خانه > هنرو فرهنگ > جشن های بهاری در آستارا

جشن های بهاری در آستارا

 ضیاء طرقدار

ضیاء طرقداربرای پاسداری از هویت و فرهنگ یک ملت یا یک قوم ، باید از زبان ، آداب و رسوم و جشن های ملی و بومی آن ملت و یا قوم حفاظت کرد و از نسلی به نسل دیگر انتقال داد تا همیشه زنده بمانند . بیاییم در پاسداری کردن از فرهنگ خود کوشا باشیم ، چرا که فراموشی عناصر فرهنگی و هویتی یک قوم ، مرگ آن قوم است . با نزدیک شدن به فصل بهار ، تالشان نیز همانند سایر اقوام ایرانی به استقبال جشن های بهاری می روند . در ادامه نگاهی کوتاه به جشن های بهاری تالشان در منطقه استارا می اندازیم .

چهارشنبه سوری  کولَه شَو –   kulâ šâv، کولَه چوشمبه – kulâ čošambâ

تالشان منطقه آستارا در غروب چهارشنبه سوری چوب یا کولَش kolaš ( کاه ) جمع آوری می کنند ، و با تاریکی هوا در سه نقطه در امتداد هم با فاصله ۲ متری ، آتش را روشن می کنند و از روی آن می پرند و می گویند : ( چِمَن زَردی بَه تِه کو ، اِشتِه سِه بَه مِه کو ) . تالشان را بر این باور است که باید برای شب چهارشنبه سوری هفت نوع خوراک پخته شود ، چرا که این را رسمی دیرین می دانند و خوش یُمن می پندارند ، که از این قرار است : برنج ، ماهی شکم پُر ، مرغ شکم پُر ( لَونگی lavangi ) ، بادنجان شکم پُر ، کوکو سبزی ، تره ، خرما و کشمش سرخ شده . تالشان با این جمله ها چهارشنبه سوری را به یکدیگر تبریک می گویند : ( اِشتِه کوله چوشمبه موبارک ، یا ، اِشتِه کوله شَو موبارک ) . بعد از شام چهارشنبه سوری از این تنقلات نیز استفاده می کنند : گندم سرخ شده ، ذرت سرخ شده ( اَرزِنَه کَکَل – arzena kakal ) ، تخم کدو ( کویَ دونه – kuya duna ، تخم کدو را تفت داده و سرخ می کنند ) ، سیب ، بِه ، ازگیل ( زِر – zer ) ، گردو ، فندق . تالشان از دسته های گل های بنفشه برای تزئین سفره تنقلات استفاده می کنند .

دستمال انداختن در شب چهارشنبه سوری  کِشتی وَنده – kēšti vânde :

بعد از شام چهارشنبه سوری افرادی می رفتند برای دستمال انداختن . ( این رسم اکنون کم رنگ شده است ) . پارچه ای را به صورت پنهانی به طوری که صاحب خانه متوجه نشود به داخل خانه همسایه ها می انداختند و صاحب خانه آن را بر می داشت و مقداری خوراکی یا پول در آن می گذاشت و به شخصی که دستمال را انداخته بود می داد . این کار بیشتر توسط پسران کودک ، نوجوان و جوان انجام می شد .

صبح چهارشنبه سوری :

صبح چهارشنبه سوری هر کسی زودتر از همه بیدار می شد می رفت آب می آورد و می پاشید به سمت کسانی که خواب بودند . دیگر اینکه به کنار جوی آب یا ( کَش kaš ) می رفتند و از روی آن سه مرتبه می پریدند ؛ این کار بیشتر توسط بزرگ ترها صورت می گرفت . در شب چهارشنبه سوری یا صبح چهارشنبه سوری بر روی پیشانی ، گردن و پشت دام ها مانند گاو ، اسب و گوسفند حنا می گذاشتند .

عید نوروز  توجه سور toja sor ؛ توژه سور – toža sor  = سال نو ، سال جدید  :

در گذشته یک ماه مانده به نوروز، برای خرید پوشاک نو اقدام می کردند و بانوان نیز پارچه می خریدند برای دوختن لباس تالشی  شَی شَلو – šay šalo   . در گذشته قدرت مالی مردم کمتر بود و برای هر کسی از اعضای خانواده کمی خرید می کردند . تالشان از میوه های باغ های خود نیز برای عید استفاده می کردند . میوه ها را در صندوق و یا کوندلَه ( kundēla ) نگهداری می کردند و در داخل آن کاه می گذاشتند برای اینکه میوه ها سالم بماند . بیشتر سیب پاییزی و بِه وجود داشت .

خوراک های شب عید از این قرار بود : برنج ، مرغ شکم پسر ( لَوَنگی ) ، ماهی شکم پُر ، تَره ، کوکوسبزی ( سبزی بورنگی و گزنه ) ، خرما و کشمش سرخ شده ؛ در شب عید خورشت هم می پختند مانند : خورشت قیمه ( لَپَه خورش – lapa xuruš ) ، سبزی خورشت .

سفره عید  عیدَ سوفره – ida sufra  :

در قدیم سفره عید را در روی پارچه ای که پهن کرده بودند می چیدند و یا در لوکه lokâ ، که خونچه xonča می گفتند می چیدند . ( لوکه – lokâ ) . بر روی سفره عید این چیزها را می گذاشتند : سیب ، سبزه ، شیرینی ، آجیل ، نقل و نبات ، سنجد ( اِیدَه – ida ) ، نخود و کشمش ، انجیل خشک شده ، هلو و زردآلوی خشک شده ، بِه پاییز ، تخم مرغ آب پز که رنگ می کردند به رنگ های قرمز ، سبز ، آبی ، طلائی ، به صورت تک رنگ و رنگارنگ ( بچه ها با این تخم مرغ های آب پز جنگ تخم مرغ به راه می انداختند ) . دسته ای از گل های بنفشه بر روی سفره عید می گذاشتند . ( قابل ذکر است که سبزه را بر روی سفره چهارشنبه سوری هم می گذاشتند و اینکه سفره عید در گذشته ها زیاد شبیه به سفره هفت سین کنونی نبوده است ) . سفره عید را بیشتر در اتاق تَنَه بی – tanabi  ( اتاق پذیرایی  ) پهن می کردند ، و از مهمانان عید در آنجا پذیرایی می کردند . نکته دیگر اینکه چند شاخه ای از گیاه زِند – zend ( همیشه سبز ، همیشه جوان ) می بریدند و آن را در قسمت سقف اتاقی که سفره عید در آنجا بود در دو یا چهار یا چند طرف می آویختند . این گیاه زِند zend  را نماد بهار و جاودانگی می دانستند .

بعد از تحویل سال اعضای خانواده با یکدیگر روبوسی می کردند و صبح عید به دیدار بزرگترها می رفتند و دست و روی آنها را می بوسیدند و عید را تبریک می گفتند . سه روز دید و بازدید ادامه داشت . با این جملات عید را به یکدیگر تبریک می گفتند : توجَه سور موبارک ، یا ، توژه سور موبارک = سال نو مبارک ؛ اِنشاءالله صَد سور اِنگِنَه سورون بیندن = انشاء الله صد سال از این گونه سالها ببینید .

سیزده بدر ، سیزده روج یا سیزده روژ  sizda ruj  :

سیزده بدر را نحس می پنداشتند و بزرگ ترها به کوچکترها موقع کار کردن در این روز می گفتند مراقب باشید ، مانند وقتی که در حال خرد کردن هیزم با داس و تبر بودند . در روز سیزده بدر از نوازندگان مختلف مانند نوازنده ساز زِرنو – zerno ، دعوت می کردند تا به نوازندگی بپردازند و مردم به شادی می پرداختند . بعد از ناهار ، سبزه عید را به رودخانه ای یا جوی آبی می انداختند . مردم بر روی زمین سبزه ای را گره می زدند و آرزویی می کردند .

نکته : قابل ذکر است که نحوه ی اجرای این جشن های بهاری در بین طبقات و قشرهای مختلف در مناطق گوناگون ایران و مناطق گوناگون منطقه تالش کمی با یکدیگر تفاوت داشته است . افرادی که از وضعیت مالی بهتری برخوردار بودند این جشن ها را پُر رنگتر و مفصل تر می گرفتند و سفره نوروز آنها خوراک های گوناگونی را در بر می گرفت ؛ ولی افرادی که از وضعیت مالی خوبی برخوردار نبودند این جشن ها را کم رنگ تر برگزار می کردند و سفره نوروز آنها بسیار ساده بوده است . همه مردم این جشن های بهاری را گرامی می داشتند ولی طبقات و قشرهای مختلف هر کدام این جشن ها را به اندازه توان اقتصادی خود برگزار می کردند . مردم طبقات بالا ، متوسط و پایین ، و مردم شهری و روستایی هر کدام بنا به توان اقتصادی و امکانات خود این جشن ها را برگزار می کردند . در مصاحبه با افرادِ طبقات و قشرهای مختلف این موضوع به روشنی قابل مشاهده است ؛ و اینکه در طول قرنها این جشنها تحولات زیادی به خود دیده اند و از شکل اولیه خود دور شده اند . به عنوان مثال به احتمال زیاد سفره عید نوروز به شکل امروزی که سفره هفت سین می گویند نبوده است . ولی در کل رازهایی نهفته است در سه آتش چهارشنبه سوری ، سه بار پریدن از جوی آب در صبح چهارشنبه سوری ، هفت نوع خوراک برای شب چهارشنبه سوری و سفره هفت سین امروزی . !!؟؟

واژه ها : سور sor سال / اَوَسور âvâsor اول سال ، بهار / کوندِلَه kundēla تنه درختی که داخل آن را خالی می کردند به طول یک متر و از دو طرف سوراخ بود و برای آن درب می گذاشتند و با ریختن کاه در آن میوه ها را در آن نگهداری می کردند . در گذشته های دور کندوهای عسل نیز این گونه بوده است  / کشتی وَنده kēšti vânde  دستمال انداختن در شب چهارشنبه سوری . کِشتی kēšti در اصل پارچه ای دراز بوده حدودا ۲ الی ۳ متر ، که در روز عروسی برادر داماد به دور کمر عروس می بست و به آن می گفتند کِشتی دَبَستِه kēšti dâbâste ، و شاید این کِشتی kēšti ، رابطه ای دارد با ورزش کُشتی / کاش kâš مسیر آبی که از شکم کوه جاری است / لوکه lokâ سینی چوبی گرد / اِیده ida سنجد /

راویان : آقای فریدون طرقدار ، خانم ننه ناز افشاری مقدم ، آقای خدابخش طرقدار ، خانم شکوفه بنی سپهر . با سپاس فراوان از این بزرگواران عزیز . 

Print Friendly, PDF & Email

درباره ی مدیر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *