خانه > مشاهیر تالش > به یاد استاد نوروزعلی محمد اف

به یاد استاد نوروزعلی محمد اف

نوروزعلی محمداف و علی عبدلی
نوروزعلی محمداف و علی عبدلی

گفت وشنود با

 نوروز علی محمداف زبان شناس و مدیر مسئول نشریه صدای تالش

روانشاد استاد نوروزعلی محمد اف زبان شناس ، پژوهشگر و از بنیانگذاران و مدیران مرکز مدنیت تالش و نشریه صدای تالش ،در سال ۱۳۸۶ به اتهام ایراندوستی و پرداختن به زبان و فرهنگ تالش باز داشت شد و پس ازتحمل دوسال زندان و شکنجه، در تاریخ ۲۶ امرداد سال ۱۳۸۸ در باکو درگذشت . این مطلب به مناسبت گرامی داشت یاد و نام آن اندیشمند جان باخته تالش جدا شده از خاک ایران ، باز نشر می شود .

س:استاد نوروز علی لطفاً ضمن معرفی خود بفرمایید اهل کجایید و به چه کاری مشغول هستید ؟

ج: همانطور که می دانید من اهل ارچوان آستارا و ساکن باکو هستم، درآکادمی ملی آذربایجان کار میکنم . اصلاً تالش ، محقق زبان تاشی و متخصص در رشته (دیالکتولوژی) می باشم که به بررسی ارتباط زبانهای مختلف با هم و برنامه های آن می پردازد؛ ضمناً وطیفه مدیر مسئولی نشریه صدای تالش و معاونت مرکز مدنیت تالش نیز بر عهده من است.

س:شما هم از لحاظ شغلی و هم از لحاظ علایق شخصی از جمله کسانی هستید که بر مسئله زبان ها و لهجه های ایرانی رایج درحوزه قفقاز اشراف کامل دارید، خواهشمندم در این زمینه اطلاعاتی در اختیار ما قرار دهید؟

ج: سئوال شما جواب مفصلی می طلبد؛ اما من سعی میکنم جواب کوتاهی به آن بدهم تا سخن به درازا نکشد. من در انستیتوی زبان و ادبیات آکادمی علوم کار میکنم. در همین انستیتو شعبه ای داریم به نام (ارتباط زبانهای مختلف ) ارتباط زبان هایی که در جمهوری آذربایجان رایج است.

درآن شعبه همچنین ارتباط زبان آذربایجانی با زبان روسی ،زبان فارسی، زبان انگلیسی، زبان آلمانی و سایر زبانهایی که در تماس و رابطه با زبان آذری هستند مورد بررسی قرار می گیرند . می دانید که در آذربایجان قوم های مختلفی زندگی می کنند، یعنی تالشها، تات ها، کرد ها، لزگیها، آوارها،اودین ها، خنالق ها و قرچ ها؛ بررسی ارتباط زبانهای اقوام با زبان آذربایجانی اساس کار ماست، این شعبه تاریخچه ای طولانی دارد از زمان شوروی بجا مانده است؛ یعنی در آن زمان نیز فعالیت داشته؛ امروزه نیز فعالیت دارد و از طرف دولت به آن شعبه کمک مالی می شود.

 من در سال ۱۹۶۷ در انستیتو زبان که نام (نسیمی) برخود دارد کار خود را شروع کردم در آن سال ما شعبه ای داشتیم با نام شعبه (زبانهای ایرانی و زبانهای قفقازی)، در شعبه مذکور برنامه های تحقیقی صورت می گرفت. زمانیکه (طزیفه بوداق اوا ) همسر (بوداق بوداق اف) عضو هیئت علمی آکادمی و مدیر شعبه زبانهای ایرانی شد، من پیشنهاد تاسیس شعبه جدیدی را دادم که کارش بررسی زبانهای رایج در آذربایجان باشد. در راه اندازی آن شعبه خانم طریفه بوداق اوا خیلی کمک کرد.

 در آکادمی از شخصیت های بزرگ خواهش کردیم که شعبه مذکور راه اندازی شود و سرانجام آن شعبه بر پا گردید. با نام« شعبه ارتباطات زبانهای مختلف» ،در آن شعبه کادر های بسیاری به وجود آوردیم؛ دکتر های علمی، نامزد ها علمی، اسپیرانت ها و سایر اشخاص را پرورش داده ایم و در آنجا راه و روش های مختافی بررسی شده است. خودم در زمینه زبان تالش، از سال ۱۹۶۷ تا به امروز، در آنجا تحقیق میکنم . اکنون در ارتباط با زبان تالش نزدیک به ۹۰ مقاله دارم، همگام با زبان تالشی در ارتباط با زبان آذربایجانی هم تحقیق کرده ام و در خصوص زبان آذربایجانی نیز اثرهایی دارم . زمانی که می خواستند به ما در حد کافی کمک کنند اتحاد جماهیر شوروی فروپاشید و آن مسئله را کد باقی ماند.

گمان می کنم که در اینده نزدیک، حکومت جمهوری آذربایجان به آن توجه نماید. یکی از کارهای بزرگی که در ارتباط با زبان و ادبیات آذربایجانی انجام داده ایم تدوین لغت نامه دو جلدی زبان آذربایجانی است که در ترکیه چاپ شده من در زمینه زبان تالشی در بخش لغات، دستور و آوا شناسی زبان تالشی، تحقیقات بیستری دارم . نوشته های من در این زمینه ها برای چاپ آماده اند، اما چاپ کتاب برای ما بسیار دشوار است.

س: زبان، فرهنگ و معیشت تالشان در زمان شوروی و اکنون در آذربایجان مورد توجه خاص بسیاری از محققان بوده، تاکنون در این زمینه چه تحقیقاتی انجام گرفته است لطفاً از آثار خودتان هم یاد کنید؟

ج: در گذشته به صورت پراکنده تحقیقات خوبی انجام گرفته اما متاسفانه فعلاً در زمینه زبان تالشی در کشور ما افراد محدودی کار علمی انجام می دهند. من یک دستیار داشتم که شما ایشان را می شناسید حالا در دانشگاه باکو به سمت کادر علمی کار می کند . من استاد راهنمای ایشان بودم، او فرد بسیار مستعدی است ، امید دارم که او در ارتباط با زبان تالشی فعالیت خود را ادامه دهد. باید اذعان نمود که در زمینه زبان وادبیات تالشی به شکل علمی و در سطح آکادمیک کسی نیست که مشغول باشد. اما بعضی از دوستان هستند که به صورت انفرادی کار می کنند به طور مثال باید از ابولفضل رجب اف و از مرحوم ((عوض صادق اف  یاد کرد . علاوه بر این ها  افراد دیگری هم هستند که فعالیت دارند، اما کارشان منظم وتخصصی نیست.

س: در مورد اقلیتهای قومی کشورتان و این که آنها در چه مناطقی ساکن هستند، خواهش می کنم توضیح بیشتری بدهید.

ج: همانطور که گفتیم اقلیت های قومی کشور ما عبارتند از: تالشها، تاتها، لزگیها، کردها، قرچ ها؛ خانلق ها، بودقها، و اودین ها. تالشها بزرگترین اقلیت قومی و زبانی جمهوری آذربایجان به شمار می آیند، گفتنی در مورد این قوم بسیار مفصل است، باید گذاشت برای فرصتی مناسب ؛ همین قدر باید گفت که بیشتر جمعیت جنوب رودخانه(( کور)) تالش هستند. عده زیادی از آنها نیز ساکن باکو و آبشرون می باشند و عده زیادی هم به روسیه و دیگر کشور ها مهاجرت کرده اند.

تاتها از زمانهای خیلی دور ساکن قفقاز بوده اند، زبان انها از خانواده هند و اروپایی و از شاخه زبانهای ایران بزرگ است. تاتها از لحاظ دینی به سه گروه تقسیم می شوند، تاتهای مسلمان، تاتهای مسیحی و تاتهای یهودی؛ تاتهای مسلمان بیشتر در منطقه آبشرون (باکو، بالاخانی، سوراخانی ) و نواحی ((شماخی) و (دَوَچی) اسکان دارند.

کرد ها در سراسر اراضی رودهای کورا و ارس ساکنند که به طور تقریبی از قرن پانزدهم میلادی، یعنی از دوران حکومت شدادیان در آن مناطق اسکان یافته اند. در اراضی ارمنستان و گرمستان در حال حاضر کرد هایی زندگی می کنند که بخشی از آنها نیز مهاجران دوره جنگ کریمه(جنگ میان روس و ترک) و دوران جنگ جهانی می باشند. می توان گفت که کرد ها بطور  دلخواه در اراضی آذربایجان مسکن گزیده اند و به دلیل آداب و رسوم مشترک خود با آذربایجانیها در آنها ادغام شده اند. این را هم بگویم که آمدن کردها به صورت کلی و اسکان آنها در این اراضی بزرگ در دوران بعد از الحاق آذربایجان به روسیه قوت بیشتری یافته بود. اسامی طایفه ای این مردم که در امتداد دامنه های کوه شاه داغ زیسته اند از اسامی محل اسکانشان گرفته شده است.

کرد ها همچنین در روستاهای دلی قایا ، دگونی بوداق، قریزلار ، آلیک ، جک  و هیاپیت  زندگی می کنند. قریزها و وقلها در شهر های خودات ، اسماعیلی ، خاچماز ، قوبا ، قبله و کنار آب آذربایجان اسکان یافته اند. خنالیقها نیز فقط در روستای خنیالیق شهر قوبا ، زندگی می کنند.

بررسی زبان مردمان قفقاز جنوبی که در آذربایجان زندگی می کنند، برای زبان شناسی زبان مردمان قدیم ((آلبان)) که در ترکیب دولت آلبان زندگی می کردند، می تواند نقش مهمی ایفا کند. چنین تحقیقاتی همچنین در حل بسیاری از مسائل زبان قدیم و قرون وسطای آذربایجان نیز می تواند کمک شایانی بکند.

در طول تاریخ مردمانی که با هم تماس داشته اند در میان فرهنگ و مدنیت و آداب و رسوم آنها برابری بوجود می آید و زبانها یشان نیز به هم نزدیک و از یکدیگر بهرمند می شود. در گروه زبان آذربایجان و زبان هایی که از آنها نام برده شد باید به صورت علمی بررسی شود؛ برای حل مشکل زبان شناسی آذربایجان کار های واجبی می تواند  انجام گیرد. معلوم است که در نتیجه آن اقوام و طوایف به هم نزدیکتر و مأنوس تر می شوند و می توانند روابط متقابل محکمی داشته باشند و به مقصد معینی حرکت کنند. همچنین هر چقدر وجوه مشترک در بین اعتقادات، آداب و رسوم و جهت های مشترک فرهنگی زیاد تر باشد زبان آنها نیز هر چه بیشتر و بهتر گسترش می یابد و به هم نزدیکتر می شود. وظیفه شعبه زبان  اقلیتها آکادمی علوم، مطالعه ، بررسی و شناخت اشتراکهای فرهنگی و زبانی اقلیت هاست.

س: آیا غیر از آنچه که یاد نمودید، اقوام و گروههای دیگری هم هستند که در آذربایجان زندگی کنند؟

ج:علاوه بر عقلیت های بزرگ که از آنها یاد شد باید از گروههایی مانند خلجها نیز یاد کرد. خلجها زبان ایرانی دارند. آنها در روستای شاه آغاجی شهر آستارا زندگی می کنند که قبلاً در خصوص آنها مسائلی مطرح شده؛ پروفسور دانشگاه دولتی لنکران مسعود محمد اف پایان نامه تحصیلی خود را به زبان خلجها اختصاص داده است. با این حال مدتی زیاد است که این زبان از تحقیقت جدید به دور مانده است.

س: آیا دربین تالشان آذربایجان فرقه ها و گروه های خاصی هستند که به (کتاب قرمز= تاریخ آذربایجان) وارد شده باشند؟

ج: در روستا های مدنی و شروک چند خانواده زندگی می کنند که به زبان (چروج) صحبت می کنند از زبان چروج که از زبانهای و لهجه های ایرانی است اطلاعات کمی در دست داریم با این زبان در هیچ جای دنیا صحبت نمی شود؛ احتمالل آن وجود دارد که این زبان در آینده از بین برود زیرا دیگر نسل جوان به آن زبان صحبت نمی کنند، سالمندان نیز فقط میان خودشان به این زبان سخن می گویند. برای همین تا وقت باقی است باید به یادگیری این زبان کوشید و ان را تعلیم داد.

س: در خصوص حفظ زبان اقلیت های قومی در کشور شما چه تدابیری صورت گرفته ؟

ج: در قانون اساسی جدید کشورمان حفظ زبان و ادبیات و مدنیت و فرهنگ و گسترش آن مورد توجه قرار گرفته است. برابر این قانون بین اقلیتها هیچ فرقی وجود ندارد و انها با اکثریت تات ، کرد ، لزگی ، ساخور و اودین تحت شرایط برابر زندگی می کنند . دست کم تا این زمان در مدارس هفته ای دو ساعت زبان مادری آنها تدریس می شود که برای همین کار نیز انتشار کتابهای درسی لازم است و این کار نیز انجام گرفته است.

انستیتو زبان شناسی آکادمی علوم آذربایجان با همکاری آموزش وپرورش برای از میان برداشتن مشکلات موجود، تا جایی که ممکن بوده هر کاری کرده اند . در نتیجه به زبانهای تالش، تات، لزگی، کرد، ساخور، اودین، الفبا و دیگر کتابهای درسی متشر شده است.

بدون در نطر گرفتن تمامی مشکلات اقتصادی موجود، در کشور به تعداد لازم کتاب درسی به شش زبان تالشی، تات، لزگی، کرد، اودین وساخور برای کلاس سومی ها ؛ (اودین و تات) برای کلاس دومی ها ؛ (لزگی) برای کلاس چهارمی ها : و برای (تالشها) کتاب درسی به زبان مادری منتشر شده است.

علاوه بر این ها به زبانهایی  که اشاره شد روزنامه و کتاب منتشر می شود. امیدوارم که شعبه روابط زبان آکادمی علوم آذربایجان که گنجینه بزرگ اقلیت های قومی می باشد، بتواند کارهای درخور توجهی انجام دهد.

س:آیا امروزه هم پژوهشگران خارجی در زمینه زبان و فرهنگ و مردم تالش ج.آ. تحقیق می کنند؟

ج: برای من جای خوشحالی است که در زمینه زبان تالشی در همسایگی ما در کشور ایران نیز عده ای از اندیشمندان و محققان مشغول فعالیتند. آنها موفق به خلق آثار خوبی شده اند.مثلاً آثار آقای عبدلی از کتابهای پایه ماست. بدون واسطه این کتابها به زبان و فرهگ و تاریخ تالش بستگی دارد وجود این آثار برای تالش ایران یک امتیاز بسیار بزرگ است. با آن آثار در ایران مکتبی بنا گذاشته می شود که در آینده اهمیت خاصی خواهد داشت. در آلمان نیز پروفسور ((شوتیز))، قفقاز شناس و متخصص زبان ((اودین)) است. او در سال ۸۵ به آذربایجان آمد من با ایشان و درارتیاط با زبان تالشی خیلی صحبت کردم یک مقاله و یک داستان به ایشان دادم . بعد از در گذشت ۱۵ سل همین آقای شوتیز بر اساس مطالبی که به ایشان داده بودم یک کتاب نوشت با نام ((زبان تالشهای شمال)) که در آن تالشهای ما را در نطر گرفته است. یعنی تالشهایی که در جمهوری آذربایجان به سر می برند. این کتاب چاپ شده ومن به واسطه اینترنت آن را خوانده ام واز آن خیلی خوشم آمد. طبیعی است که در آلمان متخصصانی هستند که به کار زبان تالشی مشغولند در آمریکا و کانادا، هم محققانی آمده بودند آنها سه سال در آذربایجان در زمینه وضعیت زبانهای موجود مشغول تحقیق شدند به شهر های لریک، لنتکران، مسالی، آستارا، رفتند من هم با آنها همراه شدم تحقیقاتی انجام دادیم که در آینده نزدیک چاپ خواهد شد  به این ترتیب میشود گفت زبان تالش در آمریکا و کانادا هم جایگاه مخصوصی دارد.در مسکو و لنینگراد هم درباره زبان تالشی آثار سترگی به وجود آمده است. وقتی که هنوز در آذربایجان کار های مهمی انجام نشده بود،در مسکو لغت نامه روسی به زبان تالشی به وجود /امده بود.این لغت نامه در مسکو چاپ شد. مؤلف آن ((وی اَلکساندر)) و ((ناپیریکو)) است. شما این را می دانید و در ارتباط با زبان تالشی اثری از ((دیناگر اینکا)) بیرون آمئه که به زبان روسی است.

س:حضور فرهنگی . هنری تالشان در مطبوعات و صدا و سیما ج.آ. چگونه است؟

ج: در تلوزیون آذربایجان برنامه هایی وجود ندارد. اگر پیش آید و به صلاح دولت باشد یعنی مثلاً لازم است در ارتباط با لنکران یک صحبتی باشد برنامه هایی پخش می کنند اما در بخش ویژه ادبیات عامیانه تالش ، ((اتنوگرافیای)) تالش برنامه های مخصوصی وجود ندارد. در دانشگاه ها نیز به همین صورت است. مثلاً در دانشکده تاریخ افراد معینی وجود دارند که می توانند در ارتباط با تاریخ تالش تحقیق کنند. اما شعبه مخصوصی که بتواند به تاریخ اتنوگرافیا و ادبیات و زبان تالشی بپردازد ، وجود ندارد.

س:شما از بنیان گذاران نهضت تالشان ج.آ. پس از فروپاشی شوروی هستید نام شما در تاریخ با نام مرکز مدنیت تالش و نشریه صدای تالش  ثبت شده است. لطفاً توضیحاتی هم در مورد تاریخچه مرکز مدنیت و وضعیت فعلی آن مرکز بدهید.

ج: تاریخ راه اندازی ((مرکز مدنیت)) ما نیز برایتان روشن است. این مرکز در سال۸۹ تاسیس شده و در سال ۹۱ به طور رسمی کار خود را شروع کرده است. از آن تاریخ تا امروز نیز رسماً وجود داشته. اما در سال ۱۹۹۳ بر اثر وقوع حوادث تالش-مغان، مرکز مدنیت ۷ سال از فعالیت خو باز ماند و آن باز ماندن به ضرر تمام منافع عمومی ما و دولت وهم به ضرر منافع خلق ما بود. از سال قبل ما چند نفر از اعضای قدیمی آن مرکز، دوباره تصمیم به بازگشایی مرکز مذکور گرفتیم و پس از مدتی تلاش و اخذ مجوز جدید از دولت، دوره جدید فعالیت آن آغاز شد. بعد از برپایی مرکز مدنیت من به فکر رونامه افتادم چونکه روزنامه ما ۷ سال بود که منتشر نمی شد. و منتشر نشدن روزنامه مانع بزرگی بر سر ما بود زیرا ما مدنیت داریم، فولکور داریم، ادبیات داریم و نمی توانستیم مطالب خود را در این زمینه ها در روزنامه های کشور چاپ کنیم و من در این باره نیز با تشکیلات بالا صحبت کردم . ریاست جمهوری و آقای هدایت اروج اف مشاور دولت در مور اقلیت ها به ما کمک می کند.

بعد از صحبت با ایشان چاپ دوره جدید نشریه صدای تالش را آغاز کردیم حالا خوب یا بد منتشر می شود تا کنون ۹ شماره اش منتشر شده است. شما می دانید برای روزنامه باید یک مکان باشد و تعدادی کارمند اما فعلاً از این امکانات محروم هستیم. امید وارم در آینده به ما کمک بشود تا ((صدای تالش)) را هر هفته منتشر کنیم.

البته من در ارتباط با مرکز مدنیت و روز شروع آن توضیحات لازم را دادم ولی واقعیت آن است که مرکز مدنیت جایی ندارد، زمینی ندارد، این عمده مشکل و مانع فعالیت ما است. این مرکز در سال ۹۱ که سال تاسیس آن است و در تمام شهرستانها شعبه های آن راه اندازی شد از جمله در لنکران و آستارا ولی الان فعالیت چندانی ندارد. ما می خواهیم همان شعبه ها را دوباره برپا کنیم و فعالیت آنها را تقویت نماییم. استاد راهنمای ما ((سیف اله اسدا…اف)) است او به زبان تالشی،رمانها و حکایتهایی نوشته که تاکنون بسیاری از آنها منتشر شده است.

مرکز ((مدنیت)) ما عضو های زیادی دارد ولی مکان مناسب نداریم که آنها را در یک جا جمع کنیم به همین دلیل سفارش کار به آنها کمی مشکل است . من نمی خواهم اسم دوستان موثر مارا بگویم  ولی خیلی طولانی خواهد بود . تا کنون خیلی ها به ما کمک کردند از جمله  شاعر ((علی ناصر)) معاون دوم رئیس مرکز مدنیت به ما خیلی کمک می کند وبرای روزنامه ما را صفحه آرایی می کند.

س:برقراری رزابظ با موسسات فرهنگی و تالش شناسان خارج از ج.آ.در اساس نامه مرکز مدنیت قید شده است. در این زمینه چه طرح هایی دارید؟ وتاکنون چه کارهایی انجام داده اید؟

ج: درست است مرکز مدنیت ما می تواند با تالشانی که در بیرون از کشور ما زندگی می کنند روابط فرهنگی برقرارکند و ما همیشه در این زمینه فعالیت کرده ایم واگر یادتان باشد در دوره گذشته یعنی در سالهای ۹۲ و ۹۳ ما عالمان ایرانی را دعوت کردیم و با شاعران تالش ایرانی نیز دیدارهایی داشتیم که در باره آنها ما در روزنامه مطالب زیادی نوشتیم و این آغاز کار بود؛ ما می خواستیم آنرا ادامه نیز بدهیم. خیلی طبیعی .اما مدت ۷ سال تعطیلی مرکز مدنیت ،کار خودش را کرد. ما نتوانستیم ارتباط خود را گسترش دهیم . من خیلی تشکر می کنم از این بابت که در کنفرانس دانشگاه تاکستان ما را دعوت کردند و برای شرکت در آن همایش از طرف ما محققانی به ایران آمدند و در حد بسیار بزرگ و عالی آن کنفرانس برگزار شد. در ایران در تاریخ ((تات شناسی))بلکه می توانم بگویم، سنگ تمام را گذاشتند. من در آنجا در مصاحبه خود با رادیو گفتم که این حرکت نشان دهنده دمکراسی حکومت ایران است. در برنامه های مرکز مدنیت هم با ایران و هم غیر ایران با تالشهایی که در خارج از کشور زندگی می کنند برنامه های گسترش روایط را داریم و در آینده نیز خواهیم داشت.

س: برای کسب موفقت بیشتر در زمینه حفط و اعتلای زبان و فرهنگ تالشان چه اقداماتی باید صورت بگیرد؟ و نیز بفرمایید چه خطرهایی هویت قومی و فرهنگی تالشان را تهدید می کند؟

ج: اولاً من در نطق اول خود گفتم که در زمان شوروی سابق در آکادمی علمی ما یک دانشکده بود و در حال فعلی نیز هست با نام ((انستیتو زبان شناسی)) که در آنجا در مورد همه زبانها تحقیق می کردیم و با وجود خفقانی که در شوروی سابق بود، این زبان ها در آنجا تحقیق می شد. در دانشگاههای جمهوری آذربایجان و در شهر باکو .

این برنامه تا به امروز نیز ادامه یافته و ما کم و بیش این امکان را پیدا کرده ایم که ((مدنیت)) خود را تبلیغ بکنیم. ادبیات خود را و هنر های خود را تبلیغ کنیم .

من در بعضی کشور های دنیا به عنوان یک آذربایجانی و یک تالش، زبان تالشی خود را تبلیغ کرده ام. تاریخ به کسی که از هویت خود دفاع می کند احسن می گوید البته ما هنوز در داخل خود مشکلاتی داریم، همراهان ما زیاد نیستند. تالشها را می گویم. غیرت در آنها وجود دارد خواستن هست، اما برای ابراز آن این طور معلوم است که کمی شک و تردید دارند و مرکز مدنیت ما و روزنامه ما هم می خواهد این شک و تردید را از بین ببرد.

منبع : فصلنامه فرهنگ گیلان ، شماره های ۱۵ و ۱۶ ، پاییز و زمستان ۱۳۸۱ .

Print Friendly, PDF & Email

درباره ی مدیر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *