خانه / هنرو فرهنگ / شرحی بر تصنیف های تالشی

شرحی بر تصنیف های تالشی

%d9%85%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%82%db%8c-%d8%aa%d8%a7%d9%84%d8%b4شرحی بر تصنیف های تالشی، بخش نخست

گروه علوم اجتماعی دانشگاه گیلان

 کار بر روی ترانه های محلی چه مربوط به منطقه ی گیلان باشد چه مکان های دیگر ایران با یک سختی و گرفتاری هولناک و گریز ناپذیر روبرو است و آن مرگ زبان وفرهنگی ست که ترانه ها در آن جایگاه دارای حیات می باشند .

با گسترش رسانه های جمعی و نفوض آنها تا درون قدیمی ترین فرهنگ ها, چاره ای نیست جز پذیرش تغییر گسترده ی اندیشه و سبک زندگی و حتا علایق و سلیقه های موسیقیایی مردم .

جامعه ی کوچکی که تا دیر زمانی از طبیعت به عنوان الگو برای سبک زندگی خود استفاده می کرد, اکنون چگونه می تواند در برابر گستره ی عظیم شکل های رنگارنگ انتخاب های سبک زندگی که از طریق رسانه ها بر ذهن او عرضه می شود ایستادگی کند ؟ لاجرم جهان بینی او تغییر می کند و خواسته هایش دگرگونه می شوند .

 این مرگ یا در واقع رها نمودن سبک های محلی و روستایی زندگی با چنان سرعت و شدتی اتفاق افتاده و همچنان در حال رخداد است که تلاش از طریق یک سیستم خواب آلود و نیمه هوشیار, ( نه برای حفظ ) بلکه تنها برای ثبت آنها نیز دوست داران فرهنگ بیشینیان را تا مرز جنون بیش خواهد برد . باری تلاش ها برای جمع آوری این بخش از فرهنگ عامه ی گیلان هرچند موفقیت آمیز بوده اما هنوز در دسترس عموم دوست داران قرار نگرفته است . بنابراین سعی من در این بود که با بررسی اندکی از ترانه ها, ( هرچند بررسی ناکافی و فاقد قدرت درک مناسب از جنبه های مختلف ) آنچه را که می بینم و حس می کنم, به روی کاغذ آورده و تلاشی کرده باشم در جهت گسترش قدرت تحلیل خویش .

 تمرکز بر روی مجموعه ای از ترانه های تالشی صورت گرفت که البته تمامی آنها مربوط به یک محل خاص نیستند . درباره ی ترانه ها, از نظر من نباید کار را محدود کرد به یک محل یا چند مکان . ارتباط میان اقوام و مردم محل های مختلف در گذر سالها باعث شده تا بسیاری از این ترانه ها در منطقه ی وسیع و گسترده ای بر سر زبان ها بیفتد یا طی گذر زمان شکل آنها اندکی تغییر کرده و در هر محل با لحن و آوایی متفاوت, و باز با این حال نزدیک به هم اجرا شوند و مورد پسند مردم باشند .

ترانه های تالشی را می توان در دو دسته ی بزرگ جای داد : دسته ی اول ترانه های مربوط به مراسم ازدواج و دسته ی دوم, ترانه های عاشقانه . در مجموعه ای که من مطالعه کردم تنها چند مورد ترانه ی حماسی وجود داشت که این یا به معنای ضعف در جمع آوری ترانه هاست و یا به این معناست که حماسه های تالشی یا در کل حماسه های گیلان معمولا در غالب ترانه روایت نمی شدند . من انتظار داشتم که ترانه های مربوط به محل کار مانند شالیزارها بسیار زیاد باشند, اما اینگونه نبود . ترانه های کار نیز بسیار اندک بودند و همگی مضامین عاشقانه داشتند به گونه ای که اصولا نمی شد آنها را از ترانه های عاشقانه جدا دانست و صرفا بر این اساس که معمولا این ترانه ها در محل کار خوانده می شدند, آنها را در دسته ی دیگری قرار داده بودند . در این ترانه ها کمترین اشاره ای به خود کار و چگونگی انجام آن دیده نمی شود که چنین چیزی جای تعجب دارد . من احساس می کردم که حتما با اسطوره ها و افسانه ها در این ترانه ها روبرو خواهم شد اما باز هم چنین عناصری را نیافتم . همچنین ترانه های عاشقانه, آنقدر ها که انتظار می رفت دلاورانه و ماجراجویانه نبودند . روح لطیفی درون آنها جاری بود که با طبیعت گره می خورد و عشق را با کمترین ناخالصی به تصویر می کشید . از طرف دیگر من پیوسته در جستجوی ترانه های مربوط به جشن ها بودم اما در مجموعه ی کوچک ترانه هایی که داشتم, در این زمینه نیز اثر چندانی نیافتم . گذشته از این ها مطمعنا برای دیگر آیین ها و مناسک گذر مانند شب پاسی و گهواره بند و ده شوران و چله شویی و ختنه سوران برای کودک نیز باید ترانه های مخصوصی وجود داشته باشد اما من نتوانستم ترانه های مربوط به این آیین ها را پیدا کنم . بنابراین بیشتر ترانه های مراسم ازدواج بود که مورد

توجهم قرار گرفت . من به دسته بندی این ترانه ها پرداختم و هر ترانه را بر اساس خوانندگان آن ( خانواده عروس یا خانواده داماد ) در یک مجمعه خاص قرار دادم :

۱- ترانه هایی که خانواده ی داماد برای عروس می خوانند .

 ۲- ترانه هایی که خانواده داماد برای داماد می خوانند ( بخصوص خواهر و مادر داماد )

۳- ترانه هایی که خانواده ی عروس برای عروس می خوانند .

 ۴- ترانه هایی که خانواده عروس برای داماد می خوانند و ترانه هایی که در آن, عروس با خانواده ی خود صحبت

 می کند, ( به خصوص با مادرش ) با این که در ترانه های زیادی داماد به توصیف زیبایی عروس می پردازد اما من ترانه ای ندیدم که از زبان عروس برای داماد خوانده شود . در ادامه من از میان ترانه های موجود, برگردان فارسی تعدادی از آنها را که معروف تر و پر اهمیت تر بودند به عنوان نمونه می آورم .

 ۱- ترانه هایی که خانواده ی داماد برای عروس می خوانند

 یکی از معروف ترین این ترانه ها, (مبارک با) می باشد که اکثرا در تالش جنوبی و مرکزی رواج دارد و گویا دسته جمعی خوانده می شود . شکل های متفاوتی از ” مبارک با ” وجود دارد که برخی بلندتر و برخی کوتاه تر هستند . این ترانه را می توان به سه بخش تقسیم کرد . اول اینکه خانواده ی داماد ورود عروس را تبریک می گویند . دوم اینکه خود داماد به توصیف زیبایی عروس و توصیف عشق خود می پردازد, از این ها مهم تر بخش سوم است که در آن به یکی از آداب عروسی اشاره می شود, آوردن (مجمه) برای حنا گذاشتن بر دست عروس که اشاره به مراسم (حنا بندان) است .

 برگردان شعر به فارسی :

 مبارک باد, مبارک باد, مبارک

مبارک باد, مبارک باد, مبارک

عروس ما به منظل خود خوش آمد مبارک باد, مبارک باد, مبارک

عروس ما قدمت مبارک مبارک باد, مبارک باد, مبارک

عروس ما بر پسرمان مبارک باد مبارک باد, مبارک باد, مبارک

مبارک باد, مبارک باد, مبارک

مبارک باد, مبارک باد, مبارک

شب با خیال تو خوابیدم مبارک باد, مبارک باد, مبارک

در روز حیران و سرگشته به دنبالت گشتم مبارک باد, مبارک باد, مبارک

بیا قدم بزن تا تو را ببینم مبارک باد, مبارک باد, مبارک

هرجا تو را ببینم فدایت می شوم مبارک باد, مبارک باد, مبارک

مبارک باد, مبارک باد, مبارک

مبارک باد, مبارک باد, مبارک

عروس ما به منظل خود خوش آمد مبارک باد, مبارک باد, مبارک

عروس ما قدمت مبارک مبارک باد, مبارک باد, مبارک

عروس ما بر پسرمان مبارک باد مبارک باد, مبارک باد, مبارک

گوهر شب چراغ هستی با بوی مشک و انبر مبارک باد, مبارک باد, مبارک

ای نور چشمم از من دور مشو مبارک باد, مبارک باد, مبارک

نا اهل مباش, عاشق را غصه دار مکن مبارک باد, مبارک باد, مبارک

من شکارچی تو هستم و تو آهوی منی مبارک باد, مبارک باد, مبارک

مبارک باد, مبارک باد, مبارک

مبارک باد, مبارک باد, مبارک

عروس ما به منظل خود خوش آمد مبارک باد, مبارک باد, مبارک

 عروس ما قدمت مبارک مبارک باد, مبارک باد, مبارک

عروس ما بر بسرمان مبارک باد مبارک باد, مبارک باد, مبارک

مجمه بیاور تا در آن حنا بگذاریم مبارک باد, مبارک باد, مبارک

بر دستان عروسمان حنا بگذاریم مبارک باد, مبارک باد, مبارک

مبارک باد, مبارک باد, مبارک

مبارک باد, مبارک باد, مبارک .

 جشن حنا بندان در واقع جشن خداحافظی عروس از خویشان و خانواده ی خود بود . در یک ترانه ی دیگر نیز به این مراسم اشاره می شود البته باید توجه داشت که این ترانه ها دارای کار کرد خواصی بودند و در روز خاص و برای مراسم خاصی خوانده می شدند مانند این ترانه که در شب حنابندان خوانده می شد .

 در حنابندان, داماد و خانواده اش با ساز و نقاره, خواربار و وسایل حنابندان را به خانه ی پدر عروس می فرستند . معمولا داماد, میهمانانش را به خانه ی خود دعوت می کرد و عروس نیز میهمانانش را به خانه ی خود . این مراسم در روستاهای مختلف شکل های متفاوتی داشته و گاهی عروس و داماد را با هم در خانه ی عروس حنا می بستند . در شعر به (مجمه) یا (مجمعه) اشاره می شود و آن سینی مسی است که درونش شمع روشن , آینه , حنا , برنج و یک شاخه شمشاد قرار داشت و دختری آن را بر سر می گرفت . حنا را حل می کردند و آنگاه عروس, پشت دست راست خود را روی سرش می نهاد . خواهر داماد حنا را سه قسمت می کرد و سه بار تکه ای از حنا را روی دست عروس می گذاشت . هر بار پسر بچه ای کوچک تکه ای حنا را بر می داشت و بر دست خود می نهاد . این کار به این نیت بود که زوج جوان صاحب چندین فرزند پسر شوند . سپس خواهر یا خویشاوند داماد, دست و پای راست عروس را حنا می نهاد و خواهر یا خویشاوند عروس, دست و پای داماد را .

 در متن شعر به توصیف چگونگی انجام مراسم حنابندان اشاره نمی شود اما در این مراسم بر حسب مکان و محله ای که ازدواج در آن صورت می گرفت کارهای متفاوتی انجام می شد . برای مثال پسران و دختران جوان برای گشودن بخت خود , حنای دست عروس را بر دست خود می نهادند . همچنین در این شب , پدر عروس به داماد گاو , گوسفند یا جوراب و دستمال هدیه می داد که آن را می نوشتند و داماد صورت هدایا را امضا می کرد و به پدر عروس بر می گرداند . یا در رودبار, دخترانی که از دست عروس حنا بر می داشتند, قسمتی را بر دست خود می نهادند و قسمتی را هم به دراویشی می دادند که در این شب مشغول خواندن آواز مخصوص این مراسم بودند .

 حنابندان مملو است از فعالیت های مختلف و متفاوت و باورهای خاص اما در ترانه هایی که به این مراسم اشاره می کنند حرف چندانی در مورد این مراسم بیان نشده است . هرچند که نباید از ترانه انتظار چنین توصیفاتی را داشت . یقینا عرضش آن آوازها به توصیف زیبایی عروس و عشق داماد و گاهی هم غم و اندوه خانواده عروس بوده است .

 ترانه ی معروف دیگر (هیار هیار) می باشد . این ترانه کاملا از زبان داماد خوانده می شود اما نکات مهمتری نیز وجود دارد و آن اشاره به جایگاه و شوکت ایل یا خانواده ی داماد است . ترانه درواقع درباره ی مراسم بردن عروس از خانه ی خود به خانه ی داماد است .

 برگردان شعر به فارسی :

هیار هیار , برای بردن یار آمده ام

با یک زنبیل بار برای بردن یار آمده ام

صد و سی تا سوار با من برای بردن یار آمده اند

با سوغات برنج و بره برای بردن یار آمده ام

فدای چشم هایت بشوم نگذاشتی روز شود برای بردن یار آمده ام

جان شیرینم به دنبال تو از بین می رود برای بردن عروس آمده ام

تو نیز آهو باش و من شکارچی برای بردن عروس آمده ام

در کوه ها بگردیم تا روز شود برای بردن یار آمده ام

هیار هیار , برای بردن یار آمده ام

با یک زنبیل بار برای بردن یار آمده ام

صد و سی تا سوار با من برای بردن یار آمده اند

با سوغات برنج و بره برای بردن یار آمده ام

فدای قد و قامتت بشوم برای بردن یار آمده ام

برای صحبتت حسرت بردم برای بردن یار آمده ام

ای گویندگان بیایید صحبت کنیم برای بردن عروس آمده ام

صحبت من باقی ماند تا به قیامت برای بردن یار آمده ام

هیار هیار , برای بردن یار آمده ام

با یک زنبیل بار برای بردن یار آمده ام

صد و سی تا سوار با من برای بردن یار آمده اند

با سوغات برنج و بره برای بردن یار آمده ام

پاییز آمد و این نشانه ی فرا رسیدن زمستان است برای بردن یار آمده ام

با زنبیلی پر از وسایل برای بردن یار آمده ام

بیا تا در شب های پاییزی تا سحر بشینیم برای بردن یار آمده ام

با برنج و بره برای بردن یار آمده ام برای بردن یار آمده ام

هیار هیار , برای بردن یار آمده ام

با یک زنبیل بار برای بردن یار آمده ام

صد و سی تا سوار با من برای بردن یار آمده اند

با سوغات برنج و بره برای بردن یار آمده ام .

 آنچه به نظرم باید بدان توجه داشت اشاره ی داماد به دارایی های با ارزشی است که همراه خود برای بردن عروس آورده است یعنی برنج , بره و سواران که همراه او هستند . این تکه از ترانه می تواند نشان دهنده ی اهمیت بسیار زیاد برنج و بره یا در واقع گوسفندان در زندگی اجتماعی مردم مناطق مختلف تالش باشد . همچنین جایگاه اسب در این ترانه نمایان است . آشکارا, داشتن تعداد زیادی سوار که خود به معنی وجود اسب های زیاد است, نشان دهنده ی شکوه همراهان داماد و قوم اوست . هرچند آنچه که در ترانه روایت می شود عینن در واقعیت رخ نمی دهد اما می توان انتظار داشت که در گذشته ی دور چنین جمعی از سواران حداقل در مورد ازدواج های بین دو روستا وجود داشته اند .

 اما گذشته از این ها موضوع مهمتر در این شعر , اشاره به مراسم بسیار مهم بردن عروس به خانه ی داماد است که آن را (عروس بران) می نامند . البته اصطلاح (عروس بران) در واقع لفظ گیلکی این مراسم است و در لهجه ی تالشی احتمالن با نام دیگری به آن اشاره می شود اما من نتوانستم با اطمینان لفظ صحیح را پیدا کنم .

 باز هم در ترانه اثری از توصیف مراسم یعنی چگونگی بردن عروس به خانه ی داماد نمی بینیم . برای بردن عروس همه ی فامیل, آشنایان و همسایگان را فرا می خوانند و آنها با ساز و نقاره و آواز از خانه ی داماد راه می افتند و به خانه ی عروس می رفتند . زمانی که به خانه ی عروس می رسیدند, مادر یا یکی از بزرگان خانواده ی داماد از پدر و مادر عروس برای ورود به خانه اجازه می گرفت و سپس جمعیت عروس بران وارد خانه می شدند . پس از آرایش, عروس را در میان ساز و آواز و شادی به سوی جمعیت هدایت می کردند . بنا بر عرف هر روستا , یکی از میان خواهر و برادر داماد یا بستگان عروس و داماد و یا شاید آرایشگر عروس, دور کمر عروس را با دستمال , نوار , پارچه یا چادری بلند می بستند . پارچه یا دستمال را اغلب هفت گره می زدند به نیت هفت فرزند برای زوج جوان .

مخفی کردن کفش عروس به وسیله برادر او به هنگام خداحافظی نیز رسمی بسیار جالب است . برادر عروس باید مبلغی پول یا هدیه از داماد درخواست می کرد و می گرفت تا کفش عروس را باز گرداند . همچنین پدر یا برادر عروس , قبل از خروج او از خانه, قرآنی در دست می گرفت, عروس قرآن را می بوسید و از زیر آن رد می شد و پدر عروس مبلغی پول در دستمالی می پیچید و به دست دخترش می داد . در منطقه ی تالش, هنگام خروج عروس, پدر نانی در بقچه ای می پیچید و آن را زیر بغل دخترش می گذاشت و دختر آن را به خانه ی شوهر می برد . رسم بود که عروس رو به قبله و پشت به دریا از خانه خارج شود زیرا مردم بر این باور بودند که اگر عروس رو به دریا از خانه پدرش خارج شود ممکن است امواج دریا او را به خانه اش باز گرداند و ازدواج دوام نداشته باشد .

 بخش بعدی عروس بران به چگونگی طی کردن مسافت میان خانه ی عروس تا خانه ی داماد بر می گردد و اینجاست که کارکرد اسب نمایان می شود . اگر مسافت خانه ی عروس تا خانه ی داماد نزدیک بود, او را پیاده می بردند وگرنه او را سوار اسب سفید و مزین به منگوله های زیبا می کردند, به این باور که اسب سفید شگون دارد . عروس را با ساز و نقاره و آواز به خانه ی داماد می بردند . افرادی که قرآن, آینه و چراغی روشن در دست داشتند در جلوی جمعیت و پشت سر آنان به ترتیب, ساز زن, نقاره چی, دراویش یا مطرب ها, یک یا دو نفر از بزرگان دو خانواده, عروس و دو ساقدوش, بار بران جهیزیه, خوانچه بران و حاملان بار سنگین, بستگان, همسایگان و دوستان دو خانواده حرکت می کردند .

 در روستاهای تالش همراه با آینه و چراغ, یک نفر هم ظرفی پر از جوی کوهی در دست می گرفت و با جمعیت عروس بران حرکت می کرد . بعضی از افراد که تفنگ سر پر داشتند موقع حرکت دادن عروس یا میان مسیر به نیت مبارکی چندین تیر هوایی خالی می کردند .

 اگر عروس را سوار اسب به خانه ی داماد می بردند, به نیت پسر به دنیا آوردن , برادر کوچک عروس یا داماد را که خردسال بوده جلوی عروس سوار می کردند و گاه افسار اسب را داماد یا برادر عروس در دست می گرفت . در روستاهای تالش هنگام بردن عروس و پیش از سوار شدن او بر اسب, یک نفر از خانواده ی داماد می بایست مبلغ قابل توجهی به برادر کوچک عروس می داد که این انعام را (برادرانه) می نامیدند . آشکار است که هدیه دادن و هدیه گرفتن, در طی مراسم ها و آیین های گذر در گیلان دارای اهمیت بسیار زیادی بوده است ولیکن به این رسم نیز در ترانه ها به صورت مستقیم و آشکار پرداخته نمی شود . البته می توان چنین تصور کرد که توصیف انواع سوغاتی که جمعیت عروس بران همراه خود می آوردند به نوعی می تواند اشاره به رسم هدیه دادن نیز باشد .

 در روستاهای تالش, عروس مدتی پیش از رفتن به خانه ی بخت به بافتن جوراب, گیوه نخی, جای ساعت و دستمال گلدوزی مشغول می شد .این وسایل را ( پشیا ) می نامیدند . عروس آنها را در خورجین یا صندوقی مخصوص به خانه ی شوهر می برد و پس از چند روز به تناسب نسبت خویش, هدیه ی هر خویش را در سینی می گذاشت و روی آن را با پارچه می پوشاند و می فرستاد . آنها نیز سینی را با مبلغی پول, طلا, نقره و گاه یک سردام, برای عروس می فرستادند .

 با اینکه عروس بران پر است از فعالیت ها و کارهای مختلف و متفاوت اما ترانه هایی که به نوعی به این مراسم اشاره می کردند توصیفی از این اعمال در خود نداشتند . نمونه ی دیگر این آوازها, ترانه ی (امان ای حاجی زاده) بود که در روستاهای فومن رواج داشت . این ترانه هم از زبان داماد روایت می شود اما بیشتر شبیه گلایه کردن است تا ترانه ی عروس بران .

 برگردان شعر به فارسی :

 امان ای حاجی زاده

امان ای باجی زاده

عروس مان را به ما بده

راه ما دور است

راه ما سنگی و سنگلاخ است

راه ما خیلی دور است

امان ای حاجی زاده

امان ای باجی زاده

راه ما دور است

راه سنگلاخ, راه گلی, راه دور

امان ای حاجی زاده

عروس مان را به ما بده

مگر تنها آمده بودم ؟

با قوچ چشم بور آمده بودم

با برادر شوهر آمده بودم

با زنبیلی از سوغاتی آمده بودم

با ایلی, با لباس های رنگین آمده بودم .

در تفاوت این ترانه با ترانه ی هیار هیار, مهمترین نکته این است که دیگر خبری از توصیف زیبایی عروس و توصیف عشق داماد نیست . همچنین مجموعه سوغات های با ارزش که داماد با خود آورده نیز تغییر کرده است . اصطلاح قوچ چشم بور جای بره را گرفته است اما مشخص نیست که آیا این فقط یک اشاره به باورهای عامیانه ی تالشی است یا نه ؟

این بار خبری از تعداد زیادی سوار هم نیست و اشاره ای به اسب نمی شود, در حالی که تاکید بر دوری راه تا خانه ی داماد بسیار زیاد است . به جای گروه سواران, ایلی با لباس های رنگین همراه داماد است . با این حال این ترانه به اهمیت بسیار زیاد با اصل و نسب بودن داماد برای ازدواج اشاره می کند . جایی که او در اعتراض به ندادن عروس به خانواده ی او یاد آوری می کند که تنها و دست خالی به آنجا نیامده است و برای اثبات این موضوع به برادر خود و افرادی که همراهش آمده اند اشاره می کند .

مراسم عروس بران در ترانه های دیگری نیز مورد اشاره قرار گرفته است . از جمله ترانه ای با نام ( بازو بازبند پادشا ) که بخشی از ترانه ی ( گشه تمشا ) است .

گشه تمشا, برگردان شعر به فارسی :

ای که رویت چون ماه و مژه هایت چون گل است

دل نمی تواند تو را از یاد ببرد

درد بزرگی بر من نهادی

که دل نازک من توان بردنش را ندارد

دستبند دست پادشاه

دستبند نقره ای پادشاه

همه می گفتند که نمی تواند بیاورد

ما عروس خود را آوردیم

شما اکنون به تماشا بیایید

ای که رویت چون ماه و مژه هایت چون گل است

گیسوان بهم پیچیده ات را گره مزن

کار دلم گره خورده است

نمی توانم گره اش را باز کنم

دستبند دست پادشاه

دستبند نقره ای پادشاه

همه می گفتند که نمی تواند بیاورد

ما عروس خود را آوردیم

شما اکنون به تماشا بیایید .

 بازو بازبند پادشا, برگردان به فارسی :

 بازو بند پادشاه

دستبند نقره ی پادشاه

عروس ما را بیرون بیاورید

تا ایل رنگین پوش ما اورا ببیند .

Print Friendly, PDF & Email

درباره‌ی مدیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *