خانه > زبان و ادبیات تالش > سیمای معشوق از دید عاشق در دوبیتی‌های عامیانه تالش

سیمای معشوق از دید عاشق در دوبیتی‌های عامیانه تالش

(با تکیه بر روایت‌های آستارا)

آرمین حیدریانمقاله ارایه شده به نخستین کنگره منطقه ای شعروادب تالش ، رضوانشهر ، چوکا ،۲۷ آذر ۹۳ .

آرمین حیدریان /  

چکیده : اشعار فولکلور به‌اشعاری گفته می­شود که در قالب‎ها و مضامین مختلف به شکا گسترده بین تودۀ مردم رواج دارند در حالیکه سرایندۀ آنها شناخته شده نیست. مطالعه‎این اشعار یکی از بهترین راه‎‎های شناخت ابعاد گوناگون زندگی مردم جوامع در طول دوره‎‎های گذشتۀ تاریخی و اجتماعی است. تالش یکی از اقوام کهن ایرانی است که از لحاظ میراث فرهنگی و ادبی بسیار غنی بوده و داشته‎‎های با ارزش و قابل تاملی در زمینۀ ‌اشعار فولکلور دارد. در مقاله حاضر تلاش بر این بوده است که شرح مختصری از چگونگی سیمای معشوق از دید عاشق در دوبیتی‌های فولکلور تالشی البته با تکیه بر روایت‌‌های مکتوب و شفاهی آستارا مورد توجه قرار گیرد. در همین راستا ابتدا به بیان توصیفات آمده در دوبیتی‎ها پرداخته شده است و سپس اشعار مرتبط با آن توصیف، به همراه ترجمه‌اش به زبان فارسی زیر همان عنوان، نگارش یافته است. مطالب آمده در این مقاله نشان می­دهد که مضمون بیشتر دوبیتی‌های فولکلور منطقه آستارا عاشقانه و غنایی بوده و معشوق در دید عاشق همیشه دارای زیباییِ خیره کننده­ای می‌باشد که داشتن زلف سیاه، چشم مست و چهره دلربا از مهمترین شاخص‎های زیبایی وی محسوب می‎شود.

کلید واژگان: اشعار، فولکلور، دوبیتی، معشوق، تالش، آستارا

مقدمه

اگر به ادبیات عامه‌پسند به عنوان پرخواننده‌ترین عضو خانوادۀ پهناور ادبیات نگاه کنیم، این دریای بی‌کران جزایری دارد که بکر و دست ‌نخورده باقی مانده است (آنی­زاده، ۱۳۸۵). بر اساس یافته­های کارشناسان مردم­شناسی، فرهنگ‌ رسمی‌ هر قومی برگرفته‌ از فرهنگ‌ شفاهی‌ و عامه‌ مردم‌ آن‌ سرزمین‌ است‌، آن‌چه‌ امروزه‌ به‌عنوان‌ شاهکارهای‌ ادبی‌ و هنری‌ در دسترس‌ ماست‌، روزگاری‌ به‌صورت‌ پراکنده‌ بر زبان‌ نیاکان‌ ما جاری‌ بوده‌، بدون‌ آنکه‌ خود بدانند خالق‌ این‌ آثار چه‌ کسانی‌ بوده‌اند؛ آنها را نسل‌ به‌ نسل ‌به‌صورت‌ شفاهی‌ از یکدیگر فراگرفته‌ و به آیندگان‌ منتقل‌ کرده‌اند. کشور ما ایران سرشار از پتانسیل‌های فراوان ادبی به ویژه در زمینه فولکلور می‌باشد (سلیمی، ۱۳۹۰). یکی از مناطق کشور که استعداد زیادی در مورد فرهنگ عامه و به خصوص اشعار فولکلور درون خود نهفته دارد، منطقه تاریخی و قومی تالش می‌باشد. این منطقه از لحاظ جغرافیایی به دو قسمت تالش شمالی و جنوبی و از نظر گویش‌های گفتاری ساکنانش به سه بخش تالش شمالی شامل تمام مناطق تالش نشین جمهوری آذربایجان و شهرستان‌های نمین و آستارای ایران، تالش مرکزی بیشتر شامل سرزمین‌های میان دو رود ناورود و شفارود و تالش جنوبی شامل شهرهایی خوشابر به سمت جنوب تا رودبار را در بر می‌گیرد. دراین مقاله سعی شده است ضمن توضیح مختصر و مفیدی از مفهوم و ساختار اشعار فولکلور به بررسی محتوایی چند مورد از دوبیتی‌های عاشقانه تالش شمالی در منطقه آستارای ایران پرداخته شود. بیشتر دو بیتی‌های فولکلور تالش شمالی عاشقانه بوده و عشق عارفانه محض در فولکلور این خطه کمتر دیده می‎شود و عشق عاشق به معشوق بیش از اینکه آسمانی باشد زمینی و محسوس است. پیشینه شرح و توضیح دوبیتی‌های تالشی از قدمت چندانی برخوردار نبوده و علرغم کارهایی که شکل گرفته نیاز به کار بیشتری در آینده دارد. روش کار در این تحقیق میدانی و به شیوه توصیفی – تحلیلی بوده است. محتوای اصلی این مقاله از اثر«پژوهشی در ادبیات‌ شفاهی‌» نوشتۀ دانشمند بزرگوار و استاد گرامی­ام دکتر محمد جعفری قنواتی وام گرفته شده است.

شاخصه‎‎های اصلی فولکلور

همانطور که پیش­تر در چکیده اشاره شد: اشعار فولکلور به ‌اشعاری گفته می‏شود که در قالب­ها و مضامین مختلف به‏صورت عامیانه بین مردم رواج دارند بدون آن­که شاعر و سرایندۀ آن­ها شناخته شده باشد. مطالعه ‎این اشعار یکی از بهترین راه‎‎های شناخت ابعاد گوناگون زندگی مردم جوامع در طول دوره­های گذشته تاریخی و اجتماعی هست که با غربالگری، یافتن نسخه­های اصل و بررسی علمی و عمیق آنها می‏توان به حقایق بسیاری در رابطه با زندگی و معیشت، رویدادهای تاریخی و اجتماعی و حتی میزان درجه لطافت طبع و احساسات فردی و جمعی یک ملت یا اجتماع دست یافت.

«فولکلور» چیست؟

در تعریف دقیق و علمی فولکلور بین دانشمندان و اندیشمندان داخلی و خارجی اختلاف­ نظرهایی مشاهده می‏شود که گاهی فاصلۀ این تناقضات تا حدی است که مخاطب از مطالعه چنین نظرات متنوعی دچار سردرگمی در درک مفهوم فولکلور می‏شود. بیشتر «اصطلاح‌ «فولکلور» را متشکل از دو واژۀ‌ انگلیسی «فولک‌» به‌ معنی‌ مردم‌ و «لور» به ‌معنی‌ دانش‌ دانسته اند» (ذوالفقاری، ۱۳۹۴: ۵).

فولکلور یا فرهنگ‌ مردم‌ شامل‌ دو بخش‌ مادی‌ و معنوی‌ می‌شود. در بخش‌ مادی‌، لباس‌، مسکن‌، پیشه‌ها، نقش‌ و نگارها، خوردنی‌ها، نحوه‌ کسب‌­و­کار و شیوۀ‌ زندگی‌ مردم‌ و در بخش‌ معنوی،‌ ادبیات‌ عامه‌ یا ادبیات‌ توده‌ یا فرهنگ‌ عوام‌ در مقابل‌ ادبیات‌ رسمی‌ است‌ که‌ مخلوق‌ ذهن‌ مردم‌ باسواد و تحصیل‌ کرده‌ است‌ (سلیمی، ۱۳۹۰). و مجموعه‌ای‌ است‌ از ترانه‌ها و قصه‌های‌ عامیانه‌، نمایش‌نامه‌ها، ضرب‌المثل‌ها، سحر و جادو و طب‌ عامیانه‌ که‌ در میان‌ مردم‌ ابتدایی‌ و بی‌سواد رواج‌ دارد (داد، ۱۳۷۵: ۲۲). دکتر بلوکباشی‌ در زمینۀ‌ فولکلور می‌گوید:«فلک‌ یا عامه‌ به‌ گروهی‌ از مردم‌ گفته‌ می‌شود که‌ دست‌ کم‌ یک‌ عامل‌ مشترک‌ و عمومی‌ آنها را به‌ یکدیگر پیوند دهد. این‌ عامل‌ پیوستگی‌ ممکن‌ است‌ زبان‌، دین‌، شغل‌ و چیزهای‌ دیگر باشد» (بلوکباشی، ۱۳۷۴ :۲۱).

ساختار فولکلور

اگر بنا باشد ساختارشناسی فولکلور در قالب مهم­ترین فاکتورهایش بررسی علمی‏شود، باید به چند اصل اساسی پرداخت که مهمترین آنها ۴ مورد به شرح زیر می باشند:

۱ـ ناشناس بودن سراینده

متن‌های‌ شفاهی‌، بر خلاف‌ آثار تألیفی‌ که‌ حاصل‌ خلاقیت‌ فکر و ذهن‌ فردی معین‌ هستند، مؤلف‌ معین‌ و مشخصی‌ ندارند. هیچ‌ یک‌ از آثار فولکلور ‌ شفاهی‌ که‌ در میان‌ مردم‌ ما رواج‌ دارند از مؤلف‌ معین‌ و مشخصی‌ برخوردار نیستند. در ترانه‌ها و دوبیتی‌های‌ مردمی‌ نیز وضع‌ به‌ همین‌ صورت‌ است (جعفری قنواتی، ۱۳۸۴). بی تردید دوبیتی های فولکلور نیز روزی به دست یکی از بومیان که زبان محلی را خوب می دانسته و در عین حال دارای استعداد و شوق ادبی و شعری بوده ساخته و بیان شده است. دوبیتی های تالشی که «بایاتی»، «دَستون»، «چو پاره» و … نامیده می شوند، مانند دیگر آثار شفاهی دارای سراینده ای نامعلوم در زمان و مکانی نامعلوم هستند.

۲ـ  شیوۀ انتقال

این گونه از اشعار به دلیل کثرت نقل شدن در میان مردم از دهانی به دهان دیگر و از سینه ای به سینه ای دیگر به شدت دچار تغییر و تحول و در مواردی تحریف گشته اند و گاهی چیزی به آنها افزوده و گاهی ابیاتی کاسته شده است. نکته ای که باید در این زمینه مد نظر قرار داد این است که بر حسب شغل و محیط طبیعی و جغرافیایی و سرگذشت تاریخی و وضعیت معیشت مردم هر منطقه؛ اشعار نیز دچار تغییر و تحول گشته اند و با اینکه در بن ریشه و مفهوم یک حقیقت مشترک و واحد را منتقل می کنند ولی در ظاهر واژگان و اشعار گاهی تفاوت های آشکاری به چشم می خورد.

۳ـ خاستگاه‌

ریشه اصلی هر متن یا شعر فولکلور را باید با دقت بررسی نمود و در معین نمودن خاستگاه حقیقی آن عجله نکرد. یکی از نکته های مهم در این زمینه عدم توجه به مرزهای جغرافیایی و سیاسی در زمان کنونی است. همچنین باید محتوای اشعار یا دیگر انواع فولکلور را با شرایط زیستی و معیشتی قوم یا مردم منطقه مورد نظر به دقت و با حوصله و تمرکز و تخصص علمی آزمود و مورد مطالعه و کنکاش قرار داد.

۴- زبان

زبان هر شعر یا ضرب المثل یا چیستان و .. در واقع نشانگر شیو گفتاری و زبان تودۀ مردم آن منطقه در دوره ای خاص است که آن شعر یا … در آن عصر سروده شده است. برای مثال گویش ها و آهنگ های آوایی و وزنی گاهی از اوقات آنقدر ظریف و دقیق است که با کمترین تغییری به راحتی توسط اساتید دانا در آن زمینه قابل تشخیص است. همچنین اشعار فولکلور گنجینه ای از واژگان زبان های گوناگون را نیز در خود ذخیره دارند.

فولکلور در ایران و منطقۀ تالش

فرهنگ شفاهی در ایران «به مفهوم و معنای غربی آن از حدود ۶۰ سال پیش راه یافت. برخی از نویسندگان، دانشمندان و پژوهشگران ایرانی با آگاهی از فرهنگ و زبـان غربی و آشنایی با فرهنگ عمومی در غرب و چگونگی شیوه و روش غربی‎ها در تحقیقات فرهنگ عامه، این دانش جوان را به مردم ایران شناساندند. با گذشت زمان و تحقیقات آکادمیک، فولکلور نیز تخصصی تر گردید؛ تا جایی که امروز این علم، خود به زیرشاخه‎‎های دیگری تقسیم می‎شود. یکی از شعبه‎‎های مهم فولکلور، ادبیات شفاهی است. زمینه‎‎های تحقیق ادبیات شفاهی نیز خود ژانرهایی مختلف را در بر می‌گیرد؛ از قبیل: اساطیر، افسانه ها، قصه ‎‎های پهلوانی و حماسی، حکایت‌‌های واقعی، پند و اندرزها، لطیفه ها، آواز ها، ترانه ها، تصنیف ها، دوبیتی ‎ها، تک بیتی ‎ها، نوحه ها، اشعار سوگواری، لالایی‎ ها، امثال و حکم، چیستان ها، لغزها، زبان زدها، بازی‌های زبانی، زبان‌های قراردادی و غیره. هر یک از این ژانرها دارای ساختار و موضوعی مشخص و متفاوت از دیگری است. در عین حال هریک از این انواع، خود به اجزایی کوچک تر تقسیم می شوند» (شعردوست، ۱۳۹۲). همانطور که پیش از اسلام، زرتشتیان کتاب مقدس خود را به شکل روایی و سینه به سینه منتقل می کرده اند و تا دورۀ ساسانیان از کتابت خبری نبود، در تالش نیز همان رویه رایج بوده است.

دوبیتی‌های تالشی که در منطقه آستارا و حومه‌اش “بُیُتی” و گه گاه  “چُ پوئَه (چهار پاره)” نامیده می شوند، به صورت یازده هجایی هستند. ترانه های این منطقه نیز هم مانند افسانه ها و داستان ها و چیستان ها و دیگر فرهنگ تالشان مورد توجه واقع نشده و تاکنون کسی که بتوان نام برد، آنها را طبقه بندی نکرده است. برخی معتقدند بیشتر اشعار و نواهای فولکلور تالشی، درون محتوای خود دارای نوعی حزن و اندوه اند ولی این مسئله در همۀ اشعار فولکلور تالشی عمومیت ندارد و برخی آن را درست نمی دانند.

دربـارۀ تنوع مضمون‌های ترانـه‎‎های عامیانه می‌توان مضمون‌های زیر را از هم تشخیص داد:

«۱- ترانۀ ویژۀ بازی یا شمارش به هنگام بازی کردن

٢-  ترانه‎‎های مخصوص لالایی و نوازش مادر به فرزند و یا برای نوازش کسی یا چیزی که دوست داشته است.

۳-  ترانه‎‎های مربوط به قصه ها مانند ترانه‎ای که در آغاز قصه است یا در انجام آن قصه است یا در مسیر ترانه قصه‎ای گفته می‎شود و یا ترانه‎‎هایی که به طور مستقل قصه‎ای را بیان می دارد. 

۴-  ترانه‎‎های انتقادی و مطایبه آمیز و متضمن طعنه، کنایه و استهزاء کسی یا چیزی را.

۵-  ترانه‎‎های غنایی که در آن عشق یا احساس غنایی دیگر بیان شده است.

۶-  ترانه‎‎هایی برای رقص و ترانه‎‎هایی که به شکل تصنیف خوانده می‎شود و دیگر موارد» (طبری، ۱۳۹۲).

به طور کلی می توان ادعا کرد که اشعار فولکلور تالشی شمالی بیشتر بار احساس عاشقی و غنایی دارند و در مقابل اشعار فولکلور  تالشی مرکزی و جنوبی حالت عارفانه و مذهبی را متجلی کرده اند.  در زیر تعدادی از اشعار تالشی مربوط به ساکنان شهرستان آستارا آورده می شوند که دارای بار غنایی بوده و بیانگر سیمای معشوق از نگاه عاشق هستند.

متن تالشی

بشم  بَ  کوهی  سَ  پِکاردِمِه  وَنگ

یویی بَ  م  وُوتَ  هردِیَ  ت   بَنگ

نَ  بَنگم  هردیَ،   نَه   بَنگی دونَ

یویی  مَستَ  چَشون کاردِم  دیوونَ

ترجمه فارسی

به بالای کوه بلند رفتم، فریاد کشیدم

یار به من گفت: تـو بنگ خورده‎ای

نه بنگ خورده ام  نه دانه بنگ

چشمان مست یار مرا دیوانه کرده است

متن تالشی

اُوشِـم پونَزَیِ  بَ  پواَ  پواَ

یویی بَمْ دَواَ  چه  قَندَ پواَ

نه قَندمَ هاردَ  نه  قَندی پواَ

یویی مستهَ چَشون کاردِم دیوونَ

ترجمه فارسی

ماه شب پانزده است پاره پاره شده است

یــار  بـه  من  پــاره  قـنـدی  داد

نـه  قنـد را خوردم نه پـاره قنـد را

چشمان مست یار مرا دیوانه کرده است

متن تالشی

شیمَ  دَیو  کَنو  ویندمَ چَرچی

خوسَ یُویم، سیو زلفونش غَمچی

هار کَس یُویی کُو بَمَ خَبَ بَدوی

یَقَ پولی بَدویم  بُوزورَ  خَرجی

ترجمه فارسی

کنار دریا رفتم، دستفروش دوره گرد را دیدم

یـارم زیبـاست  و زلفـان سیـاهش تـازیانه

هر کـس از یـار  بـه  من  خبـری بـدهـد

پول یقه خودم را به او خرجی بازار می دهم

متن تالشی

کینَه­لی کینَه­لی نوملی شیشَ یه

سیـو زلفون سپئَه دیمی ویشَ یه

بَمَیشون ووتُه: یُویی دو اَووژَه

دو اَووژی چَه جوهیلون پیشَ یه

ترجمه فارسی

دخترک دخترک نامت شیشه است

زلف سیاه بر چهره سرخ بیشه است

به من گفتند: یارت دروغگو  است

دروغ گویی  جوانان  را پیشه است

متن تالشی

سیپییَ دَسمولی مینَ  دَباستَ

دیمی هنتَ یَ کی پَمچولی داستَ

بش یوری بَووت دلتَنـگی  مَکَ

اشت داستَ دَسمول م کو آرَسَ

ترجمه فارسی

دستمال سفید را به کمر بستی

صورتت مانند دسته گل پامچال است

برو به یار بگو: دلتنگی مکن

دستمالت به دستم رسیده است (نگران نباش)

اشعار فولکلور تالشی شمالی بر عکس دوبیتی‌های عارفانه اقوام ایرانی – به ویژه در مناطقی که شعایر مذهبی قوت دارند – بیشتر انسانی است تا اینکه الهی باشد. در این دوبیتی‎ها عاشق کوشیده است تا تمام خصلت‌‌های نیک مانند پاکی، صداقت، نیک نهادی، بزرگ منشی و نیز تمام زیبایی‎ها همچون گیسوی بلند، موی سیاه، چشم سیاه، چشم مست، دیده خمار، نگاه گیرا، صورت سپید، چهره زیبا ، قد بلند، ابروی کمان و… را به معشوق خویش که‎ آیینۀ تمام نمای عشق حقیقی است، نسبت دهد. در این دوبیتی ‎ها که در عین ساده بودن و به زبان عامیانه بودن، بسیار زیباست، عناصر قدرتمند و والای عاطفه ی انسانی چون غم، شادی، گلایه، اشک، دلتنگی، نگرانی و… به خوبی هرچه تمامتر بیان و نمایان شده اند. هدف از نگاشتن این مقاله، آشنایی مخاطبان با موضوع حاضر بود وگرنه پرداختن به این مسئله نیاز به مطالعات قوی و دقیق کتابخانه ای و نیز تحقیقات عمیق میدانی دارد.

نتیجه

تالش در زمینه‌اشعار فولکلور دارای داشته‎‎های فراوانی است که دوبیتی‌های عاشقانه یکی از بخش‌های گوناگون این زمینه ادبی است و توصیف معشوق از دید عاشق یکی از پُر کاربردترین قسمت‌‌های اشعار غنایی است. در این دوبیتی‎ها عاشق سعی کرده است با زبان عامیانه و از دید سرشار از عشق خویش چهره و نیکویی‌های معشوق را وصف کند. این ترانه ها یا در حقیقت زبان به زبان و سینه به سینه گشته و اغلب دچار تغییرات و تحریفات شده و اینک به صورتی که دارند، به دست ما رسیده اند. ثبت و ضبط این گونه ترانه­ها گذشته از اینکه ادبیات شفاهی ما را مکتوب می کند و یک سری واژ ها را که فقط در ذهن پیرمردان و پیر زنان حفظ شده است، از خطر مرگ تاریخی می رهاند.

منابع

– آنی­زاده، علی، ۱۳۸۵، تاملی در ادبیات جاده­ای، فصلنامۀ شعر، سال چهاردهم، تابستان هشتاد و پنج، شماره ۴۸، باشگاه رسمی انتشارات سورۀ مهر، تهران.

– بلوکباشی‌، علی، ۱۳۷۴، فولکلور و ضرورت‌ توجه‌ نقش‌ آن‌، فرهنگخانه‌ مازندران‌، ساری‌.

– جعفری قنواتی، محمد، ۱۳۸۴، پژوهشی در ادبیات‌ شفاهی‌، تهران، کتاب ماه کودک و نوجوان شماره ۹۱٫

– خودزکو، الکساندر،۱۳۵۴، سرزمین گیلان، ترجمه دکتر سیروس سهامی،شرکت سهامی انتشار،  تهران.

– ذوالفقاری، حسن، ۱۳۹۴، زبان و ادبیات عامه ایران، نشر سمت، تهران.

– سلیمی، هاشم، ۱۳۹۰، نگاهی به فولکلور کردی، پایگاه تحلیلی کردها.

– شعردوست، علی اصغر، ۱۳۹۲، نگاهی به فولکلور و ادبیات شفاهی، روزنامه اطلاعات، چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۲٫

– عبدلی، علی، ۱۳۹۱، تالشان کیستند؟، انتشارات  جامعه نگر، تالش.

– ——— ، ۱۳۶۸، ترانه‎‎های شمال، انتشارات ققنوس، تهران.

– فخرایی، ابراهیم، ۱۳۷۱، گیلان در قلمرو شعر و ادب، انتشارات طاعتی، رشت.

– میرصادقی‌، جمال‌ و میمنت، ۱۳۷۷، واژه‌نامه‌ هنر داستان‌نویسی‌، نشر کتاب‌ مهناز، تهران.

– کاظمی، بهمن، ۱۳۸۰، هویت ملی در ترانه‎‎های اقوام ایرانی، بی نا، تهران.

Print Friendly, PDF & Email

درباره ی مدیر

۳ دیدگاه

  1. سلام وعرض ادب .مقالتون در باره فولکور در ادبیات تالش عالی بود .انشااله که شاهد موفقیت روز افزون شما
    در زمینه اشاعه فرهنگ تالش باشیم .

  2. محمد علی شادکام

    درود بر آرمین حیدریان مرد بی ادعای تالش و آستارا … آفرین بزرگمرد

  3. درود بر آرمین عزیز
    که یک تنه بارفرهنگى واجتماعى آستارا رو به دوش میکشه
    سه بارز ببى بوو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *