خانه > اجتماعی > خسارت ۵۰ میلیارد تومانی دام ها به جنگل !!

خسارت ۵۰ میلیارد تومانی دام ها به جنگل !!

   یک مقام مسئول  اخیراً در گفتگویی با خبر گزاری ایسنا اظهار نموده است که ” دام های موچود در جنگل های گیلان ، سالانه حد اقل ۵۰ میلیارد تومان خسارت به جنگل وارد می کنند . درحالی که خروج آنها از جنگل به ۲۰ میلیارد تومان اعتبار نیاز دارد

این سخنان داهیانه از سوی افرادی پشت میز نشین و نظریه پردازو بی درد ، که هیچ تازگی ندارد ولی همیشه جالب توجه است ؛ یک کپی جدید از همان حکمی است که بعضی ها هروقت که یک جانبه به قاضی می روند آن را دریافت می کنند . متاسفانه  دیگر کسی هم به این حرف ها حساس نیست . کسی زحمت پاسخگویی به خود نمی دهد . زیرا در این مورد هرسخن مخالف مثل گردکان برگنبد است . از این رو می گویند حال که چنین است بگذار باشد . حالا که مقرر است تراژدی غم انگیزی به نام ” طرح خروج دام از جنگل ” به همین صورتی  که هست ، موبه مو اجرا شود ، بگذار بشود .

اگر سال ها گذشت و پرده های فاجعه باری از آن تراژدی به اجرا درآمد و برای شنیدن فریاد قربانیان آن  ، برای شنیدن صدای مخالفان و منتقدان دلسوخته آن ، گوشی برای شنیدن و چشمی برای دید ن پیامد های سوء ملی و منطقه ای  اجرای آن طرح پیدا نشد ، بگذار هرگز نشود اما شاید لازم باشد که مقام مذکور یک بار هم که شده به چند پرسش ساده جواب بدهد .

۱ – مبنای علمی و عینی محاسبه ” سالانه ۵۰ میلیارد تومان خسارت ” ناشی از حضور دام در جنگل چیست؟

۲ –  اگر اکنون تعداد اندکی دام نسبت به تعدادی که در گذشته وجود داشت ، در جنگل های گیلان  سالی ۵۰ میلیارد تومان نهال از بین می برد ، آن تعداد نهال ضرب بشود به چند هزار سالی که همین دام ها در خاک البرز غربی وجود داشته اند و در تمام آن جند هزار سال هیچ قانون و مقرراتی هم برای حفظ جنگل وجود نداشت ،بعد ببینیم این جنگل های کنونی از کجا آمده اند که اکنون دوجین – دوجین  دایه های مهربان تر از مادر برای شان پیدا شده است ؟ .

۳ – آیا می شود از چند خبره بی طرف امور جنگل تقاضا شود که  مشخص نمایند حد اقل در طول سه دهه اخیر شرکت های مجوز دار نسبت به گذشته چه میزان از جنگل های گیلان را نابود کرده اند و آنگاه ضمن مقایسه ای عادلانه اعلام شود که دام و دامدار بیشتر جنگل را تهدید می کنند یا همین نظریه پردازان دور از واقعیات و شرکت های سود جوی مجوزدار .

۴ –  باید از آن مسئول محترم سئوال شود که وقتی دامها از جنگل خارج شدند به کجا  می روند؟ . آن چند صد هزار دامی که تاکنون از جنگل رانده شده اند ، به کجا رفته اند ؟ گذ ر چند راس آن ها به سلاخ خانه نیفتاده است؟ .

۵ – و اما پرسش اساسی و مهم این است که ایشان بفرمایند هزارها خانواده دامدار ، آن مردان و زنان غیور و شرافتمند و خود کفا و تولید کننده و نگهبان بی مزد و منت جنگل ها ، وقتی  به دنبال دامها یشان از جنگل بیرون شدند ، بدون داشتن هیچ تخصص و پشتوانه مالی و امید اشتغال ، سر از کجا درخواهند آورد و چرخه معاش خود را چگونه خواهند گرداند ؟

اگر آن مسئول محترم وقت نکرده است که به این گونه مسائل فکر کند ، لازم است زحمت بکشد سری به حاشیه شهر ها ( مثلا رودبارسرا و هفت دغنان رضوانشهر) و خصوصاً یک روز به ادارات کمیته امداد امام خمینی ( ره )  سربزند و ببیند آن سروهای سبز و سرفراز جامعه ایران در گیلان چگونه به خاکسار ذلت افتاده اند . مردان و زنانی که پیشتر ها عدد گوسفندان شان از شمار و حجم تولیدات شان از اندازه بیرون بود ؛ چگونه تکیده و شرمسار برای دریافت چند کیلو آرد و برنج فطریه من و شما در صف های طولانی ایستاده اند.

آیا واقعاً باید باور کرد که حفاظت از جنگل به بهای نابودی میلیون ها راس دام و آوارگی و افلاس هزارها خانواده دامدار و نابودی صنعت دامداری در شمال کشور ، یک سرنوشت محتوم است ؟ .

شمارا به خدا سوگند این بازی خطرناک را تمام کنید . کسی شمارا به جرم اشتباهات گذشته محاکمه نخواهد کرد . لحظه ای به قضاوت تاریخ و نسل های آینده بیند یشید و برای عبرت از تاریخ داستان  تخته قاپو کردن عشایر به دستور رضا شاه را بیاد آورید  و باور کنید که در این مورد هر طرحی که بدون مشارکت قاطع بومیان به اجرا درآید محکوم به شکست است . باور کنید که برای خروج دام و دامدار از جنگل و حتی نگهداشن سود مند شان در آن محیط ، راه های بسیار مناسبی وجود دارد .

می دانید آموخته های  خشک  مدافعان و طراحان طرح خروج دام از جنگل به چه می ماند ؟ به داستان ابوریحان بیرونی و سگ آسیابان . بیایید از ابو ریحان بیرونی بیاموزیم .

 

 هکتار از جنگل های گیلان بر اثر آتش سوزی نابود شد..!(روزنامه جام جم ۱۴/۱/۸۷)

و این هنوز از طلیعه سحر است . وقوع چنین حادثه ای در گذشته را کسی به یاد ندارد ولی وقوع پیاپی آن در آینده دور از انتظار نیست .

ما بار ها نوشتیم و گفتیم که :

  • امروزه هیچکس موافق دامداری به شیوه سنتی در جنگل های گیلان نیست
  • هیچکس موافق استمرار زندگی جنگل نشینان به شیوه کنونی و کوچ نشینی نیست .
  • هیچ انسان آگاهی از دغدغه ی تخریب و نابودی تدریجی جنگل ها فراغت ندارد .
  • هیچکس از بلای مهیبی به نام بهره برداران مجوز دارو بی مجوز  که برجنگل های گیلان سایه افکنده است ، بی خبر نیست .

و باز گفتیم که هیچیک از این مسایل توجیه کننده سیاست های غلط مربوط به حفظ و احیای جنگل ها و مراتع و خروج دامداران به شیوه کنونی از جنگل ، نمی تواند باشد .

خروج اجباری دامداران از جنگل های گیلان  به ویژه تالش  ، و به تبع آن نابود ساختن یکی از قطب های دامداری کشور  مانند فرود آمدن از روی دیواری بلند به وسیله نردبان است که سیاستگزاران منابع طبیعی کشور ما فراموش کرده اند که از نردبانی به آن بلندی باید پله – پله پایین آمد و لذا مقرر داشته اند که یک پا بر پله نخست و پای دیگر بر پله آخر گذاشته شود  و اکنون شاهد پیامدهای آن سیاست به شرح عناوین زیر هستیم :

·         آواره شدن هزاران خانوااده دامدار جنگل نشین ، با دست خالی و شکم گرسنه در حاشیه شهرها .

·         نابود شدن یکی از قطب های دامداری کشور .

·         محروم نمودن جنگل ها از نگهبانان بی مزد و پاداش دیرینه خود ( جنگل نشینان )

·         امن ساختن جنگل برای غارتگران منابع طبیعی .

·         رها ساختن جنگل در چنگال حوادثی مانند آتش سوزی های ویرانگر وو…

اکنون کجا هستند آن کارشناسان پشت میز نشینی که روی صفحه کا غذ همانطور که جدول های متقاطع را حل می کنند ، خسارات میلیاردی ناشی از گردش دام در جنگل را می سازند و می پردازند ، تا پاسخ بدهند فقط همین آتش سوزی اخیر چقدر به مملکت ضرر وارد کرده . ضرری که اگر جنگل نشین در محل زندگی می کرد هرگز به بار نمی آمد. کجا هستند آن ها تا بگویند وقتی تمام امکانات موجود ما برای جلوگیری از فرونشاندن شعله یک چراغ زنبوری در عمق جنگل ها کفایت نمی کند ، چگونه می خواهند منابع طبیعی مارا حفظ و احیاء نمایند .

ما بارها گفته ایم و نوشته ایم و مورد شماتت هم قرارگرفته ایم ، که :

– در مورد حفظ و احیای جنگل و مرتع هر طرحی بدون مشارکت مردم بومی باشد محکوم به شکست است .

– جنگل نشین دامدار نیازمند آموزش ، هدایت و مشارکت است نه سزاوار رانده شدن قهر آمیز از جنگل

– دامداری در جنگل در همانجا مستعد تحول و صنعتی شدن است نه مستحق نابودی .

و باز هم خواهیم گفت و خواهیم نوشت . تا اگر امروز نشوند فردا بدانند .

Print Friendly, PDF & Email

درباره ی مدیر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *