خانه > زبان و ادبیات تالش > بررسی عناصر حماسی درمنظومه «میرزا »ی مسرور ماسالی

بررسی عناصر حماسی درمنظومه «میرزا »ی مسرور ماسالی

مسرور ماسالینقدو بررسی شعر معاصر تالش . / مقاله پذیرفته شده در نخستین کنگره شعرو ادب تالش.۲۷ آذر ۹۳ رضوانشهر .

صغری رحمتی نژد

 چکیده: زبان تالشی به عنوان یکی از ارزشمندترین زبان‌های ایرانی دارای ادبیاتی کمابیش غنی است که زمینه‌ساز خلق ژانرهای متفاوت شعری شده است؛ حماسه و شعر حماسی یکی از این نوع ادبی است که به وسیله سرایندگان و شاعران تالش دنبال می‌شود از تواناترین شاعران تالش که به این امر نائل شده است، استاد فرامرز مسرور ماسالی است وی از جمله شاعرانی است که شخصیت‌های ملی را با بیانی روایت‌گونه و حماسی در شعر خویش منعکس کرده است. شعر حماسی استاد مسرور ماسالی دارای مؤلفه‌ها و بن‌مایه‌هایی است که منظومه وی را به متون حماسی فاخر همچون شاهنامه نزدیک می‌سازد.

 منظومه فرامرز مسرور ماسالی با ترجیع (شیری شی نشتیره میرزا کوچی خان) نمودار بارزی از عناصر حماسی است که نگارنده را برآن داشته تا با بررسی این منظومه به اثبات فرضیه حماسی بودن شعر مسرور پرداخته و قدرت وی را در این نوع شعر مورد نقد و ارزیابی قرار دهد.

کلیدواژها: حماسه، میرزا، مسرور ماسالی، عناصرحماسی.

۱-۱) مقدمه

 زبان تالشی یکی از مهم‌ترین زبان‌های ایرانی از شاخه هندواروپایی است که در شمال‌غربی ایران در غرب دریای خزر در مناطق گیلان و اردبیل در ایران و قسمت‌هایی از جمهوری آذربایجان رایج می‌باشد. به طور کلی زبان تالشی به سه گروه عمده قابل تقسیم است: تالشی شمالی، مرکزی و جنوبی «تالشی شمالی، تالش آن سوی رود ارس، یعنی تالش جمهوری آذربایجان است که ادامه آن در ایران تا کرگان‌رود تالش پیش رفته است. مراد از تالش مرکزی، گویش‌هایی است که در قلمرو دو رودخانه شفارود در جنوب و ناورود در شمال تداول دارد و منظور از تالشی جنوبی تالشی مناطق میان شفارود تا سفیدرود است که شامل تالشی خوشابری، ماسالی، ماسوله‌ای، سیاهمزگی و دیگر گویش‌های جلگه‌ای گیلان می‌شود.»(رضایتی، ۱۳۸۶: ۱۸).

در زمینه ادبیات تالشی آثار چشمگیری به صورت مکتوب وجود ندارد امّا در حوزه ادبیات شفاهی آثار قابل توجه‌ای وجود دارد که اغلب این آثار در زمینه شعر پدید آمده است؛ سرودن شعر تالشی به طور جدی از سال‌های بعد از ۱۹۲۰ به وسیله تالشان آنسوی مرز، به پیشاهنگی بزرگانی چون ذوالفقار احمدزاده و مظفر نصیرلی و در ایران از سال‌های پس از ۱۳۵۰ آغاز شده است. امّا دوبیتی‌های بازمانده ازصدقی پونلی، فرهاد شهنازی و سیدمحمود شرفی پیش از تاریخ مذکور نشان‌دهنده پیشینه طولانی‌تری از شروع شاعری در میان تالشان می‌باشد. دوبیتی‌های منتسب به شیخ سعدالدین کشفی و شیخ جنید و امیر ساسان، یا امیره سالوک گسکری ردپای شعر غیرعامیانه تالشی را تا سده نهم هجری نیز نشان می‌دهد.

 یکی از شاعران برجسته تالش استاد فرامرز مسرور ماسالی است که در کودکی او را مجید نامیدند. وی در منطقه ییلاقی اولسبلنگاه در شهر ماسال به سال ۱۳۲۴ متولد شد و در دامان پدر و مادری مهربان و اصیل در میان طبیعت بکر و کوه‌های زیبای تالش پرورش یافت «وی دوران تحصیلات ابتدایی را در مدارس ماسال با بروز نبوغ و ذوق هنری و شعر در نزد معلمانش سرآمد همسالانش گردید. در درونش دنیایی از عشق‌ها، عشق به خدا و صالحات، عشق به خانواده، عشق به مردم و سرزمین تالش به موازات هم در تلاطم بود و عطش سیرآبی همه عشقش را در سر داشت. وی پس از فراغت از دوران دبیرستان، سال‌ها وقت خود را صرف آموختن علوم حوزوی ساخت و با کسب عالی‌ترین درجات موفق به دانشنامه علوم اسلامی گردید. وی در سال ۱۳۵۱ با عشق به تربیت کودکان و نوجوانان ایران وارد آموزش وپرورش گردید و به اقتضای مکان اولیه شغل معلمیش در آذربایجان و ذوق شعری خود با استاد شهریار آشنا گردید و با الهام از حیدربابای شهریار، شروع به سرودن منظومه «خندیله پشت» نمود و در سال ۱۳۵۲ منظومه‌اش که حیدربابای تالش شد، را تمام نمود.»(سرتیپ‌پور، ۱۳۷۱: ۱۸۸).

وی یکی از شناخته شده‌ترین شاعران تالش است که سرودن اشعار تالشی را در کنار شغل معلمی ادامه داد و سرآمد شاعران تالشی دراین منطقه شد. شاعر با به تصویر کشیدن دردها و رنج‌های مردم سرزمینش نه تنها مرهم دل‌های داغ‌دیده بلکه شریک شادی‌های آنان نیز می‌شد و اینگونه در دل و جان بومیان تالش زبان بالأخص تالشان ماسال و شاندرمن نفوذ کرد. وی توانست شعر تالشی را با بیانی شیوا و زبانی ساده و بی‌تکلف به تالشان و در سطح گسترده، به ایرانیان معرفی کند. ذوق شعری وی مورد تقلید بسیاری از شاعران جدید و جوان تالش گردیده تا جایی که دنباله‌رو وی در سرودن شعر با مضمون‌های فولکلور و جهان‌شمول شده‌اند. استاد مسرور سرانجام در سال ۱۳۹۰ در سن ۶۶ سالگی بر اثر بیماری با دوستداران و همرهان خویش وداع گفته و روی در نقاب خاک کشید.

 بخشی از اشعار تالشی مسرور ماسالی تجلی‌گاه قهرمانان ملی و حماسی همچون میرزا کوچک خان جنگلی است وی به واسطه ترجیع‌بند بلندش در وصف میرزا به یکی از بزرگ‌ترین شاعران حماسی تالش تبدیل شده است. شعر مسرور دارای مؤلفه‌هایی است که آن را در ردیف اشعار حماسی قرار می‌دهد. در مقاله حاضر نگارنده برآن است تا مؤلفه‌های حماسی شعر مسرور ماسالی را در ادبیات تالشی واکاوی نماید و به این سؤال پاسخ دهد که آیا منظومه معروف شاعر به آثار حماسی فاخر قرابت دارد و آیا می‌توان استاد مسرور را از شاعران حماسی زبان تالش به شمار آورد؟

۱-۲) حماسه

 هر ملت و قومی از داشتن حماسه ناگزیر است و «حماسه سرآمد و ماجرای آن ملّت در گذر تاریخ است.»(واحددوست، ۱۳۸۷: ۵۷). حماسه ستیز ناسازهاست که با قهرمانی اهورایی و خاص امکان‌پذیر می‌شود. زمان پیدایش حماسه‌ها به آغاز تمدن‌ها برمی‌گردد زمانی «که تاریخ و اساطیر، خیال و حقیقت به هم آمیخته و شاعر مورخ ملت است؛ زیرا در آن مرحله از تاریخ هنوز نقاد و انتقاد رواج نیافته؛ در آن مرحله، ملل نیازمند وصایای بزرگان و قهرمانان خویش‌اند، آن‌ها که ملت‌ها را از مرحله‌ای به مرحله‌ای سوق داده‌اند و به درجه‌ای از تمدن رسانده‌اند.»(شفیعی‌کدکنی، ۱۳۵۲: ۵). تمدن‌ها به مرور زمان مورد تهاجم اقوام بیگانه قرار گرفته و دستاوردهای سال‌های متمادی آنان به مخاطره افتاده و گاهی در نبردهای طولانی و خسته کننده به مرز نابودی نزدیک شده‌اند در این میان، تحقیر و تهدید متجاوزین، تمدن‌های مورد تهاجم را به واکنش متقابل برمی‌انگیزد زمانی که قومی در برابر دشمن زبون و سرخورده می‌شود نیاز به قهرمانی فراطبیعی را احساس می‌کند تا از تمام داشته‌های یک ملت دفاع کند، «حماسه از جنگ‌های ملی علیه نیروهای مهاجم خارجی و نیروهای وهم‌انگیز و خرابی‌آور طبیعی سخن می‌گوید و بازتاب آرمان و کوشش‌های یک ملّت در حال تشکّل یا دفاع است.»(مهرور، ۱۳۷۷: ۱۷). بنابراین رسالت شعر حماسی که در ساختاری روایی بیان می‌شود و «درباره رفتار و کردار پهلوانان و رویدادهای قهرمانی و افتخارآمیز در جهان باستانی یک ملّت.»(مختاری، ۱۳۶۸: ۲۱). سخن می‌گوید، سبب شده شاعران به این نوع از ادبیات توجه ویژه داشته و پهلوانان و قهرمانان را در اشعارشان مورد ستایش قرار دهند لذا شعر حماسی بیشتر از همه به شرح دلاوری‌های پهلوانی اسطوره‌ای، ملی، تاریخی و … می‌پردازد و می‌تواند «مبتنی بر توصیف اعمال پهلوانی و مردانگی‌ها و افتخارات و بزرگی‌های قومی یا فردی باشد، به نحوی که شامل مظاهر مختلف زندگی آنان گردد.»(صفا، ۱۳۷۹: ۴).

۱-۳) میرزا کوچک خان

 بزرگ‌ترین قهرمان معاصر ملی و حماسه‌ساز ایران در گیلان، میرزا کوچک‌خان جنگلی است. میرزا با نام «یونس» در سال ۱۲۵۹ در رشت در یک خانوداه متوسط چشم به جهان گشود. پدرش میرزا بزرگ نام داشت به همین سبب فرزندش، به میرزا کوچک شهرت یافت و تا پایان عمر به این نام خوانده شد. میرزا در جوانی به تحصیل علوم دینی، صرف و نحو نزد اساتید بزرگ عصر پرداخت و همین مسئله سبب شد تا به مردی معتقد و دین‌دار تبدیل شود. «استادش آیت‌الله سیدعبدالوهاب صالح ضیابری، شاگرد مرجع تقلید آیت‌الله کاظم خراسانی، تحت‌تأثیر افکار انقلابی استاد، رهبری روحانیت رشت در انقلاب مشروطه را به عهده داشت. به نظر می‌رسد همین در پیوستن میرزاکوچک به مشروطه‌خواهان، مؤثر بود.»(پاینده لنگرودی، ۱۳۶۸).

وی پس از انحرافاتی که در جنبش مشروطه رخ داد و سبب خاموش شدن قیام مشروطه‌خواهان شد تصمیم گرفت مقدمات قیامی را فراهم سازد تا هم با دشمنان داخلی و بی‌عدالتی‌ها و هم در برابر هجوم متجاوزین روس و انگلیس بایستد. وی با بنیانگذاری نهضت جنگل توانست بخشی از اهداف مردمی خویش را محقق سازد.

 نهضت جنگل به صورت رسمی در سال ۱۲۹۶ در رشت تشکیل شد میرزا پیش از این جزء مؤسسین هیأت اتحاد اسلام بود که مبارزاتی علیه روس و انگلیس در گیلان در طول جنگ جهانی اول انجام می‌داد بعد از مدتی وی به همراه حاج احمد کسمایی عملیات چریکی خود را در جنگل‌های گیلان آغاز نمود وی«با تشکیل انجمن روحانیون رشت وارد فعالیت سیاسی شد و همراه ۱۵۰ تن از مشروطه خواهان به مدت ۲۰ روز به کنسولگری عثمانی در رشت پناهنده شد و با آغاز دوره استبداد صغیر ناگزیر به سوی قفقاز و تفلیس رفت،

به نظر می‌رسد این سفر نقش مهمی در افکار انقلابی کوچک خان داشته است به خصوص که روسیه در آن دوران دارای وضعیت انقلابی بود. دیدن زندگی آنجا و با مشاهده شهامت و فداکاری انقلابیون قفقاز که مرکز آن‌ها تفلیس بود، اساساً یک روح تازه به کوچک خان داده و او را از آنچه که بود به مراتب به آزادی بیشتر، علاقمند نمود. میرزا بعد از بازگشت با نگاهی پر شورتر به صف مجاهدین برای فتح تهران پیوست»(کشاورز، ۱۳۷۱: ۱۰۰). میرزا پس از ایجاد تفرقه در نهضت و جدایی خائنانه کسمایی، که از افراد برجسته و مسئول امور مالی آن بود، از این نهضت جدا شد. امّا مقاومت وی در جنگل‌های گیلان و مرگ ناجوانمردانه وی به دست خائنان و حاسدان داخلی سبب شد به اسطوره‌ای جاودان در گیلان و ایران تبدیل شود تا جاییکه شاعران بسیاری زبان به ستایش دلاوری‌های وی پرداختند.

۱-۴) عناصر و ساختار حماسی منظومه میرزا مسرور ماسالی

۱-۴-۱) شخصیت قهرمان

 لازمه سرایش شعر حماسی پیروی از اصول حماسه‌سرای است، ترجیع‌بند میرزا در موضوع مذکور به دلیل داشتن روح ملی که نیازمند قیامی برای مقابله با بیگانگان و دشمنان جهت کسب استقلال و رسیدن به عزت و آزادی جمعی است و همچنین به سبب همراهی اغلب مردم در این مبارزه که همراه با حس کین و خونخواهی است شعر مسرور را به اثری حماسی پیوند زده است. نخستین بن‌مایه حماسی در ترجیع بند مسرور ماسالی، شخصیت قهرمان یا همان میرزا کوچک خان جنگلی است که در برابر بی‌عدالتی‌ها و نارضایتی‌های موجود در جامعه‌ای پریشان به پا می‌خیزد. وی رهبر نهضتی مردمی است که علیه تجاوز بیگانگان می‌جنگد.

گوش بکَه میرزا هَمَه تِه دَخونون/ هر جا ک ظلم و ستم ویکَر خون

هر جا که داد فَقیری بوَزه/ وختی داد و ستم کَردَشه سون

 شاعر با اغراقی که لازمه شعر حماسی است؛ نام قهرمان حماسی را سبب به لرزه درآمدن دل دشمنان می‌داند. صدای قهرمان در تمام اجزای طبیعت پیچیده است و به گوش می‌رسد مهم‌ترین اوصاف قهرمان شعر مسرور شجاعت، دلاوری، شهامت، ظلم‌ستیزی و وطن‌خواهی؛ عشق به سرزمین اجدادی و دلسوزی و عشق به خاک است.

وَختی ایرون زَمینی حَقی هَرن/ حَقَّه وا سَنگینه شَلّاق بژَنن

موچی شی بازی سَری اسیر ببَم/ هَر کَسی وَردرَه سَر جیر بکَرن

 در شعر مذکور شاعر، حفظ و نجات وطن از تجاوز بیگانگان را ارزشمنتر از جان خویش و هم میهنان می‌داند. مسرور ماسالی در شعر حماسی مذکور هرگونه تسلیم شدن در مقابل دشمن را نادرست می‌داند و معتقد است نباید به قلب‌ها اجازه ورود دشمن را داد. از دیگر اوصاف میرزا، مردمی بودن است. کمک به توده مردم متظلم و رنج کشیده و فقیر جامعه از رسالت قهرمان حماسی است.

خون و آتش واره اَز گوشَه کَنار وَشتَه دِ فَقیرَه و بیچارَه زاهار

دِ بی کَی داد فَقیر رون برَسن هَر کَسی مَردمی را کَردَ شَه کار

۱-۴-۲) مکان و زمان حماسی

 زمان، گذری از یک واقعه است و عنصر زمان در حماسه طبیعی هم‌مرزی با تاریخ است؛ نهضت یا قیام میرزا واقعه‌ای است که در تاریخ معاصر ایران جریان دارد و طبعات این حماسه در زمان جاری است به موازات زمان، مکان از عنصر دیگر حماسی در شعر است؛ مکان و جایی که شخصیت حماسی در آن حضور دارد در زمان جریان دارد مکان قهرمان مسرور ماسالی، جنگل است، جنگل‌های گیلان جایی است که شخصیت شعر در برابر متجاوزین پایداری و مقاومت می‌کند و در آخر شهید وطن می‌شود و شاعر با تصویرآفرینی آن را به نمایش می‌گذارد.

وختی جنگل شوم و دارون دیَسم/ سر بَرم دَرَّ مغّاره دیلَه

وختی پیلَّه چت و لاسون دیَسم/ ته وینم آدره اَی شیر ژیان

 هدف میرزا مبارزه با ظلم، عدالت‌خواهی و جنگ در برابر متجاوزین، شکست دادن و بیرون راندن آنان است و محور قیام وی، دفاع از حق و تسلیم نشدن در برابر ظلم و تباهی، بوده است.

۱-۴-۳) حضور دشمن خارجی

 وجود دشمن خارجی بن‌مایه حماسی منظومه مسرور است که قهرمان در ستیز با آن است. حضور دشمنی که میرزا در سرتاسر ترجیع‌بند مسرر با آن می‌جنگد، وجه حماسی شعر وی را بیان می‌دارد.

جنگل، اشته نومینه پیلَّه آبو/ دشمن اشته نومینه ذیلَّه آبو

یا در بند دیگر شاعر به صورت مجهول و با فعل «هرن: ایرون زمینی حقی هرن = یعنی حق حق سرزمین ایران را می‌خورند» به حضور دشمن و بیگانه اشاره می‌کند.

وَختی ایرون زَمینی حَقی هَرن / حَقَّه وا سَنگینه شَلّاق بژَنن

۱-۴-۴) خون

 لازمه حماسه، خون ریختن است. کشتن یا کشته شدن اتفاقی است که حماسه از آن ناگزیر است و از بن‌مایه‌های حماسی شعر مسرور است. شاعر پس شرحی از دلاوری‌ها و ستیزه‌های قهرمان، به کشته شدن ناجوانمردانه میرزا اشاره کرده و ریختن خون وی را که مانند سیلی بنیان کن سبب نابودی دشمنان است، به تصویر می‌کشد.

اشت خون وَختی ویبَه بَندَسری / سَیلی شی دشمنی بنی کَندشَه

 مرگ غریبانه میرزا در کوه‌های تالش مانند مرگ غریبانه سیاوش در شاهنامه را به یاد می‌آورد که توسط نامردی دشمنان و حاسدان کشته شد. بر اثر بریدن سر میرزا سیلی بنیان کن به وجود می‌آید که سبب رسوایی و نابودی دشمنان می‌شود.

۱-۴-۵) یاریگران

 قهرمانان حماسه بدون یاریگران قادر به تحقق آمال جمعی خویش نیستند کسانی که به شکل باطنی و ظاهری یاور و همراه حضوری و غیبی وی هستند. در شعر مذکور شاعر یاران میرزا را کمربسته، سلاح به دست، پوتین به پا همچون شیر باصلابت و مهابت، آماده جهاد و شهادت به تصویر کشیده است.

جَوانِن اشت کَمَر بَستَه بینَه/ هَمَگی مشت بهَم بَستَه بینَه

۱-۵) مفهوم حماسی

 آزادی، قیام علیه بی‌عدالتی، عدم تسلیم در برابر دشمن، مبارزه تا آخرین نفس، اثرپذیری از بزرگان دین، اثرگذاری بر مشتاقان و رهروان از مفاهیم حماسی است که شاعر از آن برای فضای حماسی شعر خویش استفاده برده است.. مسرور ماسالی به مفهوم آزادی که لازمه شعر حماسی است توجه ویژه داشته و میرزا را قهرمان مبارزه برای آزادی می‌داند.

ته وینم هَر جا که آزادی وینم/ هَر جا ک مشکلیا آسونی را

 شاعر محبوبیت قهرمان حماسی شعرش را با نشان دادن پیروی جوانان از این قهرمان به تصویر کشیده است و حتی شاعر، قهرمان را کمربسته مرتضی علی می‌داند؛ الگوپذیری میرزا از عمق دینداری اسلامی وی حکایت می‌کند.

۱-۶) ابزار و آلات رزم

 توصیف ابزار و آلات جنگی بن‌مایه جدایی‌ناپذیر در شعر حماسی است که مسرور ماسالی در ترجیع بند خود بدان اشاره نموده است. مانند «داس و دهره»

بیگونه دسی بی با دازو درا بیَنجَنَم، تا چمه دس دو من بویو

و یا «تفنگ و پاتران =…» در بیت ذیل:

 ای وَری پاتران و با برنا تفنگ / قَرَه داغَه چَموشی کَردرَه پا

و یا «میله آهنی»: دشمنی چِمی ژَنَه آهینه میل

۱-۷) صنایع ادبی

۱-۷-۱) به کارگیری تشبیهات

 لازمه شعر حماسی استفاده از تشبیهات ملموس و حسی است؛ شاعر برای توصیف روایت حماسی شعر خویش به این جنبه بیانی از شعر توجه ویژه داشته است وی نام میرزا را همانند سروش الهی و مراد غیبی می‌داند که همانند شب هدایتگر و راهنما است. مسرور ماسالی ماندگار ماندن نام قهرمان حماسی شعرش را با حضور معنوی و اثرات معنوی قهرمان در جنگل و مسیرهای رفت و آمد و مبارزه‌اش به تصویر می‌کشد.

ماکلون، موسله روخون، اشته سَسی/ بَندَ سر، گَرمی اشته نَفَسی

کی ویرش بَرشو اشت جَنگ و جدال/ کوه و بندون بوینی و دیَسی

 میرزا با ترجیع (ته وینم آدره اَی شیر ژیان/ شیری شی نشتیره میرزا کوچی خان) که بارها در شعر تکرار می‌شود بین واژگان شیر، میرزا تشبیهی ایجاد می‌کند. به نظر مسرور ماسالی این میرزا نیست که با جنگل شناخته می‌شود بلکه این جنگل است که به اعتبار نام میرزا سترگ، عزیز و معتبر می‌شود. شاعر شرح دلاوری‌های میرزا را به عنوان قهرمان ملی در برهه‌ای از زمان خوارکننده و مغلوب‌کننده دشمن معرفی می‌داند.

۱-۷-۲) تطابق از طریق تناسب

 خواننده در خوانش اول از شعر با واژگانی روبرور می‌شود که صنعت تناسب یا مراعات نظیر را در ذهن تداعی می‌کند واژگانی مانند (دار: درخت/ درُّ و مغاره: دره / پیله چت و لاسون: سنگ و صخره‌های بزرگ) امّا کاربرد این واژگان به منظور و هدف ژرفی خلق شده‌اند سنگ و صخره نماد استقامت و پایداری و از جهتی نماد میرزا کوچیک خان است به سبب شباهتی که از لحاظ استقامت دارند.

۱-۷-۳) اغراق

 از مهم‌ترین بن‌مایه‌های حماسی شعر مسرور اغراق است. شاعر با اغراق، نام میرزا را برای طبیعت و جنگل همانند چشمه سیراب‌کننده و زندگی‌بخش می‌داند و برای دشمن همچون سیلی که با جوشش و حرکت قهرمانانه خویش هر چه بر سر راه دارد، از بیخ و بن می‌کند.

اشت نوم جنگلی را چمه آوَه ب رو تال و آمون را سَیله آوه

یا در ابیات ذیل:

شونئون له له صتا کو ته وینم گول پَم چالی دیله کو ته چینم

کلکا پشت و گدوکی سر که بوشوم ت و با گائوکی همنوا وینم

۱-۷-۴) ایهام

 صنعت بیانی ایهام در حماسی کردن شعر مسرور نقش مهم دارد؛ واژه جنگل ایهام دارد هم به جنگل و هم به لقب میرزا.

دشمنی کینَه دَری جنگلی دیل دشمنی چِمی ژَنَه آهینه میل

 شاعر می‌گوید جنگل (میرزا یا جنگل) کینه دشمن را در دل دارد و به این سبب نیل به چشم آن‌ها می‌زند؛ کنایه از اینکه با آنان جنگیده و آنان را نابود می‌کند بنابراین هر نامردی که محبوبیت مردمی ندارد و متجاوز است باید مانند پوست تخم‌مرغ خرد خردش کرد یعنی در مقابل او ایستاد و او را شکست داد. شاعر میرزا را در صدای نی چوپانان تالش می‌بیند که بدین طریق جاودان مانده است. شاعر میرزا یا قهرمان حماسی شعرش را در تمام اجزای طبیعت می‌بیند. در گل پامچال در پشت کلاکا و بر سر گدوک.

۱-۷-۵) حسن تعلیل

 شاعر با تشبیهی زیبا خون ریخته شده میرزا را به چشمه‌های جنگل تشبیه کرده و با حسن تعلیلی حسی علت وجود چشمه در جنگل‌ها را خون ریخته شده میرزا می‌داند. همانطور که بعد از مرگ سیاوش در شاهنامه از خون وی گیاهی رویید.

نتیجه‌گیری

 منظومه میرزا از استاد مسرور ماسالی دارای یک قهرمان با خصال حماسی همچون، مردمی بودن، وطن‌خواهی، عدالت‌جویی، نستوه و دلاوری، شهامت و بی‌باکی، زورمندی و دین‌داری است. استاد مسرور به آلات جنگی و ابزار رزم نیز که لازمه فضای حماسی است اشاره کرده و قهرمان را در مقابل متجاوزان، شکست‌ناپذیر و دلیر و بزرگ به تصویر کشیده و انجا که از مرگ قهرمان سخن می‌گوید، به خیانت یارانش نیز اشاره می‌کند. مسرور از طرفی با استفاده از صناعات ادبی و با زبانی ساده به توصیف طبیعت، می‌پردازد.

 در شعر مسرور، زمان و مکان به دلیل قطعیت حاکم در روایت نقشی تعیین کننده دارند و شاعر بارها در شعر از مفاهیم حماسی سخن می‌گوید و یادآوری می‌کند، هر جا ظلم و ستمی هست هر جا فریاد تظلم‌خواهی مظلومی و فقیری هست قهرمان در آنجا حضور دارد. شاعر بارها به مفهوم آزادی اشاره کرده و میرزا را آفتاب درخشان ایران روزهای مشروطه می‌داند؛ زمانی که ایران در تاریکی ظلم متجاوزین فرو می‌رود پایبندی به دین و کتاب آسمانی و الگوپذیری از امام اول شیعیان به عنوان حماسه‌ساز بزرگ اسلام مطرح می‌شود و میرزا به عنوان نمود یکی از این بزرگان به پا می‌خیزد. بنابراین، مسرور ماسالی علاوه بر موارد مذکور، با استفاده از آرایه‌های ادبی نیز توانست روح حماسی را در شعرش با کاربست اغراق، تشبیه، تناسب، ایهام و…تقویت کند.

منابع و مآخذ

پارساپور، زهرا، (۱۳۸۳)، «مقایسه زبان حماسی و غنایی با تکیه بر اسکندرنامه و خسرو و شیرین نظامی»، تهران: دانشگاه تهران.

پاینده لنگرودی، محمود، (۱۳۶۸)، یادی از دکتر حشمت جنگلی، تهران: انتشارات شعله اندیشه.

سرتیپ پور، جهانگیر، (۱۳۷۱)، نامه و نامدارهای گیلان، گیلان: نشر گیلکان.

شفیعی‌کدکنی، محمدرضا، (۱۳۵۲)، «انواع ادبی و شعر فارسی»، خرد و کوشش، دوره چهارم، دفتر سوم، شماره ۱۱۹، ۹۶٫

صفا، ذبیح الله (۱۳۷۹)، «حماسه سرایی در ایران»، چاپ ششم، تهران: امیر کبیر.

کشاورز، فتح‌الله، (۱۳۷۱)، نهضت جنگل اسناد محرمانه و گزارش‌ها، انتشارات سازمان اسناد ملی ایران: چاپ شقایق.

مختاری، محمد، (۱۳۶۸)، «حماسه در رمز و راز ملی»، تهران: قطره اول.

مهرور، زکریا، (۱۳۷۷)، «اسطوره چیست؟ حماسه کدام است؟»، علوم تربیتی، شماره ۱۳۶٫

نسیم تالش،۱۳۴۰، شماره ۱۶٫

واحددوست، مهوش، (۱۳۸۷)، «نهادینه‌های اساطیری در شاهنامه فردوسی»، چاپ ۲، تهران: سروش.

 

Print Friendly, PDF & Email

درباره ی مدیر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *