خانه / زبان و ادبیات تالش / الزام رعایت دستور و اصالت زبان درشعر تاتی

الزام رعایت دستور و اصالت زبان درشعر تاتی

 سید عادل ایرانی کلور                              

سال گذشته مطلبی از استاد علی عبدلی در قالب یک پیام در یکی از وبلاگ­ها انتشار یافت مبنی بر بی­راهه رفتن شعر تاتی شاهرود که نکاتی قابل تأمّل و شایسته توجه جدی در آن برای هنرمندان و صاحبان قلم حوزه زبان تاتی یافت می­شود. نگارنده با توجه به اهمیّت موضوع، توضیحی را در همان زمان به شرح ذیل نگاشت. امّا انتشار آن تا امروز به تأخیر افتاد. در حال حاضر با توجه به آفرینش متون تاتی به شکل شعر و نثر در این فاصله و وجود ایرادهای دستوری فاحش در آن آثار، عرضه یادداشت پیش­رو ضروری می­ نماید.

این که نویسندگان و شاعران این حوزه زبانی تاکنون توانسته­ اند آثاری فاخر و زیبا پدید آورده و به کتابخانه فرهنگ و دانش آن بیافزایند، هیچ گونه تردیدی وجود ندارد اما در کنار این آثار ارزشمند، مواردی نیز وجود دارند که به دلایلی دستوری یا زبان­شناختی از اصول و چارچوب خارج شده و نیازمند بازنگری یا اصلاح هستند؛ گاه زیبایی مفهومی که بیان می­شود گوینده سخن را از اصول غافل داشته­ است بی­آنکه غرضی در بین باشد. به طوری که نگارنده نیز با جستجو در تجربیات ذوقی خود به چنین اشتباه­هایی دست ­یافته که اصلاح آن را ضروری می­ داند.

تأکیدی که جناب آقای عبدلی بر آن دارند رعایت دستور تاتی (وپرهیز از به کارگیری نادرست فارسی در تاتی ) است که عدم توجه به آن در برخی از اشعار تاتی به طور عام مشاهده می­ شود. انتظاری که از افراد هنرمند، شاعر و نویسنده که تجربیاتی گوناگون و پیوسته در حوزه زبان، شعر و نگارش دارند آن است که اثری بدون اشتباه ارائه نمایند. امروزه هر شعری که گفته و هر مطلبی که نوشته شود و ارتباط با زبان تاتی داشته باشد بدون شک در آینده به عنوان سندی از حوزه این زبان در مجموعه اسناد مربوط ضبط خواهد شد و به عنوان بخشی از فرهنگ و زبان جامعه زبانی تاتی مورد مطالعه قرار خواهد گرفت؛ لذا جا دارد که اصول و دستور­زبان در آن تا حد «درستی» رعایت گردد. آنچه امروز در قالب شعر می­ سراییم و آنچه به زبان تاتی می­ نویسیم آینه تمام­ نمایی از شیوه گویش ما به شمار می­ آید. پس برای این­که بتوانیم سیمایی درست و واقعی از خود ارائه داده و به یادگار بگذاریم، درست و با رعایت اصول دستور زبان، شعر بسراییم و سخن بگوییم. و اگر تاکنون در چنین مسیری نبوده­ ایم و یا قواعد آن در پیش ما مورد غفلت بوده است از این به بعد مسیر را تصحیح نموده، راه درست سخن گفتن را درپیش بگیریم.

سخن دارای بخش­هایی است؛ بخشی دربرگیرنده قالب و ظاهر که شامل حروف و کلمات و شکل هنری است و بخشی دیگر شامل محتوا و مضمون و پیامی است که نویسنده به قصد بیان آن، اثرش را پدید آورده است. زیبایی پیام و شکل هنر آن تأثیرات دو جانبه بر هم­دیگر داشته و گاه فاخر بودن یکی، ضعف دیگری را پوشش داده و از چشم دور می ­سازد امّا آنچه اهمیّت دارد آن است که هر دوی آنها باید حداقل زیبایی را واجد باشند.

در ادامه مطلب به برخی از اشتباه­هایی که در حال حاضر دچار آن هستیم و بدون توجه بارها و بارها آن را تکرار می­کنیم به صورت خلاصه اشاره می­گردد:

الف -به­ کارگیری حروف اضافه فارسی؛ از، در ، بر، با از مهم­ترین این حروف هستند

– پیگتش معجر از دیمش مواجن         عزیزم نورش انجا کو دوشته

– ته ای دریا چیه لفظر در انجا ؟         “زنی هر ور دپرسی از د دنیا”

ته ای آسمان چه واجی در جوابش        نذانی یا ذانی “بی­سس مانی یا”

استفاده از این حروف به دلیل استعمال زیاد آن در زبان می­تواند سیمای زبان اصلی شعر را که تاتی است اندکی دگرگون کند که استعمال آن شایسته نبوده و پرهیز از آن ضروری است.

برخی از شاعران در حد بسیار وسیعی از این موارد در اشعارشان وجود دارد که می­توان از جنبه فنی مطالب آنها را به چالش کشید. از آنجا که اغلب صاحبان آثار تاتی به دنبال بیان مفهوم هستند و کم­تر به اصول دستور­زبان توجه می­کنند با این اشتباه­ ها و غفلت­ ها به صورت ناخودآگاه سهل­ گیرانه برخورد می­ کنند

ب- قلب در ترکیب­های اضافی

ترکیب اضافی در تاتی به شکل تقدّم مضاف الیه بر مضاف است. اما به­ کارگیری فراوان آن بدون رعایت وجه ادبی می­تواند به کلیّت زبان آسیب وارد کند. برخی از شاعران به ضرورت شعری این اجازه را دارند که در شعرخود شکل مقلوب آن را به­ کار­گیرند، اما در زبانی که دارای جامعه مخاطب اندکی است و نقّادی در حوزه ادبیّات آن اندک­تر، باید این مهم مورد توجه قرار گیرد:

– گنه گنه وشکو وا، چومانه مشتلق خوا                         ویو تکه تاوه ده بشو تره چینی را

تغش زیی ترشیله کنار کلاچه پا                                  دس بزنه بذانند همه گله همه جا

استفاده از قلب این ترکیب در فارسی به ضرورت شعری آن­گونه که در تاتی مضر است در فارسی به چشم نمی­آید

– کاین ثنا گفتن ز منترک ثناست                 کاین دلیل هستی و هستی خطاست    (ثنا گفتن من)

– همان دسته بشکست گرز گران

قلب ترکیب اضافی در فارسی دارای اصولی است که ادات خاص خود را نیز دارد و اگر قلبی اتفاق بیافتد در قالب این قواعد صورت می­گیرد

مرا دل شکست: دل من شکست. «را» حد فاصل این ترکیب قرار­گرفته که خاص فارسی است و از زبان دیگری عاریت گرفته نشده.

لشکر را خرگاه سوخت: این شیوه نیز امری عادی و بر اساس قواعد است. اما وقتی می­گوییم “دل چمن بسجس”. سخن قابل فهم است اما در چارچوب زبان تاتی نیست و ما سخن به بی­راهه برده­ ایم.

تعداد این موارد در فارسی بسیار معدود و محدود است و به نسبت تعداد و فراوانی آثار بسیار ناچیز. اما در تاتی وضعیت کاملاً معکوس است؛ به­ طوری که تعداد آثار ادبی بسیار اندک و فراوانی اشتباه­ ها، غیر قابل مقایسه با زبان معیار است. از دگر­سو، عوامل نظارتی در حوزه زبان فارسی بر عملکرد شاعران به­ وفور وجود دارد. نهادهای فرهنگی و خود شاعران و نویسندگان و منتقدان، نظارت فراگیری بر آثار فارسی دارند این در حالی است که در زبان­های محلی مانند تاتی، ساختار نظارتی محدود و غیر ملموس است.

ج- استعمال بی­ مورد واژه های فارسی

استفاده از زبان معیار در گفتگوهای روزمره و مکاتبات اداری، رسانه ­های شنیداری و تصویری و… باعث می­گردد استعمال اجزای آن در زبان محلی عادی و غیر­ملموس جلوه کند. به طوری که سخنوران حوزه زبان محلی نیز از این امر غافل مانده و آن را امری طبیعی قلمداد کنند. به­ کارگیری برخی از اصطلاحات و واژه­ هایی که فاقد معادل بوده و وجه علمی، اداری و… دارند اجتناب­ ناپذیر است اما استفاده بی­ مورد و فراگیر از کلمات دارای معادل در زبان محلی، امری غیر قابل توجیه و آسیب زننده به ساختار زبان محلی است.

تبصره: شاید در ذهن چنان توجیه شود که استفاده از حروف اضافه در اشعار، جزیی از سبک رایج است که امکان تغییر آن در آینده به شکلی دیگر وجود دارد. همان­ گونه که تاریخ زبان و شعر فارسی نیز از این دست موارد زیاد دارد. عدول از دستور زبان فارسی در برخی موارد در تاریخ تطور زبان و ادبیات گزارش می­گردد.

موارد دوم و سوم در زبان­ها و لهجه­ های محلی دیگر نیز به وفور یافت می­شود. امروزه در تالشی، گیلکی و زبان­ ها و گویش­ های دیگر این اشتباهات اتفاق می­افتد؛ نه در صحنه گفتار و گفتگوهای روزانه که در صحنه ادبیات.

راهکار

الف- شعرای زبان­های محلی گاه چنان در هیجان معانی و مضامین غرق می­شوند که گمان به درستی کامل شعر خود می­ برند. ایجاد محافل شعری در قالب شب شعر، جلسات نقد و… می­تواند موجب گردد اصول به طور مداوم تکرار و اشعار فاخر به عنوان الگوی عمل معرفی گردد.

ب- شاعران اشعار خود را بارها و بارها بخوانند و بعد از رفع نواقص گفتاری، محتوایی و دستوری ارائه کنند. ارائه بی­ پروای آثار بعد از آفرینش و قبل از ویرایش، آن را از جمع آثار ادبی دور خواهد داشت.

ج- خواندن اشعار دیگر شاعران برای ایجاد استحکام در زبان به طوری که وارد شدن اشتباه و لغزش در کلام به حداقل کاهش یابد.

مبع : وبلاگ شاهرود

Print Friendly, PDF & Email