خانه > گوناگون > تاریخچه رادیو رشت

تاریخچه رادیو رشت

خاطرات کیوان رهنورد / قسمت دوم

رهنورد( اختصاصی پایگاه تالش شناسی علی عبدلی)

 بیشتر مردم رادیو را فقط یک سازمان و یا تشکیلاتی که متشکل از هنرمندان و نویسندگان و مجریان و سایر دست اندر کاران آن است می دانند ؛ که می توانند صدایشان را از گیرنده های رادیوی منزل و یا محل کارخود بشنوند .  

  اما در حقیقت این تلاشگران عرصه فرهنگ و هنر باید حاصل تلاش و خلاقیت های هنری خود را از طریق سیستمهای ارسال و  فرستند ه های رادیوئی بگوش مردم برسانند . خود وسیله انتقال و انتشار امواج را در اختیار ندارند.   همانطوری که در کامپیوتر؛ نویسندگان نرم افزارها و تولید کنندگان سخت افزارها با هم پیوند ارگانیک دارند . یعنی وجود یکی منوط به وجود دیگریست. ملاحظه می فرمائید که تولید برنامه های رادیوئی و ارسال و انتشار آن دو مقوله جدا از هم اما  کاملاً در ارتباط با هم می باشد . 

 در لغت  رادیو به معنی ( تشعشع کننده ) است . به عناصری از مواد موجود در طبیعت که از خود اشعه ساطع میکنند مانند اورانیوم رادیوم پلوتونیم و غیره گفته می شود . به همین دلیل این مواد را مواد رادیو اکتیویته می نامند .

 از زمانی که فیزیکدان ها به هنگام کار در آزمایشگاه ها متوجه شدند که به هنگام عبورجریان الکتریسیته از سیم ، در اطراف آن حوزه مغناطیسی ای ایجاد می شود که می تواند عقربه قطب نما را منحرف کند،  به فکر افتادند که ببینند این حوزه مغناطیسی را تا کجا می شود با فاصله بیشتری از سیم حامل جریان الکتریسیته ایجاد بکنند .

چون در نیروی الکترو مغناطیس ( یکی از چهار نیروی بنیادی ماده ) همیشه مغناطیس و الکتریسیته با هم هستند وجود هرکدام دلیل وجود دیگری است ، بطور کلی امواج، چه رادیوئی چه غیر رادیوئی (مثل نور و رادار و اشعه ایکس و غیرو ) را امواج الکترو مغناطیس مینامند . 

کار در آزمایشگاه های گوناگون در کشورهای مختلف پیگیری شد تا سر انجام منجر به ساخت دستگاهی گردید که می توانست امواج الکترومغناطیسی را به فواصل بسیار دوری بفرستد اسم این دستگاه را رادیو (تشعشع کننده ) گذاشتند .

 درآن زمان دستگاه ساخته شده بسیار ساده و ابتدائی بود و هنوز هیچ کاربردی برایش متصور نبود و تحقیقات همچنان ادامه پیدا کرد تا آنجا که دستگاه ساخته شده قادر شد تا علائم مورس تلگراف را که تا آنروز بوسیله سیم کشی بین شهرها قابل انتقال بود ، بدون نیاز به سیم از شهری به شهر دیگر انتقال دهد . به همین دلیل اسم دستگاه جدید را دستگاه تلگراف بی سیم یا (وایرلس تلگراف ) گذاشتند .

 مدتی بعد که نحوه سوار کردن علائم الکتریکی صوت روی امواج رادیوئی(مودولاسیون) ابداع شد و دستگاه قادر شد که صدای تلفن را هم مثل علائم مورس بدون نیاز به سیم به دور دست ها انتقال دهد آن زمان بود که دستگاه تلگراف و تلفن بیسیم تکمیل شد . بدیهی است که چنین دستگاه مهمی که می توانست از هر جا به هرجا ارتباط برقرار کند اهمیت بسیار داشت و ابتدا در اختیار ارتش قرار گرفت.  

  تا آن زمان از این دستگاههای بیسیم فقط برای ارتباط تلگرافی و تلفنی درارتش ها استفاده می شد و برای پخش موسیقی مناسب نبودند . (پهنای باند صوتی برای تلفن ۴ کیلو سیکل است ولی برای موسیقی ۱۶ تا ۲۰ کیلو سیکل است ) بعدها که علم الکترونیک و تکنولوژی ساخت دستگاهها توسعه پیدا کرد و این دستگاهها قادر شدند پهنای باند صوتی عریض تری را انتشار دهند .

 مسئله استفاده از دستگاه بیسیم برای پخش موسیقی و همینطور سخن پراکنی مطرح شد و درست در همین زمان بود که رادیو به آن مفهومی که ما امروز آنرا می شناسیم متولد گردید.  بدنبال آن در شهرهای بزرگ اروپائی و آمریکائی یکی پس از دیگری ایستگاههای فرستنده رادیو برای پخش موسیقی و گفتار (مانند بنگاه سخن پراکنی بی بی سی و غیرو ) بوجود آمد . 

در ایران نیز از ابتدای ورود دستگاههای بیسیم در اختیار ارتش قرار گرفت اما بعد دولت به وزارت پست و تلگراف و تلفن اجازه داد تا از این دستگاهها برای ارتباط تلگرافی و تلفنی در شهر هائی که خیلی دور از تهران بودند مانند زاهدان چاه بهار بندر عباس و غیرو استفاده کند  و بدین منظور یک سازمان جدیدی زیر نظر وزارت پست و تلگراف و تلفن به نام (بیسیم پهلوی) بوجود آمد و همه امور مربوط به بیسیم در اختیار این سازمان قرار گرفت .

  بدنبال تاسیس ایستگاههای رادیو در اروپا و آمریکا ؛ در ایران نیز بیسیم پهلوی مامور شد تا در تهران اولین ایستگاه رادیوئی را تاسیس نماید . رادیو ی ایران در تاریخ ۴ اردیبهشت سال ۱۳۱۹ با یک دستگاه فرستنده ۲ کیلو واتی آلمانی آغاز به کار کرد.  پس از مدتی در مراکز استانها از جمله تبریز، اورمیه، شیراز ،کرمان ، اصفهان و همینطور رشت آغاز به کار کرد.

  اگر در گوگل در مورد  تاریخ شروع به کار رادیو در رشت  جستجو کنید سایت ها و وبلاگهای بسیار زیادی مطلب نوشته اند که متاسفانه اغلب ناقص و نادرست هستند  .  به عنوان مثال در مورد اولین خواننده رادیو رشت در ویکی پدیا از هنرمند محبوب و ارزشمند کشورمان نادر گلچین نام می برد که ایشان در دوازده سالگی خوانندگی را در رادیو رشت شروع کردند . در همانجا نوشته اند که ایشان متول۱۳۱۵ هستند این یعنی که ایشان در سال۱۳۲۷ در رادیو رشت برنامه موسیقی اجرا می کردند در حالیکه در همان ویکی پدیا تاریخ شروع بکار رادیو در رشت را سال ۱۳۳۴ ذکر کرده که اتفاقاً درست هم هست .

 با این حساب ایشان باید هفت سال قبل ازاینکه رادیو دررشت شروع بکار کرده باشد درآنجا آواز می خوانده است .! خوشبختانه جناب گلچین در قید حیاط هستند (که امیدوارم خداوند متعال یکصد و بیست سال دیگر هم به ایشان عمر با عزت وهمراه با سلامتی عطا کند) خودشان در این مورد می توانند بهتر از هر کس دیگری توضیح بدهند . 

 اما درمورد رادیو رشت.  باید قدری به عقب برگردیم  یعنی در زمانی که من کلاس اول ابتدائی را تمام کرده و با مادر بزرگم از تالش به بندر انزلی به منزل یکی از بستگانم رفتم . آنجا روی یک میزِ جعبه چوبی قشنگی را دیدم که چراغهای کوچک وریزی در جلو و همینطور در داخل آن دیده می شد و آدمهائی در داخل آن جعبه مشغول صحبت کردن و نواختن ساز و خواندن آواز بودند .

 از دیدن آن جعبه عجیب بشدت کنجکاو شدم و یک میل غیر قابل مقاومتی در من بوجود آمد که برخیزم  بروم از پشت آن جعبه و از لای سوراخهای آن داخل جعبه را ببینم تا آن آدم کوچولوها را که در حال صحبت کردن و آواز خواندن در داخل جعبه هستند را تماشا کنم . اما با هشدار مادر بزرگ مواجه شدم که می گفت جلو نرو آنجا برق داره و رادیو خراب خواهد شد آنجا بود که فهمیدم اسم آن جعبه رادیو است . 

 البته این کنجکاوی هرگز دست از سر من برنداشت و همه کار و زندگی و شغل و آینده مرا شکل داد .  در سال ۱۳۳۶ برای اولین بار با پدرم به رشت رفته و به اداره پست و تلگراف و تلفن واقع در میدان شهرداری رشت رفتیم و میدانستم که رادیو رشت در همین ساختمان است از پدرم خواستم که آنجا را بمن نشان بدهد ایشان مرا به دست یکی از همکارانش سپرد و با همکار پدرم به طبقه سوم ساختمان که فقط یک اطاق نسبتاً بزرگ بود رفتم در آنجا آنچه از رادیو رشت دیدم یک دستگاه بیسیم ارتشی بود که خیلی بزرگتراز دستگاه بیسیمی بود که من قبلاً در پادگان مرزبانی تالش (هشتپر دیده بودم همچنین دو دستگاه دیگر که به آن ضبط صوت گفته می شد و یک عدد میکروفون با پایه آن روی یک میز و چند عدد صندلی و دیگر هیچ .  البته رادیو در آن ساعت برنامه نداشت و کسی هم آنجا نبود تا من بتوانم کارشان را ببینیم و یا سئوالی از ایشان بپرسم . 

در سال ۱۳۳۸ من دوباره به رشت رفتم تا در آموزشگاه اختصاصی وزارت پست و تلگراف و تلفن ثبت نام کنم . تا آن زمان وزارت پست و تلگراف همه کادر فنی خودش را در آموزشگاهای اختصاصی خود تربیت می کرد زیرا هنوز مراکز علمی کشور قادر به تامین نیروهای فنی لازم نبودند . در همین آموزشگاه بود که من با نادر گلچین همکلاس شدم و البته ایشان پس از مدتی کلاس را ترک کرد و برای تحصیل موسیقی  به تهران رفت .

 این زمان فرصت تازه ای برایم پیدا شده بود تا با تشکیلات رادیو رشت و کارکنانش بیشتر آشنا شوم .  رادیو در رشت در سال۱۳۳۴با یکدستگاه بیسیم ارتشی به قدرت ۷۵ وات ساخت کارخانه تلفونکن آلمان در طبقه سوم اداره پست و تلگراف و تلفن افتتاح و کمی بعد یک دستگاه بیسیم یکصدو شصت ۱۶۰ واتی جای آنرا گرفت .

چون بیسیم های ارتشی برای پخش موسیقی طراحی نشده بودند کیفیت صدای خوبی هم نداشتند. در اواخر سال۱۳۳۶ با نصب یک دستگاه فرستنده رادیوئی یک کیلو واتی موج متوسط ساخت کارخانه کالینز آمریکا در طبقه هم کف ساختمان اداره پست و تلگراف هم کیفیت صدابهتر شد و هم توانست پوشش بیشتری را در شهرهای اطراف رشت ایجاد کند .

 درآن زمان سه نفر از همکاران اداره پست و تلگراف و تلفن بنامهای مهندس مومنی احمد چهره سا و حسین رهائی بخش مسئولیت راه اندازی تنظیم و تعمیر دستگاه فرستنده را به عهده داشتند .

در اینجا باید خاطر نشان کنم که از همان ابتدای  شروع به کار رادیو در ایران ، رادیو از دو بخش کاملاً مجزا اما در ارتباط با هم تشکیل شد  در یک بخش دستگاه فرستنده و ملحقات آن مثل تاسیسات آنتن ژنراتور برق و دیگر ابزار ولوازم مربوطه که همه در اختیار بیسیم پهلوی بود و همینطور مهندسین تکنسین ها وسایر کارکنان همگی از کارکنان بیسیم پهلوی و از وزارت پست و تلگراف و تلفن بودند . در بخش دیگر گویندگان مجریان نویسندگان و هنرمندان و همه آنهائی که در تولید برنامه های مختلف رادیو مشارکت داشتند و یا آنرا مدیریت می کردند در سازمان دیگری بنام اداره کل انتشارت رادیو کار می کردند و بسیاری از آنها جزو کادر ثابت اداری نبوده و شغل دیگر داشتند و بعنوان همکار جنبی و بصورت پاره وقت مشغول فعالیت بودند .

 از آنجا که در پشت ساختمان اداره پست و تلگراف و تلفن فضای کافی برای نصب واستقرار آنتن برای فرستنده یک کیلو واتی بطور اصولی وفنی وجود نداشت و آنتن نصب شده غیر فنی و غیر اصولی قادربه تشعشع و انتشار همه انرژی تولید شده توسط فرستنده یک کیلوواتی نبود پس از مدتی در یک مکان دیگر به نام باغ گنجه ای که متعلق به وزارت پست و تلگراف و تلفن بوده (واقع در ابتدای جاده  رشت به انزلی بولوار شهید انصاری ) بانصب دو دکل شصت متری برای استقرار آنتن و یک ساختمان یک طبقه که فضای کافی برای استقرار فرستنده رادیو و استودیوی ضبط و پخش صدا واطاقهائی برای سایرامور اداری ساخته شد و فرستنده رادیو با کلیه لوازم و وسائل و پرسنل آن به مکان جدید منتقل گردید.

 در همین زمان آقای مهندس مومنی نیز جای خود را به آقای مهندس پور یوسفی داده بود و آقای احمد چهره سا هم در تولید برنامه های مختلف رادیوئی بسیار فعال بودند .

این وضع ادامه داشت تا سال ۱۳۴۶در یک ساختمان جدید در همین مکان یک دستگاه فرستنده رادیوئی یکصد کیلو واتی از کارخانه نیپون الکتریک ژاپون خریداری ونصب شد و من هم بنا به پیشنهاد آقای مهندس پور یوسفی به جمع دو همکار دیگر (آقای احمد چهره سا  و آقای حسین رهائی بخش)اضافه شدم .

تا اینکه در سال ۱۳۵۰ اداره انتشارات رادیو که جزو وزارت اطلاعات (ارشاد اسلامی امروز) شده بود به همراه فرستنده های رادیوئی وکلیه ابواب جمعی آن در سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران ادغام شد . از این زمان به بعد رشد و توسعه رادیو و تلویزیون در ایران سرعت بیشتری یافت و برای پخش برنامه های برون مرزی رادیو  از سراسر مرزهای کشور قرارداد خرید فرستنده های پر قدرت رادیوئی با کارخانه تامپسون سی اس اف فرانسه بسته شد و قرار شد دو دستگاه ۴۰۰ کیلوواتی از این فرستندها درمحل کیاشهر نصب شود(در ابتدا قرار بود در آستارا نصب شود ) تا برای پخش برنامه های برونمرزی از آن استفاده شود . در سال ۱۳۵۳ من بهمراه ده نفر دیگر از تکنسین های سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران به پاریس و به کارخانه تامپسون سی اس اف فرانسه برای آموزش نصب تنظیم وتعمیر فرستنده های یاد شده اعزام شدیم که پس از اتمام دوره آموزشی در سال ۱۳۵۴ به ایران برگشتم .

چند ماه پس از برگشتن من به ایران کم کم قطعات و لوازم فرستنده های یاد شده و همینطور قطعات دکل های آنتن آن به ایران حمل شد اما  هنوز ساختمان و تاسیسات آن ساخته نشده بود و از برنامه عقب بود از سال ۱۳۵۶ نا آرامی های اجتمائی و بدنبال آن انقلاب اسلامی  و سپس جنگ تحمیلی یکی پس از دیگری باعث توقف کامل کار شده بودند و من نیز در سال ۱۳۵۹ با بیست سال خدمت باز نشسته شدم  البته  بعداً فرستنده های برونمرزی صدا و سیما بدست همکاران جدید دربندر کیا شهر نصب و راه انداز شد ولی من دیگر اطلاع کافی از چند و چون آن ندارم .  این همه آن چیزی بود که من از رادیو رشت یا خود شاهد بودم و یا خود مشارکت داشتم و یا از همکاران پیشکسوت خود شنیدم

Print Friendly, PDF & Email

درباره ی مدیر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *