خانه > اجتماعی > تالشان و تات ها؛یاران وادی تعامل

تالشان و تات ها؛یاران وادی تعامل

%d9%81%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8cمحمدرضا فدایی

از پیوندها،همدلی هاو تعامل بین تالشان و تاتهاسخن ها می توان گفت . در این باره من از خاطرات کودکی , نوجوانی و جوانیم گواه می آورم . از سال ۱۳۳۵ لغایت ۱۳۵۰ . یادم هست چگونه خانه ساختیم , چطور از زمین بایر مزرعه گرفتیم , از چوب درختان چگونه بهره یافتیم , برای خودمان چگونه لحاف و تشک تهیه کردیم , برای اسب هایمان به چه شیوه پالان دوختیم , داس و تبر و اره و تیشه و بیل و کلنگ و چاقو وسه پایه ی روی اجاق را چه کسانی برایمان ساختند . بنا از کجا , نجار از کجا , آهنگر , نداف , خیاط , بافنده , دروگر , دوزنده , اره کش و ….از کجا آمد.

اول بگویم دیوار خانه ی ما از گل بود و طرز ساختنش بدین نحو که از ناحیه ی کلور و شال و گیلوان منطقه ی شاهرود خلخال عده ای استاد کار و کارگر هر ساله پائیز و زمستان به ناحیه ی ما می آمدند , آنان کاربلد و ما نیازمند , آنان از بازوی خویش وما از پس انداز و یا از محصولاتمان که مورد نیاز آنان بود  . نوعی داد و ستد پایاپای , برنج به جای مزد و کار . استاد کارها و کارگرها ابتدا از اطراف خانه ی تازه نوعی گِل زرد فراهم میکردند وآب و کاه به آن می افزودند وبعد لگدکوبش می کردند تا جائی که کاه و گل و آب به گونه ای خمیری شکل در می آمد آن وقت از این کاهگل خشت می ساختند که پس از چند روز در هوای آزاد و در زیر آفتاب خشک می شد آنوقت آماده می شد و با آن دیوار خانه را می ساختند .

خشت ها لابلای هم و دیوار به ضخامت چندبرابر دیوارهای کنونی که به آن چینی می گفتند را می چیدند این کار طبیعتاً طولانی امامحکم ساخته می شد و به شکل مخروط از پایین پهن ودر قسمت بالا از ضخامتش کاسته میگردید.برای آماده سازی مزرعه از زمین اطراف همان خانه ی نوساز استفاده می شد که با ابزار ساده ای چون بیل و کلنگ و تبر این امر انجام می گرفت تمامی درختان کوچک و بزرگ بدواً قطع می گردید آن وقت ریشه ها را از زمین بیرون می کشیدندوسپس زمین شخم زده می شد وبا نهری به چشمه و منشا ء آب وصل می شد .

کاردوخت و دوز لحاف و تشک هم به همت همان استاد کارها یا افراد دیگری از همان نواحی انجام می شد . استاد کارها و کارگرها جملگی تات زبان بودند, زبانی که با زبان تالشی پیوندی دیرینه داشته و دارد , زبانی به لطافت و شیرینیِ زبان تالشی . با همان شیوائی و زیبائی , آرام و مهربان و موزون . گوئی دو کالبد در یک جان . تات  – تالش .

قوم تات نیز همانند قوم تالش در کشور ایران از حضوری دیرینه برخوردار است . آنان نیز در کش و قوس اجتماعی غم و اندوهِ بسیاری را همچون تالشان بدوش کشیده اند , گاه سر زمین و مزارع و چراگاه های خویش را از دست داده وکوچ اجباری و بی خانمانی وسرگردانی را و از دست دادن زن و فرزند و مال و حال خویش را به چشم دیده اند و با همه ی مرارت ها و کجمداری های حاکمان و زورگویان وقت، تن به تسلیم نداده و از سنگینی خروارها تهمت و افترای تاریخ سربلند و با وقار مانده اند . کوچیده اند به گوشه و کنار مملکت اما هیچگاه واژگان از دل و جان بر آمده شان را فراموش نکرده اند و هیچوقت آداب و رسوم و باورداشتهایشان را از یاد نبرده و بر زمین ننهاده اند .

آنها در سراسر تاریخ ساکن و پاسدار ایران زمین بوده اند و هنوز نیز از جاجرم خراسان تا بوئین زهرا و تاکستان قزوین و آذربایجان و اران هستند وهویت و همان شیوه ی نیاکان و آباء و اجداد خویش را به پیش برده و حفظ کرده اند .

 به جراَت می توان گفت که اگر قوم تات به کمک مردم ناحیه ی غرب گیلان نمی آمد بسیاری از کارها ناقص و ناکرده می ماند . بسیاری از صنایع کوچک را که نصیب مردم این سامان شده حاصل تلاش و بزرگواری مردم آن دیار پاک و بی ریا و نجیب بوده است . هنوز هم همگونی و هماوایی فرهنگ تات و تالش ستودنی و غیر قابل انکار باقی مانده است .

مگر آدم چه می خواهد , پاک چشمی , مهربانی , ادب , کار و تلاش و یکرنگی و همزیستی مسالمت آمیز . همین مارا بس , ما از دنیای مدرن هم چیزی فراتر از این نمی خواهیم راهی که طی قرون متمادی این دو قوم اصیل و نجیب بی هیچ چشمداشتی در بستر اجتماعی گسترانده اند , راهی هموار و انسانی تا باشد چنین باد .

مرداد ۹۵ رشت

Print Friendly, PDF & Email

درباره ی مدیر

یک دیدگاه

  1. با درود وقتی مطلب جنا ب استاد فدایی را خواندم گه چگونه مردم تات وتالش در دروان گذشته در کنار هم یک زندگی تنگاتنگ داشتند و در حقیقت در قبال کار و حاصل دست رنج هم یک دادوستد ومعامله پایا پای و به عبارتی باهم مماشات دوستانه داشتند و یادم امد که در سالهای دور در دوران کودکی که هنوز راهو جاده امن برای عبور ومرور مردم تات زبان نبود مردمان تات در شروع پاییز و امدن سرما وبرف از گیلوان وکلوروخلخال وشال وهروآباد ودیگر نقاط تات نشین بطرف مناطق دشت تالش سرازیر می شدند و این مردمان که کار را عار نمی دانستند به حرفه های گوناگون سازندگی از بنایی ونجاری و غیرو وارد وماهر بودند وبرای گذران زندگی ونیز تهیه ارزاق برای شش ماه دیگر سال که اغلب مردها یا با خانواد به مناطق تالش کو چ میکرد ند ودر جوار مردم تالش که به این مردان میزبان خود لقب خونه خا میدادند یا در یکی دواطاق اضافه آنها ماندگار موقت می شدند یا اسکان در مناطق تالش را انتخاب می کردند وبابا ازدواج کردن بعضی از انها برای همیشه در مناطق تالشی می ماندند و بعضی از این مردم تات زبان هم در بازارهای محله های تالش وگیلان زندگی دو کاره یعنی در اطاقک هایی که یک اطاق کوچک در عقب و در جلوی اطاقک پیش خوان که محل کسبشان بود کاسبی از جمله مشاغل مختلف تفنگ سازی نعلبندی و پالا ندوزی و حتا قهوه خانه و شیرینی پزی آشپزی خیاطی و لحاف دوزی مردم تالش را انجام میدادند و در اطاقک های پشتی خانواده آنها زندگی می کردند یا بعضی از این مردمان تات در ساختن خانه و ساختن در وپنجره و نجاری خانه هابرای مردم تالش بعهده می گرفتند و نیز در اینزمان ها استاد کارها بسیاری را با بکار گیری شاگرد استا تعلیم می دادند وبرای دستمزد کارشان از محصولات کشاورزی مردم تالش دریافت می کردند و به این ترتیب بین مردم تات وتالش هرگز اختلاف فرهنگی پیش نمی آمد بلکه از تبادل هنر وفرهنگ باهم بسیار نیز خشنود بودند
    زلیخا صبا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *