خانه > زبان و ادبیات تالش > زبانمرگی تالش در پرتو دیدگاه ها

زبانمرگی تالش در پرتو دیدگاه ها

زبانچندی پیش مطلبی با عنوان زبانمرگی تالش به قلم دکتر مجید حیدری چروَده در کانال ماهنامه تالش منتشر شد که در آن پیش بینی شده بود زبان تالشی که مشخصه اصلی هویت قوم تالش است ، تا ۳۰ سال آینده از بین خواهد رفت . این دیدگاه صرف نظر از درستی یا نادرستی اش ، بحث انگیز شد . شهرام آزموده در کانال یاد شده بر نوشته دکتر حیدری دیدگاهی انتقادی  نوشت و اکنون دیدگاه دیگری به دست ما رسیده است به قلم محمد رضا فدایی . در اینجا مجموعه این نوشته ها در اختیار بازدیدکنندگان « پایگاه تالش شناسی» قرار داده می شود تا بلکه این گفتمان سالم و سازنده ادامه یابد واز دیگر روشنفکران اهل قلم نیز آرایی برای انتشار دریافت نماییم .

زبانمرگی تالش

         دکتر مجید حیدری چروده

سخن گفتن به زبان تالشی یک متغیر دو قطبی نیست که افراد را بر حسب آن به دو دسته تقسیم کنیم و بگوییم یک دسته تالش زبان هستند و دسته دیگر خیر. بلکه این مهارت در پیوستاری از خیلی کم تا خیلی زیاد قابل شناسایی است.

بیشترین حد مهارت در زبان تالشی آن است که فکر کردن اشخاص به زبان تالشی باشد. منظور من از فکر کردن گفتگوی ذهنی با خود است. به عنوان مثال آنها وقتی شب هنگام وقت خواب به کارهای فردای خود فکر می کنند، در حقیقت در این زمینه به زبان تالشی با خودشان حرف می زنند. اگر کسی با این دسته از افراد به زبان ترکی یا فارسی صحبت کند، آنها ابتدا کلمات و عبارات طرف مقابل را به تالشی ترجمه می کنند و بعد شروع به برقراری ارتباط با طرف مقابل می کنند. به نظر من اغلب متولدین دهه پنجاه و چهل در این دسته قرار می¬گیرند.

در مرتبه دوم متولدین دهه شصت و هفتاد خانواده های تالش قرار دارند که اگرچه پدرومادرهایشان با همدیگر به زبان تالشی صحبت می کنند اما زبان گفتگوی والدین و فرزندان و نیز بین فرزندان فارسی است. این نسل به زبان فارسی فکر می کند اما بواسطه گفتگویی که بین بزرگترها (پدر و مادر یا پدربزرگ و مادربزرگ یا اقوام و خویشان و همسایگان) به زبان تالشی انجام می شود، کلمات و عبارات تالشی را به زبان فارسی ترجمه می کنند و می فهمند.

اما در مرتبه سوم نسل بعدی تالش ها که متولدین هشتاد و نود هستند قرار دارند که نه تنها به زبان تالشی فکر نمی کنند و نه زبان رایج گفتگوی آنها با اعضای خانواده، دوستان و فرزندان فارسی است بلکه دایره واژگان زبان تالشی در بین آنها به تدریج رو به زوال می رود و حتی معانی بسیاری از کلمات و عبارات تالشی را نمی فهمند مگر به سبب اشتراک واژگانی با زبان فارسی که من اصطلاحا آن را فالشی می نامم. یعنی اکثر عبارات و لغات فارسی هستند و صرفا با یک سری افعال تالشی ترکیب شده اند.

این فرآیند بیشتر در مناطق شهری تالش در حال رخ دادن است و به نظر می رسد طی یک بازه ده تا بیست ساله به روستاها نیز سرایت کند لذا پیش بینی می کنم طی دو یا حداکثر سه دهه آینده زبان تالشی به طور کامل منقرض شود.

 در این یادداشت صرفا به توصیف و پیش بینی یک رخداد پرداخته ام و وارد تبیین جامعه شناختی ان که ریشه در فرآیند ایرانی شدن و در مقیاس وسیع چهانی شدن و رنگ باختگی قومیتها دارد نشده ام.

 

شهرام آزموده

درباره آنچه که دوست ارجمندم،جناب دکتر مجید حیدری چروده استاد محترم دانشگاه مشهد نوشته اند،ضمن احترام  و تجدید ارادتمندی، پرداختن به نکته انتهایی بحث یعنی پیش بینی شان  را ضروری می بینم.

 اگرچه بحث درباره نوشته ارزشمندشان می تواند گسترش هم بیابد،اما شاید خیلی بحث درباره تقسیم بندی سه گانه ایشان جای گسترش نداشته باشد؛ لذا از پرداختن بدانها به سبب کوتاه کردن نوشته خودداری می نمایم.

و اما نکته مورد نظر من:

 ایشان نوشته اند: « پیش بینی می کنم طی دو یا سه دهه آینده زبان تالشی به طور کامل منقرض شود.»

من موافق این بخش از نوشته و در واقع پیش بینی شان نیستم. چه معتقدم انقراض و حذف و فراموشی زبان تالشی با توجه به شرایط موجود و روند فعلی حداقل تا هفتاد – هشتاد سال آینده و در امیدوارانه ترین زمان تا یک قرن به طول خواهد کشید. هرچند گسترش و توسعه علم و تکنولوژی هم می تواند به زیان زبان هایی چون تالشی باشد و هم می تواند به سود زبانهایی چون زبان تالشی باشد.

زیان تکنولوژی برای چنین زبان هایی می تواند انواع گوناگونی داشته باشد، اما حداقلش این خواهد بود که ورود واژگان خارجی می تواند بسامد استفاده و تکرار واژگان زبانهایی چون تالشی را کاهش دهد و خود جایگزین شان گردد که این امر می تواند موجب نزدیک تر شدن مرگ چنین زبان هایی شود.

اما سود تکنولوژی و علم برای زبانهایی چون تالشی هم می تواند این گونه باشد که با استفاده از وسایل و امکانات موجود می توان این زبان و واژگانش را ثبت و ضبط و حفظ نمود و حتی با استفاده از آنان به نوعی پرکاربرد و همه گیر نمود و حتی بعد از مرگ زبان با اراده ای خاص دوباره زنده اش نمود و به چرخه زندگی و کاربرد بازگرداند. که البته هر دو نمونه را امروزه و در زندگی روزمره شاهدیم.

از طرفی خوشبختانه هنوز کم نیستند خانواده هایی که زبان اصلی شان تالشی است.هنوز کودکانی که گویشور زبان تالشی باشند و تالشی را به عنوان زبان نخست خود آموخته باشند؛ در تالش کم نیستند. از طرفی ممکن است حداقل تا یک یا دو دهه بعد نیز چنین خانواده هایی را بتوان پیدا کرد که زبان اصلی شان تالشی باشد و کودکان شان مستقیما از والدین و در گهواره زبان تالشی را بیاموزند. لذا اگر همین کودکان تا هفتاد سال عمر کنند،خود به خود زبان تالشی را تا آن موقع از خطر انقراض حفظ خواهند کرد. البته شک ندارم که طی آن هفت دهه نیز این زبان از طرق گوناگون،چه مستقیم و از طرف تالشان و چه با کمک تکنولوژی به نسل های آینده منتقل خواهد شد. لذا وجود تکنولوژی – البته اگر منطقی مورد استفاده قرار گیر- در کنار زیانش برای زبان تالشی،می تواند به نفع این زبان نیز باشد. هرچند هیچگاه به سودمندی مکالمه مستقیم نخواهد بود.

نکته دیگر نیز افزایش تعداد علاقمندان به تالش،زبان،هویت،فرهنگ و… قوم تالش در بین جوانان می باشد که جای خوشحالی دارد و امیدواری ام را در جهت تحقق پیش بینی ام می افزاید. هرچند در کنار موارد فوق نباید از خطر و حمله زبان های ترکی،فارسی، گیلکی، انگلیسی و… برای زبان تالشی به سادگی گذشت که عوامل کم شدن مدت عمر زبان تالشی نیز هستند. 

در نهایت با امید به پایداری و آرزوی طول عمر برای زبان تالشی،امیدوارم نسل های جدید این زبان را به عنوان اصلی ترین زبان خانواده خود بپذیرند و تالشی را از درون گهواره به فرزندان خود بیاموزند. باشد که همه عوامل موجود و مطرح شده و همه تالشان  دست به دست هم دهند و زبان تالشی را به نسل های بعد منتقل کنند و طول عمرش را قرن بعد برسانند. چنین باد.

 

محمدرضا فدائی

از صفر قهرمانی زندانی معروف زمان شاه , که حدود ۳۵ سال از عمر ش را در زندانهای شاه گذراند ،  پس از فرو پاشی اتحاد جماهیر شوروی پرسیدند که چه شد کارگر و حکومت کارگری ؟

 او در پاسخ گفت : کارگر مگر چه کسی است که حکومت داشته باشد ؟, او فقط بلد است کار کند . حکومت و حکومت کارگری و دموکراسی و قانون و راه و روش انقلابی و مبارزه و ظلم ستیزی را روشنفکر و روشنفکران بوجود می آورند . روشنفکر است که اعتراض میکند , اوست که سره را از ناسره تشخیص میدهد , اوست که پیشتاز مبارزه و حق طلبی است که در صورت درستکاری به هدف غائی دست خواهد یازید و در صورت کج اندیشی هم خود و هم دیگران را که در پی اش روانند به پرتگاه تاریخ رهنمون می شود و گرنه هر حکومتی باشد کارگر کار خواهد کرد “

 آیا گفته ی صفر درست است ؟ در پاسخ باید گفت : آری . حال باید دید روشنفکر چه کسی است , زمینی است یا آسمانی ؟ فلسفه ی مورد قبولش چیست , تا چه اندازه به قوم و تبارش عشق میورزد , علاقمندیش به موطن و ماوایش چگونه است , باورش به کار و تلاش پیشه ی نیاکانش چه مقدار است , مثلاً اگر از قوم تالش باشد آیا به کسب و کار دامداری علاقه ای دارد ؟ دلبسته ی کوه و سنگ و سبزینه و کوچ و دام ورمه والخی و حجمی سبز و اندوهگین باسفره هایی خالی و بیکران درد هست یا خیر. او به محض دست یابی به سواد و دانش، محل تولدش را ترک میکند ؟ .

 دیده شده بسیار بسیار از تحصیلکردگان از شیوه ی کار و فعالیت والدینشان دست می شویند و به مکان دیگری روی می نهند و در همان محل استقرار میابند و ماندگار می شوند این یعنی ناباوری نسبت به قوم و تبار , خوب چه انتظار از دیگرانی با آداب و سنن دیگری جای خالی آنها بنشینند و مثلا ً با زبان تالشی هم سخن بگویند و از زبانمرگی جلوگیری کنند ؟ روشنفکری که علاوه بر تجارب قوم و تبار خویش تجارب عظیمی از اجتماع جهانی کسب کرده , تجارب گرانبهایش را به تجارب صمیمی نیاکانش پیوند نزند چگونه انتظار دارد که زبان نیاکانش نامیرا باقی بماند ؟

مرگ پدیده ای طبیعی است . انسان و حیوان و کوه و دریا و بطور کلی جهان را شامل میشود اما این آدمی است که برای بقا و ماندگاری ,  شیوه های گوناگون در پیش میگیرد وزمان میرائی را به تعویق می اندازد . و در اینجا یعنی در بر خورد با زبان این روشنفکرانند که به دلیل عدم انضباط و عدم دقت و درک از پویایی و تلاش والدین به کاری دیگر , محل دیگری را انتخاب کرده و مجموعه ی داشتنهای مخصوص محل خویش را بی هیچ ارج و قربی به آخور غیر می ریزند .

صفر راست میگفت والدین حرف خودشان را میزنند این روشنفکرانند که به زبان غیر , مکان غیر و غذای غیر طمع میورزند و موجب نه تنها زبانمرگی بلکه قوم و تبار و خویش مرگی تن میدهند . وانگهی روشنفکری که به تاریخ و گذشته ی قوم خویش ننگرد و کمبودها و موانع پیشرفت زمینه های مختلف اجتماعی , فرهنگی , سیاسی آنرا مد نظر قرار ندهد نخواهد توانست با امید همنشینی وهماوائی داشته باشد و راه روشن و فراخی را که در پیش روست به وضوح ببیند و راه بنماید و کمک کند تا از غافله باز نماند  . چنین فردی جز به خود زنی روی نخواهد آورد واز تجاربش جز به نفع دیگران سود نخواهد جست . این کار جز خیانت به قوم و تبار خویش چه معنای دیگری میتواند داشته باشد ؟ چگونه میتواند و چه حقی دارد که دست به یاس و ناامیدی برده و بیشمار جوانان و پویندگان قوم خویش را در میانه ی راه از پویش و کنش و جهش باز دارد ؟

 پر واضح است که از موج و تحرک و نهضت فکری غافل مانده و چشم بسته غرق در اندیشه و امیال آنانی شده که بلدند در کنجی بخزند و چند جمله ی واهی را نشخوار کرده و روانه ی بازار بی تحرک فرهنگی کنند . اگر که دلسوز و مهربان نسبت به قوم و تبار خویش بودند مصلحت آن بود که به راه حل این مشکل و به قول خویش زبانمرگی هم در حد وسع و توان خویش راه می گشودند . در دهه ی ۴۰ وقتی که زبان اسپرانتو بوسیله دکتر باطنی مطرح شده بود هم صحبت از زبانمرگی زبان فارسی و فراوان زبانهای دیگر به میان آمده بود , آیا با گذشت ۵۰ سال چنین واقعه ای رخ داد ؟ همه میدانند که سیاست و قدرت در امر بایدها و نبایدها دخیل بوده و دخیل هم خواهد بود وقتی که قدرت در دست کورش و داریوش است زبان فارسی باستان است , وقتی شاهان اشکانی و ساسانی در مصادر امرند زبان پهلوی است , باهجوم اعراب و سپس خانهای متعدد ترک زبان پذیرش پاره ای لغات غیر در زبان فارسی جای تعجب باقی نمیگذارد ووقتی که تکنولوژی جان میگیرد پذیرش فراوان واژگان نه برای زبان فارسی بلکه برای بیشتر زبانهای دیگر هم شیرین و خوش طعم میشود پس باید پذیرفت که زبان هم لایق تکامل و گستردگی است حال چه کسانی پیشتاز این تعامل و همنوایی و همکاری اند ؟

 والدین یا فرزندان روشنفکر ؟ عیبی که هم اکنون در زبان تالشی وجود دارد بودن فرزندان تحصیلکرده ی بی باوری است که به شدت باید با آنان صحبت شود وباید آنان را به راه های نا رفته باز داشت . اینان باید بدانند در دهه ۴۰ بسیاری از فرزندان تحصیلکرده ی آن روزی حتی سخن گفتن در جمع را به زبان تالشی بر نمی تافتند و حتی بیشتر از گیلک زبانان به فارسی سخن می گفتند چرا ؟ زیرا که هیچ نشان مکتوبی از زبان قوم خویش در دست نداشتند ولی امروز به کمک علم و تکنولوژی به نوعی هماوایی و هم اندیشی روی آورده اند و در جای جای نقاط سبز و دل انگیز آباء و اجدادی خویش رادیو و روزنامه و ماهنامه دارند و با خبرند که در کشور همجوار خویش یعنی ارمنستان رشته تالش شناسی بر قرار شده و در داخل بسیاری از پایان نامه ها به زبان و فرهنگ تالش اختصاص دارد. این یعنی امیدواری و پویایی و نا میرایی زبانی کهنسال که بی هیچ نام و نشانی از گذشته های دور تا به امروز باقی مانده و با رشته ای محکم از مهر از دلهای صمیمی سر بر آورده و امروز به کمک علم و فناوری و پذیرش فراوان واژگان علمی و اجتماعی و سیاسی تا فراوان سالها همچنان باقی خواهد ماند و البته متکاملتر و به روزتر و جهانی  .

Print Friendly, PDF & Email

درباره ی مدیر

۳ دیدگاه

  1. بهترین راه اینه که خانواده ها با بچه هاشون تالشی صحبت کنن.من شاید ۱۰ سال دیگه بچه دار شم اما با بچه م قراره تالشی صحبت کنم و به نحو احسن بهش تالشی یاد بدم.کاش تالش ها روی زبانشون یکم‌تعصب و غیرت داشتن

  2. وحيد احمدعلى پور

    درود به مردان نیک اندیش تالش
    درود به آنانى که به نداى وطنشان گوش فراداده اند ودر راه”ژییه”ى آن گام برمیدارند.
    من معتقدم این تفکر(آقاى حیدرى)یقیناشبه روشنفکریست ،چراکه اگر انترناسیونالیسم هم اصولى دارد!واگراینطور بود سرآمدان این روش تفکر که غرب هست،باید شاهد حذف زبان فرانسوى در فرانسه میبودیم(احتمالابخاطرجهانى شدن انگلیسى)!!که بیشتر شبیه شوخیست.به نظرم ایشان بیشترخودزنى کرده اند.وجواب این تفکر را مردان وزنان “غیرت کش”تالش درآینده خواهندداد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *