خانه > تاریخ و باستان شناسی > جستاری بر تحولات تاریخی تالش از صفویه تا عهد قاجاریه

جستاری بر تحولات تاریخی تالش از صفویه تا عهد قاجاریه

نمازی1حسن نمازی

اشتغال به دامپروری که نیازمند به جابجایی برای بدست آوردن مرتع داشت و همچنین عبور از سرزمینهای سخت و مقابله با دشمنان و غارتگران ومبارزه با ناملایمات طبیعت تالشان را بطور نسبی به افرادی قوی بنیه تبدیل نموده بود ودر طول چند هزار سال از تاریخ این کشور نقشهای اساسی را بعهده گرفته اند، تالشان در طول تاریخ افرادی بودند که به استقلال خود اهمیت زیادی قائل بودند و حاضر به سرخم کردن در برابر قدرتهای دیگر نبوده اند ،همانطور که در دوره قبل از اسلام در برابر مادها و هخامنشیان وساسانیان همواره با اقتدار واستقلال در قلمرو خود زندگی کرده اند واگر هم اطاعتی را از حکومت مرکزی می پذیرفتند این اطاعت هرگز به معنی از دست دادن استقلال داخلی آنها نبود بلکه اطاعت آنها صرفاً در زمینه سیاست خارجی حکومت مرکزی ایران بوده است ،به این معنی که اگر دولت مرکزی بایک کشور دیگر در حال جنگ یا صلح بودتالشان نیز همسو با سیاست حکومت مرکزی حرکت می نمودند ودر مواقع جنگ نیروی نظامی در اختیار حکومت مرکزی قرار می داده اند ،این توانایی ها تنها مختص به تالشان نبوده بلکه تمام ایلات ایران  دارای توانایی بالقوه جنگاوری و دلیری بوده اند واگر گروهی می خواستند قدرتی در ایران بدست بیاورند این توانایی ایلات را مّد نظر قرار می دادند تا ازآن به نفع خود استفاده کنند تالشان نیز از جمله این ایلات بودند که در تمام دوران حکومت صفویه از شکل گیری تا انقراض آن نقش فعال و غیر فعال و غیر قابل انکاری را ایفا نموده اند ،بطوریکه  نیروهای سواره و پیاده تالشان در خدمت اهداف موسسان و پادشاهان صفوی بود . مینورسکی می نویسد :

       « …… شیخ صفی بوسیله امرائی از ولایات تالش واکابر روم (آسیای صغیر) حمایت می شد و سپاهیان تالش و روم به عنوان متابعان صدرالدین قرار می گیرند ……….. وشیوخ اردبیل بوسیله عناصر تالش و قره داغ پشتیبانی می شدند ……… »۱

ازآنجائیکه جنگلها همیشه پناهگاهی برای مبارزان علیه قدرتهای حاکمه بوده است جنگلهای تالش و کرگانرود این نقش را در دوره ای که اسماعیل بدنبال حفظ جان خود از دست دشمنان بود ایفاکرده است .

          « درهمین ناحیه امیر مظفر پادشاه محلی تالش  در تول وناو در اختفای اسماعیل نقش حیاتی بازی کرده و هنگامیکه اسماعیل به طرف اردبیل باز می گشت دده بیک تالش یکی از سران قزلباش واز محارم سلطان علی برادر اسماعیل واز جمله گروه کوچک هفت نفری از مشاوران نزدیک شورای فرماندهی بنام اهل اختصاصی بود .۲

بنابراین حضور تالشان در تکوین دولت صفوی حضور نظامی نبوده است بلکه افراد تالش به آن مرحله از شایستگی رسیده بودند که علی رغم ایفای نقش نظامی به عنوان مشاور در خدمت امراو پادشاآن بوده اند.

       « …… دده بیک تالش و میرزا محمد تالش از جمله مشاوران شاه اسماعیل در جنگ با شیبک خان ازبک بودند ودر همین جنگ شیبک خان ازبک شکست خورده و سراو بریده می شود ودده بیک وارد قلعه مرو شده و خطبه بنام اثنی عشر در مسجد شهر خواند و بنام شاه اسماعیل سکه ضرب نمود …….»۳

         در دوره شاه طهماسب درتالش رویداد مهمی صورت نگرفته و آرامش نسبی برقرار بوده است مگر اینکه جنگلهای تالش همان نقش را که برای حفظ جان اسماعیل ایفاء کرده بودند برای استا جلوها ایفاکردند وقتی که اتحاد تکلوها ورملوها واستاجلوها برهم می خورد استاجلو ها برای حفظ جان خود به جنگهای تالش پناه می برند.

       «در این زمان قلمرو تالش بزرگ از لنکران تا فومن بوده است و شیخ فضل الله صفوی تالش در پایگاه خود لیسار مستقر شده ودر تالش مرکزی با نهایت قدرت حکومت می کرد .»۴

 بعد از شاه طهماسب رقابتی که برای بدست گیری پادشاهی ایران صورت گرفت و هر گروه از قزلباشان  در صدد به سلطنت  رسانیدن فرد مورد نظر خود به رقابت پرداخته ورودر روی هم قرار گرفتند از این  دوره به بعد پادشاهان صفوی رهبری کاریزمایی خود را تا حدی  از دست می دهند . همچنین موقعیت تالشان در دستگاه صفوی کم رنگ می شود .

      « دراین زمان تالشان بین حیدر میرزا و اسماعیل میرزا که از نامزدهای پادشاهی ایران بودند ،جانب حیدر میرزا را گرفتند ،حمایت بزرگترین فرمانده تالش یعنی حمزه سلطانی تالش از حیدر میرزا نقش زیادی در تضعیف تالشان در میان قزلباشان داشت واز این به بعد هیچ امیری از تالش مانند حمزه سلطان در رکاب شاهان صفوی قرار نگرفت ،هر چند که بخشی از تالشان طرفدار به قدرت رسیدن اسماعیل میرزا بودند .»۵

      با مطالعه در تاریخ صفویه می توان به این نتیجه رسید که سیاست حمزه سلطان تالش در حمایت از حیدر میرزا در مقابل اسماعیل میرزا درست بوده باشد چراکه اسماعیل میرزا به دلیل خوی و خصلتی که سالهای طولانی زندانی برای او ایجاد کرده بود از نظر روحی و روانی فردی نبود که بتواند کشور را به صورت موفق اداره کند، چراکه اساس سیاست او به انتقام گرفتن از دشمنان و رقیبان بوده و توجه زیادی به امور کلی مملکت و تلاش برای منسجم کردن امور کشور واز میان برداشتن حکومتهای کوچک  نمی داده است.

تا زمان شاه عباس ،گیلان همچنان دارای حکومتهای مستقل و پادشاهیهای کوچک بود و پادشاهان صفوی به این مناطق توجه زیادی داشتند واز طریق ازدواج به پیوند خویشاوندی با حکمرانان این محل دست  می یافتند تا از پشتیبانی آنها برخوردار باشند واز آنجا که حکومت پادشاهان صفوی حکومت ظل الله بحساب می آمد و مردم حکومت آنها را سایه حکومت خدا به زمین می دانستند تالشان از برخورد با آنها شدیداً پرهیز می کردند واگر هم حکمرانی با آنها در می افتاد باسرگردانی خود و قومش را موجب می شد.

«…… از امیـران وســرداران مستقـل و مقتــدر گیـلان و تـالش بــه زمــان شــاه عبـاس اول کـه بـا اقتــدارحکم می راندند اولی خان احمد خان پادشاه مغرور وبی باک گیلان ودومی امیر حمزه خان حکمران آستارا و تالش بود که هردو دراین زمان طغیان کردند وسراز اطاعت شاه عباس برتاختند ،وبا این کار موجب سرگردانی قوم خویش گردید .وبه این دلیل شاه عباس به سرداران قزلباش فرمان داد در اول ماه رجب سال ۱۰۰۰ هجری قمری با سپاهیان آذربایجان و تالشان از راه قزل آغاج برحوزهحکومت خان احمد خان  تاختند …… در درگیری که بوجود آمد سپاهیان قزلباش برخان احمد چیره گشته وخان احمدخان چاره خودرادر فرار به شروان دید.»۶

و شاه عباس متصرفات اورا بین افرادی که درشکست خان احمدخان نقش داشتند تقسیم کرد.

        شروان به دلیل دور بودن از حوزه ی مرکزی حکومتی ایران همواره دراین دوره و دورانهای بعدی پناهگاه مخالفان حکومت مرکزی بوده بطوریکه مخالفان باشکست در مقابل حکومت مرکزی مأمن خودرا در آن جا می یافتند تا اینکه در موقع مناسب مجدداً علیه حکومت مرکزی دست به اقدام زنند .

    « …….. امیر حمزه تالش دراین زمان به امید مواضع دفاعی طبیعی چون درههای صعب العبور و جنگلهای انبوه و کوههای سربه فلک کشیده سراز اطاعت شاه عباس برتاخت  …… اودر قلعه شیدان مستحصن گشت وبعد از نه ماه مقاومت نامه ای به شاه عباس نوشت ودرخواست نمود تا به او امان داده تا بتواند قلعه را ترک کند وبه هر کجا که می خواهد برود وبدین طریق اواز قلعه بیرون آمد و سوار کشتی شد وبه شیروان روانه گردید وبه این طریق قلعه شیدان  با نواحی آستارا ولنکران بوسیله حسین خان شاملو تسخیر گردید وجهت اداره به ذوالفقار خان محول شد وبعد از این عمل حسین خان شاملو به دربار شاه عباس مراجعت نمود » ۷

وبدین طریق سیاست شاه عباس که یکپارچه کردن ایران واز میان برداشتن حکومتهای محلی بود جامعه عمل پوشید    واین نواحی را بعنوان املاک خاصه برای خود تعیین نمود .

با وجود این هنوز تالشان موقعیت خود را در دستگاه حکومتی از دست نداده بودند ودر مشاغل مختلف به ایفای نقش می پرداختند .

     « افرادی چون مهدی قلی سلطان تالش یا یعقوب جان بیک لنکرانی که شخص اخیرالذکر قورچی تیرو کمان شاه عباس دوم بود. »۸

از آنجا که پادشاهان همواره خود را به عنوان حاکمان مادام العمر می پنداشتند و سعی می کردند تا آنجا که می توانند افرادی را که درآینده ممکن بود مدعی سلطنت شوند از مرکز حکومت دور می کردند ویا اینکه شاهزاده رادر داخل حرم سراها  نگه می داشتند بدین منظور بعد از مرگ آنها یک آشوب مربوط  به جانشین بوجود می آمد که در خلال آن افرادی در نواحی مختلف علم طغیان و استقلال خواهی برمی افراشتند در زمان شاه صفی شورشهایی درایران بوقوع پیوست که از جمله آنها شورش غریب شاه در گیلان بود.

     «  شاه صفی در مقابله با این شورش دستور دادتمامی عساکری که در حدود دارالارشاد اردبیل ،خلخال ، و تالش و سایر محال جا و مکان دارند در یکجا جمع آمده به قریب شاه حمله ببرند.»۹

دراین نبرد ساروخان تالش از خود دلاوریهای زیادی نشان دادو شاه برای او ودیگر افراد   سپاه خلعت فرستاد.

دلاوریهای ساروخان واز خود گذشتگی اودر رویارویی با دشمنان شاه صفوی باعث جلب اعتماد زیاد  شاه صفوی گردید.

     « ……. سارو خان توانست بیش از پدران تسلط خودرا بر سراسر منطقه تالش از سالیان تا دیناچال و گسکر برقر ار کند .۱۰

     انجام عملیات نظامی تالشان به طرفداری از شاهان صفوی تنها مختص به گیلان و تالش نبوده بلکه آنها برای سرکوبی دشمنان سلطنت صفوی به نقاط مختلف ایران اعزام می شدند ولیاقت خودرا بروز می دادند بطوریکه درنبردی که سپاهیان صفوی در زمان شاه عباس دوم با سپاهیان هندی که جهت استرداد قلاع قندها ر بدانجا آمده بودند  سپاهیان  اورنگ زیب در نبردی که صورت می گیرد با شلیک تیری پیر بوداق خان امیرالامرای آذربایجان را از پادرمیآورند ،در همین هنگام ساروخان تالش حاکم آستارا را به همدستی غازیان تالش به معاونت سپاه پیربوداق خان به میدان کارزار می روند این کار باعث پریشان شدن سپاه هندی می گردد .

        « درآن اثنا مبارزان خصم افکن و غازیان دشمن شکن که در معارک داروگیر جزدم تیغ و پشت کمان به دشمن ننموده بودند بدون آنکه قدم به معرکه مصاف نهاده تیغی از غلاف بدر آورند یا تیری از کمان گشاد دهند صفای آراسته  را که چون روبروی فتنه جوی بتان به هم پیوسته بود از هم گسسته به جانب معسکر ظفر پیوند که درکنار رود هیرمند اقامت داشت راهگرای می شوند وسپاخصم دست به گریز بی هنگام می زند .»۱۱

ساروخان تاآخر عمر از جمله افراد مورد اعتماد صفویه بود تا اینکه در زمان شاه سلیمان صفی دوم که سارو خان دوران پیری را سپری می کرد از طرف حکومت مرکزی نایب السلطنه ای برای گیلان فرستاده شد تا جلوی خطر قزاقهای دریای خزر را بگیرد ،با وجود این در زمان شاه سلیمان وظایف قورچی شمال برعهده فردی از تالش بنام امیراصلانخان بیک تالش بود.

روسها  که همواره آرزوی دست یافتن به آبهای گرم و مناطق آزاد بودند چشم طمع به اراضی ایران داشتند واز کوچکترین ضعف حکمرانان ایران جهت رخنه به نواحی ایران استفاده می کردند ،در سالهای آخر حکومت صفوی که اوضاع ایران آشفته بود روسها در منطقه حضور یافتند .

    « …. شاهان صفوی ایجاد ثبات و امنیت در تالش را از طـریق حمایت از فئود الها بدست می آورند ولی

درسـالهای پایانی صفویه که ضعف تمام دستگاههای حکومتی را فرا گرفته بود ،بیشتر زمین داران تالش حفظ منابع خود  را در گرایش به روسیه جستجو می کردند البته بدنه اصلی تالش هرگز حاضر به کنار آمدن با روسیه نبود چراکه از نظر دینی ،ملی ،آداب و رسوم و هیچ زمینه ای دیگر سنخیت میان تالشان و روسها وجود نداشت وتالشان زیر نفوذ و اطاعت روسیه رفتن را برای خود گناه بزرگ و نابخشودنی می دانستند . »۱۲

در زمان شاه سلطان حسین که ضعف  و ناکارآمدی نظامی حکومت صفوی آشکار شده بود و قزلباشیه آن اطاعت قبلی از شاهان صفوی را نداشتند .

        « …. از طرف پترکبیر ولنیسکی به عنوان سفارت به ایران میآید و گزارشهای او پتر کبیر را درتعقیب سیاستهای توسعه طلبانه درایران  ترغیب می کند او می گوید :

روحیه سپاهیان ایران چنان ضعیف و کارآیی آنها بقدری پایین است که اگر فرمانروایی قدرتمند و کاردانی جانشین سلطان حسین نشود سلسله صفوی منقرض خواهد شد و ایران را می توان با یک لشکر کوچک فتح کرد .»۱۳۲

در دوره شاه طهماسب دوم درگیری بین نیروهای صفوی و روسیه به صورت جدی صورت می گیرد .

به علت ضعف حکومت صفوی سپاه ایران در مصاف با روسها که مجهز به صلاح گرم بودند شکست می خورد و حکومت صفوی به خواسته روسها تن در می دهد .

        «پادشاه صفوی طهماسب دوم برای پایان دادن به درگیری ها به انعقاد عهدنامه با پتر مجبور می شود و درسال ۱۷۲۴ م طهماسب متعهد شد که شهرهای دربند ،باکو و متعلقات آنها و همچنین ایالت گیلان و مازندران و استر آباد را برای همیشه به روسها بدهد .

   پتر بعد از تصویب آن منتظر تصویب نهایی آن نماند ولواشف   را به حکومت گیلان منصوب کرد .۱۴

انتصاب لواشف از طرف پترهرگز به آن معنا نبود که  تالشان در برابر این تصمیم دولت ایران در واگذاری بخشی از ایران به روسیه ساکت بنشنند ،بلکه همواره آنها به شورش و شبیخون زدن به سپاهان روسیه ها پرداخت اما هربار به دلیل ضعف بنیه نظامی شکست می خورند.

       «اشغال نواحی شمال تا زمان نادرشاه افشار ادامه داشت اما نادرتوانست باعقد قرار دادی با روسیه آنها را متقاعد کند بادکو به رابه فاصله ۱۵ روز ودربند وسایر نواحی گیلان را طی دو ماه تخلیه کند تا اینکه روسها در سال ۱۱۴۸ قمری ۱۷۱۶  م بعد از ۱۳ سال گیلان را تخلیه کردند واین امر باعث رونق بازرگانی و کشاورزی گیلان شد.»۱۵

واین امر باعث توجه خانات تالش به حکومت افشاریه گرد ید  با این وجود هرگاه که فرصتی بدست   می آورند دست به شورش می زدند .

       « در سالهای ۱۷۴۷ – ۱۷۴۴م قیامهای زیادی در گیلان بروز کرد ،ابتدا در تابستان ۱۷۴۴م بود که تالشی ها بنای شورش را نهادند ، این جنبش که درزیر شعار سرنگون کردن نادرودر ابتدا با تصرف آستارا ظاهر گردید ،همه گیلان را تحت تأثیر قرار داد و درآنجا وحشت وخطر عمیقی بوجود آورد ،نادرقشونی برای فرونشاندن این شورش به منطقه فرستاد و ۲۵ نفر از عوامل شورشی را دستگیر کردند وبه دربار فرستادند ،اما تالشان با وجود این دست از شورش بر نداشتند ودر رأس تالشان فردی بنام کلب حسین بک قرار داشت که به اعلام عدم فرمانبرداری از نادر پرداخت ؛واین امر باعث گردید که مردم تالش برای حفظ خود به سوی او جلب شوند .سپــاه نـادر در مـرحلــه اول در سـرکـوب او مـوفقیتــی بــدست نیـاورد تـا اینـکه سـه هـزار افغــانی را برای مقابله با قیام کنندگان  اعزام کرد  فرمانده هان نظامی به تالشان  گفتند در صورت تسلیم ،بخشیده خواهند شد به همین منظور قشر بالای قبایلی که در قیام شرکت داشتند به مردم خیانت کرده و تسلیم قشون نادر شدند وبا کمک آنها بخشی از کد خدایان  روستاهای تالش و آستارا را دستگیر کردند بسیاری از آنها را برای گرفتن مالیاتهای  پس افتاده و جریمه های سنگین که به آنها بسته شده بود زندانی کردند و بخشی از آن را کنده فرستاد ند .بدین طریق جنبش تالشان به شکست انجامید نیروی اصلی این قیام کشاورزان و چادرنشینان بودند .» ۱۶

این شکست برای تالشان نمی تواند دلیل سستی عامه مردم تالش در حرکت خود باشد چر ا که علت ا ین شکست بیشتر بوا سطه خیانت افراد رده طبقه بالای جامعه بوده است . چرا که آنها بیشتر در صدد حفظ موقعیت خود بودند  ، در بیشتر قیامهای مردمی همواره افراد طبقه بالای قیام وقتی که در وسط راه متوجه می شوند منافع مادی آنها  درگروسرخم کرد نشان در برابر حکومت مرکزی است ، مردم طبقه پائین را رها می کنند  و گاهی نیز خود نوک سلاحهایشان را به طرف همان مردمی می گیرند که زمانی با آنها در درون  یک سنگر برای یک هدف حرکت کرده بودند

از آنجاکه همواره بعد از مردن پادشاهان دیکتاتور در مورد جانشینی و اداره مملکت اختلاف و کشمکش بروز می کند وآن افرادی که درزمان حیات پادشاه جرات ابراز نظر نمی یابند فضایی برای خود نمایی پیدا می کنند  این بود که با قتل نادرنیز اختلاف برسر جانشینی اودر جامعه پیدا شد . « با قتل نادر در سال ۱۱۶۰ قمری فرایندی بوجود آمدن خانات در قفقاز تسریع شده ودر نواحی مختلف بخصوص تالش خانات متعددی به میدان آمدند از جمله آنها جمال الدین فرزند میرعباس بیک و موسی خان حاکم سابق آستارا را به منطقه تالش آمدند و هریک مدعی حاکمیت بر سراسر منطقه تالش شدند .»۱۷

روسها در این دوره در پی فرصتی برای اجرای سیاستهای پترکبیربودند واز هرکسی که بتواند در نزدیک ساختن آنها به اهدافشان کمک کند حمایت و پشتیبانی می کردند.

     « …… درهمین زمان قره خان فرزند میرعباس بیگ برای بدست گرفتن حاکمیت تالش شمال قدم به میدان گذاشت و پس از چند سال با رقیب قدرتمندی بنام سهراب بیگ روبرو شد .»۱۸

       «…….. قره خان با توجه به این که می دانست  روسها درصدد نفوذ به منطقه هستند ،به امید اینکه بتواند به سراسر منطقه تالش و حتی گیلان نفوذ و تسلط پیدا کند در صدد نزدیکی به روسها برآمد واین امر باعث گردید که سهراب بیگ یکی از زمین داران بزرگ تالش گرایش قره خان را به اطلاع کریم خان برساند.»۱۹

پادشاه زند که این عمل قره خان  را برخلاف مصالح حکومتی می دید درصدد سرکوبی سیاست قره خان برآمد .

     « نیروهای کریم خان زند قره خان را که سیاست متمایل به روسیه را داشت اسیر کردند واو مدتی در زندانهای کریم خان  در شیراز بسر برد اما چون کریم خان از قدرت گیری هدایت خان فومنی  در گیلان و اتحاد وی با سهراب بیک بشدت بیم داشت ،قره خان را آزاد کرد و بادادن انعام وهدایای فراوان اورا  روانه اداره منطقه تالش شمالی کرد ، او بعد از آزادی با روشهای بی رحمانه حیطه قدرتش را در تالش شمالی گسترش داد واز آنجا که درتالش جنوبی وبه ویژه درمرکز آن آستارا صاحب نفوذ نبود ،لنکران را مرکز تالش شمالی قرار داد وپس از مدتی آستارا ،کرگانرود و اسالم را تصرف نمود ،امری که دخالت در کار هدایت خان فومنی حاکم گیلان محسوب می گردید .وبه هجوم وی به تالش جنوبی منجر گردید .دراین حمله قره خان به همراه خانواده اش اسیر گردید وبه رشت برده شد پس از آزادی از زندان براساس برنامه از پیش تعیین شده به همراه نظر علی خان حاکم اردبیل به رشت حمله کرد وآنجا را به آتش کشید .»۲۰

حاکمان گیلان که دراین زمان سیاست مشخص نداشتند و گاهی جانب روسیه وگاهی جانب حکومت زندیه را می گرفتند با این عمل باعث ایجاد شورش در نواحی مختلف گیلان می شدند این قبیل  اقدامات باعث شد کریم خان خود در رأس سپاهی برای سرکوبی این شورش اقدام کند ،بطوریکه  « درسال ۱۱۶۵ قمری با چهل هزار سوار از تهران و قزوین گذشته به سوی گیلان آمد واین ولایات را تصرف کرد ،این تصرف بدون جنگ و خونریزی بود چراکه محمد حسن خان قاجار که رهبری شورش گیلان رابرعهده داشت با شنیدن خبر آمدن سپاه زندیه به گرگان فرار کرد.۲۱

  منابع نزد نویسنده محفوظ است

منبع :  http://talesh1350.blogfa.com

Print Friendly, PDF & Email

درباره ی مدیر

یک دیدگاه

  1. با سلام و تشکر
    فرهیخته عزیز جناب اقای حسن نمازی
    مقاله شما را مطالعه کرده استفاده نمودم، اینجانب که اصالتا خلخالی و از طرف مادر کلوری هستم و از سادات صفوی.
    یکی از اجداد اینجانب شیخ فضل الله صفوی تالش می باشد، و در این زمینه مشغول تحقیق می باشم و در شجره نامه و برخی مدارک قدیمی اینجانب نیز از شیخ فضل الله و برادرشان نام برده شده است و لقب خانلر بیگی نیز وجود دارد. نزد خانواده میر مسعودی نیز مدارکی وجود دارد که از برخی از محضر دانشمند محترم دکتر علی عبدلی استفاده هایی کرده ام. خواهشمند است منابع مقاله جستاری بر تحولات تاریخی تالش از صفویه ….. و یا حداقل منبع شماره ۴ در مورد شیخ فضل الله صفوی را عنایت فرمایید.
    مشتاقم در این زمینه ها از محضرتان استفاده و تبادل نظر شود.
    گ
    پیشاپیش سپاسگزارم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *