خانه > زبان و ادبیات تالش > زبان واحد ادبی؛ نیازها و موانع

زبان واحد ادبی؛ نیازها و موانع

زبان واحد ادبی؛ نیازها و موانع / گفتگوی شهرام آزموده با علی عبدلی

علی عبدلی

آزموده:  «زبان واحد ادبی» چیست و باید دارای چه مشخصه هایی باشد تا بتواند توسط یک قوم یا مردم یک کشور  به کار گرفته شود؟

عبدلی : زبان واحد ادبی؛ زبان یا گویشی از زبان ها و گویش های رایج در یک کشور است که از سوی نخبگان یا راسا از سوی دولت به عنوان زبان معیار تعیین وبه عنوان زبان مشترک ملی رسمیت می یابد. سرگذشت فارسی رسمی یا کتابی امروز نیز چنین بوده است . این زبان چون در آغاز، زبان دربار و دبیری بوده، فارسی دری خوانده شده.

فارسی دری گویشی از پارسی نو است که در دربار ساسانیان رایج بود و برای آسان سازی ارتباط حکومت با کارگزاران، دبیران موظف بودند که در مکاتبات و نگارش اسناد از آن گویش بهره ببرند. همچنین درباریان و کارگزاران با مردمانی که زبان ها و گویش های گونه گونی داشتند و آموختن همه آنها برای همه میسر نبود، به زبان موسوم به دری سخن می گفتند. همه اینها به مرور زمان یک نظام گفتاری و نوشتاری را شکل دادند که ارتباط حکومت با مردم و بالعکس و ارتباط بین بخش های زبانی جامعه را مانند حلقه های یک زنجیر به هم پیوند می داد.

  پس از ورود تازیان به ایران، زبان دری برای مدتی جای خودرا به عربی داد . اما در اوایل سده سوم هجری قمری به فرمان یعقوب لیث صفاری، فارسی دری زبان رسمی کشور شد و شاعران و نویسندگان ایرانی به استقبال آن رفتند و از آن پس، آثارخودرا به این شاخه از فارسی نو، پدید آوردند و به دنبال آن، بخشی از مردم کشور که به زبان وگویش غیر پارسی سخن می گفتند، برای باسواد شدن و برقراری ارتباط بین همدیگرو خلق و نشر آثارادبی خود در سطح ملی، فارسی دری را برگزیده و آن را تا حد کمال آموختند. فرایندی که هنوز جریان دارد.

دست کم از ۱۲۰۰ سال پیش تا کنون، گنجینه سترگ ادب پارسی، به وسیله کسانی آفریده شده که زبان مادری و محلی بیشترآنان پارسی دری نبوده. آنها به واقعیت و ضرورت وجود زبان مشترکی ملی گردن نهاده وآن را آموخته اند.

مشخصات زبان واحد ادبی تعریف ثابت مشخصی ندارد . متغیری ست که برخی شرایط و عوامل بر آن تاثیر می گذارد. مثلا اینکه: این زبان برای سطح کشور است، چگونه کشوری؟. یا دیگرسطوح اجتماعی . زبان معیار برای سطح قومی در طبیعی ترین حالت، گویش یا گونه ای از زبان قوم موردنظر است که گسترده ترین اشتراک واژگانی و نحوی را با دیگر گویش ها و گونه های زبانی آن قوم داشته باشد و از لحاظ صرفی نیز ساده ترو روان تر باشد .

 آزموده : آیا با توجه به رسانه های موجود در تالش، مانند مطبوعات، رسانه های مجازی و برنامه های رادیو و تلویزیونی و… لزومی برای رسیدن تالشان به یک « زبان واحد ادبی » وجود دارد؟ چرا؟

عبدلی : من ۲۵ سال پیش با انتشار مقاله ( زبان واحد ادبی ) در نشریه ویژه تالش، نظر خودرا در این باره بیان نموده ام.  چکیده گفته هایم در آن مقاله این است که یکی از مهم ترین راهکارهای نجات زبان تالشی و کلا همه زبان های غیر فارس ایران، از نابودی و تحول و ترویج آن داشتن زبان واحد ادبی ست . تحقق این امر بسیار پیچیده، بدوا افزون بر وجود داشتن شرایط لازم، به مقدماتی فنی و تخصصی نیازمند است . از آن پس نوبت نقش آفرینی رسانه ها می رسد.

در نبود زبان واحدکه برپایه گویش معیار پدید می آید، تمام کوشش های ادبی در قلمرو زبان تالشی ، همچنین تاتی و گیلکی ، در محدوده تنگ محلی باقی ماند و شاید بخشی از آن به عنوان اسنادی زبانی به آرشیو سپرده شود. مگر  اینکه کوشندگانی به درجه و جایگاه شاعرانی مانند شهریار و شیرکوه برسند تا آوازه اثر غیر پارسی شان از مرزهای قومی فراتر برود. گذشته از این، شهریار در یک دایره زبانی ۲۰ میلیونی هیچگاه با مانع اختلاف گویش روبرو نشد و شیرکوه هم اگر شد، شدت آن در حد اختلاف تالشی آنبون (عنبران) و ماسال نبود.

 آزموده :  زبان واحد ادبی برای یک ملت یا قوم چگونه انتخاب، معرفی و یا پیشنهاد می شود؟ آیا عامه مردم در انتخاب  آن تاثیر می گذارند یا اهل قلم آن قوم و یا ملت، یا یک کمیته تخصصی از صاحب نظران  یا…؟

عبدلی : چگونگی انتخاب زبان واحد ادبی را توضیح دادم و گفتم که تحقق این امر در سطح قومی نیازمند شرایطی ست که باید فراهم باشد وبه مقدماتی نیاز دارد که پرداختن به آن در صلاحیت متخصصان است و تشخیص و تعیین گویش معیار واجد شرایط و رسم الخط و آیین نگارش، بخشی از آن مقدمات است. نقش عامه مردم حتی اقشار و روشنفکران امری ثانویه است . با تجربه ای که من در طول دو- سه دهه گذشته با طرح گفتمان زبان واحد ادبی و تدوین رسم الخط برای زبان تالشی و تاتی، به دست آورده ام ، متاسفانه  دشوار است گه نقش ثانویه در تالش به گونه بایسته به اجرا در آید. زیرالازمه اصلی این امر پذیرش مقدمات تثبیت شده است. البته موضوع متخصصان نیز بری از ماجرا نیست.

 آزموده : با توجه به شرایط موجود، تالشان برای رسیدن به یک زبان واحد ادبی چه کار باید بکنند؟ وظایف مردم عادی، صاحبان قلم، رسانه ها، پژوهشگران و شاعران و… در این باره چیست؟

عبدلی: فکر می کنم به این پرسش نیز پاسخ داده ام . خلاصه آنچه آمد این است که باید نخست گویش معیار شناسایی شود. گویشی که واجد شرایط فوق الذکر باشد . در باره گویش موردنظر آنچه لازمه شرح و توضیح است انجام گیرد. تا تایید اکثریتی از اهل ادب و صاحب نظران به دست آید . به اصطلاح در حسن گزینش گویش معیار ، اجماعی حاصل گردد. پس آنگاه نخبگان با هرگویشی که خود دارند، ملزم به نوشتن آثار نظم و نثر خود به گویش معیارشوند و هم زمان، شیوه نگارش به آن گویش و نحوه به کارگیری واژگانِ دیگر گویش ها نیز آموزش داده شود.

 آزموده : با توجه به تعدد لهجه های زبان تالشی و از طرفی تقسیم بندی تالشی به سه شاخه شمالی،مرکزی و جنوبی، کدام لهجه یا کدام شاخه از زبان تالشی را دارای وزن و مشخصه های لازم برای انتخاب به عنوان زبان واحد ادبی تالشان می دانید؟ چرا؟

عبدلی : اظهار نظر در این باره بسیار دشوار است . زیرا که تنوع گونه ها و گویش ها در حوزه زبان تالشی ایران ، زیاد است. بسیاری از این گونه ها و گویش ها ساختار استواری دارند. چنانکه در اساس هیچیک چیزی کم از بقیه ندارد. این موضوع خود همراه با نشانه خطر است زیرا همه ی این گویش ها و گونه ها، گویشوران متعصبی دارند که ممکن است ارجحیت گویش دیگر را نپذیرند. با این حال من تن به خطر می دهم و با توجه به چند دهه تجربه و مطالعه، به عنوان یک نظر شخصی می گویم: خوشابری برای زبان معیار امتیاز بیشتری دارد.

 آزموده : برای آن که عملاً این مشکل برای قوم تالش حل شود، چه باید کرد و شما چه اندازه آمادگی برای قبول نقش و مسئولیت برای به سرانجام رسیدن کار دارید؟

عبدلی : پاسخ این « چه باید کرد » درگفتار خیلی آسان است . اما با توجه به اوضاع و شرایط موجود در فضای روشنفکری تالش، امری ست بسیار دشوار و ماجرا انگیز.

باید گروهی متخصص دورهم جمع بشوند و حاصل مطالعات خود در زمینه گویش ها و گونه های مختلف زبان تالشی را روی میز بریزند. پس آنگاه به گفتگو و تبادل نظر بپردازند تا گویش واجد شرایط به عنوان زبان معیار برگزیده شود و آن گزیده به بحث عمومی گذاشته شود و در نهایت آن گویش به عنوان زبان واحد ادبی با پیشگامی همان گروه متخصص به کار گرفته شود و همگان به همراهی دعوت گردند. شکل گیری گروه متخصصان نیز پروسه و شرایط سختی دارد. باید روش و منش به گونه ای باشد که ماجرای تلخی که در مورد الفبای تالشی و تاتی رخ داد، هرگز مجال تکرار پیدا نکند .

 آزموده :  اگر به عنوان سخن پایانی لازم می دانید در این باره توضیحات بیشتری بدهید، یا نکاتی را بیفزایید، بفرمایید.

عبدلی : من کوشش جنابعالی را در این زمینه می ستایم چرا که صادقانه می خواهید برای ماندگاری و تحول زبان مادری همه راه های ممکن پیموده شود. اما راست بگویم که من امید چندانی به فرجام دلخواه گفتمان زبان واحد ادبی ندارم. برای اینکه شرایط جهت تحقق چنین خواسته ای در تالش فراهم نیست . زیرا اولا باید دنبال متخصصانی بگردیم که با گویش ها و گونه های زبان تالشی آشنایی لازم را داشته باشند تا بتوانند با معیارهای علمی ودرک شرایط عینی، از بین آنها یکی را به عنوان گویش معیار برگزینند. دوما اگر همین امروز یک همه پرسی صورت بگیرد، خواهیم دید که مخاطبان هر منطقه، گویش خودرا مناسب تر از بقیه می دانند . سوما در مورد یادگرفتن مثلا زبان عربی چه باید کرد، عموم مردم ناگفته قبول دارند که باید سالها زحمت کشید، کلاس رفت، هزینه کرد.. اما برای یادگرفتن یکی از گویش های زبان خود، مطلق راضی به قبول زحمت نیستند و اصلا آن را یک زبانی تلقی نمی کنند تا برای آموختن اش زحمت بکشند. زحمتی که برای آموزش الفبا قبول نکردند و هنوز به شیوه معمول فارسی می نویسند و به رسم عربی اعراب گذاری می کنند! .

چیرگی برخی عادات نادرست بر ذهن و فکربسیار کسان باعث شده که وقتی می شنوند که مثلا لازم است نشانه دیگری جایگزین  (های بیان / های حرکت)،  در پایان کلمه ها شود، شوکه می شوند . حال این حرف را چه کسی زده است؛ فرقی نمی کند. کسی حاضر نیست یک قدم از باور و سنت خود عقب نشینی کند. شاید شاهد بوده باشید ماها که دوتا پیرهن بیشتر در این زمینه ها پاره کرده ایم، گاه در پیوند با مسایل زبان، فرهنگ و جامعه تالش، نظری می دهیم ، اما گروهی که غوره نشده مویذ شده اند، به جای اینکه آن نظر را مورد توجه و تامل قرار دهند، به میان گود انتقاد می پرند و حتی سعی می کنند نقش آقا معلم را بازی کنند.

در چنین شرایطی چگونه می شود هزاران نفر را ملزم کرد که به گویشی غیر از گویش مادری خود شعر بگویدو مطلب بنویسد؟! . یا حتی اگر آنها پذیرفتند، باید دید که واکنش و تکلیف مخاطبانشان چه خواهد بود؟ .

بنابر این لازم است پیشاپیش با بهره گیری از رسانه های مجازی وکاغذی، تشکیل جلسات، برگزاری همایش ها و راه اندازی کمپین های تبلیغاتی، کوشش کرد تا شرایط لازم فراهم شود تا اذهان را برای پذیرش یکی از گویش ها به عنوان گویش معیار آماده شود. اگر در این مورد پیروزی به دست آمد، بی گمان بستر برای دیگر کنش ها آماده خواهدشد .

منبع : ماهنامه تالش، شماره ۱۱۵ ، خرداد ۱۳۹۷ .

 

Print Friendly, PDF & Email

درباره ی مدیر

یک دیدگاه

  1. نظام ربانی تالش

    سلام استاد گرامی
    :چند جمله ای می نویسم و خواهش می کنم که درصورت لیاقت آنرا عینا در وبسایت خویش قرار دهید

    استاد گرامی جناب آقاى عبدلی سپاسگزاریم که تات هستید و به تالش لطف می کنید”هرچند ما تات را قل دوم تالش می دانیم
    استاد بزرگوار متشکریم که دراین اوضاع صعب و با این همه گرفتاری روزمره در تلاشید تا مشکلات تالش را برطرف کنید
    ممنونیم که عمر گرامیتان را صرف شهره ی تالش عزیزمان کردید
    بگذار بعضی ها بگویند این نوشته ها چاپلوسی و خود شیرینی ست
    اما خودشیرینی نزد که؟ نزد کسی که مزه ی شیرین این تالش بزرگ از اوست؟؟
    سالهاست می گویم که : ما تالشان ایران و آران بسیار به شما مدیونیم

    خداوند نگهدارتان باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *