خانه > کتاب و نشریات > دخترباران

دخترباران

%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86" دختر باران " نام کتابی ست مشتمل برمجموعه ای از سروده های حلیمه جعفرپور. که  از سوی انتشارات آثارفکر، تهران ۱۳۹۵، منتشر شده است . این شاعره روشندل که در نوجوانی به سبب خطا درعمل جراحی، بینایی خود را از دست داه، تالشی زبان و از اهالی روستای لپووندان شفت است . ایشان با وجود تحمل چنان سانحه ای،هرگز  از تلاش برای علم اندوزی و پیشرفت دست نکشید و اکنون ضمن اینکه دانشجوی مقطع دکتراى الهیات در دانشگاه تهران است ، در دانشگاه الزهرا نیز تدریس می کند .

این بانوی هنرمند که در کنار فعالیت های آکادمیک ، با دنیای شعرو ادب نیز انسی ژرف دارد، اکنون نخستین مجموعه از سروده هایش را چاپ و در دسترس اهل ادب قرار داده است .

نمونه ای از سروده های حلیمه جعفرپور:

چشم غزل

در آینه ی قلبم یک سایه  ی پنهانی ست

چشم غزلم امشب از شوق، چه بارانی ست

تا اوج می و مستی پرهای دلم وا شد

انگار که بالاها میخانه چراغانی ست

در صفحه ی ذهن من امید وصال تو

چون لحظه ی آزادی در باور زندانی ست

شعر و غزلم را من از چشم تو می خوانم

وقتی ببندی چشم هنگامه ی ویرانی ست

در دیده و دل چندی یک حادثه بر پا شد

امواج نگاه تو یک زلزله آنی ست

رویای شقایق ها دیگر به جنون پیوست

من قصه نمی گویم این دهکده سیمانی ست

مجنون همه جا دارد  این شهر پر از لیلاست

بازار سیاه عشق امروز چه ارزانی ست

آن ثانیه ها فرسود آن عاطفه ها پوسید

در دفتر احساسم صد خاطره قربانی ست

فریاد سکوت من در جنگل غم پیچید

آن رود خیال انگیز لبریز پریشانی ست

عطر تن شالیزار  آغوش تر باران

آن سوی پل خواهش یک شاعر گیلانی ست

همخانه ی دلتنگی همصحبت تنهایی

همدرد نفس هایش یک قاصدک فانی ست

غوغای نی وبربط آغاز شکفتن هاست

این حال و هوای خوش دلچسب غزل خوانی ست

سبز است نگاه دشت ای مرغ شب خاموش

در آن قفس سنگی یک یار دبستانی ست

او خسته و ناآرام من ساده و سرگردان

درد دل سرد ما یک قصه ی طولانی ست

عمر شب یلدا هم پایان خوشی دارد

گویند پس از سختی آرامش و آسانی ست

  تابستان ۱۳۹۰

Print Friendly

درباره ی مدیر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *