حال غمگینون ندر بر لحظه دلشاد اول  

           اولوب آزاد ملت قید غمدن سنده آزاد اول

من عزم خلقه سلسله جنبان یارانمشم 

                        افراد بینوایه نگهبان یارانمشم

نمونه شعر عربی

بی هیچ مبالغه ای  می‌توانم بگویم سرچشمه شعر عربی استاد منبعی از ذوق خداداد ونبوغ ذاتی وفیضی رحمانی بود. زیرا تسلط حیرت انگیز بر اوزان و وقوالب شعرعربی برای کسی که حتی یکروز در سرزمین‌های عربی و ممالک عرب زبان اقامت نداشته ودر مدارس آن کشورها تحصیل ننموده ومدت زمان  تحصیل در مدارس دینیه ایران او  نیزبسیار محدود  بوده باشد، دست یافتن به این میزان از ذوق وظرافت  وخلق آثار ادبی وشاعرانه نمی‌تواند یک رویداد عادی ومطابق معمول باشد. باید بر اندوخته اندک استاد در نوجوانی وجوانی، آنچنان نسیم رحمت وبرکتی از جانب حضرت رحمان وزیدن گرفته باشد که باغ ذوق وقریحه اش اینگونه به باربنشیند. اشعار عربی استاد خود به تنهایی آن میزان هست که بتواند یک دیوان عربی را تشکیل بدهد. ذیلاً یک نمونه کوتاه و بیت مطلع چند قصیده ایشان را نقل می‌کنیم:

“شعری است که برای سنگ مزار استاد سید طاهر مرحوم سروده‌ام “

رَحَلتَ و باتَ العلمُ بعدَکَ محزونا                   دُفِنتَ وصارَ الفضلُ بعدَکَ مدفونا

نویتَ بِحِجرِ التُربِ کالدُّرِ فی الصدَفِ         بلی! کنتَ درا صِرتَ فی الکانِ مکنونا

وقد   کنتَ بحرا  فائضا   للمعارفِ                  وفلکامن الأدابِ والعلم ِمشحونا

بِفَقدِکَ غارَ البحرُ والعلمُ والأدبُ                  واصبحَ ذاک ا لفلک بالهلکِ مقرونا

                                             ***

مطلع قصیده ای که در بدو استخدام برای آقای کوثری مدیر کل آموزش وپرورش در رشت ارسال شده است.:

یا ایهاالقائد الهادی لرکبان     والرکب رکب کمالات وعرفان

                                              ***

مطلع وبیت دوم  قصیده ای که درسال ۱۳۳۱ تنظیم ودر تهران در حضور آیت آ … کاشانی قرائت گردید:   

الحادثات تمر بالأزمان       ان الحوادث دائم الجریان

للّه حکم نافذ فی ملکه        وله التصرف فیه بالایقان    

این قصیده در ۴۷ بیت سروده شده است واستاد در حاشیه این قصیده می‌نویسد:” بعد از خواندن این مدیحه اجاز ه نامه تحصیلی خودرا که از یک نفر از علما در دست داشتم به او دادم او آن راخواند ودر ذیل آن نوشت “صدر من اهله ووقع فی محله “هم مُجیز را تأیید کرد وهم مجاز را تصدیق نمود. همان اجازه نامه من در حادثه حریق دبیرستان (شریعتی( سوخت واز بین رفت ولی رونوشت اجازه نامه من الآن باقی است .

                                                  ***

–          مطلع وبیت دوم  قصیده ای که درسال؟ برای دکتر مصدق که در زندان بود فرستادم پسرش ضمن یک کارت که دکتر را در دادگاه لاهه نشان می‌داد از من تقدیر کرد وکارت در آتش سوزی دبیرستان سوخت:

یا لیث ما لک فی السلاسل موثقا           وثعالب آ لبیداء حولک تلعب

 لا العار بالأسد الشجیع  وان سجن           الفخر ان جال الکلاب وثعلب  

   نمونه شعر فارسی   

از اشعارفارسی شاعر، شعر معروفی از  اورا نقل می‌کنیم  که می‌توان آنرا نقدی بر سه بیت معروف سعدی که بر سردر سازمان ملل نوشته شده است تلقی کرد وبسیار شگفت انگیز است که این شعر با وجود آنکه در سال ۱۳۵۴ سروده شده است، اما آنچنان مسائل ورویدادهای روز جهانی ومنطقه ای خاورمیانه در آن بازتاب  یافته است که گویا در چند ماه اخیر سروده شده است این مثنوی بلند جادارد به طور کامل نقل شود، اما برای رعایت اختصار ابیاتی از آن را نقل می‌کنیم:   

   بنی آدم اعضای یکدیگرند                            که در آفرینش زیک گوهرند 
 چو عضوی بدست آورد روزگار                            دگر عضوها را نماند قرار 
 تو کز محنت دیگران بی غمی                       نشاید که نامت نهند آدمی/  سعدی
 …………………………….. 
 دروغ است این گفتهٔ بی اساس                    اساسی ندارد ز روی قیاس 
مخوان دیگر این حرف بییهوده را                        مدان پاک، هر دیوِ آلوده را 
که گوید بنی آدم بد سیر                     چو اعضای جسمی است با یکدگر؟ 
کجا دیده ای کز غم و درد تو                               خبردار گردد هما ورد تو 
اگر روزگارت نبرد آورد                                         دلت را زغمها بدرد آورد 
کرا دیده ای در همه عمر خویش؟                که شد در پریشانی تو پریش؟ 
کدام است آن کو زفریاد تو                          بود لحظه ای در غم و یاد تو؟ 
نداری اگر باور این گفته را                          نخوانی تو این حرف آشفته را 
گشا دیدهٔ خویش را یک زمان                         نظر کن با وضاع روی جهان 
که در هر قدم عرصهٔ این زمین               همه غرق اشک است و آه و انین 
بر این صحنهٔ دودمان بشر                           که هستند پیوسته با یکد گر 
بدقت نگاهی غم آلود کن                            نگاهی بر آن آتش و دود کن 
ببین عضوهایی بدرد آمده                                 ز درد و آلّم در نبرد آمده 
برو جنگ‌های یمن را ببین                      بخون غرق دشت و دَمَن را ببین 
به آوارگان فلسطین نگر                                   اسیران درمانده و در بدر 
عراق آن محیط ستم بیخته                           ز کرد و عرب خون‌ها ریخته 
 یکایک ترا پرده بر می‌درند                        که اینان چسان عضو یکدیگرند 

…………………………………….
                                                                        تالش/ آبان ۱۳۵۴

امیدفراوان داریم فرزندان استاد شفیقی علاقه مندان به اشعار آن بزرگوار را بیش از این منتظروآنان راازلذت خواندن اشعار اومحروم نسازند.

۴-۱۰٫ مقالات

مقالات استاد شفیقی به دوبخش قابل تقسیم است. بخش اول شامل  مقالات کوتاهی آ ست که عمده آن در مجموعه غنچه‌های دانش و. گفتار (شامل مقاله‌های کوتاه در باب مسائل اجتماعی انعکاس یافته است.)

بخش دوم شامل مقالاتی است که به صورت مستقل در مجلات گوناگونی چون آینده ویغما و….. چاپ شده است ازجمله مقاله‌های مهم این  بخش می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

۱- مقاله “عنبران” در مجله یغما، شماره تیرماه ۱۳۴۵ منتشر شد استاد در این مقاله که به معرفی عنبران اردبیل زادگاه استاد، پرداخته است. استاد اشاره می‌کند که در یاد داشتهای مرحوم جواد فاضل طی سلسله مقالاتی در روزنامه اطلاعات  به عنبرانی اشاره شده  است که در پنج فرسخی مشهد واقع است  ودرصدد بر آمده است تا عنبران اردبیل و زادگاه خودرا معرفی نماید. در این مقاله تاکید استاد بیشتر بر معرفی شاخص‌های  فرهنگی، شخصیت‌های تاریخی وعرفانی منطقه است. مقاله مورد بحث به دلیل پیشگامی‌اش در معرفی عنبران اردبیل از جهات مختلف مورد توجه ومراجعه پژوهشگران بوده وهست. این مقاله در صفحات ۲۸۱ تا ۲۸۶ مجله یغما سال ۱۳۴۵ منتشر شده است

۲-“شاعری از سرزمین زیبای تالش”چاپ شده در مجله یغما . استاد در این مقاله به معرفی سلطان حسین مشهور به سلطان بیگ فرزند پناه بیگ یوزباشی  متخلص به نصرت تالشی می‌پردازد.

. در این مقاله استاد  ضمن معرفی شاعر وساختار دیوان ومحتوای آن شاعر را به دلیل ابیاتی که از آن نوعی اهانت به قوم نجیب تالش دریافت می‌گردد –با وجود تالشی بودن شاعر – از نیش انتقاد خود بی بهره نساخته است.

۳- نصرت تالشی چاپ شده در مجله آینده سال یازدهم صفحه ۴۴۴  مقاله  به نوعی همان مقاله چاپ شده در مجله یغماست

۴- وهبی وهاتف: در این مقاله شاعر به کشفی عجیب پی برده است وآن یافتن اشعار وغزلیاتی در دیوان شاعر ترک اهل ترکیه عصر قاجار یعنی وهبی سمبلزاده  می‌باشد..  در دیوان هاتف اصفهانی است. استاد ضمن پرده برداشتن از این  رویداد تلاش می‌کند دامن شاعر ترک را با بزرگواری از اتهام سرقت ادبی پاک جلوه داده آن را از اشتباهات تصحیح کنندگان وویراستاران دیوان وهبی قلمدادنماید. نگارنده این مقاله را قبل از چاپ مطالعه نموده است اما از محل چاپ آن اطلاع ندارد.

    ۵ – نتیجه گیری

استاد شفیقی پرورش یافته مکاتب دینی قدیمی  وبالیده در فضای معنوی طریقت نقشبندیه است. مجموع معارف و علم ودانشی را که طی سالهااندوخت اندکی از آن  محصول حضور ایشان  در کلاس درس عالمان و  استادان روزگار کودکی وجوانی او بود ولی بخش اعظم آن نتایج مطالعات مداوم وژرف کاوی های او درلابلای متون وتدریس بیش از سی سال در مدارس رسمی ودینی منطقه وجنوب کشور بود.

استاد شفیقی هر آنچه را آموخت سخاوتمندانه وبی هیچ ضنتی در اختیار شاگردان وعلاقه مندان قرار می‌داد وصداقت وبی ریایی وصفای باطنش همواره اورا در درجه ای دست نیافتنی از تکامل روحی واخلاقی وعرفانی قرار داد وطرفداران بشماری را در سراسرکشور وخارج از مرزهای ایران  برای او فراهم نمود به گونه ای که  بسیاری از استادان موفق کنونی به شاگردی در مکتب حیاتبخش او می‌بالند واز آن خرسندند. حاصل تلاش‌ها  وکوششهای  استاد را  طی سال‌ها متمادی می‌توان به شرح ذیل برشمرد. غنچه‌های دانش /گفتار (شامل مقاله‌های) / یک نامه / نقشبند ونقشبندیه / یک نامه: ترجمه کتاب «ای‌ها الولد» از ابوحامد غزالی از عربی/ ۴- گفتگوجهانگرد بزرگ/ عرفا وعلمای عنبران/  تنبیه النفس  – مولانا خالد نقشبندی.

منابع ومآخذ

۱– شفیقی، ه  ۱۳۳۲ .، غنچه‌های دانش (شامل شرح حال و نمونه آثار بیست و پنج شاعر  گیلانی) چاپ

۲- …………….. ۱۳۳۷ گفتار (شامل مقاله‌های کوتاه هارون شفیقی در باب مسائل اجتماعی)    

۳-……………….۱۳۳۷، ترجمه کتاب «ای‌ها الولد» از ابوحامد غزالی از عربی با عنوان یک نامه به فارسی، چاپ

۴- …………….۱۳۴۳، گفتگو (گزینه ای از اشعار در قالب قصیده و غزل که شاعر به اقتفای استادان متقدم و       ………………….. معاصرسروده است،

۵-……………. ۱۳۴۶ جهانگرد بزرگ، ترجمه و اقتباس از اثر عبدالله فکری از. نویسندگان مصر.

۶-……………… ۱۳۶۵ علما و عرفای عنبران، تاریخچه عنبران اردبیل و شرح احوال علما و عرفای آن روستا،

۷- ………………۱۳۷۲ تنبیه النفس، قصیده ای در استقبال از شینیه خاقانی.

۸-…………….. ۱۳۷۵. مولانا خالد نقشبندی، شامل احوال و آثار و نمونه اشعار و مکاتیب مولانا خالد کرد با تقریظ و مؤخره ای پروفسور امین.

۹- …………………. بی تا دیوان اشعار نسخه خطی.

۱۰ – رشد معلم آبان ۱۳۸۱ شماره ۱۶۴ ص ۱۰٫

۱۱-، گیله وا: ویژه تالش، ضمیمه ش ۳۱، سال؟، ص ۱۹

۱۲- فصل نامهٔ سیاسی ادبی گیلان ما  شماره

۱۳-  مجله  آینده سال یازده   ص ۴۴۳ 

۱۴ –  مجله یغما

۱۵ –آوای شمال،، شهریور ۱۳۷۷، صص ۹

۱۶ – سایت‌ها ومنابع اینترنتی

Print Friendly, PDF & Email

درباره ی مدیر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *