خانه > سرزمین تالش > دیدگاهی در باره نام ( لَوَندَویل )

دیدگاهی در باره نام ( لَوَندَویل )

لوندویل

ابراهیم سیف درخشانی

مقدمه:
«لوندویل» نام بخش وشهری ست از توابع شهرستان آستارا. که در فاصله ی ۱۶۰ کیلومتری شهر رشت و نود کیلومتری شهر اردبیل قرار گرفته است. این بخش جمعیتی در حدود ۱۵ هزار نفر را در خود جای داده. ریشه ی اصلی و تاریخی مردم لوندویل تالشی است. بیشتراهالی آن تالشی زبان و بخشی نیز ترکی آذری است. به طوری که در مناطق ساحلی و شهری شمار ترکی زبان ها بر تالشی اندکی برتری یافته ولی هرچقدر که به سمت محله های بالاتر و کوهپایه ای پیش می رویم، برتری زبان تالشی محسوس تر می شود. دین تمامی اهالی این منطقه اسلام با مذاهب شیعه و سنی است.
در این بخش چهار طایفه مهم تالش زبان زندگی می کنند. با نام های:کوته کومه ای، عنبرانی ، دِرِج و سَکوج. هر یک از این طوایف به گونه خاصی از تالشی شمالی سخن می گویند. گویش کوته کومه ای و عنبرانی بسیار شبیه یکدیگر و متفاوت با درجی و سَکوجی می باشد.
طبق بررسی هایی که صورت گرفت نتیجه گیری شد که درج ها و سکوج ها با گویش تالشی مرکزی و بسیار مشابه با لهجه ی اسالمی و پره سری سخن می گویند. مساله ی مهم و جالب توجه دیگر این است که یک نوع ادغام زبانی قابل توجهی بین درج ها و کوته کومه ای ها صورت گرفته است. بدین صورت که این دو گروه گویشی، واژگان بسیاری را به یکدیگر وام داده اند و گویش یکدیگر را به آسانی متوجه می شوند. در واقع، تفاوت گویشی بین این دو گروه به حداقل رسیده است. متاسفانه در هر سه گروه به جز کوته کومه ای ها، در انتقال زبان تالشی به نسل های آتی سهل انگاری می شود. از این روست که لهجه ی سکوجی -بیشتر از سه گویش دیگر، به شدت در معرض انقراض از منطقه ی لوندویل می باشد و بعید به نظر می رسد تا چند سال دیگر، اثری از افراد انگشت شماری که با این لهجه صحبت می کنند باقی مانده باشد. اما در مورد عنبرانی ها و درج ها هنوز هم می شود کاری کرد و امیدوار بود که بتوان جلوی انقراض بیشتر از این شان را گرفت. 

ابراهیم سیف درخشانی

در مورد ریشه یابی نامواژه این شهر باید گفت که نگارنده مدت هاست در پی معنی یابی نامواژه ی زادگاهش می باشد و از روی علاقه با پیران و بزرگان فراوان و افراد آگاه همین منطقه نیز ملاقات های زیادی داشته است. اصولا بسیار نیک است اگر نامواژه ای را درست و بدون اعمال نظر شخصی معنا شکافی نمائیم. ولی متاسفانه امروزه، موضوعی که بعضا باعث رنجیده خاطر شدن اهالی قلم می شود تفاسیر شخصی و بی اساس درباره وجه تسمیه ی نامواژه های مختلف است. موضوع وجه تسمیه نامواژه لوندویل رشته ی بسیار درازی دارد و فرضیات فراوانی در این مورد مطرح شده است که عمدتا هم نمی تواند قابل قبول باشد.
نگارنده پس از مطالعه و بررسی تمام تفاسیر و نظریات نوشته و شنیده شده، به این نتیجه رسید که تنها یکی از آن ها دلیل اصلی نامگذاری این شهر با این نام می باشد. فرضیه ای که بدان پرداخته خواهد شد پیشتر در جائی نوشته نشده و بلکه نتیجه تحقیقات و پژوهش های میدانی نگارنده می باشد. مطابق این دیدگاه، صورت صحیح تلفظی این نامواژه چیزی نیست به جز «لَوَندَوِل». در واقع، همان صورتی که تمام مردماین شهر- چه ترک و چه تالش- به هنگام تلفظ نام شهرشان آن را بر زبان می آورند، گرچه ممکن است معنای این ترکیب را به دست فراموشی سپرده باشند. در ادامه به صورت مبسوط به این موضوع پرداخته خواهد شد. رویکرد این نوشته بدین صورت می باشد که ابتدا به ذکر و بررسی نظریات پیشین طرح شده پرداخته خواهد شد و سپس دیدگاه اصلی بیان و دفاع خواهد شد. به عنوان نکته ای راهنما باید گفت که تمام کلماتی که به عنوان تلفظ کلمه ای خارجی با رسم الخط فارسی و بدون هیچ گونه اعرابی نوشته شده اند، ساکن می باشند.
بررسی فرضیات پیشین:
به دلیل سال های جنگ جهانی اول و دوم که پای اروپائیانی همچون آلمانی ها به این منطقه باز شده بود، عرصه برای فرضیه سازی در مورد نامواژه ی لوندویل بسیار باز گشته است. برای شروع، چهار فرضیه ی مهندس عدالت که در مقاله ای با نام «لوندویل شهر گلهای بنفش» در ماهنامه «سرزمین نوروز، ویژه آستارا» نگاشته شده است بررسی می شود. ایشان در ابتدا کاملا درست می فرمایند که اروپائیان در سالهای جنگ جهانی راه های مواصلاتی و پل و … در دامنه ی کوه ها و کوهپایه ها احداث کرده اند ولی ریشه ی نام لوندویل بسیار قدیمی تر از این زمان هاست و به سالهای خیلی دور می رسد. اما در مورد دیدگاه اول شان که اشاره به نام «لَوَندِروِل، Lavender Waile» یعنی «منطقه و جائی که گیاهان طبی و داروئی زیادی(اسطوخودوس) وجود داشته و به عبارتی مختصر جائی که پوشیده از گیاهان مفید داروئی است» نکاتی را باید گفت. ابتدا اینکه این ترکیب و مخصوصا واژه ی «Waile» در زبان انگلیسی وجود ندارد و حداقل نگارنده پس از جست و جو در واژه نامه های معتبر و مختلف اینترنتی و کتابی و … موفق به یافتن چنین ترکیبی یا موردی مرتبط با آن نشد . پس چنین چیزی معنی دار نمی باشد. ثانیا صورت تلفظی این کلمه توسط انگلیسی زبانان به هیچ وجه«لَوَندِروِل» نمی باشد و بلکه «لَوندر» توسط امریکائی ها و «لَوندا (آی کوتاه)» توسط انگلیسی ها و استرالیائی ها می باشد. این فرضیه از منظر معنی و ترکیبات طبیعی زبان انگلیسی و نیز صورت تلفظی انگلیسی زبانان و همچنین تالش زبانان از گیاه اسطوخودوس و منطقه نمی تواند قابل قبول باشد.
دیدگاه ی دومی که ذکر شده است مربوط است به ««صورت آلمانی گیاه اسطوخودوس که «Lavendel» می باشد و به صورت «لَوندِل» تلفظ می گردد»». ولی جالب است که آلمانی ها این واژه را بدین شکل لاتین اش می نویسند ولی تلفظشان به صورت «لاوِندل» می باشد و نه تلفظ بالائی. به علاوه، گذشتگان ما و همچنین امروزی ها، هیچ کدامشان لوندویل را «لاوندِل» نمی خوانده و نمی خوانند. همچنین ذکر این نکته ضروری ست که به گواه افراد سالخورده و نقل قول هائی از افرادی که در گذشته اند، این موضوع به اثبات می رسد که مدت ها پیش از آمدن اروپائیان به این منطقه نامی برای این شهر توسط مردمان بومی و تالش زبان اش نهاده شده بوده و این همان «لَوَندَوِل» امروزی می باشد. پس هر گونه دیدگاه در مورد انتخاب کردن نام برای این شهر توسط بیگانگان اروپائی نمی تواند قابل قبول باشد. در ضمن واضح نیست چرا تا این حد اصرار بر این است که صرفا گیاه اسطوخودوس مسبب اصلی این نامگذاری بوده است. مگر منطقه لوندویل همین یک گیاه را داراست؟ تازه اگر هم چنین گیاهی وجود داشته باشد، باید گفت که در این منطقه هزاران گیاه و سبزه و درخت و … طبی و داروئی وجود دارد که فراگیرتر هستند و رشد به مراتب بیشتری از گیاه اسطوخودوس دارند. پس چرا نام آنان ملاک قرار داده نشده است؟ در ضمن بسیار بعید به نظر می رسد تنها صورت خارجی این کلمه را مبنا قرار دهیم و این نامواژه را به آن طریق ریشه یابی کنیم.
دیدگاه ی سوم به زبان فرانسوی مربوط می شود. در این جا واژه ی فرانسوی «Lavende-Willag» پیشنهاد داده شده است و در معنایش گفته شده است که «در زبان فرانسوی عبارت اول به معنای همین گیاه داروئی اسطوخودوس و عبارت بعدی به معنای دهکده و روستا است و تلفظ اش به صورت «لَوَندِویلج» می باشد». در ابتدا گفتنی ست که این ترکیب تنها یک عبارت است و نه دو عبارت. در ادامه باید گفت که این ترکیب با این معنی در زبان فرانسه هرگز وجود ندارد و اینکه این مفهوم بدین شکل نوشته نمی شود. شکل صحیح اشاره به مفهوم مفروض فوق در زبان فرانسه به صورت «Le Village de lavande= لُ ویلَژ دُ لَ واند» می باشد. در ادامه بررسی باید گفت که در زبان فرانسوی قسمت اول این ترکیب به صورت «لَوُند» و قسمت دوم اش نیز به صورت «ویلَژ» تلفظ می گردد. پس هر دوی این تلفظ ها با نامواژه ی «لَوَندَوِل» متفاوت می باشد. در ضمن اگر قرار باشد یک فرانسوی زبان برای منطقه ای نامی نهد، این هیچ منطقی نیست که بخواهد در نامگذاری منطقه ای از آن شکل تلفظی و معیار زبان فرانسوی استفاده نکند و بخواهد «لَوُند ویلَژ» را به صورت «لوندویل» بخواند. پس دور از ذهن است که این نام فرانسوی باشد. زیرا همانطور که گفته شد که نه تنها تلفظ، بلکه نوع ترکیب عبارت نیز در زبان فرانسه غیر قابل قبول است. در ادامه آمده است که «نتیجه گیری به عمل آمده این است که این واژه به «لَوَندِویلت» تبدیل گشته و بعدها به «لوندویل» تخفیف یافته است که به معنی دهکده ی گل های طبی و گیاهی است». اما متاسفانه دلیلی اقامه نمی شود و بنابراین نمی تواند قابل قبول باشد.
همانطور که گفته شد، موضوعی که در مورد سه فرضیه پیشین بسیار حائز اهمیت می باشد این است که نام لوندویل از زمان های کهن به این منطقه انتخاب شده و بر لب ها جاری بوده است. در منابعی که پیش از بازشدن پای اروپائیان به تالش و لوندویل نگاشته شده اند از این شهر نام برده شده است. به طور مثال در رساله ای تحت عنوان «مقالات سید نیکی» که خاص الدین صلابسرایی ناوی در حدود دویست سال پیش نگاشته و سال ها پیش به کوشش آقای شهرام آزموده تصحیح و منتشر شده است، بارها از این شهر با نام هائی همچون «لونده ولی»، «لوانداوار»، «لونده وری»، «لوندویلی» و «لونده ویری» سخن به میان آمده است. از تمام این نام ها می توان بن مایه ی نام اصیل این شهر را به طور تخمینی به دست آورد. به نظر می رسد این ها تلفظ های مختلف نام این منطقه توسط افراد مختلفی بوده اند که در آن زمان معیار قرار داده شده و مکتوب گشته اند. ولی آن که اصیل تر به نظر می رسد اولین شان می باشد. زیرا که با فرضیه ی پیشنهادی این نوشته مطابقت صد درصدی دارد.
به عنوان فرضیه چهارم در مورد وجه تسمیه این شهر در مقاله «لوندویل شهر گل های بنفش»، نامواژه لوندویل به چهار قسمت تقسیم شده است؛ « لَوَ- اَن- دَ- ول(لَوَاَن- دَول)». ذکر شده است که «این شهر محلی ست که در داخل و شکم خود گل ها و گیاهان زیادی دارد. «لَوَ» در زبان تالشی یعنی «شکم» و «اَندَ» یعنی «دَر(حرف اضافه)» و «ول» نوعی از گل و گیاه است. بنابراین لوندویل در زبان تالشی نیز به معنای محل رویش یک نوع گل و گیاه است». این فرضیه گرچه تا حدودی به دیدگاه اصلی نزدیک می باشد ولی با آن تفاوت هایی اساسی دارد. در این فرضیه چنین ذکر شده است که «ول» نوعی از گل و گیاه است و از آن نوع خاص عملا حرفی به میان آورده نشده است. ابتدائا باید گفت که «وِل» یک نوع گیاه است و نه گُل(در ادامه به نام دقیق این گیاه اشاره خواهد شد). در همان مقاله ذکر گردیده است که «این نام یعنی محلی که در داخل شکم خود گل ها و گیاهان فراوانی دارد». باید گفت که کلمه ی «لَوَ» به معنای «شکم» در این ترکیب به «محلی خاص» اشاره نمی کند. «لَوَ» در این ترکیب نه به شکم انسان، نه به شکم حیوان، نه به شکم زمین و نه به چیزهای دیگر اشاره می کند. کاربرد کلمه شکم در این جا به نوعی ادیبانه می باشد. «لَوَ» در این نامواژه به «قسمت میانی» درختان تنومند اشاره می کند(در زیر به صورت مبسوط در این باره سخن گفته خواهد شد). ثانیا کجای مناطق شمالی را می توان یافت که از آن گل ها و گیاهان فراوانی نروید؟ مگر فقط از لوندویل گل و گیاه می روید؟ در ادامه ی این فرضیه متاسفانه بدون ارتباطی معنادار بین وجه تسمیه ی لوندویل و گیاه اسطوخودوس حکم کلی صادر گردیده است و نام این شهر به نام « شهر گل های بنفش» خوانده شده است . گفتنی ست که گیاه اسطوخودوس نه تنها توسط نگارنده در این منطقه مشاهده نشده، بلکه مردم محلی و با آگاه نیز اطلاعی از وجود آن ندارند و با نشان دادن عکس آن نیز از وجود چنین گیاهی اظهار بی اطلاعی نمودند.
با بررسی های فوق به چند نکته می رسیم:
الف) زبان های خارجی کاملا غیر مرتبط با نامواژه اصلی این شهر می باشند. زیرا که نه تنها تفاسیر ارائه شده از دریچه ی آن زبان ها نادرست می باشد، بلکه مدت ها پیش از آمدن اروپائی ها به این منطقه چنین نامی برای این منطقه توسط بومیان تالش زبان اش انتخاب شده بود.
ب) گیاه اسطوخودوس نمی تواند ملاک نامگذاری این منطقه قرار گیرد. زیرا؛
۱- اگر به دقت در مورد «الف» بیندیشیم چنین چیزی به هیچ وجه نمی تواند وجود داشته باشد. زیرا در این منطقه فردی خارجی وجود نداشته است تا چنین نامی را مطابق با زبان کشور خود بر این منطقه بنهد.
۲- از لحاظ فراوانی- اگر وجود داشته باشد- نمی تواند صفت چشمگیر و بارزی جهت معیار قرار گرفتن برای انتخاب نام منطقه ای باشد.
۳- از لحاظ معقولیت بدین معنا که برای هر منطقه تنها نام یک گل را انتخاب کنند و انتظار انتقال تمام مفهوم را از همان یک کلمه داشته باشند، درست به نظر نمی رسد. این بدین صورت است که انتظار انتقال مفهومی همانند «محلی که از آن گیاه اسطوخودوس می روید یا منطقه و جائی که گیاهان طبی و داروئی زیادی(اسطوخودوس) وجود داشته و به عبارتی مختصر جائی که پوشیده از گیاهان مفید داروئی است» را داشته باشند که چنین چیزی معقول نمی نماید.
پ) چیزی که اصلی ترین دلیل نامگذاری این منطقه می باشد، گُل نیست. بلکه گیاهی ست که در زبان تالشی به آن «وِل» می گویند. نام علمی این گیاه «بِس پایک» یا «بِس پایج» است و متعلق به تیره ی Polypodiaceae از سرده ی Polypodium می باشد.
و اما اینک نوبت فرضیاتی ست که نگارنده پس از مطالعه و پرس و جوهای میدانی و جست و جو در اینترنت با آن ها مواجه شده است.
یکی از این فرضیه ها «لَوَندَ بیل» می باشد و گویند در روزگاری در دو طرف مرکز بازار این شهر که از اولین محله های سکونت نیز بود- ابتدای خیابان آبشار کنونی- آب های جمع شده ای به حالت استخر طبیعی وجود داشت. به همین دلیل کلمه ی تالشی «بیل» به معنای محل جمع شدن آب یا آبگیر طبیعی استفاده شده است که به مرور زمان بعدها به «ویل» تبدیل گشته است. همانطور که گفته شد «لَوَ» در زبان تالشی به معنای شکم می باشد و اشاره به مرکزیت چیزی دارد. این فرضیه یعنی «محل جمع شدن آب در مرکز آبادی» کمی واقعی به نظر می رسد ولی بهتر است بدانیم که این آبگرفتگی در دو سوی خیابان آبشار کنونی متعلق به زمانی ست که مدت ها پیش از آن برای آن محله و روستا(لوندویل) نامی نهاده شده بود. علاوه بر این، تفاوت بنیادی شکل پیشنهادی با تلفظ کنونی مردم از همان منطقه و اما و اگرهای فرآیندهای پیچیده زبانشناسی برای توجیه چنان تغییرات آوائی ای دو دلیل محکم دیگر برای رد این فرضیه می باشند. در ضمن بسیار بعید به نظر می رسد که با وجود فرضیه ای مستدل و منطقی که در آن هیچ گونه تغییرات آوائی و زبانی رخ نداده است و می توان آن را با زبان زنده کنونی تالشان این شهر تطبیق داد و انطباق معنائی و تلفظی صد در صدی را مشاهده کرد و نتیجه ای معقول گرفت، بتوان چنین فرضیاتی را قبول داشت.
در جائی دیگر آمده است که «چون یکی از نام های قدیمی اردبیل یعنی «آرتاویل» در انتهایش ویل دارد، لوندویل نیز یعنی قسمت دومش به معنای شهر است». اما چه شهری؟ گفته شده است که «لَوَند» در زبان فرانسه یعنی «پیش و جلو و پیشقراول». و دلیل نهائی این اعلام گردیده است که «لوندویل یعنی شهری که در جلوی دریا قرار دارد یا شهری که نسبت به شهرهای دیگر به دریا جلوتر است».
در ابتدا باید گفت که چنین واژه ای با چنین معنائی به هیچ وجه در زبان فرانسه وجود ندارد. دوما گفتنی ست که چه لزومی دارد از طریق زبان فرانسوی وارد شویم؟ آیا اصلا زبان فرانسه به این منطقه وارد شده است؟ سوما در تمام حاشیه ی دریای خزر (و حتی شهرهای مجاور لوندویل) شهرهائی وجود دارند که از شهر لوندویل نیز به دریا نزدیک تر می باشند. پس به چه دلیل -اگر بنا را بر این بگذاریم که یک فرانسوی زبان برای این منطقه نامی انتخاب کرده است- نام لوندویل برای آنان اتخاذ نگشت؟ در ادامه بررسی و در مورد قسمت اول این ترکیب پیشنهادی باید گفت که اولا اگر منظور دیدگاه پرداز «پیشقراول و پیش باشد»، چنین چیزی و حتی چیزی مشابه نیز در زبان فرانسوی وجود ندارد. ولی اگر بخواهیم واژه ی رو به جلو را بررسی کنیم معادلش در فرانسه «وِق لَوان» است و بدین صورت نوشته می شود «Vers L’avant». بگذارید این چنین گفته شود: کاملا عجیب و غریب می نماید اگر بخواهیم با نیمه ی یک نامواژه و نیمه ی یک کلمه ی فرانسوی و نیمه ی یک مفهوم بی مفهوم نامواژه ای را ریشه یابی نمائیم. به علاوه، نه تنها صورت نوشتار و بلکه نوع تلفظ نیز هیچ گونه ارتباطی با نام امروزی شهر لوندویل ندارد.
نامواژه ی لوندویل حتی پروفسور گارنیک آسارتیان را نیز به اشتباه انداخته است. ایشان پسوند «بیل» به معنای آبگیر و دریاچه در نامواژه اردبیل را با پسوند «ویل» در نامواژه «لوندویل» یکی پنداشته اند. در حالی که هرگز چنین نمی باشد و این دو، مقولاتی کاملا جدا می باشند. پسوند «بیل» در نامواژه اردبیل به معنای آبگیر می باشد. در حالیکه پسوند «ویل» در نامواژه لوندویل شکل اشتباه و رسمی شده ی گیاه «وِل» یا همان «بِس پایک» فارسی می باشد.
فرضیه ی بعدی، عبارت انگلیسی «Love in the village» به معنای «عشق در دهکده» بود!!! شنیدن این فرضیه بسیار حیرت برانگیز بود. از چه روست که زبان انگلیسی معیار ما برای تفسیر این نامواژه می شود؟ آیا حتی پای انگلیسی زبانان به این منطقه باز شده است؟ در تحقیقات گسترده میدانی که صورت گرفت مشاهده شد که جز چندین جوان، دیگران از این فرضیه آگاهی ندارند و حتی خود جوانان نیز این موضوع را از روی مزاح بیان می داشتند. حقیقت این است که این فرضیه سخنی ست بی ریشه و سازنده ای طنز پرداز داشته است.
در جائی دیگر ذکر شده است که «معنی و ریشه ی نام لوندویل مشخص نیست اما در گویش مردم منطقه که به لهجه ی تالشی صحبت می کنند به معنی جائی است که در آن گل می روید» سپس ادامه داده شده است که این شهر «محل رویش گل های بنفش» می باشد. ابتدائا باید گفت که علیرغم ادعای قاطع نویسنده، وجه تسمیه ی لوندویل کامل محرز می باشد. ثانیا در گویش و سپس لهجه خواندن زبان تالشی نیز باید گفت که امروزه با پژوهش های علمی و حساب شده کاملا ثابت گردیده است که تالشی نه یک لهجه و نه یک گویش، بلکه زبانی مستقل و توانمند می باشد. ثالثا «جائی که در آن گل می روید» مگر مختص لوندویل است؟ از بیشتر نقاط دنیا گل می روید و مسلما بیشتر از لوندویل هم می روید. پس چرا فقط این شهر را چنین نام نهاده و گل را فقط در این مورد معیار قرار داده اند؟ اصلا فرض کنیم این را معیار بگذاریم حالا چرا گل های بنفش و آن هم منحصرا گیاه اسطوخودوس؟ می توان چندین گل را در این منطقه نام برد که اگر صحبت از دلیل نامگذاری از این دریچه باشد بر اسطوخودوس یا رنگ بنفش ارجحیت دارند.
دوست دیگری گفته بود که ریشه ی انگلیسی این شهر یعنی «Lavandula» به معنی گیاه اسطوخودوس می باشد. باز هم همان داستان تکراری زبان های بیگانه و تفاسیر نا مناسب! باید گفت که در هیچ یک از دوره های تاریخ زبان انگلیسی این کلمه به این شکل وجود نداشته و ندارد. این کلمه ممکن است در محافل علمی به نام «Lavandula Angustifolia» خوانده شود. شکل بالا در اصل به دوره ی زبانی لاتین میانه تعلق دارد. با این وجود باید پرسید: اگر بنا باشد یک انگلیسی زبان برای منطقه نامگذاری کند، چه ضرورتی دارد که وی در حرف زدن های روزمره اش لفظ قلم بیاید و از این نام علمی استفاده نماید؟ آیا این دلیل محکمی ست برای داستان نامگذاری شهر لوندویل؟ و دیگری اینکه باید پرسید آیا مردمان لاتین زبان برای شهر ما نامی انتخاب کرده اند؟ پاسخ هر دو مسلما منفی ست. لوندویل از دیرباز زادگاه مردمان تالشی بوده است و اگر نامی برایش انتخاب شده قطعا به زبان تالشی ست و از دریچه ی این زبان باید آن را تفسیر کرد. باز هم بر این موضوع تاکید می گردد که این شهر گل ها، گیاهان و موارد دیگری که چشمگیرتر و بسیار بارز تر نیز می باشد دارد و اگر سخن از نامگذاری و ملاک قرار گرفتن در جهت انتخاب نامی برای این منطقه باشد، بر این گیاه(اسطوخودوس) اولویت دارند.
در نوشته ای دیگر چنین آمده است که قسمت آخر نام شهر لوندویل به صورت «ول» یعنی «گلِ بنفش» می باشد. و در جائی دیگر در همان نوشته به صورت «گل بنفشه» معنی شده است! قابل توجه است که مردمان این منطقه، هیچکدام نه به گل بنفش و نه به گیاه بنفشه «ول» نمی گفته و نمی گویند. پس این کاملا اشتباه است که بگوئیم «ول یعنی گل بنفش» و از این طریق این نامواژه را ریشه یابی نمائیم. در ضمن هیچ گونه توضیحی برای قسمت اول این نامواژه داده نشده است.
دوستی برای این نامواژه ریشه ای آلمانی قائل شده و ذکر کرده است که نام این شهر در زبان آلمانی به صورت «Lavende-Willag» و به معنای «دهکده ی اسطوخودوس» می باشد. در این فرضیه هم شاهد دخیل ساختن زبان بیگانگان و ترجمه های لفظ – به- لفظ و دلایل خود ساخت می باشیم. باید گفت: نه گیاه اسطوخودوس و نه دهکده ی اسطوخودوس که ایشان دلیل نامگذاری این منطقه را به آن ها پیوند داده است، نه تنها بنا به دلایل مطروحه ی پیشین صحیح نمی باشد، بلکه آلمانی ها هیچ گاه از این معنی که ایشان ذکر کرده اند و ترکیبی که پیشنهاد داده اند استفاده نمی کنند. ایشان ترجمه ی لفظ به لفظ را ملاک قرار داده اند که متاسفانه دیدگاه ای نادرست تولید شده است. ترکیب طبیعی در زبان آلمانی به صورت «Das dorf des lavendel» می باشد. با این اوصاف این تفکر نیز علاوه بر دلایل مطروحه پیشین، بنابر سه عامل ترکیب، معنا و تلفظ مبنائی غلط دارد صحیح نمی باشد.
در نوشته دوست دیگری مطرح شده است که «در اصطلاح عرفای قادریه و دیگر مشایخ که به لهجات تاتی و تالشی واردند می گویند منطقه ی مردم مهماندوست یعنی آنانیکه سفره شان باز است و در کتاب بحارالاب (لوند) آمده است». این نظر بیشتر مربوط به توصیف این منطقه می تواند باشد تا بیان وجه تسمیه اش! بعلاوه، هیچ گونه واژه شکافی و بررسی واژه پژوهانه و ریشه یابی علمی و مستدلی نیز ارائه نشده است. علاوه بر این کمتر جائی در ایران پیدا می شود که مردمانش خصوصیات فوق را نداشته باشند. پس چرا در مورد یک منطقه ی کوچک همانند لوندویل ملاک نامگذاری همین خصوصیت انتخاب شده است؟ و آن همه ده و قریه و آبادی دیگر این نام را بر خود نگرفته اند؟
فرضیه ارائه شده توسط این نوشتار:
اما بدین حد سخن راندیم تا چه شود؟ حداقل دانستیم که شاید برخی از موارد ذکر شده ی بالا چیزی نزدیک به وجه اصلی تسمیه ی این شهر باشند، ولی همگی ایراداتی دارند و با دلایل ارائه شده رد شدند. باید اضافه شود که از این رو که تالشان، بومیان اولیه و تاریخی لوندویل هستند لازم است که در جهت واژه شکافی از طریق زبان تالشی اقدام گردد. فرضیه نهایی از همین باب وارد گشته و اکنون زمان معرفی آن است. لوندویل کنونی متشکل از سه جزء «لَوَ- اَندَ- وِل» می باشد. ترجمه ی تحت الفظی این ترکیب یعنی «در شکم، گیاه بِس پایکی». همانطور که پیشتر گفته شد، این شکم نه متعلق به انسان است، نه زمین، نه حیوانات و نه چیزهای دیگر. این همان تنه ی درختان کهنسال و تنومند می باشد که در این منطقه به صورت بسیار فراوان یافت می شده اند.
در این نامگذاری از صنعت تشخیص و تشبیه استفاده شده است. بدین صورت که درخت همانند انسان ها شکم دار انگاشته شده است و اینکه قسمت میانی و بزرگ آن ها به شکم انسان ها که معمولا بزرگ و برآمده می باشد مانند گشته است. مقصود از این نامگذاری درختانی کهن می باشد که از تنومندی به داشتن شکم تشبیه شده و به رشد دادن گیاه بِس پایک قادر بوده اند.
اصل مطلب چنین است که معمولا از تنه ی چنین درختانی خزه هائی رشد می کرده است. این نوع درخت ها با داشتن پوششی خزه ای بر سطح خود، بسیار مستعد بودند تا از تنه ی خود گیاهی دیگر را رشد بدهند. و چه چیزی در آن منطقه فراوان تر و دارای قدرت تکثیر بیشتری از گیاه بِس پایک بوده است؟ محله ی اصلی و در واقع اولین محله ی شهر لوندویل با نام «منصورَه مَلَ» نیز روزگاری از این درختان پر بوده است. در سرتاسر لوندویل، و به خصوص در این محله، گیاه بِس پایک بسیار یافت می شده است و هنوز هم وجود دارد. باد دانه های این گیاه را برداشته و به این طرف و آن طرف می برده است. یکی از اصلی ترین محل رویش این گیاه نیز- همانطور که گفته شد- بر روی تنه ی درختان تنومند بوده است. و بدین ترتیب گیاه بِس پایک به کمک باد از تنه ی درختان دیرین و تنومند رشد می کرده و منظره ای غالب و چشمگیر را به وجود می آورده است. در حقیقت، این رویش جوری به نظر می رسید که گوئی گیاهان بِس پایک دقیقا از شکم درختان رشد کرده و بیرون آمده اند. بومیان اصلی و دیرین این منطقه نیز هنگامی که برای سکونت به آن جا آمده اند، بارزترین منظره همان بِس پایک هائی بوده اند که جوری از تنه ی درختان روئیده بودند که گوئی از شکم آنان رشد کرده اند. به همین صورت بود که اولین مردمان این منطقه از این رو که تالش زبان بوده اند، این منطقه را «لَوَ اَندَ وِل» نامگذاری کرده اند و چه نامگذاری زیبا و ادیبانه ای! حتی اکنون نیز در این منطقه گرچه به ندرت، ولی می توان یک منظره ی لوندَ وِلی را یافت. نکته ای پایانی که بسیار تامل برانگیز و صحه گذار بر این فرضیه می باشد، این است که تمام مردم این منطقه به هنگام تلفظ کردن این شهر از لفظ «لَوَندَ وِل» استفاده می کنند و نه چیز دیگر. اینک چه دلیل محکمتری از این می توان یافت؟
نتیجه:
لوندویل شهری ست ۱۵ هزار نفری که در شمالغرب استان گیلان واقع گشته است. در مورد وجه تسمیه این شهر نوشته های زیادی نگاشته شده و گفته های فراوانی به گوش رسیده است. هسته اصلی این فرضیات بر زبان های بیگانه متمرکز می باشد و تعدادی هم بر تالشی بودن آن متمرکز اند. فرضیات مربوط به وجه تسمیه این شهر که از زبان های فرانسه، آلمانی و انگلیسی اقتباس شده اند، بررسی گشتند. در مورد فرضیه های تالشی محور نیز گرچه حسن نیت و واقع گرائی دیدگاه پردازان قابل ستایش می باشد، ولی قصوراتی وجود داشت. این مقاله تمام نظریات پیشین را مورد واکاوی قرار داد و به عنوان آخرین بخش، به ارائه ی فرضیه ی پیشنهادی این مقاله یعنی «لَوَندَ وِل» که به معنای «در شکم، گیاه بس پایکی» می باشد، پرداخت.
منابع:
عدالت، داوود، ۱۳۹۳، لوندویل شهر گل های بنفش، ماهنامه سرزمین نوروز(بهار تالش سابق)، ویژه آستارا، سال یازدهم، شماره ۶۱، ص ۳۶، خرداد ۱۳۹۳
Asatorian, Garnik- Borjian, Habib- Talish and the Talishis, (the state of research), Iran and the Caucasus, 9.1, Yerevan state university- 2005, 44 (footnotes)

دیگر منابع فرضیات بحث شده از پایگاه های اینترنتی بوده اند که بنابر دلایلی از ذکر آن ها خودداری می شود.

Print Friendly, PDF & Email

درباره ی مدیر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *