خانه > زبان و ادبیات تالش > بررسی و نقد اشعار تالشی فرامرزمسرور

بررسی و نقد اشعار تالشی فرامرزمسرور

امیرقلی عاشوریبه مناسبت ۱۸ دیماه سالگرد درگذشت فرامرز مسرور ماسالی

امیرقلی عاشوری

مقاله ارایه شده به نخستین کنگره شعرو ادب تالش ، رضوانشهر ، ۲۷آذر۱۳۹۳

چکیده : عنوان:بررسی و نقد اشعار تالشی  آنچه را که به عنوان شعر تالشی توسط علاقمندان نوشته شده، بیشتر پر سنگلاخ و ناهموار است این ویژگی تنها به سبب طبع  و قریحه ی شاعران تالش نیست بلکه بیشتر به سبب وابستگی لهجه ی تالشی به فارسی و عدم استقلال نحوی تالشی است. سلطه ی مطلق فارسی بر ذهن و زبان همه تالش ها و احساس مادر خواندگی فارسی توسط تالشی ها، بخواهی نخواهی کار را به جایی رسانده است که فارسی زبان مادری ما تلاش ها شده و زبان تالشی در لبه ی پرتگاه فراموشی و فروپاشی قرار گرفته است.

فرهنگ نشأت گرفته از فارسی با حرکت بطئی و آرام اما پر قدرت و نیرومند خود لهجه هایی همچون تالشی را به محاق برده است. با این وصف آنچه که از شعر تالشی برجای مانده است در حد و اندازه ی تالشی ها و برازنده آنها به نظر نمی رسد، اما با این حال بعنوان یک وظیفه باید به تقدیر شعر تالشی و تعذیز و تشویق سرایندگان آن پرداخت زیرا زبان به معنای عام خود، در بردارنده ی بسیاری از ارزش ها و زیبایی ها و پسند های قومی است.

واژگان کلیدی :  شعر تالشی، زبان تالشی، فارسی، فرامرزمسرور، میرزاکوچک خان . 

به سبب سیّال بودن الفاظ و تغییر و تحوّل نمود آوایی زبان در گذر روزگار از یک سو و مکتوب نشدن تالشی از سوی دیگر، زبان مادری ما دستخوش گسیختگی‌ها شده است به گونه ای که حتی در دو روستای یک شهرستان، برای یک معنی، دو لفظ متفاوفت و غیر متجانس مانند:: «شّو» و «شَنا» و «تیلّی» و «موسی» استفاده می‌شود، چه رسد به تفاوت تلفظ یک کلمه از یک روستا تا روستای دیگر، مانند «دَورء» و «دَبرء» و «تِشیریمَ» و تشیئیمَ» و امثال آن. تازه این وضعیت در محیط جغرافیای یک شهرستان است و اگر بخواهیم این تغییرات را بین دو روستا از دو شهرستان مطالعه کنیم با تفاوت‌ها و گسیختگی‌های بیشتری مواجه می‌شویم. نبود متن تاریخی ثابت و سلطهٔ روز افزون زبان فارسی و همچنین تأثیر گیلکی و ترکی و حتی کُردی، تالشی را متلاشی کرده است. اختلافات فراوان صامت‌ها و مصوت‌های الفاظ در تالشی، موجب آشفتگی و پریشان احوالی گویش تالشی شده است. علاوه بر این، تأثیر رسانه‌های گفتاری و نوشتاری و حتی دیداری و علی الخصوص استفادهٔ روز افزون از پیامک‌های گوشی همراه، کار را به جایی رسانده است که اغلب در خواندن حتی یک سطراز متن تالشی، با مشکل جدّی مواجه می‌شویم.

 علاوه بر همه این‌ها آنچه راکه با عنوان شعر تالشی توسط علاقمندان نوشته شده، اغلب پر سنگلاخ و ناهموار است این ویژگی تنها به سبب طبع و قریحهٔ شاعران تالش نیست بلکه بیشتر به سبب وابستگی لهجهٔ تالشی به فارسی و عدم استقلال نحوی آن است. سلطهٔ مطلق فارسی بر ذهن و زبان همهٔ تالش‌ها و احساس مادر خواندگی فارسی توسط ما تالشی‌ها، بخواهی نخواهی کار را به جایی رسانده است که فارسی، زبان مادری ما شده و تالشی در لبهٔ پرتگاه فراموشی و فروپاشی قرار گرفته است.

فرهنگ نشأت گرفته از فارسی با حرکت بطئی و آرام اما پُر قدرت و نیرومند خود لهجه‌هایی چون تالشی را به محاق برده است. بااین وصف آنچه که از شعر تالشی بر جای مانده در حد و اندازه تالشی‌ها و برازنده آن‌ها بنظر نمی‌رسد، اما با این حال بعنوان یک وظیفه باید به تقدیر تالشی و تعزیز و تشویق سرایندگان آن پرداخت. زیرا زبان به معنای عام خود، در بر دارندهٔ بسیاری از ارزش‌ها و زیبایی‌ها و پسندهای قومی است.

 حضرت عیسی (ع) فرموده است: «درخت را از میوه‌اش می‌شناسند.» بر همین اساس انسان را نیز باید از آثار وجودشناخت. مجموعهٔ اندیشه‌ها، رفتارهاو گفتارها و کردارهای یک شخص، نشانه مرتبه ومنزلت اوست، به نظر می‌رسد تأثیرگذاری مسرور بر اصحاب ادب وهنر، بیشتر از دیگر عزیزان شاعر و هنرمند است لذا ما به قدر وسع به سروده‌های تالشی فرامرز مسرور ماسالی می‌پردازیم امّا پیشاپیش فرازی از سخنان استاد احمد سمیعی گیلانی را دربارهٔ تأثیر هنر نقل می‌کنیم. ایشان می گویند: «اخذ پیام هنرمند با لذت هنری قرین است لذت هنری، ما را از جهان خاکی می‌رباید و با جلوه ای غنی تر، سرشارترو پر هیجان تر از هستی آشنا می‌سازد که خود، هشیارانه یا نا هشیارانه، هوای آنیم، لذت هنری وجود روحانی مارا پُر می‌کند و توقعات آن را، هم بر ملأ می‌سازد و هم بر می‌آورد. سیر و تأمّل هنری داروی معجزه آفرینی برای ملال زندگی است، نه آن ملال گذرا که خاستگاهش شناخته و مرزهایش پیداست. ملالِ محض که با بهرورزی و خجسته روزگاری نیز همبر می‌شود و ریشهٔ آن درخود زندگی است. حالِ خوشی که التذاذ هنری به آدمی دست می‌دهد، بهشتی است امّا نادیرپاست، ملال زیستن دمی چند فتور می‌پذیرد اما دیری نمی‌گذرد که قاهرانه تر باز می‌گردد. چون از جهان هنر به دنیای معاش رجعت می‌کنیم در می‌یابیم که زندگی عادی باد روزه چه سرد و بیمایه است و در آنچه واقعیت خوانده می‌شود، واقعیت چندانی هم نیست.{۱}

 مااز طریق شعر شاعر می‌توانیم به جهان تجربه ناپذیر اندیشه و خیال او نزدیک شویم. دنیایی که هرکدام از شاعران برایمات ترسیم می‌کنند به اندازهٔ وسعت جهانبینی آن‌هاست. حدود قدرت پرواز خیال شاعر به مجموعهٔ شرایط فرهنگی و اجتماعی و تاریخی و به دامنهٔ دانایی‌ها و آگاهی‌های او بستگی داردو اما مرحوم مسرور شاعری مذهبی است و اعتقادی راسخ به تمامی باورهای مذهبی دارد او خدارا اوّلین و آخرین پناهگاه و مایهٔ آرامش قلب می‌داند: «خدا که ویر وری آروم گِره دیل/ سری که جیر وری آروم گِره دیل /خاصه چاکه خدا قربون چ وام از / هرجا ای ویر وری آروم گِره دیل» این دو بیتی را می‌توان ترجمهٔ کاملی از «اَلابِذکِرِ اللهِ تَطمَئنُّ القلوب» دانست.

مناجات او با خداوند عالم بسیار صمیمی و مخلصانه است و حکایت از سخن حافظ شیرازی دارد که: «سرِتسلیم ما و ارادت حضرت دوست / که هرچه بر سر ما می‌رود ارادت اوست»

 «خدایا ته پناه بی پنای رَ

بدی را خوبی را خاصه خدای رَ

سّس آرَس ت وینم ترا دخونوم

زونوم ک یاور هر بینوای رَ»

 وی از تکیه بر دنیا ما را برحذرمی دارد و آنرابه زیبایی به سایه تشبیه می‌کند که پایدار نیست و انسان خردمند و دور اندیش هیچ وقت به فکرش خطور نمی‌کند که بخواهد بر سایه تکیه کند، امّا همین انسان وقتی گرفتار هوی و هوس می‌شود نا خواسته بر سایه تکیه می‌دهد و با فر جامی اندوهبار و حسرت آمیز روبرومی شود:

«پوچه دنیا ب هیچ کس بفا نی / دیاق، عاقیلی را غیر از خدا نی / دنیا سایه مونو ناپایدار مَکَه تکیه ک سایه تکیه گاه نی» اگر بتوان شاعر را بیان کنندهٔ احساسات مردم عصر خویش دانست مسرور هم در جای جای سروده‌هایش این احساسات و اندیشه‌ها را ظاهر کرده است ضمن اینکه شاعری دینی است و به مقدسات سخت باورمند است هرگز گوهر لفظ تالشی را در پای ارباب دنیا نریخته است. اندیشهٔ مرحوم مسرور دارای گستردگی بسیار وسیعی است این گستردگی اندیشه در عناصر شعری او بخوبی نمایان است:

«عاشقون دیل مَست و شیدایه حسین

/محشری هرجا کو برپایه حسین

 بهونه ای یَه فرات و تِشیری

تِشیری چَ؟ یَکَه دریایَ حسین »

 او در این دو بیت در دو نکته گستردگی اندیشه‌اش را ابراز می‌کند، اول آنجا که مراسم عزاداری عاشقان حسین را از حیث کمیت و کیفیت به صحرای محشر تشبیه می نمایدکه در آموزه‌های دینی از نظر کیفی «تبلی السرائر» و از حیث کمی «وسع السماوات و الارض» توصیف شده است و دربیت بعدی، در بیانی پارادویسکال حسین تِشنه را دریایی توصیف می‌کند که تشنگی برای آن بی معناست. در اشعار مسرور علاوه بروجود واژه‌هایی نظیر آسمان، دریا، کوه، خداو غیره که به خودی خود حاکی از بزرگی وعظمت و شکوه است، سبک بیان مسرورهم بگونه ای است که خوانندهٔ شعراو واژهای معمولی را نیز دریا گون، کوه پیکر، آسمان سان و خداگونه در می‌یابد:

 «تالش دریا مونو چِ لَپَه مونو،» ،«اَلاشَ داری شیوار سَر بلَندَ»، «کوهون لاسَ سَریکو اِستیمَ باز»، «تالشی پاب دَریا سَر ب بَندَ /هَمَه تِ جنگل و کوه و کَمَندَ» «بلندَ کو سری اَلاله ائمه / الاشه داری یکَه خاله ائمه»

 رنگ و بوی حماسی را به صراحت می‌توان در سروده‌های تالشی مسرور یافت، گویی او باذکر نام «داتام»، «بابک»، «رستمه چرمینه کلاه»، «لِدو» و دیگر نامداران، در پی باز آفرینی عظمت و شکوه و سربلندی و بلند آوازگی برای همزبانانش است. کمال هنر مسرور در منظومهٔ فاخرِ تالشی او در وصف میرزا کوچک جنگلی آشکار می‌گردد:

 «وختی جنگل شُوم و دارون دیسم

 وختی پیله چت لاسون دیسم

سَر بَرم دَرِّه مَغاره دیلَه

 ت وینم آدرِاَی شیر ژیان

 شیری سی نشتیرَه میرزا کوچی خان …»

 مسرور در این منظومهٔ زیبا میرزا را از محدودهٔ تاریخ زندگی خود بیرون آورده، او را در ذهن و زبان مردم جاویدان ساخته است. با خواندن این شعر، میرزا و یارانش را همچنان در حال مبارزه و ستیز با خصم دون مایهٔ ِ مستبد می‌بینی. مسرور با زنده کردن جهاد مقدس میرزا و وصف زیبایی‌های کار او به تعبیری خود و مردم تالش را در صحنهٔ پیکار بی امان با استبداد، این دشمن دیرینهٔ آزادی و آزادگی قرار داده است. در شعر مسرور این تنها میرزا نیست که بر ظلم وظالمان می‌تازد بلکه هر کسی که این منظومه را می‌خواند در دل و جان خود کمر بستهٔ میرزا و دشمن ظالم و یار مظلوم می‌شود و به مبارزه بر می‌خیزد و از حق و عدل دفاع می‌کند. مسرور میرزا را از دل جنگل، به قلب اجتماع می‌آورد و او راکمر بستهٔ مرتضی علی (ع) و جوانان را کمر بسته میرزا می‌داند، به تعبیری دیگر، فرهنگ دینی را مناسب‌ترین بستر ظهور نام آوران ملی می‌داند که افتخارات تحسین بر انگیز و قهرمانانه را در لباسی از قداست و مذهب آشکار کرده‌اند:

 «جوانن إشت کمربسته بینه

همگی مشت بهم بسته بینه

 ت کمر بسته مرتضی علی

 هر جاک دستی بهم بسته بینه

 ت وینم آدره ای شیر ژیان

 شیری شی نشتیره میرزا کوچی خان»

 در این منظومه مسرور، میرزا را در همه جا می‌بیند، در بالای کوه، در میان درختان جنگل، در فراز سخره‌ها، در جریان آب چشمه ساران، در نوای حزن انگیز نی چوپانان و در دادرسی به وضع فقیران و بی نوایان:

 «خون و آتش واره از گوشه َکَنار

  وَشتَه دِفقیرُو بیچارهَ زاهار

 دِبی کی داد فقیرون برَسن

 هرکسی مردمی را کَردَشه کار؟

ت و ینم آدره آ ی شیر ژیان

 شیری شی نشتیره میرزا کوچی خان»

 مسرور با بر شمردن صفات برازنده میرزا و با بیان هیبت و صلابتش، ذلّت و خواری دشمنان را ثابت می‌کند چه این دشمنان دشمنان میرزا باشند و چه دشمنان سلامت و صداقت و راستی و پاکی در هر عصری وهر نسلی، به همین سبب است که شاعر، میرزا را در همه جا مثل شیر ژیانی مشاهده می‌کند که نامش هم در چشمه سار حیات جاری است و هم درروشنایی راه و هم در مبارزه با تاریکی‌های ستم ستمگران است. در ذهن مسرور هرچیزی که سخت و سفت و محکم و بلند و روشن و امید بخش است، یاد آور نام میرزا است زیرا او الگوی وارسته ای است که بر بلندای باور مردم ایستاده است و روشنایی را بر دل و جان تک تک افراد جامعه می‌دمد و به خون راد مردان این خطه از بوم و بر حرارت و گرما تزریق می‌کند و آنان را مدام برای مبارزه با دشمنان این آب و خاک و دشمنان آزادی بر می‌انگیزد:

 «هرجا کو، هر غمی در دیل دَریَه

هرجا کو دست و پا زنجیل دَریَه

 هرجا زندانیَه، زندانی د اره

هر زُوون و لَبونی میل دَریَه

ت وینم آدرِ اَی شیرژیان

شیری شی نشتیره میرزا کوچی خان

 قفس هرجا چکن ها مندیرَه

 هرجا آزادی خونو پا مندیرَه

سیا شَو وختی مَنگه تاوپرا

را اَوی آکردَنون را مَندیرَه

ت و نیم آ درِ اَی شیر ژیان

شیری شی نشتیره میرزا کوچی خان»

ننتیجه گیری:

 در میان شاعران تالشی سرای متعهد و پُر شوردر خطهٔ تالش بزرگ، فرامرز مسرور یکی از درخشان‌ترین چهره‌های هنری و ادبی محسوب می‌شود. وی با ظرافت و لطافت که ویژهٔ شیوهٔ اوست توانسته است با سروده‌های خود، شعر تالشی را که می‌رفت به کل به بوتهٔ فراموشی سپرده شود، احیانماید. نامبرده با استفاده از جان مایه‌های دینی و تاریخی، سعی نموده شعر تالشی را با پیوند زدن به باورهای کهن و عواطف عمیق و احساسات ظریف، ساده و روان نشان دهد، شیرین و دلنشین سازدو با صلابت واستوار بیان کند. راه گشودن در مسیر سخت و پُر سنگلاخ لهجهٔ تالشی و پیشتازی در این راه تلاش در جهت رام کردن الفاظ زمخت، سعی دربیان ساده و بی پیرایه، توصیف‌های طبیعی و محسوس، استفاده اززبان گرم و خودمانی و گرایش به بیان حماسی، از ویژگی‌های شعری مرحوم مسرور است.

منابع: ۱ – دفترهای شعر فرامرز مسرور /  ۲ – نشر دانش سال ۶۳ شماره ۵

Print Friendly, PDF & Email

درباره ی مدیر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *