خانه > نقد و بررسی > آسیب ها و چالش های تالش شناسی

آسیب ها و چالش های تالش شناسی

davood6مجتبی جوان (تعطف طولی)

از زمانیکه پای مطبوعات مستقل به تالش باز شده تا بدین روز شاهد تاثیرات شگرفشان در بین تالش ها بوده ایم. ایجاد انگیزه و علاقه مندی، آشنایی با تاریخ و جغرافیای موطن، گرایش به تحقیقات بیشتر در راه شناخت و تکامل تدریجی تحقیقات تالش شناسی از جمله مواردی بوده که میتوان از آنها بعنوان شاخصه هایی یاد کرد که مطبوعات تالش یکی از مشوقان اصلی آن بوده اند.البته آنچه ما بعنوان تالش شناسی از آن یاد میکنیم در واقع یک تعریف نسبی و جزیی است چرا که تالش شناسی آنچانکه باید بصورت آکادمیک صورت نگرفتی و بیشتر ژورنالیسی و در غالب موارد بصورت نظریه پردازی بوده است.

صرف استفاده از اینگونه تحقیقات و نظریه پردازی ها نه تنها شاید نتواند به شناخت بیشتر این قوم کمک کند بلکه ممکن است در برخی موارد به گمراهی این تحقیقات بیانجامد.

در این نوشتار قصد داریم بپردازیم به آسیبها و چالش هایی که در راه تالش شناسی با آن مواجه خواهیم بود. اولین بخش از این مقاله به بحثهای تاریخی پرداخته که امیدوارم در شماره های آینده به ابعاد دیگر این موضوع بپردازم.

آنچه ما در واقع از تاریخ تالش می دانیم چیزی جز آنچه در گورستانهای تالش کشف شده و یا از قاچاقچیان در حفاری های غیر مجاز بدست آمده نیست. کتیبه ها، سنگ نبشته ها، دلمن ها و مساکن اولیه،نوع زندگی با توجه به کوچ نشینی یا یکجا نشینی،ترکیب ظاهری و استخوانبندی همه و همه اینها می تواند در شناساندن تاریخ یک قوم مولفه های بسیار ارزشمندی باشد اما متاسفانه در مورد تالش آنچه مهم است اینکه در این نقطه جغرافیایی از ایران آنچنانکه باید به مقوله باستانشناسی توجه نشده است.من به شخصه معتقدم یکی از دلایل مهمی که در این زمینه وجود دارد صعب العبور بودن رفت و آمد و عدم آشنایی کارشناسان کشور نسبت به تاریخ نهفته در کوهستانهای این منطقه است.

یکی دیگر از دلایلی که وجود دارد عدم وجود عارضه های مشخص در این زمینه است .عارضه های ساختگی مشخصی که تمایل به جستجو و کاوش در این نقطه را بر انگیزد و موجب شود تا یک روند تحقیقاتی مشخص در این راه شروع شده و به همه جای مشخص کشیده شود.کاوش های باستانشناسی نیاز به تجربه و تخصص فراوان دارد و متاسفانه آنچه در تالش صورت گرفته انسجام و تراکم خاصی نداشته است. استقرار مناسب گروه های باستانشناس حرفه ای که هم به کاوش گورستانها و دلمن و مساکن اولیه تالشان نخستین( کادوسان) و هم در کنار آن به شناخت نمادهای فرهنگی – تاریخی این قوم بپردازد میتواند بخش های تاریک تاریخ این قوم را روشن نماید. کشف و بررسی آشیای بدست آمده از گورهای پیش از اسلام  از یک سو و کاوش در زیستگاههای نخستین این قوم در وهله دیگر راه روشنی خواهد بود رو به شناخت تاریخ چند هزارساله.

تمرکز زدایی این تحقیقات از یک نقطه خاص مانند نوادی و مریان به جای جای تالش از سوی دیگر نیازمند گروه باستانشناس کار کشته ای است که با شناخت دقیق و علمی توان تطبیق کشفیات خود  با تاریخ و استخراج تاریخ از دل این اشیا را داشته باشد.

ایجاد یک کار گروه با جایگاه مشخص در مرکز شهر تالش با دفتر ،حتی موزه کوچک و موقت از یافته های آنها روش دیگری است در جهت آرایش گروه هایی خود جوش در جهت شناخت تاریخ که میتواند با توجه به تحقیقات میدانی و با توجه به بومی بودن این تحقیقات، رهنمودهای بسیاری برای این گروه به ارمغان بیاورد که بی شک در ابعاد دیگری از تحقیقات ایشان مثمر به ثمر خواهد بود.

در بعد مالی نیز متاسفانه در کشور ما به امر باستانشناسی و آثار تاریخی آنچنانکه بها داده نمی شود.آثار تاریخی که در کشور ما وجود دارد میتواند راه ورودی باشد برای ورود گردشگران علاقه مند به کشور. گردشگرانی که برای کوچکترین اثر تاریخی به دورترین بخش این کره خاکی قدم میگذارند تا عطش شان را فرو نشانند. البته در کشور ما مسایل متعددی موجب می شود که نتوان روی این آثار باستانی مانور داد.

واکاوی تاریخ تالش ابتدا توسط علی عبدلی صورت گرفت. تا زمان شروع به کار وی تحقیقات چندانی روی واژه تالش ،کادوس، کادوش و امثال آن انجام نشده بود. او توانست با ایجاد یک مسیر درست شیوه تالش شناسی را به همشهریانش نشان دهد.پس از آقای عبدلی و با گسترش وسایل ارتباط عمومی در ابتدا نشریات و کتب و سپس اینترنت و سایر مشتقات اجتماعی آن ،این مقوله شکل تازه ای به خود گرفت به گونه ای که همه اعضای این قوم متمدن در صدد بر آمدند تا به تنهایی به رگه های ناشناخته ای از تاریخ خود دست یابند و با تورق کتب تاریخی و انتخاب بخشهایی که در آنها نامی از تالش برده میشد تمامی این اطلاعات را با همنوعانشان تقسیم کردند.البته در این زمینه موفقیتهای بخش های دیگر فرزندان تالش در زمینه تحصیل ،فیلمسازی، عکاسی، روزنامه نگاری و … هم به کمکشان آمد تا این فرایند رو به تکامل بیشتر گام بردارد اما اگر باز بخواهیم دقیقتر در این امر ورود کنیم باز متاسفانه با رویکردهای سطحی در این مورد نیز روبرو خواهیم شد.

عدم انجام مطالعات دقیق علمی و آکادمیک ضربه شدیدی به این بخش خواهد زد.بنده فکر معتقدم وجود نداشتن بردهای تخصصی و قوی در دانشگاههای گیلان و تالش در مقوله تاریخ شناسی موجب شده تا یکنوع انفعال در مطالعات مربوط به تاریخ تالش بوجود آید. دانشجویان علاقه مند به مقوله تاریخ تالش آنچنانکه باید شور و شوق فعالیت مستعد و علمی در این زمینه را ندارند چراکه اگر چنین امری حائز میشد بی شک این دانشجویان اقدام به ایجاد تشکل ،NGO و یا گروههایی میکردند و با ایجاد صفحات مجازی قوی و حتی ایجاد نشریه در جهت تنویر تاریخ قوم خودشان همت میجستند چنان که سایر اقوام ایران زمین چنین مینمایند.

عدم وجود حمایت های مالی موثر در بخش فرهنگی در تالش یکی دیگر از معضلاتی است که همیشه گریبانگیر محققان و اساتید و پژوهشگران تالش است. خوشبختانه تالش شناسی اقبال خوبی در بین عموم داراست و این میتواند به ابعاد اقتصادی دامن بزند و این امر اقتصادی خود به اعتلای این بخش کمک شایانی خواهد نمود. بعنوان نمونه تالش میتواند دارای یک انتشارات قوی در زمینه سرمایه گزاری روی پروژه های تحقیقاتی مناسبی باشد که در سطح کلان ملی فعالیتهایش را به تدریج گسترش دهد. این کار پژوهشگران  متخصص بومی را ترغیب خواهد کرد تا نیرو و سواد خود را مصروف تاریخ تالش نمایند.

پاسداشت و قدردانی از اساتید گرانقدری که در این زمینه تلاش نموده اند، برپایی همایش های کلان فرا منطقه ای و برگزاری سمینارهای دانشگاهی که میتواند حتی توسط نشریات تالش و با کمک مالی عموم مردم انجام شود نیز در اعتلای فرهنگ تالش شناسی نقطه عطفی خواهد شد .چنان که همایش تالش شناسی چند سال پیش در تالش و تهران هنوز در ذهن ها خاطراتی را متواتر میسازد که همه پژوهشگران تالش در یک مدت کوتاه به دور هم جمع شده و به تبادل اطلاعات پرداخته اند.

تاریخ تالش فعلن فقط در لای برگهای چند کتاب هست و هنوز ما چیزی از قوم مادریمان نمیدانیم جز اینکه ما پیشتر ها در کوهستانها ساکن بوده ایم و کم کم جلگه نشین شده ایم. همه این اطلاعات را هم ما از تاریخ نخوانده ایم بل بسیاری از این اطلاعات را از شیوه زندگی امروزه و دیروزه اجداد خودمان، از لابه لای داستانهای محلی و گاه از خاطرات نیاکانمان به یادگار داریم.آنچه که ما امروزه از گذشته قوم کادوس مینویسیم و میدانیم کلماتی تاریخی و ثابت شده نیستند.مثلا آنچه که تیمور لنگ در چند صفحه  کتابش در مورد تالش نوشته نمیتواند تعریفی از همه قوم ما باشد.قوم کادوس نیازمند تحقیقات گسترده باستانشناسی،ژئوموفولوژیکی و جغرافیایی، کاوش و حفاری، انسان شناسی و تاریخی است.

از سوی دیگر دامنه اطلاعات این تحقیقات بسته به شرایط و حمایتهای مالی دارد.ما نیاز داریم تا یک موسسه و نهادی حامی مالی این حرکت فرهنگی باشد و با اخذ مجوزهای مربوطه و به کار گرفتن کارشناسان خبره و صاحب نظر تحقیقات دانشگاهی و از سوی دیگر مطالعات باستانشاسی و انسان شناسی انجام داده و با همکاری سازمان میراث فرهنگی کشو گام مهمی در جهت شناخت خط به خط تاریخ نانوشته این قوم بردارد.

اشیا بدست آمده از تالش و کاوشهای میدانی محدودی که در گورستانهای تالش صورت پذیرفته ثابت کرده است که تالش دارای تاریخ چند هزارساله ای است که پی بردن به زوایای آن بی شک رویکرد نوینی در تاریخ شمال ایران رو به پژوهشگران خواهد داد.

ما قومی هستیم که تازه یادمان افتاده باید تاریخی داشته باشیم. تازه یادمان افتاده که از کجا آمده ایم و به کجا میرویم. زبانمان چیست و چگونه به اینجا رسیده.

زبان تالشی خود یک تاریخ است.تاریخی که میتواند گویای بسیاری از جستجوها و تحقیقاتی باشد که در تاریخ بدنبال آنیم.

این قضیه دقیقا مانند کشف سنگ روزتا در مصر باستان است.سنگ نبشته ای که به سه زبان نوشته شده بود و خواندن خط هیروگلیف آن توسط ژان شامپو لیون سی سال بعد از کشف آن انجام شد و پنجاه سال طول کشید تا دانشمندان توانستند به گرامر زبان هیروگلیف پی ببرند. زبان تالشی چنین خصوصیتی دارد.

درست است که ما هیچ نگاره و سنگ نبشته ای نداریم که بگوییم تالشی است ولی بررسی زبانشناختی این زبان کمک خواهد کرد تا به ریشه و بنیان آن نزدیک شویم.خوشبختانه تحقیقات مفصلی در این زمینه انجام شده ولی متاسفانه بیشتر این تحقیقات تکلیف هایی بوده که محققانشان خواسته اند آنها را از سرشان باز کنند مانند پایان نامه های کارشناسی ارشد. جای خرسندی است که زبان تالشی برای این کار انتخاب میشود ولی باید دید آیا واقعا برای این تحقیق کمکی به محققان این بخش میکند یا نه فقط به لحاظ بکر بودن این زبان مورد توجه قرار میگیرد.

گاه نقادانه به مقوله فرهنگ به کل امری نسبی ، سلیقه ای و سطحی است و معیار فرهنگی و اجتماعی هر جامعه ای با تعاریف خاص همان جامعه قابل انطباق است.تطبیق نسبتها،ارزشها،هنجار ها، تعاریف و ساختارهای فرهنگی و تاثیراتی که فرهنگ بر اجتماع و متقابلا اجتماع بر فرهنگ میگذارد نیز از منظری قابلیت کنکاش را دارد. لذا با دانستن این کلیت میتوان گفت وارسی ساختارهای فرهنگی یک جامعه، آنهم از نوع سنتی نیازمند استفاده از دانش های روز و اطلاعات بومی است. با توجه به این مهم، بررسی معضلات فرهنگی و اجتماعی گریبانگیر تالش شناسی در این جستار خالی از اشکال نخواهد بود.

یکی از مهمترین چالش های فرهنگی که در بحث تالش شناسی با آن مواجه هستیم سطحی نگری است. همانطور که میدانیم با گذشت یکی دو دهه از شروع فعالیتهای جدی تالش شناسی امروزه شاهد بروز رشد خاصی در این بین هستیم که نقطه مثبت این امر در این است که تالش شناسی به مشغله ای عرفی و عمومی مبدل گشته است. یعنی دیگر تنها در انحصار کسانی که قلم میزنند و پژوهش میکنند نیست و امروزه هر دانشجوی تالش زبانی در پی جستجوی تاریخ و جغرافیای فرهنگی قوم خود است.صرف این مسئله گاه میتواند بسیار سودمند و گاه بسیار مخرب باشد.مفید بودن آن از این جهت که موجب فتح بابی در این مورد در بین اقشار مختلف قوم تالش شده و جنبی تخریبی آن از جهت همین مطالعات سطحی است.

متاسفانه تالش دارای رسانه دیداری و شنیداری خاصی نیست و تنها از طریق نشریاتش و چند وبلاگ و سایت که غالب آنها نیز دچار ورطه سطحی نگری اند اداره می شود.کسی نیست به خود بگوید چرا من نباید تخصصی مثلا به تاریخ تالش آنهم با استمداد از منابع موثق بپردازم.نشریات تالش متاسفانه کم کم در خود تالش رنگ باخته اند و آنچه در آنها میبینیم فعالیتهای پوپولیستیکی است که صرفا در پی جذب مخاطبان است و بحث و نقدی در آنها وجود ندارد و فقط آنچه از لابه لای کتابهای نیمه تاریخی کسب میکنند عینا آنجا می آورند.یکی از محققانی که دین بزرگی بر گردن هر تالش زبانی دارد آقای علی عبدلی است که با نقد و مطالعه همه کتابهای تاریخی در پی حقیقت است. برای یک محقق در پی حقیقت بودن مهمترین وجه پژوهش اوست.ایشان تنها محققی است که در تالش شناسی به این امر توجه کرده است.

کنت دوگو بینو در کتاب خود ( سه سال در ایران) نوشته های جالبی در مورد ایران دارد از جمله او می گوید« توده ایرانی مطلقاً داناست و علاقه مفرطی به تاریخ کشور خود دارد. من این علاقه را در هیچ یک از ملل جهان ندیدم … ناگفته نماند ملت ایران فقط خواهان سرگذشتهای تاریخی کشور خود است و مثلا علاقه به تاریخ فرانسه و یا آلمان ندارد و هر چه در این خصوص برای او حکایت کنید در خاطرش نمی ماند و حتی از شنیدن آن کسل می شود»

 از نظر مالی هم اگر بخواهیم به نشریات فعال در حیطه تالش بنگریم بی شک با فعالیتهایی مواجه خواهیم بود که برای زنده نگه داشتن این نشریات توسط گردانندگانشان صورت می گیرد. گاه این فعالیتها حتی زندگی شخصی آنان را با مشکل مواجه میسازد. تعداد تیراژ و خوانندگان این نشریات در تالش بسیار محدود است و این موجب میشود هیچیک از این نشریات قادر نباشند کیفیت و کمیتهای چاپی خود را ارتقا دهند.

تعمیم این مسئله به تمامی نشریات تالش قابل تصور است و گاه این نشریات تا بدان جا میروند که به ناچار برای جذب مخاطب و خواننده در مورد شهرهای مجاور غیر تالش نیز مطالبی را انتشار دهند که این امر خود برای یک نشریه که درباره تالش شناسی فعالیت میکند کاری بسیار مخرب و موجب کاهش خوانندگانش می شود.

نبودن چاپخانه های قوی در سطح شهر هشتپر و یا سایر نقاط تالش که بتواند از این نشریات حمایت کرده و با مخارج انها کنار بیاید نیز به این  قضیه دامن زده است تا کیفیت این نشریات که گاه در حد نشریات دانش آموزی داخل مدارس هست نتواند بهتر باشد.

به نظر بنده تعداد محققان تالش شناسی و تعداد خوانندگان مطالب تالش شناسی در یک اندازه است و این تنها دلیل اش عمومیت تالش شناسی است و همانگونه که اشاره شد این عمومیت باعث می شود با این مقوله چندان تخصصی برخورد نشود.البته برخورد تخصصی با تالش شناسی باعث شد یک عده از همین کسانی که پیگیر این امر اند کسل شده و بصورت تخصصی نتوانند پیگیر آن باشند. مثلا بررسی تالش  در دوره اول یا دوم زمین شناسی یا رابطه آن با چگونگی زندگی،یکجا نشینی و نشانه های توپوگرافی منطقه حتما برای همه خوشآیند نخواهد بود ولی به محققان و جغرافی دانان نشان خواهد داد که در این زمینه ها در تالش کار شده و آنها را ترغیب به فعالیت و پژوهش های بیشتر و بنیادی تر در این نقطه ایران خواهد کرد.

در هشتپر یک کتابخانه وجود دارد که متاسفانه هم ناشران و نویسندگان تالش و هم گردانندگان نشریات تالش بدان توجهی نمی کنند. نویسندگان یا ناشران میتوانند چند جلد از کتابهای خود را به کتابخانه ها هدیه دهند و حتی ادارات تالش هم میتوانند اقدام به خرید کتابهای تالش شناسی نمایند. نشریات تالش نیز میتوانند با هدیه دادن چند شماره با این کتابخانه ها از خوانندگانشان بخواهند به کتابخانه رفته و مجلات آنها را مطالعه نمایند. یقینا این کار نه تنها از تعداد  خوانندگانشان نخواهد کاست بلکه بر تعداد آنان می افزاید.

انفعال فرهنگی موجود و فاصله بین محققان تالش شناس موجب ضربه شدیدی به این بخش است. پژوهشگران تالش شناس میتوانند بصورت خود جوش از اداراتی مانند ارشاد اسلامی درخواست کنند تا هرچند وقت با همکاری آن اداره گردهمایی یا همایشی را ترتیب دیده، از امکانات  ساختمان اداره بهره ببرند و از اساتید تالش و غیر تالش جای جای ایران بخواهند در آن به سخنرانی و ارایه مقاله بپردازند.این امر به پویایی تالش شناسی کمک شایانی خواهد نمود.

دور بودن بسیاری از تحصیلکردگان و پژوهشگران از تالش نیز مزید بر علت است. دسترسی این افراد به منابع اطلاعاتی و فرهنگی تالش محدود است و بر حسب جبر جغرافیایی محل زندگی شان ناخود آگاه به ان سمت کشیده شده اند. عده ای از این افراد نیز به دلیل همین فاصله محیطی دچار یکنوع فاصله ذهنی نیز شده اند و به محض بازگشت به تالش بیاد می آورند از کجا آمده و کجا بوده اند و شکوفایی ذهنی و جسمی آنها را در بر می گیرد.

اگر توجه کنید دیگر مثل چند سال پیش شاهد فعالیتهایی چندانی در دانشگاههای تالش از جمله آزاد، پیام نو و علمی و کاربردی در مقوله تالش شناسی نیستیم. به نظر بنده ورود نسل جدید به دانشگاه که از کودکی با آنها تالشی صحبت نشده و به فارسی سخن گفته اند میتواند در این مورد دخیل باشد.شاید آنها مثل پدران خود شعف چندانی نسبت به تالش شناسی نداشته باشند و تفریحاتشان وبگردی و بودن در صفحات مجازی اینترنت باشد.نسل قبل باید بکوشد تمامی این اطلاعات با ارزش و غریب را به فرزندان خود بیاموزد تا انها هم به جستجوی حقیقت نایل آیند و در صدد شناخت قوم خود برآیند و این بدون ایجاد علاقه بی فایده خواهد بود.

بنده معتقدم با: تمرکز بخشیدن به پژوهش های تالش شناسی و هدایت آنها،ایجاد ارتباط قوی بین تالش پژوهان و دانشگاههای منطقه،برگزاری همایش های موثر و پویا و ایجاد صفحات مجازی پژوهشگران تالش شناس میتوان شروع خوبی را در این زمینه تجربه کرد

۱-      تمرکز بخشیدن به پژوهشهای تالش شناسی و هدایت آنها

به نظر بنده نشریات تالش میتوانند به تحقیقات تالش شناسان هویت و تمرکز ببخشند.این نشریات با ایجاد صفحات تخصصی و حتی غیر تخصصی در کنار سایر صفحات نشریه و یا بصورت جداگانه میتوانند از پزوهشگران مطرح تالش شناسی که صاحب نظر باشند درخواست کنند به مقوله ها و ابعادی از تالش شناسی بپردازند که پیشتر به آن پرداخته نشده باشد. متاسفانه آنچه امروزی در بیشتر نوشته های پژوهشگران تالش شناس میبینیم دارای اشتراکات فراوانی است و این از امتیازات و بارهای علمی و اطلاعاتی مقاله شان می کاهد.نشریات تالش با دعوت از این افراد میتوانند آغاز خوبی برای تالش شناسی مفید که به درد مردم تالش بخورد باشند.

هدف ما نباید فقط نوشتن و چاپ کردن چند صفحه نشریه و کتاب باشد.غایت این امر باید در موفقیت تالش و تالشان نمایان گردد و این امر زمانی محقق خواهد شد که ما از لاک تحقیقات صرف کتابخانه ای خارج شده رو به تحقیقات میدانی با توجه به تجربه و تخصص خود بپردازیم.

۲-      ایجاد ارتباط قوی بین تالش پژوهان و دانشگاههای منطقه

بسیاری از تالش پژوهان خود از مدرسان دانشگاه و یا از محصلین همین دانشگاه ها هستندو بسیاری دیگر هیچ ارتباطی با دانشگاه نداشته اند و یا دیگر ندارند. زمانیکه ما بتوانیم یک خط مستقیم بین تالش پژوهان و دانشگاههای تالش ایجاد کنیم خواهیم توانست به دانشجویان تالش و حتی دانشجویانی که در تالش به تحصیل مشغول اند انگیزه تحقیق درباره تالش را القا کنیم. ارتباط نزدیک بین دانشگاه و پژوهشگران مطمنا به پر بار شدن و بالا رفتن بار علمی این تحقیقات خواهد انجامید. ما نمیتوانیم فقط با مقالات عمومی به جایی برسیم. برای موفقیت به همه این فاکتورها نیازمندیم آن هم در کنار یکدیگر نه جدا از هم.

چند سال پیش همه تالشان آرزو داشتند فرزندانشان در شهر خودشان تحصیل کند تا هم در کارها کمک دستشان باشد و هم بدینگونه هزینه هاشان کاهش می یافت.حال بسیاری یا در واقع تمامی استادان این دانشگاهها نیز از فرزندان خود تالش اند. اینها همه امتیازاتی است که میتوان از آنها بهره جست.با ایجاد ارتباط قوی و دوستانه در زمینه تالش شناسی و با نشر نشریات و وبلاگها و وبسایتهای قوی مشترک بین این دو قشر میتوان شاهد پیشرفتهای روز افزونی در تالش شناسی بود.

۳-      برگزاری همایش های موثر و پویا

شاید برگزاری همایش به لحاظ بار مالی و به دلیل مجوزهای لازم نیازمند وجود اداره، دانشگاه و یا نهاد خاصی است ولی در عوض تصور برگزاری چنین همایشهایی دور از ذهن نیست. امیدواریم که در کشور ما هم بنگاههای پژوهشی نظیر کشورهایی دیگری چون کره جنوبی تشکیل شود و با مدیریت کار گروههای کار آمد و دارای بودجه های خاص بتواند به تحقیقات مهمی بپردازد. در کشورهایی مثل آمریکا وظیفه تحقیق و پژوهش بر عهده دانشگاههاست و در ایران نیز به ظاهر چنین است ولی به واقع نه چرا که در ایران بجز چند دانشگاه انگشت شمار، دیگر دانشگاهها دارای بودجه های تعریف شده برای تحقیقات نیستیند.

برگزاری همایش نیز چنین ویزگی دارد. برای برگزاری همایش هم به پژوهشگر، هم به پشتیبان مالی و هم به فضای تحقیقاتی نیاز داریم که امیدواریم به زودی شاهد برگزاری چنین همایش هایی در سطح منطقه و در سطک کلان ملی باشیم.

همایش تالش شناسی حداقل کاری که خواهد کرد این است که بگوید مقوله ای بنام تالش پژوهی یا تالش شناسی هم وجود دارد و این گامها صفحات روشنی خواهند بود برای معرفی هر چه پیشتر این قوم بزرگ و ایرانی.

۴-      ایجاد صفحات مجازی پژوهشگران تالش شناس

از ابتدای ورود تالش شناسی به فضای مجازی شاهد پیشرفتهای بسیاری در این خصوص بوده ایم ولی آنچه اینجا هم با آن مواجه ایم عدم وجود انسجام و یکپارچگی و عدم وجود پایگاهی قوی در این زمینه است. همه اینها به نظر بنده بر میگردد به بعد مالی این مسایل.

ایجاد یک سایت یا یک صفحه مجازی برای تالش پژوهان که بتوانند مقالات خود را در انجا منتشر سازند کمک خواهد کرد تا همه این پژوهشگران بصورت مجازی باهم در ارتباط باشند و به تبادل اطلاعات بپردازند.پیشتر ها که تازه وبلاگ ها در تالش داشته ریشه می زدند بسیاری از جوانان تالش به این طریق به معرفی تالش و تالشان میپرداختند تا اینکه امروزه سایتهای اجتماعی توئیتر و فیسبوک و برنامه های اجتماعی دیگر مسیری جدیدی را رو به این جوانان گشوده است.مسیری که قدم گذاشتن در آنها با کمترین هزینه و بدون اتلاف وقتی و بدون انرژی زیادی صورت میگیرد.

امید که همه این امور دست در دست یکدیگر به دوام و پربار شدن تالش پژوهی و تالش شناسی کمک نماید

 منبع : http://www.talesh.blogfa.com/cat-3.aspx

Print Friendly, PDF & Email

درباره ی مدیر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *