خانه / سرزمین تالش / دیدگاهی در باره نام ( لَوَندَویل )

دیدگاهی در باره نام ( لَوَندَویل )

لوندویل

ابراهیم سیف درخشانی

مقدمه:
«لوندویل» نام بخش وشهری ست از توابع شهرستان آستارا. که در فاصله ی ۱۶۰ کیلومتری شهر رشت و نود کیلومتری شهر اردبیل قرار گرفته است. این بخش جمعیتی در حدود ۱۵ هزار نفر را در خود جای داده. ریشه ی اصلی و تاریخی مردم لوندویل تالشی است. بیشتراهالی آن تالشی زبان و بخشی نیز ترکی آذری است. به طوری که در مناطق ساحلی و شهری شمار ترکی زبان ها بر تالشی اندکی برتری یافته ولی هرچقدر که به سمت محله های بالاتر و کوهپایه ای پیش می رویم، برتری زبان تالشی محسوس تر می شود. دین تمامی اهالی این منطقه اسلام با مذاهب شیعه و سنی است.
در این بخش چهار طایفه مهم تالش زبان زندگی می کنند. با نام های:کوته کومه ای، عنبرانی ، دِرِج و سَکوج. هر یک از این طوایف به گونه خاصی از تالشی شمالی سخن می گویند. گویش کوته کومه ای و عنبرانی بسیار شبیه یکدیگر و متفاوت با درجی و سَکوجی می باشد.
طبق بررسی هایی که صورت گرفت نتیجه گیری شد که درج ها و سکوج ها با گویش تالشی مرکزی و بسیار مشابه با لهجه ی اسالمی و پره سری سخن می گویند. مساله ی مهم و جالب توجه دیگر این است که یک نوع ادغام زبانی قابل توجهی بین درج ها و کوته کومه ای ها صورت گرفته است. بدین صورت که این دو گروه گویشی، واژگان بسیاری را به یکدیگر وام داده اند و گویش یکدیگر را به آسانی متوجه می شوند. در واقع، تفاوت گویشی بین این دو گروه به حداقل رسیده است. متاسفانه در هر سه گروه به جز کوته کومه ای ها، در انتقال زبان تالشی به نسل های آتی سهل انگاری می شود. از این روست که لهجه ی سکوجی -بیشتر از سه گویش دیگر، به شدت در معرض انقراض از منطقه ی لوندویل می باشد و بعید به نظر می رسد تا چند سال دیگر، اثری از افراد انگشت شماری که با این لهجه صحبت می کنند باقی مانده باشد. اما در مورد عنبرانی ها و درج ها هنوز هم می شود کاری کرد و امیدوار بود که بتوان جلوی انقراض بیشتر از این شان را گرفت. 

ابراهیم سیف درخشانی

در مورد ریشه یابی نامواژه این شهر باید گفت که نگارنده مدت هاست در پی معنی یابی نامواژه ی زادگاهش می باشد و از روی علاقه با پیران و بزرگان فراوان و افراد آگاه همین منطقه نیز ملاقات های زیادی داشته است. اصولا بسیار نیک است اگر نامواژه ای را درست و بدون اعمال نظر شخصی معنا شکافی نمائیم. ولی متاسفانه امروزه، موضوعی که بعضا باعث رنجیده خاطر شدن اهالی قلم می شود تفاسیر شخصی و بی اساس درباره وجه تسمیه ی نامواژه های مختلف است. موضوع وجه تسمیه نامواژه لوندویل رشته ی بسیار درازی دارد و فرضیات فراوانی در این مورد مطرح شده است که عمدتا هم نمی تواند قابل قبول باشد.
نگارنده پس از مطالعه و بررسی تمام تفاسیر و نظریات نوشته و شنیده شده، به این نتیجه رسید که تنها یکی از آن ها دلیل اصلی نامگذاری این شهر با این نام می باشد. فرضیه ای که بدان پرداخته خواهد شد پیشتر در جائی نوشته نشده و بلکه نتیجه تحقیقات و پژوهش های میدانی نگارنده می باشد. مطابق این دیدگاه، صورت صحیح تلفظی این نامواژه چیزی نیست به جز «لَوَندَوِل». در واقع، همان صورتی که تمام مردماین شهر- چه ترک و چه تالش- به هنگام تلفظ نام شهرشان آن را بر زبان می آورند، گرچه ممکن است معنای این ترکیب را به دست فراموشی سپرده باشند. در ادامه به صورت مبسوط به این موضوع پرداخته خواهد شد. رویکرد این نوشته بدین صورت می باشد که ابتدا به ذکر و بررسی نظریات پیشین طرح شده پرداخته خواهد شد و سپس دیدگاه اصلی بیان و دفاع خواهد شد. به عنوان نکته ای راهنما باید گفت که تمام کلماتی که به عنوان تلفظ کلمه ای خارجی با رسم الخط فارسی و بدون هیچ گونه اعرابی نوشته شده اند، ساکن می باشند.
بررسی فرضیات پیشین:
به دلیل سال های جنگ جهانی اول و دوم که پای اروپائیانی همچون آلمانی ها به این منطقه باز شده بود، عرصه برای فرضیه سازی در مورد نامواژه ی لوندویل بسیار باز گشته است. برای شروع، چهار فرضیه ی مهندس عدالت که در مقاله ای با نام «لوندویل شهر گلهای بنفش» در ماهنامه «سرزمین نوروز، ویژه آستارا» نگاشته شده است بررسی می شود. ایشان در ابتدا کاملا درست می فرمایند که اروپائیان در سالهای جنگ جهانی راه های مواصلاتی و پل و … در دامنه ی کوه ها و کوهپایه ها احداث کرده اند ولی ریشه ی نام لوندویل بسیار قدیمی تر از این زمان هاست و به سالهای خیلی دور می رسد. اما در مورد دیدگاه اول شان که اشاره به نام «لَوَندِروِل، Lavender Waile» یعنی «منطقه و جائی که گیاهان طبی و داروئی زیادی(اسطوخودوس) وجود داشته و به عبارتی مختصر جائی که پوشیده از گیاهان مفید داروئی است» نکاتی را باید گفت. ابتدا اینکه این ترکیب و مخصوصا واژه ی «Waile» در زبان انگلیسی وجود ندارد و حداقل نگارنده پس از جست و جو در واژه نامه های معتبر و مختلف اینترنتی و کتابی و … موفق به یافتن چنین ترکیبی یا موردی مرتبط با آن نشد . پس چنین چیزی معنی دار نمی باشد. ثانیا صورت تلفظی این کلمه توسط انگلیسی زبانان به هیچ وجه«لَوَندِروِل» نمی باشد و بلکه «لَوندر» توسط امریکائی ها و «لَوندا (آی کوتاه)» توسط انگلیسی ها و استرالیائی ها می باشد. این فرضیه از منظر معنی و ترکیبات طبیعی زبان انگلیسی و نیز صورت تلفظی انگلیسی زبانان و همچنین تالش زبانان از گیاه اسطوخودوس و منطقه نمی تواند قابل قبول باشد.
دیدگاه ی دومی که ذکر شده است مربوط است به ««صورت آلمانی گیاه اسطوخودوس که «Lavendel» می باشد و به صورت «لَوندِل» تلفظ می گردد»». ولی جالب است که آلمانی ها این واژه را بدین شکل لاتین اش می نویسند ولی تلفظشان به صورت «لاوِندل» می باشد و نه تلفظ بالائی. به علاوه، گذشتگان ما و همچنین امروزی ها، هیچ کدامشان لوندویل را «لاوندِل» نمی خوانده و نمی خوانند. همچنین ذکر این نکته ضروری ست که به گواه افراد سالخورده و نقل قول هائی از افرادی که در گذشته اند، این موضوع به اثبات می رسد که مدت ها پیش از آمدن اروپائیان به این منطقه نامی برای این شهر توسط مردمان بومی و تالش زبان اش نهاده شده بوده و این همان «لَوَندَوِل» امروزی می باشد. پس هر گونه دیدگاه در مورد انتخاب کردن نام برای این شهر توسط بیگانگان اروپائی نمی تواند قابل قبول باشد. در ضمن واضح نیست چرا تا این حد اصرار بر این است که صرفا گیاه اسطوخودوس مسبب اصلی این نامگذاری بوده است. مگر منطقه لوندویل همین یک گیاه را داراست؟ تازه اگر هم چنین گیاهی وجود داشته باشد، باید گفت که در این منطقه هزاران گیاه و سبزه و درخت و … طبی و داروئی وجود دارد که فراگیرتر هستند و رشد به مراتب بیشتری از گیاه اسطوخودوس دارند. پس چرا نام آنان ملاک قرار داده نشده است؟ در ضمن بسیار بعید به نظر می رسد تنها صورت خارجی این کلمه را مبنا قرار دهیم و این نامواژه را به آن طریق ریشه یابی کنیم.
دیدگاه ی سوم به زبان فرانسوی مربوط می شود. در این جا واژه ی فرانسوی «Lavende-Willag» پیشنهاد داده شده است و در معنایش گفته شده است که «در زبان فرانسوی عبارت اول به معنای همین گیاه داروئی اسطوخودوس و عبارت بعدی به معنای دهکده و روستا است و تلفظ اش به صورت «لَوَندِویلج» می باشد». در ابتدا گفتنی ست که این ترکیب تنها یک عبارت است و نه دو عبارت. در ادامه باید گفت که این ترکیب با این معنی در زبان فرانسه هرگز وجود ندارد و اینکه این مفهوم بدین شکل نوشته نمی شود. شکل صحیح اشاره به مفهوم مفروض فوق در زبان فرانسه به صورت «Le Village de lavande= لُ ویلَژ دُ لَ واند» می باشد. در ادامه بررسی باید گفت که در زبان فرانسوی قسمت اول این ترکیب به صورت «لَوُند» و قسمت دوم اش نیز به صورت «ویلَژ» تلفظ می گردد. پس هر دوی این تلفظ ها با نامواژه ی «لَوَندَوِل» متفاوت می باشد. در ضمن اگر قرار باشد یک فرانسوی زبان برای منطقه ای نامی نهد، این هیچ منطقی نیست که بخواهد در نامگذاری منطقه ای از آن شکل تلفظی و معیار زبان فرانسوی استفاده نکند و بخواهد «لَوُند ویلَژ» را به صورت «لوندویل» بخواند. پس دور از ذهن است که این نام فرانسوی باشد. زیرا همانطور که گفته شد که نه تنها تلفظ، بلکه نوع ترکیب عبارت نیز در زبان فرانسه غیر قابل قبول است. در ادامه آمده است که «نتیجه گیری به عمل آمده این است که این واژه به «لَوَندِویلت» تبدیل گشته و بعدها به «لوندویل» تخفیف یافته است که به معنی دهکده ی گل های طبی و گیاهی است». اما متاسفانه دلیلی اقامه نمی شود و بنابراین نمی تواند قابل قبول باشد.
همانطور که گفته شد، موضوعی که در مورد سه فرضیه پیشین بسیار حائز اهمیت می باشد این است که نام لوندویل از زمان های کهن به این منطقه انتخاب شده و بر لب ها جاری بوده است. در منابعی که پیش از بازشدن پای اروپائیان به تالش و لوندویل نگاشته شده اند از این شهر نام برده شده است. به طور مثال در رساله ای تحت عنوان «مقالات سید نیکی» که خاص الدین صلابسرایی ناوی در حدود دویست سال پیش نگاشته و سال ها پیش به کوشش آقای شهرام آزموده تصحیح و منتشر شده است، بارها از این شهر با نام هائی همچون «لونده ولی»، «لوانداوار»، «لونده وری»، «لوندویلی» و «لونده ویری» سخن به میان آمده است. از تمام این نام ها می توان بن مایه ی نام اصیل این شهر را به طور تخمینی به دست آورد. به نظر می رسد این ها تلفظ های مختلف نام این منطقه توسط افراد مختلفی بوده اند که در آن زمان معیار قرار داده شده و مکتوب گشته اند. ولی آن که اصیل تر به نظر می رسد اولین شان می باشد. زیرا که با فرضیه ی پیشنهادی این نوشته مطابقت صد درصدی دارد.
به عنوان فرضیه چهارم در مورد وجه تسمیه این شهر در مقاله «لوندویل شهر گل های بنفش»، نامواژه لوندویل به چهار قسمت تقسیم شده است؛ « لَوَ- اَن- دَ- ول(لَوَاَن- دَول)». ذکر شده است که «این شهر محلی ست که در داخل و شکم خود گل ها و گیاهان زیادی دارد. «لَوَ» در زبان تالشی یعنی «شکم» و «اَندَ» یعنی «دَر(حرف اضافه)» و «ول» نوعی از گل و گیاه است. بنابراین لوندویل در زبان تالشی نیز به معنای محل رویش یک نوع گل و گیاه است». این فرضیه گرچه تا حدودی به دیدگاه اصلی نزدیک می باشد ولی با آن تفاوت هایی اساسی دارد. در این فرضیه چنین ذکر شده است که «ول» نوعی از گل و گیاه است و از آن نوع خاص عملا حرفی به میان آورده نشده است. ابتدائا باید گفت که «وِل» یک نوع گیاه است و نه گُل(در ادامه به نام دقیق این گیاه اشاره خواهد شد). در همان مقاله ذکر گردیده است که «این نام یعنی محلی که در داخل شکم خود گل ها و گیاهان فراوانی دارد». باید گفت که کلمه ی «لَوَ» به معنای «شکم» در این ترکیب به «محلی خاص» اشاره نمی کند. «لَوَ» در این ترکیب نه به شکم انسان، نه به شکم حیوان، نه به شکم زمین و نه به چیزهای دیگر اشاره می کند. کاربرد کلمه شکم در این جا به نوعی ادیبانه می باشد. «لَوَ» در این نامواژه به «قسمت میانی» درختان تنومند اشاره می کند(در زیر به صورت مبسوط در این باره سخن گفته خواهد شد). ثانیا کجای مناطق شمالی را می توان یافت که از آن گل ها و گیاهان فراوانی نروید؟ مگر فقط از لوندویل گل و گیاه می روید؟ در ادامه ی این فرضیه متاسفانه بدون ارتباطی معنادار بین وجه تسمیه ی لوندویل و گیاه اسطوخودوس حکم کلی صادر گردیده است و نام این شهر به نام « شهر گل های بنفش» خوانده شده است . گفتنی ست که گیاه اسطوخودوس نه تنها توسط نگارنده در این منطقه مشاهده نشده، بلکه مردم محلی و با آگاه نیز اطلاعی از وجود آن ندارند و با نشان دادن عکس آن نیز از وجود چنین گیاهی اظهار بی اطلاعی نمودند.
با بررسی های فوق به چند نکته می رسیم:
الف) زبان های خارجی کاملا غیر مرتبط با نامواژه اصلی این شهر می باشند. زیرا که نه تنها تفاسیر ارائه شده از دریچه ی آن زبان ها نادرست می باشد، بلکه مدت ها پیش از آمدن اروپائی ها به این منطقه چنین نامی برای این منطقه توسط بومیان تالش زبان اش انتخاب شده بود.
ب) گیاه اسطوخودوس نمی تواند ملاک نامگذاری این منطقه قرار گیرد. زیرا؛
۱- اگر به دقت در مورد «الف» بیندیشیم چنین چیزی به هیچ وجه نمی تواند وجود داشته باشد. زیرا در این منطقه فردی خارجی وجود نداشته است تا چنین نامی را مطابق با زبان کشور خود بر این منطقه بنهد.
۲- از لحاظ فراوانی- اگر وجود داشته باشد- نمی تواند صفت چشمگیر و بارزی جهت معیار قرار گرفتن برای انتخاب نام منطقه ای باشد.
۳- از لحاظ معقولیت بدین معنا که برای هر منطقه تنها نام یک گل را انتخاب کنند و انتظار انتقال تمام مفهوم را از همان یک کلمه داشته باشند، درست به نظر نمی رسد. این بدین صورت است که انتظار انتقال مفهومی همانند «محلی که از آن گیاه اسطوخودوس می روید یا منطقه و جائی که گیاهان طبی و داروئی زیادی(اسطوخودوس) وجود داشته و به عبارتی مختصر جائی که پوشیده از گیاهان مفید داروئی است» را داشته باشند که چنین چیزی معقول نمی نماید.
پ) چیزی که اصلی ترین دلیل نامگذاری این منطقه می باشد، گُل نیست. بلکه گیاهی ست که در زبان تالشی به آن «وِل» می گویند. نام علمی این گیاه «بِس پایک» یا «بِس پایج» است و متعلق به تیره ی Polypodiaceae از سرده