خانه > گوناگون > اردبیل، تالش و سه دیدگاه

اردبیل، تالش و سه دیدگاه

آگاهی تازه به معنی نام اردبیلmofrad

 جواد مفرد

 • قدیمی ترین نامی که برای شهر اردبیل ذکر شده همانا روتومنی خبر کتیبهً رازلیق آرگیشتی دوم از پادشاهان اورارتویی است که آن را به سادگی می توان دارای رودخانهً پر ماهی معنی نمود. و این با نام کنونی رودخانهً این شهر یعنی ماهی رود (بالیقلو چای) مهر تأیید می خورد. با توجه به منابع غنی زبانهای قدیم و جدید ایرانی که در فرهنگنامه های فارسی و پهلوی و اوستایی بر جای مانده است می توان معمای بسیاری از نامهای جغرافیایی ناشناخته ایران را حل نمود. برای نمونه در این باب  در روزنامهً انترنتی آتورپاتکان نام یک روستای قدیمی در شمال آذربایجان شرقی، در قراچه داغ، که آستامال نامیده میشود، مورد بررسی قرارگرفته و تفسیرهایی دوراز ذهن به صورت  آس (؟)- تم (؟)- آل از معنی لفظی آن داده شده است. 

در صورتی که با یک نگاه به لغت نامه های فارسی معلوم میشود که آستا (استه) در فارسی به معنی استر است و معنی کلمهً عربی مال هم که روشن است. یعنی به عبارت ساده نام این روستا به همان معنی نام شهرهای استر آباد و آستارا(آستاوریای منابع کهن یونانی) است. نظیر این نوع نامگذاری روی قصبهً کلیبر و عشیرهً کرد کلخوران می توان سراغ گرفت که اولی به معنی دارندگان گاومیش و دومی به معنی تغذیه کنندگان از گوشت گاومیش ی شکارچیان گوزن است.

همین مقوله است نامهای کهن شهر اردبیل که تلاشهای ناموفقی برای تعیین و تبیین آن صورت گرفته از جمله توجیه آن به شهر مقدس که قانع  کننده نیستند چون معانی درست نامهای آن وقتی عاید میگردند که معنی واحد و مشترکی مانند رگ سرخی آنها را به هم مربوط ساخته باشد: قدیمی ترین نامی که برای شهر اردبیل ذکر شده همانا روتومنی خبر کتیبهً رازلیق آرگیشتی دوم از پادشاهان اورارتویی است که آن را به سادگی می توان دارای رودخانهً پر ماهی معنی نمود. و این با نام کنونی رودخانهً این شهر یعنی ماهی رود (بالیقلو چای) مهر تأیید می خورد. نام کهن دیگر این شهر یعنی باذان- پی- روذ به معنی قلعهً کنار رود می باشد. نامهای کهن دیگر شهر اردبیل یعنی اردوی-ال و ارتوی- ایت منابع اسلامی و ارمنی را به سادگی می توان مرکب از کلمهً اوستایی اردوی (رود بالنده) و پسوندهای نسبت آل و ایته گرفت یعنی شهر یا قلعه مجاور رودخانه ً بالنده. بنابراین فرضیه ترکیب نام اردبیل از ارد (مقدس) و بیل (شهر) اصالت ندارد چه در اوستا نام رودخانهً این شهر که اردوی-سور- اناهیت (رود نیرومند پاک و بالنده) آمده و وبه نام ایزد بانوی آبهای ایرانیان باستان یعنی ناهید نامگذاری شده بسیار معروف است. کلاٌ منطقه شهرستان اردبیل خصوصا کوه سبلان ( هوکر اوستا، به معنی خوب کنش و جایگاه پر سود) و چشمهً سرعین (چشمهً آب گرم معدنی سرئین به معنی منسوب به الهه زیبای آبها ناهید) و دریاچهً زیبای یخ بستهً قلعهً سبلان (اورویس اوستا یعنی گرد) به الههً آبهای ایرانیان باستان یعنی اردویسور اناهیت یا همان ناهید اختصاص داشته است.

درباره نامواژه اردبیل

 شهرام آزموده

 درباره وجه تسمیه اردبیل در برخی آثار مطالبی ذکر شده است که در بیشتر آن ها به لغاتی از زبان های باستانی ایرانی و … استناد شده است. اما آن چه که در این میان بدان توجهی نشده است زبانی ست که ساکنان اردبیل قدیم بدان سخن می گفتند. در برخی منابع نام اردبیل را شکل تغییر یافته آرتا ویل ārtāvil و به معنای شهر مقدس ذکر کرده اند.اما این که این نام تا چه حدی بتواند بیانگر شکل درست و معنای واقعی نامواژه اردبیل باشد نمی توانم نظر خاصی بدهم. اما از آن جا که خود از سال ها پیش یقین یافته ام که نامواژه اردبیل  دارای معنای تالشی ست ، بارها در نوشته ها و بحث هایم  به این موضوع اشاره کرده ام. اما با عنایت به این که  اینک در این سایت به بحث درباره وجه تسمیه و معنای اردبیل پرداخته شده، تصمیم گرفتم نظر خود را درباره این واژه بنویسم تا شاید بتواند در یافتن معنای واقعی نامواژه اردبیل کمک نماید. از آن جا که اردبیل از گذشته های دور جزو حوزه فرهنگی قوم تالش بوده و اینک نیز بسیاری از تالش زبانان در آن ساکن هستند  و نام های دیگری نیز در آن جا هستند که تالشی اند به نظر می رسد باید در میان لغات تالشی به دنبال معنای اردبیل بود. همان طور که نام کوه سبلان (سَه saیعنی سر +وَva یعنی برف = لون lun یعنی لانه )و سرعین (سَرینsarin یعنی خُنک)و… تالشی ست ، می توان به این نکته توجه نمود که این نام نیز یک نامواژه تالشی ست. چند سال پیش (حدود سال۱۳۷۷ خورشیدی) برای اولین بار گذرم به اردبیل افتاد. پیش از ورود به اردبیل بارها درباره نام آن فکر کرده بودم و در ذهن خود پیش از آن که آن جا را دیده باشم، به نتایجی رسیده بودم. وقتی هم که به آن جا رسیدم متوجه شدم  شکل ظاهری و جغرافیایی  منطقه اردبیل درست با آن چه که به عنوان معنای نام اردبیل بدان  رسیده بودم، تطابق دارد که در ادامه به بحث درباره آن می پردازم.

 اردبیل از دو بخش ارد ard و بیلbil تشکیل شده است۱. درباره واژه ارد که نامواژه اردَهarda (نام یکی از مناطق ییلاقی شهرستان رضوانشهر در تالش بزرگ)نیز از آن گرفته شده در یکی از نشریات تالش طی مقاله ای توضیح داده ام و در آن به بیش از چندین معنی درباره آن اشاره کرده ام،که از جمله آن ها می توان به مقدس ، قانون  و… اشاره کرد. این که واژه ارد به چه معناست تا حدود زیادی مشخص است. اما واژه بیل. در هیچ یک از زبان های ایرانی موجود در منطقه غیر از تالشی ندیده و نشنیده ام(تا جایی که من اطلاع دارم) که واژه بیل دارای معنای خاصی باشد. اما در تالشی دارای سه معناست. دو معنای آن هنوز هم در ذهن خیلی از تالشان و از جمله اسالمی ها باقی مانده است. همچنین جز در مناطقی که محل سکونت تالشان بوده ،کم تر دیده و شنیده ام که واژه بیل در نام های اماکن وجود داشته باشد. در زیر به سه معنای واژه بیل می پردازم.

 ۱ـ در تالشی اسالمی بیلbil  به معنای عمیق و ژرف است که در واقع صفت می باشد. مثلاً می گویند اَ جگا بیلَه.a jƏgā bila یعنی آن جا عمیق است. که واژه دَرینdarin  هم  با آن معادل می باشد.

 ۲ـ  برخی از قسمت های رودخانه هم که نسبت به سایر جاها عمیق تر است نیز بیل bil  نامیده می شوند که در این حالت به جای صفت به صورت اسم به کاربرده می شود.  در بسیاری از رودخانه های منطقه نیز این بیل ها که محل شنای بچه ها بوده و هست دارای نام خاص خود بوده اند . مثلاً رضا بیل rƏzā bil  یا ملالَه بیل mƏlāla bil  و …

 ۳ـ معنای سوم این واژه را باید از میان نام های متعددی که در منطقه وجود دارند ، جستجو کرد. نام هایی چون اردبیل ardabil   که از دو واژه ارد و بیل تشکیل شده است. ـ بیلی  bili (نام یکی از آبادی های ییلاقی درمنطقه ناوnāv اسالم و نام جایی در اطراف روستای ییلاقی اَلَّدی alladi  اسالم) که از دو قسمت «بیل» و «ی» تشکیل شده که «ی» برای تصغیر به کار برده شده و به معنای کوچک می باشد.پس بیلی یعنی بیل کوچک. سییابیلsiyābil (نام یکی از روستای اسالم ، همچنین نام روستایی در خوشابر) که از دو قسمت سییا siyā (به ظاهر و با توجه به تلفظ امروزی ) و بیل  bil  تشکیل شده است و با عنایت به این که  نمی دانیم سییا در این نام شکل تغییر یافته چه واژه ای ست مجبوریم معنای نام سییا بیل را بیل سیاه در نظر بگیریم. البته با احتیاط بسیار زیاد. و… با دقت در شکل ظاهری مناطقی که واژه بیلbil   در نام شان وجود دارد ، می توان به یک وجه اشتراک پی برد. آن هم این که همه این اماکن زمین های هموار یا نسبتاً همواری  هستند که اطراف شان را کوه فرا گرفته است . با عنایت به چنین حالتی هیچ معنایی در زبان فارسی و علم جغرافیا برای چنین مکان هایی جز واژه «دشت» نمی توان یافت. پس یکی از معانی  واژه بیل در زبان تالشی « دشت» می باشد.  من یقین دارم که واژه بیل در نام های سییابیل ، اردبیل و بیلی به معنای دشت می باشد. حال اگر بپذیریم که بیل در زبان تالشی به معنای دشت می باشد می توان گفت که سییابیل یعنی دشت سیاه( درباره سییا در این نام فقط معنای ظاهری اش را در نظر گرفته ام و با تردید فراوان نوشته ام و معتقدم در اصل نام آن جا س اَ بیل  sƏ a bil  یعنی دشت پر سنگ یا دشت سنگی می باشد.) بیلی هم به معنای دشت کوچک و اردبیل نیز به معنای دشتِ ارد ard  ( که دارای معانی متعددی ست) می باشد. و به نظرم تنها معنای ارد که با بیل در واژه اردبیل می تواند درست باشد معنای مقدس و یا بزرگ می باشد. چرا که دشت بزرگ اردبیل  در نزدیکی کوه سبلان قرار داشته و برای ایرانیان باستان جای مقدس و مورد احترامی بوده است. البته هدف این نوشته بحث درباره واژه بیل بوده نه ارد. لذا درباره این که ارد در نام اردبیل به چه معناست باید به تحقیقی دیگر سپرده شود .

   البته نام ها دیگری هم هستند که واژه بیل را می توان در آن ها دید. مثل بیلنَی bilnay  (نام یکی از آبادی های ییلاقی درمنطقه ناو اسالم) که در اصل بیلی نَی bili nay  و به معنای جلوی بیلیbili  بوده که به مرور زمان به صورت بیلنَی درآمده است. و چون در قسمت جلوی بیلی قرار دارد به این نام نامیده شده است. بیلگا bilgā   (نام یکی از آبادی های ییلاقی در منطقه کرگانرود تالش ) که از دو واژه بیل bil  و گا  تشکیل شده که بیل یکی از معانی بیل را دارد و چون آن جا را ندیده ام نمی توانم بگویم که کدام معنای بیل درباره اش صدق می کند. بیلگا دول bilgādul که به معنای قسمت های عمیق تر و ته دره بیلگا  bilgā  می باشد. یعنی دولِ بیلگا. البته در نام بیلbil که به صورت اختصای برای قسمت های عمیق رودخانه استفاده می شود نیز باید گفت که به جاهایی بیل گفته می شود که اطرافش بلند است و وسطش گود و در واقع به نوعی هموار است و این نیز خود به نوعی حالت «دشت» در زیر آب است.

 نکته آخر این که همانطور که پیش تر خواندید، من پیش از آن که به اردبیل بروم آن جا را با توجه به نامواژه های مشابه اش یعنی سییابیل و بیلی یک «دشت» تصور می کردم و با دیدن آن جا پی بردم که کاملاً درست تصور می کردم و این نشان دهنده این است که نام آن جا به زبان تالشی ست و آن جا از گذشته های دور همانند امروز بخشی از حوزه فرهنگی قوم و تمدن تالش بوده است. اگر چه امروزه زبان اهالی شهر و استان اردبیل ترکی شده است ، اما هنوز فراوان اند تالشانی که در آن جا زندگی می کنند. مثل اهالی نمین و عنبران و ده ها روستای مختلف در آن استان وجود دارد. جالب تر این که در میان واژه های ترکی اهالی آن جا هنوز هم خیلی از کلمات زبان تالشی کاربرد دارند که دکتر احسان شفیقی طی مقاله ای در چندسال پیش بدان پرداخته و به یکی از همایش های مربوط به تالش ارائه داده بودند.

 پی نوشت:
۱ـ البته با دقت بیشتر می توان گفت که این نام از سه بخش تشکیل شده است. ارد + ـَ+بیل ard+a+bil که چون هدف این نوشته بحث درباره دو کلمه ارد و بیل بوده بدان اشاره نشده است که بحث درباره آن نیز به تالشی بودن این نام کمک می کند. چرا که وجود ـَ همانند َـ در«
دوزَدارduzadar» یعنی (درختِ سرراست)مانند ـِ در «درختِ سرراست» عمل می کند که این از نشانه های منحصر به فرد دستور زبان تالشی ست.
نکته : در گاتاها ، هات ۳۴ و ۴۶ (ارِدَ ) به معنی پارسا ، راد ، نیک اندیش و ستایشگر آمده است : تاریخ تالش ،ص ۲۶۵  « تالشان »

اردبیل چه ربطی به ساوه دارد؟ (۱)

با عنایت به مطلبی با عنوان « نگاهی تازه به معنی نام اردبیل» که در سایت taleshan.com منتشر شده  نکاتی به ذهنم رسید که اگر سزاوار انتشار بدانید، پیشکش می نمایم.

 نجاتعلی شعبانی

 پیشگفتار

 دوستی گوشه ی نقشه ای از شهر ساوه را نشان داد و گفت حالا که این ساوه ای ها  با کردها و رشتی ها چنینند و چنان، این را به آنها نشان بده و بگو که شما خودتان هم که رشتی ترک زبان شده اید؛ واقعا برایم جالب نمود که نوشته بود: ساوه در گذشته تا دوران صفویه جز گیلان بوده است.

 کله ام نمی پذیرفت، اما زود یادم امد که در بسیاری از دوره های تاریخی، نام ری ودیلمان در کنار هم آمده، قزوین نیز همچنین. بیابانهای اطراف این دو مرکز جمیعتی بزرگ گذشته، هم، به حساب اینها بوده است؛  بهر حال اینها در دوره هایی هموند و یکی بودند یا یک استان و ایالت بودند.

 گفتار:

  با این پیش گفته ی  ظاهرا بی ربط به این گفتار می رسیم که ممکن است در تاریخ یک منطقه با چند نام نامیده شده باشد.  نمونه اش هم همین کادوس ودیلمان و گیلان است. این منطقه یا استان یا ایالت در گذشته با نام کادوس شناخته شده است. روزگاری نام کادوس بر فراز این ناحیه نمایان بوده است، روزگاری نیز دیلمان و امروز نیز گیلان. البته به این دلیل که در هر دوره ی تاریخی، یکی از این اقوام از اقتدار و چیرگی نسبت به دو خویش دیگر برخوردار بوده است؛  همانطور که امروزه بسیاری تالش ودیلم را نیز گیلان می دانند، روزگاری هم شهرها وجای های گیلکان را کادوس (تالش) می شناختند ویا دیلمان.

 می اندیشم که این موضوع در باره ی شهرها هم درست است، تهران و ری را ببینید؛ کسی که از شمال راه می افتد تا به ری برود، می گوید به تهران می روم؛ نام ری به عنوان گوشه ای از تهران بسیار کم رنگ شده است. حال انکه شاید صدها سال، تهران را در برابر نام بزرگ و همه گیر  ”ری”، نامی نبوده است. درباره ی اردبیل هم می تواند چنین باشد؛ یعنی، ممکن است، در دوره های گوناگون تاریخی، برای این شهر نیز نام های گوناگونی رو آمده  یا در نوشته ها درج شده باشد. یعنی مرکز جمعیتی منطقه در دوره های تاریخی با نامی نامیده شده باشد ودر دوره ای دیگر این نام به سایه رفته و نام دیگری برافراشته شده باشد.  این از این….

 دهه ی هفتاد خورشیدی به دیدن دوست و همکلاسی که در اردبیل دانشجو بود برای نخستین بار به اردبیل رفتم؛ به اردبیل که رسیدیم، زنگ زدیم تا نشانی خوابگاه را بهتر بپرسیم . آدرس را که توضیح می داد گفت خوابگاه کنار “شورابیل” است؛ به تالشی: «خوابگاه  “شوربیل” ی کنار نو».

 وقتی رسیدیم بدرستی فهمیدم که خوابگاه در کنار یک “بیل” است همان بیل مشهور اردبیل یا همان ابگیر اردبیل؛ بله، در تالشی وتاتی به آبگیر “بیل” گفته می شود. همه می دانیم که آبگیر یا دریاچه ی اردبیل را شورابیل می گویند. اسکلت این واژه، تالشی است. شورا بیل؛ یعنی دریاچه یا آبگیر شور.

 بیل اردبیل را پیدا کردم و نفس راحتی کشیدم. ارد و ارده را هم که همه می شناسند. شهرام آزموده در این باره نوشتاری منتشر کرده است (با گوگل شهرام آزموده را بیابید).

 یعنی  اردبیل می تواند به معنی دریاچه یا آب یا آبگیر پاک، ارجمندیا قابل احترام باشد.

 این نام گذاری در جاهای دیگر هم هست: نمونه؛ ییلاق  “بیل گا دول” در ماسال.  بیل گا؛ یعنی جای بیل. دول هم به معنی چاله، تو رفتگی ویا تعقر زمین است؛ پس “بیل گا دول” یعنی جایی که چالگی و آبگیر دارد؛ ییلاق بیل گادول چنین نیز هست؛ هر چند آبگیر ان امروزه “زق” ی بیش نیست. (زق؛ یعنی زمین “لرت” یا مخلوط آب وگل )

  اضافه نمایم که در اردبیل یکی از جاهای دیگری که برای ما جلب توجه کرد، در واقع، مرکز مدنیت اردبیل امروزی؛ یعنی، آرامگاه شیخ صفی الدین اردبیلی بود. همان شاعر وعارفی که دوبیتی تالشی او را در آغاز همه ی شماره های بهار تالش می آوریم. سلسله ی صفوی نیز ریشه در این مرد تاریخ ساز دارد.

 بد نیست این را نیز بیاورم که در نزدیکی اردبیل کنونی تمدن تالش وکادوس در تاریخ وپیش از آن چنان ریشه وگستردگی دارد که نمونه ای از آثار باستانی آن بزرگترین سایت گورستانی پیش از تاریخ ایران به مساحت ۴۰۰ هکتار (بزرگتر از بهشت زهرای کنونی تهران) در دشت میان کوهی مریان تالش را می توان نام برد( داده های این پاراگراف از آثار و سخنان  محمد رضا خلعتبری رییس گروه باستان شناسی منطقه  اقتباس شده است).

 نکاتی در تلفظ واژگانی که بصورت نوشته به ما رسیدند

 تا یادم نرفته بنویسم که برخی از نویسندگان ما با الفبایی که در اختیار قلم خود دارند چنان واژگان تاریخی را می چلسکاونند (یعنی با اطمینان از درستی تلفظ و با صراحت و وضوح و براحتی به زبان می آورند)  که اگر کسی از آن دوره از تاریخ زنده شود و به دوستی پای قلم وسخن این بزرگواران بنشیند از این همه نادرست گویی دوستان خود، شرم می برد.

 بگذارید باز بر در شاهان اندیشه وپژوهش، این گدا نکته ای در کار کند:  اصوات وتلفظها به طور عجیبی از گوشه ای به گوشه ی دیگر از زمان و مکان، تغییر می کنند؛ نمونه، برای مکان: دیده اید  تاجیکها همین فارسی دری ما را چگونه سخن می گویند یا هراتیها یا یزدی ها و اسپهانیها.  نمونه ی زیبای این تغییرات را در واژه ی تالش ببینیم: تالشان شمالی تر، مانند ما جنوبی ها،  ”تالش” نمی گویند، بلکه یک چیزی می گویند که ما تالشان جنوبی آن را “تولش” می نویسیم در حالی که این صدا نه «آ» ی کامل است نه «و»ی کامل.

 نمونه برای زمان؛ کسی نیست که در دو دوره ی زمانی با فاصله آنچنانی که منظور ما را تامین کند زندگی کرده باشد تا بگوید این واژه در فلان زمان چنان تلفظ می شد و اینک چنین. درگذشته هم اسباب ثبت وظبط صوت نبوده است، اما راههایی هست؛  با مقایسه دو  خویش (قوم) که یکی تغییرات بیشتر داشته ودیگری کمتر، این نمونه بدست می آید؛ نمونه،  مصوت  آغازین واژه ی “اشت” ی تالشی (به معنی مال تو)  که در فارسی کنونی، دیگر نیست. اما در تالشی وگیلکی کاربرد فراوان دارد.

 پس در تلفظ   واژگانی که بصورت نوشته به ما رسیدند و ارتباط دادن انها با واژگانی دیگر باید دقت بسیار نمود. بخصوص آنکه برخی اقوام و زبانها برخی حروف و مصوتها را اصلا ندارند. بویژه یونانیها که خیلی از حروف واصوات ما را نداشته و ندارند. برای نمونه یونانیها “کوروش” ما را “سیروس” گفته اند یا معلوم نیست همین واژه ی “کادوس” کدام واژه ی بیچاره ی تالشی یا ایرانی است که یونانیها این چنین نوشته اند ( برخی می گویند همان “گادوش” است). خواندن یا چلسکاوندن یک واژه در نوشته های آنها آنهم با فارسی کنونی وسپس وصل و ارتباط آن  با این و ان واژه، باید با دقت بسیار انجام پذیرد.

 راستی در پایان، یک زبان شناس و زبان دان بدادم برسد (نقد یکی از راههاست) !  من کی ام، اینجا کجاست و من اینجا چه  می کنم؟! سپاس/ن.ش

 (۱)   شاید یک ربط این دو شهرستان  بتواند این باشد که اقوام ترک یا ترک زبان شده مانند “شاهسونها” با کوچهای طولانی و دراز مدت تابستانی وزمستانی خود همه ی کوههای شمال و شمال غربی و دشتهای همسایه ی انها را از آذربایجان، اردبیل، زنجان  وقزوین  تا ساوه و حتی مناطق مرکزی تر ایران در نوردیده اند وزبان ترکی را همه جا آتنده اند (پراکنده اند، رواج داده اند). به مرور  اقوام کوچ نشین، یکجا نشین شده اند. مانند همیشه ی تاریخ، عشایر و روستاییان، بر تغییرات تاریخی و زبانی تاثیر گذار تر بودند تا شهر نشینان منفعل و بی انگیزه، بسیاری از این دهات و روستاهها، اینک شهرهای ترک زبان شده ی بزرگی شده اند. البته زبان ترکی از پشتوانه ی حکومتی  بالایی هم برخوردار بوده است تا بتواند رشد کند؛ تحقیر زبانهای بومی  توسط تازیان بسختی آغاز شده و توسط حکام اَنَ ایرانی (غیر ایرانی)  پی گیری شده است. برای ایرانی پای تخت نشین  یا پای حکومت های محلی نشین در شهرها، هم هدف اصلی نزدیکی به درگاه امرا وحکام بوده است او نیز در پی زبان مشترک وخوش آیند امرا وحکام بوده است. روستایی یا دهقان ایرانی هم زیر تحقیر همگان. باز خدا را سپاس که چند زبان بومی تا به امروز مانده اند.

 از این روست که امروز اردبیل وساوه هر دو از شهرهای ترک زبان شده ی ایرانند.

Print Friendly, PDF & Email

درباره ی مدیر

یک دیدگاه

  1. دوست گرامی جناب آقای جواد مفرد؛ تلاشی ارزشمند درباره‌‌ی نام اردبیل کرده‌اید اما متأسفانه، به نظر می‌رسد از علم زبانشناسی که تخصصی ویژه بوده و برای نام گذاری مناطق جغرافیائی دلایل متعددی ذکر می‌کند اطلاع کافی ندارید. البته من نیز کارشناس زبانشناسی نیستم اما مطالعات اندکی که در این باره دارم و حضور در محضر اساتید این علم به من این اجازه را می‌دهد که با قدرت تمام نظر شما را مردود بدانم. زبانشناسی در باره‌ی معنی و وجه تسمیه‌ی اردبیل نظرات متفاوت و دقیق‌تری دارد که ارتباط این نام را با قوم یا اقوام بیل و دبیل مرتبط می‌داند. شاید اگر از این منظر وارد بحث شویم نتایج دقیق‌تری حاصل شود. با احترام به کنکاش و کنجکاوی شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *