خانه > مردم شناسی > تغییرات فرهنگی در بین عشایر تالش

تغییرات فرهنگی در بین عشایر تالش

جلال الدین رفیع فر
جلال الدین رفیع فر

‌نوشته زیر گزیده ای ست از مقاله وزین « ‌‌‌تـغییرات‌ فرهنگی از کوچ به اسکان‌ ، نمونه موردی عشایر تالش در طول سه نسل‌«

نوشته : جلال‌ الدیـن‌ رفـیع‌فر – رضـا قربانی ریگ‌

 جغرافیا

شهرستان تالش(بدون توجه به تقسیمات اداری)با مساحتی‌ بالغ‌ بر ۳۶۷۲ کیلومتر مربع در انتهای غربی اسـتان گـیلان و در امتداد البرز در شمال غـربی و بـالاتر از تنگهء سفیدرود قرار دارد. از شمال به شهرستان آستارا،از غرب به‌ استان‌ اردبیل،از جنوب به شهرستان فومن و از سمت‌ جنوب شرقی به شهرستان‌های انزلی و صومعه‌سرا و از شرق به دریای مازندران محدود می‌شود. این شـهرستان یـک چهارم سطح استان گیلان را‌ شامل‌ می‌شود‌.شهرستان تالش از دو قسمت‌‌ کوهستانی‌ و جلگه‌ای‌ تشکلیل شده که طول ساحلی آن ۹۲ کیلومتر می‌باشد(بازن،۱۳۶۷: ۱-۵).مقدار بارندگی سالیانه در تالش ۴/۱۱۵۵ میلیمتر و میانگین رطوبت ۸۳‌%گزارش‌ شده‌‌ است و مـتوسط حـرارت سالیانهء آن ۱۵ درجـهء سانتی‌گراد‌ می‌باشد‌.منابع آبی منطقهء تالش، رودخانه‌ها و دیگر آب‌های زیرزمینی می‌باشد.

محل مورد مطالعه که در محلی بـه نام«حدسد»واقع‌ شده‌ است‌،از جنوب به بالا ده،از شمال به جـاده یـیلاقی‌ طـولارود،از شرق به جاده تهران-آستارا و از غرب به کوه‌های تالش‌ محدود است.فاصله آن از جاده‌(تهران‌-هشتپر‌)کمتر از یـک ‌ ‌کـیلومتر است.ساکنین محل‌ تدریجا در کنار جاده‌ ساکن‌ شده‌اند و دیگر کوچ نمی‌کنند.دام را فقط بـرای مـصارف‌ شـخصی نگهداری می‌کنند.

عشایر اسکان یافته حد‌ سد‌ از‌ نظر مدت اسکان به دو گروه تقسیم می‌شوند.گـروه اول‌ گروهی هستند‌ که‌ بیش‌ از ۲۵ سال است که دامداری را رها کرده و در منطقه اسکان پیـدا کرده‌اند‌.بنابراین‌ به‌ عـلت طـولانی بودن زمان اسکان نسبت به گروه‌های دیگر تغییرات‌ چشمگیری در ویژگی‌های آنها‌ دیده‌ می‌شود به‌گونه‌ای که نوع لباس و رفتارهای‌ فرهنگی‌شان،آنان را از عشایر تالش متمایز‌ می‌کند‌.گروه‌ دوم کسانی هستند که حدودا در سال‌ ۱۳۷۴ بـه صورت اجباری در منطقه اسکان‌ پیدا‌ کرده‌اند و تعداشان نزدیک به ۱۷ خانوار است. اهالی محل کلا به سه گروه‌ ساده‌ به‌ شرح زیر قابل تفکیک‌اند:

۱-دامدار خودکفای کوچنده / ۲-دامدار کوچک کوچنده / ۳-عشایر اسـکان یـافته /

دلایل اسکان‌

۱-ملی‌ کردن جنگل‌ها و مراتع؛ / ۲-اصلاحات ارضی؛ / ۳-اقدامات رضا خان(تخته قاپو کردن عشایر‌)؛/ ۴-نفوذ‌ فرهنگ‌ و ساختار شهری از جمله روابط کاری جدید(فروشندگی،فروشگاه‌های‌ بزرگ و کوچک کالا)در میان عـشایر‌ و…؛ / ۵-بـسط‌ نهادهای‌ فرهنگی جدید در میان عشایر و افزایش درصد با سوادان؛ / ۶-عدم‌توانایی مالی همراه‌ با‌ از دست دادن دام‌ها؛ / ۷-ورشکستگی عشایر؛ / ۸-طرح ساماندهی خروج دام از جنگل.

تغییرات در مساکن

از‌ زمانی‌ نه چندان دور که چادرنشینی صـورت مـسلط اسکان را از دست داده‌‌ است‌،خانه به‌عنوان واحد و هسته اولیه تشکیل‌دهنده مجموعه‌های‌ زیستی‌ روستایی‌،در شکل‌گیری و انسجام جوامع روستانشین و در سطحی‌ پایین‌تر‌ در بهبود و تکامل غالب‌ فعالیت‌های معیشتی و تولیدی خانواده‌های ساکن در آن،نقش مـهمی‌ ایـفا‌ نـموده است.در واقع‌ خانه‌ با‌ مـفهوم ویـژه‌ خـود‌ در‌ راستا،فضایی است که امکان اسکان‌ بهتر‌ و توزیع صحیح‌تر عملکردها و گسترش فعالیت‌های تولیدی و معیشتی را فراهم می‌سازد،ضمن آن‌که‌ نوع‌‌ قرارگیری و کـالبد آن بـه‌گونه‌ای بـارز،بسیاری‌ از خصوصیات و سنت‌های مرسوم‌ سکونت‌ در زیستگاه‌های موقت را حـفظ‌ کـرده‌ است.تجسم عینی این ویژگی‌ها را در سادگی و خلاصه بودن‌ فضای داخل،محصور‌ نبودن‌ آن،و گاه در یکجا جمع‌ نمودن‌ تمامی‌ فعالیت‌ها و عـملکردهای‌ زیـستی‌ و تـولیدی‌ در زیر یک سقف‌ را‌ می‌توان به وضوح مشاده کرد.در نمونه‌های پیـشرفته‌تری‌ از خانه‌ها نیز که تقسیمات فضایی‌ گسترده‌تر‌ و عناصر بیشتری در آن‌ها وجود دارد‌،باز‌ هم‌ سنت‌های‌ مرسوم‌ شبانی‌ نقش خود را حـفظ‌ کـرده‌اند و کـلیت کالبد واحد مسکونی به طریقی‌ متجلی می‌شود.عدم‌وجود حیاط محصور در اکـثر نـمونه‌های‌ مطالعه‌ شده و محدود بودن تعداد فضاها،سادگی‌ حجم‌ کل‌ واحدها‌ و نحوه‌ قرارگیری آن‌ها در‌ کنار‌ یکدیگر در مـقایسه بـا روسـتاهای دیگر کشور،حکایت از این امر دارد.در بافت کلی غالب‌ روستاها‌ نیز‌ عواملی چـون‌ پراکـندگی واحـدها،محصور نبودن فضای‌ باز‌ پیرامون‌ آن‌ها‌ و کمی‌ جمعیت‌ سبب می‌گردد تا مجموعه واحدهای روسـتا بـافت گـسسته‌ای را عرضه نمایند.

بنابراین مساله‌ای بنام«مسکن»همواره ذهن انسان‌ها را به خود مشغول ساخته اسـت.بـه‌ گونه‌ای که‌ حتی برای ازدواج،تولد و مرگ وجود این پدیده ضروری به نظر مـی‌رسد.تـکیه‌ اصـلی در این‌کار توجه به تغییر است.بنابراین،نظریه‌هایی که می‌توان براساس آن به مطالعه‌ مساکن تـالش‌ پرداخـت‌،نظریه‌های ماتریالیسم فرهنگی ماروین هریس،کارکردگرایی و فرهنگ‌پذیری می‌باشند.این تغییر و دگرگونی با تـکنولوژی‌های خـاصی جـهت پاسخگویی به‌ نیازهایی بوده که در هردوره نسبت به دوره دیگر تفاوت دارد.تغییر‌ تکنولوژی‌،تغییر فرهنگ را نـیز بـه وجود می‌آورد.در این صورت برای دستیابی به نتیجه‌ای مناسب،استفاده از تئوری‌های یـاد شـده لازم افـتاده است‌ و این‌ امر را باید پذیرفت که‌ مساکن‌ نیز به نوبه خود بسته به شرایط خـاص‌ زمـانی-مـکانی دچار تغییراتی در ویژگی‌های تکنولوژیکی و فرهنگی شده‌اند.

از این‌رو می‌توان ویژگی‌هایی را در مسکن‌ تالش‌ مـطرح کـرد که وابسته‌ به‌ فرهنگ مردم‌ تالش است.از طرفی به کارگیری چوب و سفال و…در ساخت مسکن سنتی تـالش دیـده‌ می‌شود که حکایت از تأثیر محیط جغرافیایی در ساخت مسکن در این منطقه دارد‌.با‌ ایـن مـطالعه‌ دریافتیم که مسکن جنبه‌ای فنی و تکنولوژیک دارد و در کـل،تـمام ایـن ویژگی‌ها متأثر از شرایط و ویژگی‌های مادی،فرهنگی،آداب و رسـوم،بـاورها و اعتقادات منطقه تالش می‌باشد.

در بین عشایر‌ تالش‌ یکجانشینی و کوچندگی‌ را می‌توان دو شیوه اصلی زنـدگی دانـست که‌ نوع اول با مسکن ثـابت و نـوع دوم با مـسکن‌ مـتحرک قـابل تشخیص است.شرایط مادی،فرهنگی‌ و مـحیطشناختی از عـوامل مهمی‌ است‌ که‌ بر روی این تقسیم‌بندی اثر گذاشته به‌طوری که‌ منطقه قـشلاقی مـناسب‌ترین محل برای ساخت مساکن دانسته شـده ‌‌است‌ زیرا جلگه‌های تـالش آبـ‌ و هوایی نسبتا معتدل دارند و از ایـن جـهت با مناطق‌ کوهستانی‌ تالش‌(که دائما باید مسکن‌ جابجا شود)تفاوت دارد.

اخیرا غـلبه بـام‌ها از نوع شیروانی را‌ بر سایر گـونه‌ها مـی‌بینیم کـه‌ نمونه‌ای از تجهیزات انـسانی در مـقابله با طبیعت‌ بارانی و مـرطوب مـی‌باشد.مصالح‌ به‌ کار رفته‌ نیز معمولا از نوعی انتخاب می‌شوند که از دوام و استحکام بیشتری در برابر رطـوبت و شـرایط آب و هوایی برخوردار باشند.فضاهای زندگی خـانوارها مـحدود به داخـل خـانه نـمی‌شود وفضاهای درونی‌ و بیرونی بـرای فعالیت‌های متعددی مورد استفاده قرار می‌گیرند به‌طوری که‌ برخی مساکن حتی از وجود محل به خـصوصی بـرای طبخ غذا بی‌بهره‌اند و بدین منظور گـوشه‌ای‌ از حـیاط یـا اتـاق نـشیمن در‌ نظر‌ گرفته شـده اسـت.لذا در این منطقه اتاق نشیمن مکانی است که‌ بیش از سایر قسمت‌های مسکن مورد استفاده قرار می‌گیرد.فـعایلت‌های مـربوط بـه صنایع دستی‌ زنان نیز در این‌ مکان‌ صـورت مـی‌گیرد و بـرخی از مـساکن دارای تـنور مـی‌باشند اما چنانچه به‌ ازای چند خانوار یک تنور موجود باشد استفاده از آن به صورت اشتراکی خواهد بود.در تحلیل‌ تغییرات‌ تکنولوژیکی‌ مساکن تالش می‌توان به موارد زیر اشده نمود:

الف)ویـژگی‌های قومی و فرهنگی عشایر تالش:حال که عشایر تالش در منطقه‌ای محدود گرد می‌آیند باید در نحوه طراحی مسکن و سایر‌ امکانات‌ موردنیازشان‌ توجه خاصی به ویژگی‌های‌ قومی‌ و فرهنگی‌ و…آنان‌ نمود.راه‌حل سکونتی آنـان بـا تدابیر مسایل سکونت در جوامع شهری‌ و روستایی تفاوت دارد و الگوبرداری محض از طرح‌های آن‌ها مسلما به‌ دور‌ از‌ موفقیت خواهد بود.

ب)استفاده از مشارکت مردم:مشارکت‌ در‌ مفهوم گسترده به معنی برانگیختن حساسیت مردم‌ و در نتیجه بـه مـعنی افزایش درک و توان آنها جهت پاسخگویی به طرح‌های‌ توسعه‌ است‌.در طراحی مساکن تالش باید به این نکته توجه داشت‌ که طرح فوق را باید بـا شـرایط زندگی، فرهنگ سنتی و روحیات عـشایر تـالش تهیه کرد چراکه در صورت‌ عدم‌توجه‌ به‌ آن،بنای‌ ساخته‌شده مورد توجه کافی واقع نشده و دستخوش تخریب و تغییر‌ اساسی‌ خواهد شد.

ج)پوشش گیاهی:پارامتر پوشش گـیاهی در کـانون‌های توسعه عشایری تالش از جـهاتی حـائز اهمیت‌ می‌باشند‌ چون‌ گونه‌های پوشش طبیعی می‌توانند راهنمایی برای ایجاد فضای سبز پیرامون مساکن در‌ آینده‌ باشند‌.

د)توجه به کارکردهای متفاوت مسکن:واحدهای مسکونی عشایر اسکان یافته تالش را باید مجموعه‌ای‌ از‌ فـضاهای‌ زیـستی و نیز فضاهایی دانست که عمدتا به کار و تولید و گذران معاش‌ عشایر درمی‌آیند و در‌ اغلب‌ مواقع شامل محدوده‌های نگهداری،تغذیه دام و فضاهای جنبی آن‌ می‌شوند که به عبارتی‌ می‌توان‌ آنرا‌ فضای تولیدی مـساکن عـشایر تالش دانـست.این فضاها باید دارای روابط متقابلی با یکدیگر‌ باشند‌ تا در جوار یکدیگر استقرار یافته و ساخته شوند. شکل‌گیری یـک واحد مسکونی،تعداد‌ و تنوع‌ فضاها‌،ارتباط متقابل و نحوه استقرار آنها در کـناریـکدیگر دارای قـانونمندی‌هایی است که از عوامل متعددی‌ متأثر‌ شده‌اند و به همین علت در طراحی مساکن عشایری توجه به ویژگی‌ها یا‌ نـقش‌ ‌ ‌و عـملکرد‌ واحدهای مسکونی و همچنین‌ عوامل موثر بر آن ضرورت دارد.اختصاص فضاهای مناسب جهت مقاصد مـختلف‌ مـعینی‌ از‌ جـمله استراحت،پذیرایی از مهمان،طبخ غذا و تولید صنایع دستی و…به کار‌ می‌رود‌.

ح)توجه به زیرساخت‌ها:شـبکه ارتباطی موجود در هر منطقه به‌عنوان جریان‌های درون و برون منطقه‌ای،نقش مؤثری‌ در‌ شکل‌گیری و توسعه فـضاهای سکونت‌گاهی آن منطقه دارد. راه‌ها نـقش حـیاتی در توسعه‌ این‌ سکونت‌گاه دارد.لذا از آنجا که جاده‌ از‌ کنار‌ این سکونت‌گاه‌ عبور می‌کند زمینه بهتری برای‌ توسعه‌ شبکه ارتباطی فراهم آورده و باتوجه به فعالیت‌های‌ اقتصادی،دامداری،کشاورزی و لزوم ارتباط آن‌ با‌ مراکز زیستی پیرامون ارزش ایـن‌ جاده‌ بیش از‌ پیش‌ نمایان‌ می‌شود.

خ)اعمال روش‌های مقاوم‌سازی:باتوجه به‌ شیوه‌ معیشت عشایری و حضور بیشتر اوقات آنان‌ در خارج از خانه عملا موضوع‌ نگهداری‌ از مسکن مورد توجه قرار نگرفته‌ است.رطوبت بیش‌ از‌ حـد‌ پی سـاختمان‌ها،شکستگی قسمت تحتانی‌ دیوارها‌ و آفت در سقف‌های چوبی دیده‌ می‌شود.

سلسله مراتب قدرت

انجام مصاحبات،مشاهدات و…در‌ بین‌ مردم تالش،معلوم ساخت که‌ به‌طور‌ کلی‌ سه‌ مولفه دسترسی‌ به‌ قدرت را فراهم مـی‌کند‌:شـخصیت‌،مالکیت و سازمان.این سه منبع اصلی‌ قدرت هم مانند ابزارهای قدرت،همواره در ترکیب‌ و تداخل‌ با یکدیگرند.شخصیت توام با مالکیت‌ و مالکیت‌ همراه با‌ شخصیت‌ قدرت‌ بیشتری را ایجاد می‌کند‌ و بـا ضـمیمه شدن سازمان، نیروی آن‌ها افزوده می‌شود.مالکیت همواره همپای سازمان ابراز وجود می‌کند‌ و در‌ بیشتر موارد شخصیت مسلط و مقتدری با‌ آن‌ همراه‌ است‌.از‌ سه منبع قدرت‌ ظاهرا‌ مالکیت از همه مـستقیم‌تر اسـت.بـا داشتن آن دست یافتن به قـدرت قـدرت یـعنی به زانو‌ درآوردن‌ یکی‌ در برابر دیگری دسترسی‌ به ابزارهای قدرت‌،از‌ طریق‌ مالکیت‌ هم‌،کاهش‌ یافته است،نمونه آن انتخاب شوراها توسط آراء مـردم اسـت.

در مـیان مردم منطقه مورد مطالعه،اعتبار مالکیت آنقدر زیـاد بـود که به‌طور ناخواسته به صاحب آن‌قدرت‌ می‌بخشیده است.در این منطقه،آنچه ثروتمند می‌گوید و می‌اندیشد،در عقیده دیگران چون امری بـدیهی و مـسلم،تـأثیر قطعی می‌گذاشت.اما همیشه مالکیت و ثروت‌ به تنهایی نماینده قـدرت فرد یا افراد‌ نبوده‌ است.باید گفت که تنزل قدرتی که از مالکیت و شخصیت نشأت می‌گرفت،بیش از همه،بـر اثـر پیـدایی سازمان سیاسی است اما درست نیست که‌ یکباره آن را بی‌اهمیت‌ بدانیم‌.یـکی دیـگر از سه منبع قدرت که معمولا با مالکیت و کم‌وبیش با شخصیت همراه است اما از هردو آن‌ها اهـمیت بـیشتری دارد سـازمان‌ می‌باشد‌.

سازمان سیاسی منطقه تالش در‌ گذشته‌ به صورت رهبری واحد و اکنون بـه صـورت شـورایی‌ مرکب از افراد برگزیده در انتخابات سراسری و رسمی اداره می‌شود.اصولا در گذشته نفوذ و قدرت سیاسی‌ افراد‌ بـستگی بـه اقـوام و خویشاوندان‌ نزدیک‌،به‌ویژه برادران و عموزادگان و تعداد همسایگان و بالاخره لیاقت و مهارت سیاسی در جلب حمایت و تـحت تـاثیر قرار دادن‌ دیگران،داشت.رهبر لایق کسی بود که پاره‌ای از ویژگیهای زیر را داشـته بـاشد‌ تـا‌ قدرت او مشروعیت پیدا کند که می‌توان از عوامل مشروع‌سازی قدرت خان ایل( el )موارد زیر را نـام‌ بـرد:

۱-محافظت از منافع کلی ایل و تیره‌ها / ۲-برقراری نظم داخلی / ۳-حل و فصل‌ درگیری‌ها‌ با دیـگر‌ ایـل‌ها

۴-تـنظیم برنامه‌های کوچ سالانه / ۵-سازماندهی و مساعدت به اعضای ایل / ۶-نگهداری از مراتع دامداران

۷-سابقه و پیوستگی خانوادگی‌ / ۸-سـن / ۹-بـنیه مالی ۱۰-مالیات

یکی از عوامل مهم تثبیت قدرت‌ در‌ تالش‌،ازدواج‌های سیاسی است.ازدواج لزومـا پیـوند دو نـفر از دو خانواده نیست،بلکه پیوند بین دو فرد ‌‌از‌ دو خانواده مناسب است.یعنی با در نظر گرفتن خصوصیات اخـلاقی،اجـتماعی،اقـتصادی‌ و سیاسی‌ دو‌ خانواده،روابط دوستی و دشمنی دو خانواده و طایفه آن‌هات در به وقوع پیوستن ازدواج اهـمیت دارد‌.حـتی برخی ازدواج‌ها فقط با اهداف سیاسی صورت می‌گیرد.این ازدواج‌ها باعث تثبیت‌ قدرت و مشروعیت آن قلمرو‌ تـالش‌ یـا همسایگان آن می‌شد.چون با این کار احتمال این‌که طایفه‌ای با طایفه دیـگر دشـمن‌ شود کمتر می‌شد و بدین طریق خان‌ها مـی‌توانستند روی یـکدیگر نـفوذ داشته باشند.گاهی‌ ازدواج‌های سیاسی درصدد‌ مـحکم‌تر کـردن روابط دولت مرکزی با ایل‌ها صورت می‌گرفت و بدین وسیله به دخالت در امور داخلی و سـلسله مـراتبی تالشی‌ها اقدام می‌شد.

در ایلات تـالش،سـاخت قدرت مـعمولا هـرمی شـکل است.در‌ راس‌ هرم،خان که در گـذشته اخـتیارات وسیع داشت،قرار دارد که بیشترین میزان قدرت را داشته است.

در مقاطع نسبی دیـگر هـرم،روسای مراتب پایین‌تر قرار دارند:کـدخدا در راس‌ طایفه‌ها‌ و ریش‌سفیدان در راس تـیره‌ها قـرار دارند.پدر رئیس خانواده است و چـندین خـانوار یک فامیل را تشکیل می‌دهند که ریش‌سفید آن را اداره می‌کند.با آن‌که شباهت‌های بسیاری میان ایـل‌های‌‌ تـالش‌ وجود دارد با این حال اصـطلاحاتی کـه در مـناطق گوناگون آن برای تـوصیف پدیـده واحدی‌ بکار می‌رود،یـکسان نـیست یا برعکس،گاهی واژه‌ای واحد در طوایف گوناگون معانی متفاوت‌‌ دارد‌.بنابراین‌،نظام سنتی ایلی از بـزرگترین‌ واحـد‌ تا‌ کوچکترین آن به شرح زیر اسـت کـه‌ در عشایر مـختلف ایـران اسـامی گوناگون دارد.

(به تصویر صـفحه مراجعه شود) در بین‌ عشایر‌ تالش‌ تحرک وسیله‌ای جهت احتراز از وضعیت نامناسب فوق‌ بوده‌ است. یـعنی ایـن‌که آنان با مقاومت در برابر کنترل سـیاسی حـاکمان یـکجانشین،از بـارهای سـنگین چون‌ مالیات و بـاجگیری دوریـ‌ می‌جستند‌ و خطر‌ سلب حقوق از مراتع،آب،و اراضی کشاورزی(که‌ برای یکجانشینان‌ وجود داشت)را از خود دور می‌کردند.خطری کـه مـعمولا پس از بـرقراری‌ تسلط سیاسی خارجی به وجود‌ می‌آمد‌ و تـولیدکننده‌ روسـتایی تـالش را مـجبور مـی‌کرد تـا بخشی‌ از محصول خود را‌ به‌ یک مالک بدهد.البته باید متذکر شد که عشایر کوچ‌رو منطقه در شرایط زندگی سنتی خود‌،امنیت‌ فردی‌ و مالی بیشتری از همسایگان یکجانشین خود نـداشتند.گله‌زنی‌ و مخاصمات و جنگ‌های بین قبیله‌ای‌ بخش‌ مهمی‌ از زندگی آنان را تشکیل می‌داد.

پوشاک

طرح‌ها،نقش‌ها،جنس و سایر ویژگی‌های پوشاک در‌ طی‌ سه‌ نسل دچار تغییراتی شده است.این تغییرات را در دو بخش(پوشاک)زنـانه و مـردانه‌ می‌توان‌ دید.ازعوامل مختلفی چون‌ آب و هوا،کار و پیشه و جنگ‌ها به‌عنوان علت تغییر یاد‌ شده‌ است‌.اما مسأله مهم این است که‌ در هردوره مادهء بکار گرفته شده درتهیه پوشاک‌ بـا‌ دورهـ‌های قبلی تفاوت دارد و بر همین‌ اساس باعث ایجاد ویژگی‌های مختلف فرهنگی برای‌ استفاده‌ از‌ این مواد شده است و به تناسب‌ این تغییرات،روان‌شناسی فرهنگی تـالشی‌ها در مـورد لباس تغییر‌ نموده‌ است.اغـلب مـواقع علت‌ تغییر مادهء اولیه و بدست آوردن مواد اولیهء جدید‌ همجواری‌ با‌ گروه‌های قومی همسایه بوده‌ است.مثال محرز در این مورد کت و شلوار مردان عشایر مـی‌باشد‌.جـنس‌ کت‌ و شلوار مردان در دوران قـبل از اسـکان پشمی بوده که خودشان آن‌ را‌ تولید می‌کرده‌اند.اما در دورهء بعد از اسکان جنس کت و شلوار از پارچه‌های کارخانجات مختلف پارچه‌بافی‌ است‌.کت‌های سنتی‌ امروزه نیز رواج دارند ولی به مرور زمان دچار تغییراتی‌ گـشته‌اند‌.یـکی از این تغییرات کوتاه‌ شدن آن‌ است‌.کوتاه‌ شدن جوخا یا شکه( s?ka با ورود‌ کت‌های‌ غربی به ایران آغاز شد). امروزه،دو نوع کت در منطقه طولارود رایج‌ است‌.یک نوع کت که مـواد‌ اولیـه‌ و شکل آنـ‌‌ وارداتی‌ بوده‌ و نسل جوان بیشتر از آن استفاده‌ می‌نمایند‌(ماتریالیسم فرهنگی)و دومی‌”شکه‌” که نماینده فرهنگ خاص تالش و دامـداران آن است‌ و آن‌ها‌ را از دیگر تالشی‌ها متمایز می‌نماید‌. در گذشته زنان نیز‌ مانند‌ مـردان از کـت اسـتفاده می‌نمودند‌ اما‌ به مرور زمان جلیقه جایگزین کت‌ شد.علت آن را باید در تزئینی‌ بودن‌ جلیقه‌ها دانست.پس در این‌ بـخش‌ ‌ ‌بـه‌ این نتیجه می‌رسیم‌‌ که‌ تغییر شکل کت یا‌ جوخا‌ در نزد تالشی‌ها تحت‌تأثیر عـواملی خـاص بـوده است.یکسری از این عوامل به همجواری‌ با‌ فرهنگ‌های بیگانه برمی‌گردد و بخش دیگر نیز‌ با‌ تـکامل تکنولوژی‌ و راه‌های‌ استفاده‌ از مواد ارتباط مستقیم‌ دارد.این عمل خود باعث گردیده عقاید خـاصی نیز در مورد کت در بـین تـالشی‌ها‌ رایج‌ باشد.در اثر همجواری تالشی‌ها اسکان‌ یافته‌ با‌ جلگه‌نشینان‌‌ تالش‌ و تغییرات آب و هوایی‌ در‌ اثر حرکت از کوهستان به نواحی جلگه‌ای،این شکل پوشاک‌ به مرور زمان در حال نابودی‌ است‌ و در‌ برخی مواردپالتوهای شهری جـایگزین آن شده‌اند.

لباس‌ زنان‌ نیز‌ در‌ طول‌ سه‌ نسل دچار تغییرات چشمگیری شده است.لباس کنونی زنان‌ تالش شباهت بسیاری با لباس زنان عشایر شاهسون دارد.اما از نظر زمانی مقدم بودن ابداع‌ این‌گونه از‌ لبـاس،تـوسط زنان تالش بر آن‌ها و بالعکس،مشخص نیست.استفاده از جنس ظریف‌ جهت تهیه لباس زنانه باعث تغییراتی در لباس‌های زنانه شده است.امروزه زنان عشایری تالش دیگر لباس‌هایی‌ به‌ رنگ کدر و یـا خـشن نمی‌پوشند و علت اصلی آن تغییر شغل از رمه‌گردانی‌ به کشاورزی یا دامداری ساکن است.تعداد متعلقات لباس‌های زنانه به حداقل خود رسیده‌ است.مثلا جلیقه‌ زنان‌ تالش بیشتر جنبهء تزئینی پیـدا کـرده است و یا این‌که تنبان فقط در مراسم‌ خاص مانند عروسی و عزا پوشیده می‌شود.نسل جدید گرایشی به‌ پوشیدن‌ لباس‌های سنتی‌ ندارند و به جای‌ آن‌ لباس‌های مد روز شهری استفاده می‌نمایند.

بـیشتر پارچـه‌هایی کـه در یبن عشایر قبل از اسکان دیـده مـی‌شود رنـگی تند دارند اما بعد از مرحله‌ اسکان‌ بر اثر تغییر شراسط‌ محیطی‌ و فرهنگی رنگ لباس‌ها نیز تغییر پیدا کرده و رنگ‌ روشن جـایگاهی ویـژه در بـین عشایر اسکان یافته پیدا کرده است.لباس زنـان،بـیشترین تغییر را از سر گذرانده است.اما ترکیب‌ لباس‌ها‌ در نزد زنان عوض نشده است.هنوز هم این لباس‌ها شامل یک پیـراهن بـلند و تـنگ روی شلوارهای‌شان می‌شود ولی دستمال روسری ساده‌تر شده‌ است.نسل جوان دیـگر از این لباس‌ سنتی‌ چندان استقبال‌ نمی‌کند و تحت‌تأثیر شهریان از انواع‌ لباس‌های تازه مد شده استفاده می‌نمایند….

اقتصاد

طبق نـظریه مـاتریالیسم فـرهنگی دو‌ قسمت تولید و بازتولید برای بقاء جامعه ضروری است‌ که زیرساخت یـک‌ سـیستم‌ براساس‌ ماده در نظر گرفته می‌شود.در بخش ساختاری نیز دو زیربخش وجود دارد.اول اقتصاد خانگی که ‌‌شامل‌ شمار کـوچکی از مـردم اسـت که در بسیاری‌ موارد باهم همکاری می‌کنند و در‌ بازار‌ تولید‌ قوانین،تولیدات اساسی،جـامعه‌پذیری و…نـقش‌ دارنـد.این بخش از اقتصاد،حوزه‌ای خصوصی را در برمی‌گیرد‌ و وظیفه‌اش علاوه بر تولید و بازتولید،فرآیند اجتماعی کـردن اسـت.دومـین بخش زیرساختار،اقتصاد‌ سیاسی است.اقتصاد سیاسی‌ گروه‌ بزرگ یا کوچکی را در برمی‌گیرد که بـدون روابـط عاطفی به تولید قوانین، جامعه‌پذیری،آموزش و پرورش و…در سطحی گسترده و وسیع می‌پردازند.تداوم ساختارها در زیـرساختار و رد سـاختار قـابل تأمل است.بنابراین‌ منظور ما از اقتصاد خانگی حوزه‌ای محدود است اما اقتصاد سیاسی در سـطحی وسـیع چون دولت و شهر را در برمی‌گیرد.این روابط در طول زمان به صورتی ثابت و بی‌حرکت باقی نـمانده‌اند‌ و در‌ اثـر بـرخی محرک‌ها چون ورود تکنولوژی جدید دچار تغییراتی شده‌اند،که به صورت مختصر به آن اشاره خواهد شـد.در بـخش‌ دامداری تفاوت اساسی دامداران دورهء فوق با قبل از‌ اسکان‌ این است کـه آنـ‌ها بـه صورتی نیمه صنعتی درآمده‌اند و با وام‌هایی که از منابع شهری دیافت می‌نمایند تا حدودی امکانات‌ پیـشرفته‌ای بـرای ارتـقاءسطح کیفی و کمی دامداری‌ها و دام‌های خود به‌ دست‌ آورده‌اند.با این‌ که تـعداد دامـ‌ها از چند رأس گاو تجاوز نمی‌کند اما استفاده از انواع تولیدات صنعتی جهت تغذیه‌ (مانند انواع کنسانتره)باعث بـالا رفـتن محصول برداشتی می‌شود‌.

پس‌ از‌ اسکان،محصولات‌ دامداری از بهداشت‌ مناسبی‌ نیز‌ برخوردار گـردیده‌اند و عـلت آن وجود ابزار و وسایلی است که‌ دامداران را قـادر مـی‌سازد کـیفیت محصول خود را بالا ببرند و مانع از‌ فاسد‌ شـدن‌ آن شـوند.نمونه‌ آن استفاده از یخچال برای‌ نگهداری‌ محصولات دامی است.تکنولوژی‌های جدید و استفاده‌ صحیح از آنـ‌ها شـرایط مطلوبی را برای پرورش گوشت قرمز و سـفید و ارائه آنـ‌ها‌ به‌ بـازار‌ فـراهم‌ نـموده است.اقتصاد خانگی پشم،خود را در تـهیه‌ البـسه‌ای چون کت،شلوار،جلیقه،شولا، جوراب،دستکش،لحاف،تشک و…به خودبی نـمایان مـی‌سازد.مهمترین تغییر در این‌ بخش‌، حرکت‌ اقـتصادی از مرحلهء کوچندگی به کـشاورزی اسـت.استفاده از ابزار کشاورزی‌ پیشرفته‌‌ بـاعث تـسهیل امور کشاورزی و راحت شدن کار کشاورزان شده است.از طرف دیگر، تکنولوژی‌هایی که در‌ بـخش‌ کـشاورزی‌ بکار می‌روند روزبه‌روز کامل‌تر مـی‌شوند و زمـینه را بـرای تغییرات مداوم فـراهم مـی‌سازند‌.به‌گونه‌ای‌ که‌ در سال‌های اخـیر دروی بـرنج توسط موتورهای دیزلی انجام می‌گیرد یا این‌که به جای‌ استفاده‌ از‌ خیش و گاو آهن سـنتی و نـیروی‌ اسب و گاو نر،از تیلر و دیگر تـکنولوژی‌های دیـزلی یا‌ بـرقی‌ اسـتفاده مـی‌شود.دیگر ترسی از خشکسالی در بـین کشاورزان دیده نمی‌شود چون در‌ مواقع‌ خشکسالی‌ از آب چاه‌های عمیق‌ استفاده می‌شود و نیازی به آب رودخانه(که خـشک شـده است‌)نیست‌.بالا کشیدن آب چاه‌های‌ عـمیق تـوسط انـواع پمـپ‌های بـرقی صورت می‌گیرد.بـنابراین مـتوجه‌ می‌شویم‌ که‌ در تغییر کشاورزی نقش تکنولوژی را نباید نادیده گرفت به‌گونه‌ای که ما در تالش(مخصوصا‌ منطقه‌‌ طـولارود)بـا یـک نوع کشاورزی نیمه صنعتی روبرو هستیم.

نـظام خـانواده و خـویشاوندی‌

از‌ نـظر‌ هـریس ازدواج نـهادی است که برای انجام وظایف خانواده بوجود آمده است.یعنی‌ تولید نسل‌ و پرورش‌ کودکان‌ و انتقال فرهنگ و وسیله‌ای است برای ایجاد نظم در روابط جنسی‌ افراد.

در‌ جامعه‌ مورد مـطالعه،تغییر و دگرگونی‌هایی که در خانواده صورت گرفته،عبارتند از:

الف)تغییر وظایف و کارکردهای خانواده‌ به‌عنوان‌ یک واحد آموزشی و فرهنگی، نقش اجتماعی کردن کودکان را برعهده داشت،ولی‌ بعد‌ از انقلاب و یکجانشین شدن تالشی‌ها در مناطق‌ جـلگه‌ای‌ و گـسترش‌ مدارس،خانواده نقش آموزشی خود را به‌ مدارس‌ محول کرده‌ است.

ب)رشد سریع خانواده هسته‌ای:در چندسال اخیر،مخصوصا بعد از‌ سال‌های‌ ۱۳۵۹-۱۳۵۸ به خاطر تغییراتی‌ که‌ در منطقه‌،در‌ زمینه‌های‌ مختلف اقتصادی و فرهنگی،صـورت گـرفته،رشد‌ خانواده‌ هسته‌ای بیشتر شده است ولی در این خصوص هنوز آمار مشخصی در‌ اختیار‌ نمی‌باشد.

ج)دگرگونی در ابعاد اقتصادی:در‌ گذشته منطقهء طولارود به‌ لحاظ‌ اقتصادی تـقریبا خـودکفا بوده و تا‌ حدودی‌ تمام نـیازهای خـانواده در آن تولید می‌شده،ولی امروزه به‌عنوان یک واحد مصرفی‌ درآمده‌ و تقریبا در زمینه‌های مختلف،لوازم‌ موردنیاز‌ خود‌ را از بازار‌ تهیه‌ می‌نمایند. مثلا در گذشته‌ که‌ زندگی چادرنشینی وجود داشـته،جـهت فرش کردن چادر از جـاجیم یـا گلیمی‌ که توسط‌ زنان‌ بافته می‌شد،استفاده می‌گردید اما در‌ زمان‌ حاضر،برای‌ فرش‌ کردن‌ واحد مسکونی و حتی چادر‌،از تولیدات صنعتی مانند زیلو،فرش ماشینی و…استفاده می‌شود و یا این‌که در گذشته مـردم تـمام‌ مواد‌ لبنیاتی موردنیاز را خود به دست‌ می‌آورند‌(از‌ جمله‌ ماست‌، کره،پنیر،کشک‌ و…)اما‌ در زمان حال این مواد لبنی از بازارهای محلی و مغازه‌داران تهیه‌ می‌شود.

د)اعضاء خانواده از قیدوبند‌ شبکه‌ خویشاوندی‌ رها گـشته و تـا حدودی نـسبت به گذشته‌‌ از‌ استقلال‌ بیشتری‌ برخوردارند‌.در‌ شرایط فعلی،به تبع رشد خانواده هسته‌ای،هر خانواده‌ای‌ نسبت به مـسائل خود به تنهایی تصمیم‌گیری می‌کند و توانسته است تا اندکی از سلطه گـروه‌ خـویشاوندی رهـایی یابد‌.در زمان حال،این قیدوبندها برداشته شده است.

ه)تفکر بالا بودن تعداد فرزندان و اولیت جنسی،بتدریج از مـیان ‌ ‌مـی‌رود.

و)ازدواج با خویشاوندان،جای خود را به ازدواج با غیرخویشاوندان می‌دهد‌.

موارد‌ فوق از جمله تغییراتی اسـت کـه در طـی چند ساله اخیر در منطقه مورد مطالعه در زمینه خانواده اتفاق افتاده است و این تغییرات به واسـطه فرهنگ‌پذیری و استفاده از ابزار‌ جدید‌ ایجاد شده است.

بررسی خانواده،ازدواج خویشاوندی در منطقه طولارود نـتایجی چند در برداشته که‌ عـبارتند از:

هـر خانواده در داخل یک شبکه‌ خویشاوندی‌ بزرگتر به نام فامیل قرار‌ گرفته‌ است که‌ تصمیمات اساسی توسط رئیس آن گرفته می‌شود؛

با ورود تکنولوژی جدید(رادیو،تلویزون،احداث راه‌ها و…)که باعث تماس بیشتر بـا شهر شده‌اند‌ و باتوجه‌ به تحولات اقتصادی صورت‌ گرفته‌ در منطقه،خانواده‌ها به سمت‌ هسته‌ای شدن می‌روندو از تعداد خانواده‌های گسترده کاسته می‌شود؛

نوع غالب ازدواج‌ها در گذشته درون طایفه‌ای و عمدتا ازدواج بین دختر عمو و پسر عـمو اسـت و اکثر‌ ازدواج‌ها‌ به صورت خویشاوندی‌بوده و در این میان خویشاوندان پدری‌ ارجحیت داشته‌اند؛

میزان ازدواج‌های خویشاوندی در بین افراد باسواد کمتر از افراد بی‌سواد است و این به‌ خاطر تماس بیشتر با شهرها و آگاهی‌ بـه‌ عـواقب این‌ نوع ازدواج‌ها و تحرک شغلی به واسطه‌ تحصیلات است؛

در بین افراد،خویشاوندی پدسوئی اهمیت بیشتری نسبت به‌ خویشاوندی مادرسوئی‌ دارد و دلیل این امر این است که چون خویشاوندان‌ پدری‌ تـحت‌ لوای یـک فامیل هستند،بنابراین‌ افراد یک نوع همبستگی نسبت به همدیگر پیدا نموده و خودشان را اعضای ‌‌یک‌ خانواده حس‌ می‌نمایند؛

نظام خویشاوندی در ارتباط با سایر جوانب زندگی اجتماعی می‌باشد‌ و در‌ بیشتر‌ مـوارد آنـ‌ها را تـحت‌تأثیر قرار می‌دهد،به‌طوری که چـگونگی اقـامت،مـیزان اعتبار و منزلت و…از خویشاوندی‌ متاثر است؛

سلسله مراتب قدرت و نظام قشربندی در ارتباط با نظام خویشاوندی قرار‌ دارد و این‌ها روی هم‌ تشکیل‌دهنده‌ یک ساخت اجـتماعی هـستند کـه یکدیگر را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند.

نظام خویشاوندی نسبت بـه گـذشته دچار تغییراتی گردیده است.در این میان می‌توان از نقش تکنولوژی جدید در زندگی آنان بحث‌ کرد به‌عنوان نمونه ایجاد راه‌ها و گـسترش‌ ارتـباطات بـاعث شده نوعی دگرگونی در خانواده و خویشاوندی ایجاد شود و میزان وابستگی‌ آنـان را به یک بزرگتر یعنی فامیل یا طایفه کمتر نماید.در نتیجه‌،این‌ مسایل مطرح شده دست به دست هـم داده و مـوجب تـغییراتی در نظام اجتماعی و فرهنگی تالشی‌ها شده و هر نوع‌ برنامه‌ریزی مستلزم شناخت ایـن عـوامل در جهت رسیدن به اهداف موردنظر می‌باشد‌.

نتیجه‌ گیری

باتوجه به پژوهش فوق،می‌توان نتیجه گرفت کـه یـکجانشین شـدن عشایر تالش،با ایجاد تغییرات عمیق در جنبه‌های مختلف زندگی تکنولوژی،سایر جـنبه‌های زنـدگی آنـان را نیز تحت‌‌ تأثیر‌ قرار داده است.شکل سنتی مشاغل و فعالیت‌های اقتصادی در میان آن‌ها همراه بـا یـکجانشین شـدن آنان کاملا متحول شد.در گذشته شکل غالب فعالیت‌های اقتصادی در میان‌ عشایر به‌ صورت‌ دامـداری‌ قـابل مشاهده بود،اما امروزه‌ دامداری‌ به‌ صورت سنتی در میان آن‌ها وجود ندارد و تـا حـدودی بـه صورت صنعتی و پیشرفته آن درآمده است،که این مسأله برخاسته‌ از‌ شکل‌ جدید‌ زندگی در میان آنـ‌ها اسـت.علاوه بر تغییرات‌ نوع‌ معیشت یعنی دامداری، فعالیت‌های اقتصادی دیگری نیز مانند پرورش زنـبور عـسل،کـشاورزی،باغداری و…در میان‌ آن‌ها رونق گرفته است‌.به‌طور‌ کلی‌ معیشت آن‌ها از شکل دامداری در حال حاضر بـه سـوی‌‌ مشاغل کشاورزی-خدماتی در حال جریان است و حتی باوجود این احوال،بعید نـیست کـه‌ آنـ‌ها را تا چندی‌ دیگر‌ بیشتر‌ در قالب فعالیت‌های خدماتی ببینیم.بنابراین با شکل‌گیری شرایط جدید اقتصادی‌ ایـلات‌ و عـشایر مـنطقه،اقتصاد خودکفای آن‌ها به اقتصاد وابسته و پولی تبدیل شده است که این وابـستگی اقـتصادی‌ در‌ حال‌ حاضر به سایر زمینه‌های اجتماعی- فرهنگی آنان نیز تسری یافته است.

گسترش‌ رسانه‌های‌ ارتباطجمعی‌ و افـزایش آمـوزش‌های رسمی در میان عشایر منطقه، تغییر و تحولات عمیقی را در سطح نیازهای‌ این‌ افراد‌ بـه وجـود آورده است.این نیازهای جدید،خود نیز بـه‌عنوان عـاملی ثـانویه در ایجاد‌ تحولات‌ عشایر مطرح است.این نـیازها مـوجب تغییر در نوع پوشاک و مسکن،نظام خانواده‌،باورها‌ و سایر‌ جلوه‌های فرهنگی آن‌ها شده اسـت.هـمراه با دورماندن تالشی‌ها از طوایف بـزرگ و اصـلی سلسله‌ مـراتب‌ قـدرت،تـعصبات قومی و قبیله‌ای در میان آن‌ها رو به سـنتی نـهاده و بسیاری از‌ این‌ ارزش‌ها‌ که در گذشته به صورت افتخار قومی در میان آن‌ها مـطرح بـود،کمرنگ شده است‌.زبان‌ یکی از عـناصر فرهنگی هر قومی اسـت کـه شدیدا برای حفظ و خالص‌ مـاندن‌ آنـ‌ تلاش می‌شود،ولی زبان تالشی‌های منطقه نیز بر اثر جریانات فوق دستخوش تغییر شـد و بـسیاری‌ از‌ واژه‌ها‌ و عبارات فارسی به آن اضـافه شـده اسـت.

براساس نتایج پرسـشنامه‌ها،مـیانگین تعداد‌ افراد‌ خانواده‌ها ۷/۴ نـفر شـده است که کم‌ جمعیت‌ترین‌شان ۲ نفر و پرجمعیت‌ترین‌شان ۱۱ نفر بوده‌اند.

بیشترین افراد مورد مطالعه‌(۵۰‌ درصد سـرپرست خـانواده)از طریق کارگری امرار معاش‌ می‌کنند در ایـن بـین‌ کمترین‌ تـعداد بـه افـرادی تعلق دارد که به‌ کـارهای‌ دامداری‌(۶،۶ درصد سرپرست خانواده)مشغول‌اند.بنابراین در این‌ قسمت‌ متوجه می‌شویم که یکی از تغییرات ایجاد شـده،شـغل افراد است.به‌گونه‌ای که‌ دامداری‌ کـه در دورهـ‌ای مـنبع اصـلی‌ درآمـد‌ محسوب می‌شد‌، اکـنون‌ کـمترین‌ کسی به آن می‌پردازد.جدول زیر‌ منبع‌ اصلی امرار معاش تالشی‌های مورد مطالعه‌ را پس از اسکان نشان می‌دهد‌.

پاسخگویان،مناسب‌ترین‌ سن ازدواج را برای‌ دخـتران‌ ۲۰ سـالگی(کـمترین سـن:۱۶‌ و بـیشترین‌ سـن ۲۵ سالگی)و برای پسران ۵،۲۴ سالگی(کمترین سن ۱۸ و بیشترین سن:۳۰‌ سالگی‌)ذکر کرده‌اند و تقریبا تعداد ۳ فرزند‌ را‌ برای‌ زندگی مناسب دانسته‌اند‌ که‌ در این بین‌ کمترین‌ تعداد‌ فرزند ۲ و بیشترین آن ۴ نفر ذکـر شده است.

ازدواج فامیلی نیز مورد استقبال قرار نگرفته‌ است‌ و تعداد ۶،۸۶ درصد از پاسخگویان به‌‌ ازدواج‌ خارج از‌ فامیل‌ گرایش‌ دارند و ۴،۱۳ درصد از‌ خانواده‌ها نیز به این قضیه بی‌تفاوت‌ بوده‌اند.

از ۹۰ خانواده ۳،۶۳ درصد معتقدند کـه بـاید‌ در‌ ازدواج فرزندان دخالت کنند و ۷،۳۶ درصد‌ نیز‌ عدم‌دخالت‌ خود‌ را‌ در این مساله‌ بیان‌ داشته‌اند.

در بین خانواده‌های مورد مطالعه،یکی از وسایلی که تقریبا در تمامی خانه‌ها وجود دارد‌ تلویزیون‌ است‌ و تعداد ۸۱ خانواده از ۹۰ خانواده،این‌ وسـیله‌ را‌ در‌ خـانه‌ خود‌ دارند.بعد از تلویزیون چرخ خیاطی است که بیشترین آمار را با تعداد ۷۲ دستگاه،به خود اختصاص داده‌ است.

  طبق آمار به دست آمده از پرسشنامه‌ها،حدود ۴۹‌ خانواده‌ از تالشی‌ها اسکان یافته در مـنطقه‌”طـولارود”به دامداری نیز مـی‌پردازند.ایـن نوع دامداری معمولا با نگهداری چند رأس گاو یا گوسفند در داخل حیاط همراه است.

باتوجه به‌ اعداد‌ و ارقام جداول،متوجه می‌شویم که تغییرات ایجاد شده در بین تالشی‌های‌ مورد مطالعه تا حـدی مـحسوس بوده است،به‌گونه‌ای که اکثر آن‌ها از‌ این‌ تغییرات اطلاع دارند. از آنجا‌ که‌ پرسشنامه‌ها در این محل پر شده است،می‌توان اشاره کرد که نظر اهالی تا حدی بیانگر وضع زندگی آن‌ها نـیز هـست.برای مـثال،در‌ مورد‌ کاربرد وسایل آرایشی شهری‌ در‌ بین زنان‌ منطقه،۷۵ نفر بر این عقیده بوده‌اند که مصرف لوازم آرایشی در بـین زنان بیشتر شده است.

از مهمترین مواردی که در این جدول مشاهده مـی‌شود،حـرکت از‌ امـرار‌ معاش دامداری‌ محض به کشاورزی یا کشاورزی توام با دامداری است.چنانکه در جدول قبل مشاهده می‌شود

حـدود ‌ ‌۶۹ نـفر بر این عقیده‌اند که فعالیت‌های کشاورزی نسبت به ۳ نسل بیشتر‌ شده‌ است‌ و حـدود‌ ۷۸ نـفر بـر کم شدن فعالیت‌های دامداری در تالش،تأکید ورزیده‌اند.

منابع

-بازن،مارسل(۱۳۶۷)طالش:منطقه‌ای‌ قومی در شمال ایـران،مشهد:آستان قدس رضوی.

-برومبرژه،کریستیان(۱۳۷۰‌)مسکن‌ و معماری‌ در جامعه روستایی گیلانی،(مطالعات مـردم‌ شناسی)،تهران:وزارت فرهنگ و آمـوزش عـالی،موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی،با ‌‌همکاری‌‌ استانداری گیلان.

-دومورینی،گوستاو(۱۳۵۷)عشایر فارس،ترجمه جلال الدین رفیع‌فر،تهران:انتشارات‌ دانشگاه‌‌ تهران‌.

-دیگار،ژان پیر(۱۳۶۶)فنون کوچ‌نشینان بختیاری،ترجمه اصغر کریمی،مشهد:انتشارات آسـتان‌ قدس رضوی‌.

-سازمان آمار(۱۳۷۵)سرشماری عمومی نفوس و مسکن،تهران.

-شریعت پناهی(حسام الدین)(۱۳۷۲‌)اروپایی‌ها و لباس ایرانیان،تهران‌:قومس‌.

-فکوهی،ناصر(۱۳۸۱)تاریخ اندیشه و نظریه‌های انسان‌شناسی،تهران:نشر نی.

-مرکز آمار ایران(۱۳۷۵)شـناسنامه آبـادی‌های کشور(شهرستان تالش)،سرشماری نفوس و مسکن.

-مورگان لوئیس هنری(۱۳۷۱)”جامعه باستان‌”ترجمه محسن ثلاثی‌،تهران:مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی پژوهشگاه علوم انسانی.

earle,timothy(1997)how chiefs come to power.stanford,stanford university – . press

. harris,marvin(1968)the rise of anthropological theory.new york:thomas‌ – . y.crowell‌

. harris,marvin(1974)cows,pigs,wars and witches:the riddles of culture – new york:random house

. harris,marvin(1979)cultural materialism:the struggle for a since of culture – new york:random‌ house‌

harris,marvin(1992)”anthropology and the theoretical and paradigmatic – significance of the collapse of soviet and east european communism”.amerrican . anthropologist 94:295-305

lowless r.(ed)(1988)the middle‌ eastern‌ village:chanying economic and – . social relations new york et london,croom helm

منبع : فصلنامه مطالعات جامعه شناختی , پاییز ۱۳۸۶ – شماره ۳۱

Print Friendly, PDF & Email

درباره ی مدیر

یک دیدگاه

  1. سلام . ممنون از اطلاعاتی که دراین وبلاگ قرار داده اید . بسیار مفید هستند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *