خانه > تاریخ و باستان شناسی > جستاری نو درباره کادوسیان

جستاری نو درباره کادوسیان

5ترجمه :مجتبی جوان / Mojtaba.Javaan@gmail.com

اشاره: آنچه در این نوشته خواهید خواند در واقع مطالبی است که در چند پایگاه علمی و به زبان انگلیسی مشاهده نموده ام و شاید برای همه قابل دسترسی نباشد.بنابراین بر آن شدم آنها را ترجمه کرده و در اختیار شما عزیزان قرار دهم. البته در ادامه مقاله و در قسمتهای آینده گریزهای دیگری در تاریخ تالش خواهم داشت و سعی خواهم کرد مطالب متنوعی برایتان فراهم سازم. امیدوارم پس از خواندن آنها نظرات مثبتی درباره شان داشته باشید.

دانشنامه آزاد ویکیپدیا

ویکی پدیا را میتوان مطلبوبترین تارنما برای کسانی دانست که در فضای مجازی دنبال مطالبی نسبتن موثق و قابل اعتماد هستند این سایت ذیل واژه کادوسی (Cadusii)چنین توضیح داده است:

«کادوسها در جنوب غربی دریای کاسپین در منطقه کوهستانی آذربایجان مادی،میان عرض های جغرافیای ۳۹ و ۳۷ درجه شمال زندگی میکرده اند و به همین دلیل این نقطه را کادوسیه خوانده اند.این منطقه از شمال به رود کورش )کورا) ودر جنوب به رود ماردوس (سفید رود امروزی) محدود می شود و تحت جغرافیای استانهای گیلان و اردبیل قرار گرفته است.استرابو آنان را قومی کوهنشین و جنگی می داند که عموما پیاده جنگیده و در استفاده از نیزه های کوتاه و پرتاب آن خبره اند.

ممکن است نام گلای که با کادوسی ها مستمرا در ایجاد نام ملی کادوسی برای این قوم در ارتباط بوده همچنان در گیلان امروزی وجود داشته باشد.آنچه میتوان با اطمینان گفت این است که هیچ حافظه ای از این مردمان در هیچیک از اسناد مربوط به خاور میانه موجود نیست و آنچه هست تنها از منابع یونانی و لاتین میتوان شناخت.

کادوسها و پارسیان: به نظر نمیرسد پذیرش کادوس ها برای پارسیان مشکل بوده باشد چراکه در واقع کادوسیان به زودی به یاران وفادار کورش بزرگ (۵۵۹-۵۲۹ پیش از میلاد مسیح) در مقابل مادها و سپس بابلی ها تبدیل شدند.

فرمانبرداری آنها بیش از یک امر ظاهری بوده چنانکه گزنفون میگوید که کورش یکی از فرزندانش بنام تناکسراروس (احتمالا همان بردیا) را به ساتراپی کادوسیه فراخواند.اما در زمان داریوش بزرگ که کنترل تمامی منطقه را در اختیار داشت به نظر از کادوسیان شکست هرچند اندک خورده چراکه در هیچیک از اسناد پارسی یا در هیچ کجا از هرودوت خبری از کادوس ها تحت لیست مردمان یا سرزمینهای تحت قیومیت این امپراتوری وجود ندارد.

در سالی که تاریخ آن به درستی روشن نیست به نظر میرسد که داریوش دوم بر آنها چیره شده و احتمالا{ پس از آن کادوسیه}به ساتراپی ماد یا هیرکانیه ملحق شده است.این امر را میتوان از آنچه در سال ۴۰۶ قبل از میلاد اتفاق افتاده دریافت که کورش کوچک فرزند داریوش دوم (۴۲۳-۴۰۴ قبل از میلاد مسیح) با اردوکشی به رهبری خود طغیان کادوس ها را فرو نشانده است.

لشگر کشی داریوش به نظر موفق بوده چرا که سه سال پس از ان کادوسیان تحت لوای اردشیر دوم (۴۰۴-۳۵۸ قبل از میلاد مسیح) بر علیه کورش جنگیدند اما اطاعت آنها از اردشیر دیری نپایید.

در سالهای ۳۵۸ و ۳۸۵ قبل از میلاد مسیح می بینیم که {کادوس ها} دست به شورش می زنند.اولین شورش آنها بوسیله همان اردشیر با توسل به یک ارتش قوی درهم می شکند. تریبازوس که با نیرنگهای جنگی خود نقش کلیدی در پیروزی بر این گونه شورش ها داشت بیش از پیش خود را به شاه نشان داد.شخص دیگری که در چشم پادشاه درخشید داتام بود که کم کم به یکی از ژنرال های معروف پارسی مبدل گشت.

مناقشه سال ۳۵۸ در زمان اردشیر سوم آخرین منازعه بزرگ بین کادوسیان و پارسی ها بود که پس از آن کادوسها تا آخرین سال این امپراتوری مطیع بودند.

اهمیت این نبرد از آن جهت است که فرصتی مناسب در اختیار کودومانرس فرمانده پارسیان قرار داد تا بتواند خود را دریک نبرد نفر به نفر با حاکم کادوسیان به رخ بکشد. نبردی که جاده پیش روی او را به تاج و تخت هموار ساخته و وی را تبدیل به داریوش سوم گردانید.(۳۳۶-۳۳۰ قبل از میلاد مسیح)

اسکندر مقدونی و پس از آن: در شکست شرق (ایران) از اسکندر مقدونی ، کادوسیان تا پایان تلخ داریوش سوم به وی وفادار بودند که در تاریخ از نبردهای سواره نظام انها در گوگامالا (۳۳۱ قبل از میلاد مسیح) در مقابل اسکندر و همچنین ازآماده کردن نیرو و فرستادنشان برای تقویت قوای شاه بزرگ پس از این نبرد خوانده ایم. اما نهایتا آنان توسط ژنرال اسکندر مقدونی بنام پارمینون مقهور شدند.

در جنگهای بعدی شرق آنها عموما وفادار به یک طرف جنگ معرفی می شوند.پس از فروپاشی امپراتوری اسکندر آنان بخشی از امپراتوری سلوکیان می شوند که در این باره در تاریخ چنین میخوانیم که در نبرد راپیا در مقابل مصریان برای سلوکیان می جنگند(۲۱۷ پیش از میلاد مسیح).

نام انها با آنتیوخوس سوم(۲۲۳-۱۸۷ پیش از میلاد مسیح) که به آزیوم به آخائیه مامور می شوند مشهود است و سلوکیان مردمان بسیاری را بدین شکل به جاهای مخلتف گسیل داشته اند.

پیروزی رومی های قدرتمند در مگنزیه در واقع شروع تجزیه قدرت سلوکیان و فروپاشی  تمامی قدرتهای شرقی بود.از این زمان از تاریخ کادوسیان کمتر می دانیم که غالبا توسط پارتی ها بیان شده چنانکه متحد ایشان مارک آنتونی در سال ۳۶ برای  لشگر کشی  در مقابل پارتها با آنها  ملاقات کرد و دو قرن پس از ان کاردکالا در سال ۲۱۶ در لشگر کشی مجدد با کادوسیان هم پیمان شد. صرف نظر از نامه ساختگی حاکم کادوسیان به پادشاه پارت در سال ۲۶۰ این در واقع آخرین منبعی است که درباره کادوسیان بعنوان مردمی موجود سخن به میان می آید چرا که به نظر می رسد آنان تدریجا با سایر اقوام کاسپین ادغام شده اند.»

 ایرانیکا

ایرانیکا یکی از بزرگترین و جامع ترین منابع ایران شناسی ای است که تا به امروز شاهد آن بوده ایم.پایه گذار آن دکتر احسان یارشاطر از ایران شناسان بنام جهان است که با بودجه ۲ میلیون دلاری در سال ۱۳۴۷ آغاز گردید.امروزه برای پژوهشگران تاریخ ایران مراجعه به نسخه آنلاین آن امکان پذیر است چرا که هم اکنون محل استقرار آن ایالات متحده است.

رودیگر اشمیت در ذیل واژه کادوسی (Cadusii) در ایرانیکا چنین مینویسد:

«کادوس ها قومی ایرانی اند که بر طبق نوشته های استفان بیزانتیوم در میان دریای کاسپین و دریای سیاه و بر طبق نوشته های استرابو در کرانه جنوب غربی دریای کاسپین و جنوب ارس،آلبانی در شمال و ماردی در شرق، در بخش کوهستانی ماد شمالی و در محدوده پدشخوار ساکن اند.

واژه کادوس معمولای با گلای، امردی،ویتی و آناریاکائه و غیره ذکر می گردد و بعنوان مردمی پرشمار، عشایری و یاغی از آنان یاد می شود. استرابو همچنین یاد آور می شود که مارک آنتونی در لشگر کشی خود علیه پارتها دریافت که کادوسیان نیزه اندازان و پیاده نظامانی قهار اند بنابر این همکلام با گزنفون او نیز آنها را مردمی پیکار جو می خواند.

نظریه پردازان غیر ایرانی همچنین نظریه پردازان ترک و یا مردم تاتار به نظر از دایره شناختن آناریاکائه خارج شده  اند چراکه استرابو و سایرین بر خلاف انها درکنار کادوسیان از آنان نام میبرد و باتوجه به واژه شناسی نام این قوم چنان که پیداست باید غیر آریایی باشند.

در هیچ کجای منابع ایرانی قدیم از کادوسیان نامی به میان نیامده بنابراین ما، شکل صحیح نام شان و حتی اینکه به کدام ساتراپی تعلق داشته اند را به درستی نمی دانیم(شاید ماد و شاید هیرکانیه).همچنین هیچگونه شواهدی از خاور نزدیک دال بر تعریف کونیگ (Konig) با حروف مشخص لاتین(در واقع معادل پارس قدیم،ماچیکا) وجود ندارد که بگوید این ساختار از لحاظ زبانشناختی و از لحاظ ظاهری نادرست است.

گفته شده کادوسیه توسط پادشاه افسانه ای آشوری،نینوس به تسخیر در آمده است.

 روشن است که کادوس ها در زمان حکومت مادها تونسته اند استقلال خود را حفظ کنند وحتی چنانکه ذکر شده  – زمانیکه یکی از پادشاهان پارس بنام پارسونداس (داماد شاه پارس) آنها را مجبور به جنگ با مادها نمود- توانسته اند در زمان حکومت تئوس مادها را در هم شکنند.

از آن پس کادوسیان هیچگاه مطیع پادشاهان مادی نشده اند و چنانکه ذکر شده داوطلبانه مطیع کورش بزرگ شده اندو بر اساس نوشته های گزنفون زمانیکه وی در حال مرگ بوده فرزند کوچک خود تناکسراروس را ساتراپ ماد،ارمنیا و کادوسیه میگرداند.

کادوسیان به نظر می رسد مشکلات دائمی با حکومت مرکزی داشته اند. از یک شورش در سال ۴۰۵ پیش از میلاد، نزدیک پایان سلطنت داریوش دوم خبر داریم که تا شورش کورش ادامه می یابد بعلاوه چندین طغیان دیگر.همچنین شواهدی از لشگر کشی اردشیر دوم به کادوسیه در زمان شورش ساتراپی ها حدود سال ۳۸۰ پیش از میلاد وجود دارد که این لشگر کشی به واقع یک شکست مفتضحانه بود و تنها مذاکرات دیپلماتیک ساتراپ تریبازوس با پادشاه و با پای پیاده، عقب نشینی شان را ممکن ساخت.

داریوش سوم ساتراپ ارمنیا را پس ازلشگر کشی و شکست دادن کادوسیان در یک شورش در سالهای نخستین حکومت اردشیر سوم تاسیس نمود.

کادوسیان همراه با مادها و سایر قبایل شمالی در ارتش داریوش سوم و در مقابل مقدونیه در نزدیکی اربلا گوگامالا صف آرایی نمودند که ترکیب قومیتی این ارتش در منابع بصورت مختلف آمده است.

 کادوس در باستان شناسی (کریستیان کنراد پیلر)

طبق نوشته نویسندگان کلاسیک، منطقه جنوب غربی دریای کاسپین محل اقامت قوم بزرگی است بنام کادوسیان.در زمان هخامنشیان درگیرهای بسیاری بین نیروهای پارسی و کادوسیان پیکارجو رخ داد که یکی از مهمترین آنها شکست اردشیر دوم در سال ۳۰۸ پیش از میلاد بود.

طبق نظر باستانشناسان آنچه از فرهنگ و امکانات تالش و گیلان در دوره های هخامنشی میدانیم اندک است و در همین اواخر تنها چیزی که از انها در جنوب گیلان بدست آمده که میتوان آن زمان یعنی بین قرون ۴ تا ۶ پیش از میلاد نسبت داد تعدادی دفینه است هرچند باستانشناسان ایران کاوشهای بسیاری در گورستان های  بیشمار مربوط به عصر برنز و اهن در تالش انجام داده اند که برخی از این دفینه ها و گورستانها در سایتهای نظیر مریان،میان رود و وسک را به جرات میتوان به دوران هخامنشیان نسبت داد.با توجه به این داده ها، عصر چهارم آهن را میتوان به فازهای بعدی و گوناگون دیگر طبقه بندی نمود.

انسان شناسی

از منظر مطالعات انسان شناسی این قوم متعلق به تیره بالکانی- قفقازی از نژاد اروپایی و با توجه به ساختار ژنتیکی از NYR-Y-DNA قرابت چشمگیری با همسایگان شرق نزدیک خود در نشان های نژادی J2 دارند که با ظهور و گسترش کشاورزی در عصر نوسنگی شرق نزدیک در یک چهارم نمونه ها یافته شده است.در طبقه نژادی دیگر، گروه نژادی R1 در یک چهارم و یک دوم موارد قابل تعمیم است در حالیکه رابطه R1A1 با مردم هند و ایرانی اوراسیای جنوبی و مرکزی مربوط است که در مواردی به کمتر از ۵ درصد می رسد.

گروه نژادی   G نیز موقعیت مشابهی دارد اما در عوض گروه نژادی K در میان مردمان تالش جنوبی از درصد بالایی برخوردار است در حالیکه بر خلاف آن در تالش شمالی به صفر درصد می رسد.

منابع:

http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Cadusii&oldid=208624300

http://www.iranicaonline.org/articles/cadusii-lat

http://www.academia.edu/3537542/The_Cadusii_in_Archaeology_Remarks_on_the_Achaemenid_Period_Iron_Age_IV_in_Gilan_and_Talesh

 http://aratta.wordpress.com/2013/11/page/5/

Print Friendly, PDF & Email

درباره ی مدیر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *