خانه > مشاهیر تالش > خاطره ای از زنده یاد استاد هارون شفیقی

خاطره ای از زنده یاد استاد هارون شفیقی

هارون شفیقی
هارون شفیقی

کیوان رهنورد  /    اختصاصی پایگاه تالش شناسی               

 درس معلم ار بود زمزمه محبتی 

جمعه بمکتب آورد طفل گریز پای را 

 هفته اول کلاس هفتم (اول دبیرستان) یک روز آقای بهرام فلاح نژاد مدیر دبیرستان هلاکو رامبد تالش درب کلاس را باز کرده و وارد کلاس ما شد و بهمراه ایشان مرد میانسال و موقری وارد میشود بلافاصله آقای مدیر ایشان را اینطور معرفی میکند  آقایان  استاد شفیقی استاد گرانقدر فقه و ادبیات فارسی و زبان عربی . امسال ایشان استاد ادبیات شما هستند .

باید بگویم شماها خیلی خوش شانس هستید که چنین استاد فاضل و فرهیخته ای نصیب شما شده است امیدوارم قدر ایشان را بدانید و از خرمن دانش ایشان بهره کافی  ببرید. من آقای مدیر را میشناختم چون ایشان همسایه ما بودند و همسر ایشان با خواهر بزرگ من دوست بودند اما تا آنروز استاد شفیقی را ندیده بودم . و من هم اصولاً با ادبیات فارسی و زبان عربی میانه خوبی نداشتم در عوض علاقه من به باطری و چراغ قوه و لامپ و دینام دوچرخه واین جور چیزها بود.

خوب با این حساب معلوم است دیگر من شاگرد خوبی برای استاد نمیتوانستم باشم. یکی دو ماهی از سال تحصیلی نگذشته بود که استاد متوجه ضعف بعضی از دانش آموزان (از جمله من ) میشوند . برخلاف رسم معمول آنزمان بدون کوچکترین خشونت و عصبیتی  بسیار مهربانانه و پدرانه شروع کردند به نصیحت کردن و در خلال صحبت هایشان از افرادی نام میبردند که چگونه با تشویق و ترغیب استاد موفق شدند سالهای تحصیلی را با موفقیت  طی کنند  و بمدارج عالی برسند از جمله از شخصی بنام دکتراسعد نظامی نام بردند  که چگونه پس از گرفتن دیپلم به دانشگاه تهران رفته لیسانس گرفته و سپس به آمریکا رفته مدرک دکترا گرفتند و میگفتند هم اکنون ایشان استاد دانشگاه تهران و همینطور استاد دانشگاه شیکاگو آمریکا هستند .

 استاد در میان صحبت های خودشان تاکید داشتند که مبادا خودتان را دست کم بگیرید مطمئن باشید که هرکدام از شما ها یک اسعد نظامی هستید فقط کافیست قدرت خدادادی تان را بکار بگیرید و سپس از فرزند کوچک خود شهریار شفیقی برایمان صحبت کردند و گفتند هر شب قبل از خواب شهریار را در آغوش گرفته پس از نوازش با انگشت خودم در پشت ایشان حروف الفبا را نوشته و از شهریار میخواستم تا بگوید چی نوشتم بچه بمن میگفت ف یا الف یا جیم .  سپس کلمه آب  بابا و نان را مینوشتم این کار را آنقدر ادامه دادم تا یک روز کتاب کلاس اول ابتدائی را وقتی به شهریار نشان دادم شهریار قادر بود در چهار سالگی همه کتاب را بخواند اما قادر به نوشتن نبود .

 استاد میگفت باور کنید انسان قدرت عجیبی دارد فقط کافیست بخواهد و بدنبال خواسته اش برود حتماً موفق خواهد شد .  من میخواستم سوالی بکنم اما جرات نداشتم چون در میان همکلاسی هایم از همه کوچک اندام تر بودم و از طرفی شاگرد زرنگی هم نبودم که بخواهم خودی نشان بدهم و عرض اندامی بکنم . خوشبختانه یکی از همکلاسی هایم دقیقاً همان سوالی را که من میخواستم بپرسم را پرسید و گفت استاد من خیلی دلم میخواهد که انشای خوبی بنویسم اما هر وقت که قلم بدست میگیرم تا بنویسم هر چه به کله ام فشار میآورم چیزی بنظرم نمیرسد که آنرا بنویسم .

استاد از ایشان خواست تا بیاید پای تابلو و گفت آنچه را که الان گفتی را روی تخته سیاه بنویس . ایشان سوال خود را بسادگی روی تابلو نوشت . واستاد گفت خوب میبینی که میتوانی بنویسی نگو که نمیتوانم  این همان انشا است ؛ میبینی؟ بهمین سادگی..   و گفتند انشا آن توانمندی است که شما را قادر میسازد تا آنچه را که در باره آن میتوانید صحبت بکنید را بنویسید و هیچ ضرورتی ندارد که جمله پردازی و لغت پردازی بکنید همین جوری که دارید حرف می زنید را بنویسید و مطمئن باشید که کم کم به چنان مهارتی خواهید رسید که حتی تصورش را هم نمیتوانید بکنید .

استاد در ادامه سخن خود گفتند مگر سعدی در کودکی  کتاب گلستان و بوستان را نوشت . از کجا معلوم که از میان شماها و از میان همین کلاس  یکی همپایه استاد محمد حسین شهریار بیرون نیاید ؟ . در این لحظه من از اینکه با تنبلی خودم این مرد نجیب و شریف را رنجانده ام  بسیار از خودم شرمنده شدم و از آنروز تصمیم گرفتم کاری نکنم که باعث تکدر خاطر این مرد مهربان بشود .   اگر می بینید که امروز من میتوانم با زبانی ساده و خودمانی خاطره دوران کودکی ام را  برایتان بنویسم یادگاریست که از آن بزرگوار دارم . روانش شاد .

Print Friendly, PDF & Email

درباره ی مدیر

۲ دیدگاه

  1. کیوان رهنورد

    از اینکه عکس استاد را گذاشته اید تا نسل امروز چهره آن بزرگمرد را ببیند کار بسیار شایسته ایست اما بهتر است در زیر عکس اسم ایشان را هم مینوشتید تا کسانی که استاد را ندیده اند و نمیشناسند تصور نکنند که عکس مربوط به نویسنده مقاله است

  2. روکه براتالشدولابی

    یاداستادشفیقی گرامی.آموزش وپرورش کنونی تالش به مدرسان دلسوز وفرهیخته واخلاقمدار ی ماننداین استادبزرگ نیاز دارد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *