خانه / تالش شمالی / راز سکوت در مورد تالش

راز سکوت در مورد تالش

دکتر حمیدی افشار

گویی هنوز نام تالش تابو است!

غیر خود تالش ها و گاهی نیز ارامنه که به اهمیت تالش پی برده اند، ایران و روسیه و آذربایجان هنوز در مورد تالش، خصوصا در مواضع رسمی، سکوت می کنند.

سکوت آذربایجان قابل درک است؛ چون تالش همیشه برای آنها قربانی نخست و گوشت دم توپ بوده؛ در جنگ اخیر قره باغ بیشترین کشته را تالش های لنکران و هفت شهر تالش جمهوری آذربایجان دادند.

باکو به تالش ها به عنوان معضلی نگاه می کند که باید هر چه سریع تر استحاله شوند و از بین بروند چه بهتر که هزینه جنگ قره باغ را هم خانواده های داغدار تالش بدهند؛ یک تیر و‌ دو نشان.

سکوت روسیه هم تا حدی قابل درک است. روسیه به تالش مثل کریمه یا شرق اوکراین نگاه نمی کند و از همان آغاز به زور ستاندن تالش از ایران، پس از عهدنامه ترکمنچای، به تالش ها به عنوان قومی ایران گرا ظنین بوده و کوچ های اجباری استالینی بعد از انقلاب اکتبر نشان از تداوم این ظن تا صد سال پس از ترکمنچای هم هست و در سال های اخیر نیز فروش فخرالدین عباس زاده از رهبران بزرگ تالش که پناهنده مسکو بود و با توطئه ای به آذربایجان مسترد شد و در واپسین روز جنگ ۴۴ روزه قره باغ در زندان ترور شد؛ جای هر نوع خوشبینی نسبت به رفتار مزورانه روس ها با تالشان را از بین می برد، خیانتی تاریخی که تالش ها فراموش نخواهند کرد. از طرفی باکو روابط خود را چنان با روسیه تنظیم می کند که فرزند با ولی و نقش بالانس کننده اسراییل که با هر دو(روسیه و آذربایجان) در ارتباطی عمیق و پیچیده و پشت پرده است نباید دور از ذهن داشت.

اما ایران و شگفتا از ایران!

سکوت ایران در مورد تالش به هیچ روی قابل درک نیست. در همین حوادث اخیر صحبت از نخجوان و قره باغ هست اما از لنکران و مردم تالش که ۲۰۰ سال است زیر چکمه باکو چشم به راه ایران اند حرفی زده نمی شود، نه از سوی رسانه ها و‌ نه حاکمیت. حتی یک وزیر، یک معاون وزیر، یک نماینده، یک مسئول! هیچ کس نام “تالش” را یا حتی ترکیب “شیعیان تالش” را به زبان نمی آورد. گویی این نام که در اذربایجان ممنوع است در وزارت خارجه ما هم ممنوع است!

می شود ارکان چرخ گوشتی که تالش را دهه ها چرخ می کند بر شمرد؛ روسیه، آذربایجان و متاسفانه ایران!

روسیه به عنوان دستگاه چرخ گوشت پان ترکیسم به عنوان باتومی که از بالا فشار می آورد، و ایران میزی که ناخوداگاه زیر این چرخ نقطه اتکا گشته است! روسیه و آذربایجان به عمد و ایران به سهو.

خوشبینانه اش به سهو است که خودش فاجعه است، بد بینانه اش به عمد است که حاکی از نفوذ و فریب نیروهای دشمن با منافع ایران در ساختار تصمیم گیری سیاست خارجی ایران است. اگر در سال های اخیر ناظران می گفتند ایران ملاحظه اذربایجان را می کند و تالش باید همچون ۲۰۰ سال اخیر دندان روی جگر بگذارد و‌ همچنان قربانی آذربایجان باشد. اکنون که پرده برافتاد و آذربایجان علنا به صورت ایران تف کرد تا جایی که آفتابه به رنگ پرچم ایران جلوی سفارت ایران گذاشت چه؟! حتی بازگو کردنش هم حال آدم را بد می کند.

آیا رازی در سکوت ایران در مورد نام تالش هست؟ یا نبود دید روشن و کافی و سر در گمی تاریخی؟!

اگر روزی که جمهوری تالش_مغان با پرچم به رنگ پرچم ایران بعد فروپاشی شوروی تشکیل شد ایران بجای سکوت و به رسمیت شناختن عجولانه جمهوری آذربایجان از تالش حمایت می کرد، کمر پان ترکیسم می شکست و الان صحبت از  “بیر میلت، ایکی دولت” بین ترکیه و باکو نبود که تازه چشم طمع به آذربایجان ایران هم داشته باشند و دست بر نخاع ارتباطی ایران و ارمنستان بگذارند.

وقاحت را با مالیات گرفتن از ماشین های ایرانی عازم ایروان و مانور نظامی، تهدید ایران و جاده صاف کن اسراییل بودن به اوج برسانند.

کاش ایران یک درصد انرژی و توجه ای که در سوریه صرف می کند را در لنکران صرف کند. آذربایجان با جسارتی که از انفعال ایران در قضیه جنگ ۴۴ روزه پیدا کرده، پا را از گلیم فراتر نهاده و اتفاقا اگر ایران به هوش و بیدار باشد این بحران یک فرصت برای بازگرداندن اب رفته به جوی است. ایران اکنون در پاسخ به گستاخی آذربایجان  می تواند حضور مشروع نظامی در نقاط استراتژیک قفقاز جنوبی داشته باشد و سهم و اهمیت خود را در این ناحیه نشان دهد!

بدون اینکه برای جا به جا کردن سنگی محتاج اجازه از اردوغان باشد. اینجا جای ایران است نه پاکستان و‌ ترکیه!

اگر ایران در این فقره محکم عمل کند، قطع یقین ترکیه پس خواهد نشست. فرصتی تاریخی دست داده و ایران می تواند در جنوب اراضی از کف رفته اش عرض اندام کند و معادلات و بالانس را در قفقاز جنوبی تغییر دهد. با توجه به خروج تازه نظامی آمریکا از افغانستان و اتخاذ سیاست انقباضی؛ آمریکا واکنش سختی نخواهد داشت و روسیه با توجه به قراردادها و مناسبات اخیر مانند عضویت ایران در پیمان شانگهای برخورد نظامی با متحد استراتژیک خود نخواهد داشت. همانطور

ناتو ترکیه را از حضور در جنگ قره باغ باز نداشت جالب است. امارات ماهی چند بار ادعای ناحق مالکیت خود را بر جزایر سه گانه مطرح می کند اما ایران نه تنها تاکنون ادعای برحق مالکیت بر سرزمین های سه گانه ایرانی قره باغ، نخجوان و تالش در مرز خود را مطرح نکرده بلکه در جنگ قره باغ از مالکیت آذربایجان بر این نواحی حمایت کرده و پاسخ آذربایجان را هم دیدیم.

فرصتی استثنایی برای شکستن حلقه محاصره ای که توسط باکو، آنکارا و تلاویو ایجاد شده، دست داده است. حلقه ای که در صورت بی تفاوتی ایران با حضور اسلام آباد و حلقه سلفیت و وهابیت هر روز تنگتر می شود و عاقبت راه تنفس ایران به اروپا و دنیای شمال و شمال غرب را خواهد بست.

وقت است ایران نه تنها سکوت را در مورد تالش بشکند، بلکه خطوط مرز تحمیلی منقضی را هم بشکافد و

حق معوق تاریخی خود را باز پس گیرد تا در سرزمین نیایی خود نیازمند باج و‌ خراج دادن به سربازان پان ترکیسم و وهابیت نباشد.

Print Friendly, PDF & Email

درباره‌ی مدیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *