خانه > اجتماعی > آستارا ، اردبیل و نغمه های شوم نفاق !

آستارا ، اردبیل و نغمه های شوم نفاق !

Astaraمدتی ست که بعضی افراد سیاست پیشه برای کسب وجه ای کذایی یا جمع کردن چند برگ رای بیشتر در مورد شهرستان آستارا سخنانی بر زبان می آورند که هم به دور از عقلانیت است و هم نفاق انگیز و ضد وحد ت و امنیت ملی . این بزرگواران که خود تازه از آذربایجان شرقی منفک و صاحب استانی جدید شده اند ، هنوز یاد نگرفته اند از این موهبت اعطا شده چگونه به نفع وحدت و وفاق ملی استفاده کنند ، لاجرم به لشکرکشی جهت اشغال و تصرف سرزمین برادران همسایه خود قیام کرده اند . تنها دلیل قابل ذکرشان هم این است که آستارا زمانی، آنهم برای مدتی کوتاه تابع ایالت اردبیل بوده . پس اکنون دوباره باید به اردبیل پس داده شود !

. بر مبنای چنین ادعایی گیلانی ها هم باید مدعی بازگرداندن استان زنجان به گیلان بشوند و اهالی تبریز هم می توانند خواهان اتصال دوباره اربیل به استان خود بشوند و الا آخر این بلوا ، هیچ گوشه ای از کشور ایران نخواهد توانست نظم و نسق خود را نگهدارد . البته پانتورک های وطن فروش که مترصد آشفتگی در وحدت ملی ما هستند تا از آب گل آلود ماهی های خود را بگیرند، از چنین فکرسخیفی با جدیت پشتیبانی می کنند و هما نها هستند که زیرکانه و توطئه آمیز ، پنهان و آشکار موضوع جدا شدن آستارا از گیلان را به عنوان یکی از پروژه های تاکتیکی خود به اجرا گذاشته و پنهان و آشکار در باره آن تبلیغات تحریک آمیز می کنند .در این اوضاع مسئله تاسفانگیز این است که برخی از مسئولین محترم نیز در دام توطئه پانتوریکست ها افتاده و گاه و بیگاه از پروژه شوم آن جماعت که همانا امر محال منفک ساختن شهرستان آستارا از پیکره گیلان است، حرف هایی دور از شان و مسئولیت خود می زنند و نا خواسته آب به آسیاب نفاق ملی می ریزند .

به لحاظ اینکه این سایت از ورود به هر موضوعی که به دنیای سیاست پیوند داشته باشد ، پرهیز می کند ، تا کنون مطلبی در پاسخ به نغمه های نفاق افکنانه یاد شده منتشر نکرده است . ولی چون برخی از اهالی اندیشه و خیرخواهان تکلیف نموده اند که این سایت گیلانی در زمینه مذکور موضع خود را اعلام کند ، در اینجا از بین انبوه نوشته های مناسب منتشر شده ، دو عنوان که به  دیدگاه این سایت نزدیک می باشد ، باز انتشار داده می شوند .

آرمین حیدریانآرمین حیدریان آستارایی

 کُهن جامه ی خویش پیراستن /  بِه از جامه ی عاریت خواستن.

 دیر زمانیست که نکاتی چند مرا به اندیشیدن واداشته است که گمان می برم بیراه نباشد، اگر آنان را در این دلنوشته زمزمه کنم. والغرض در این کوتاه مقاله می خواهم دردی را که سال هاست نه تنها من، بلکه تمام مردم شریف آستارا را رنج می دهد بازگو  کنم و آن درد مزمن و آزار دهنده؛ چیزی نیست جز دردِ نداشتن اطلاع و درک صحیح تنی چند از عزیزان از واقعیت وجودی تاریخ و فرهنگ مردم اصیل و بومی آستارا. آری مردم فهیم و پاک نهادی که با همدلی خویش یکی از مترقی ترین و متجددترین شهرهای ایران معاصر یعنی آستارا را بنیان نهادند. آستارایی که در سال ۱۲۶۵ ه.ش در آن چندین مکتب خانه وجود داشت که یکی از آنها زنانه بوده است. شهری که شهرداری آن در سال ۱۲۸۷ ه.ش افتتاح شد که جزء ۹ شهر اول ایران است که صاحب بلدیه ( شهرداری) شده اند. آستارایی که اولین مدرسه نوین دخترانه در کل ایران در آن به سال ۱۲۹۹ ه.ش افتتاح شد. آستارایی که در سال۱۳۰۰ ه.ش در سالن مدرسه حکیم نظامی آن تئاتر به روی صحنه می رفته است. شهری که در سال۱۳۰۰ ه.ش ورزش های فوتبال، والیبال، بسکتبال و دو میدانی در برنامه ی دانش آموزان مدرسه حکیم نظامی آن رایج بود، در حالی که در بیشتر جاهای ایران اسم این ورزش ها را هم نشنیده بودند. مردمی که هنوز به اصالت تالشی خویش – هرچند درصدی الآن ترک زبان شده اند – افتخار می کنند و همیشه و هرجا که لازم بوده خود را فدای آرمان های نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران کرده اند و خواهند کرد و شاهد این مدعا ۱۶۰ شهید گلگون کفن، ۷۵ آزاده سربلند و دهها جانباز سرافراز آستارایی در هشت سال دفاع مقدس است. این طایفه از تبار عشقند همه / جان سوخته از شرار عشقند همه / دیباچه عمرشان به خون رنگین است / زِنهار که پاسدار عشقند همه. حال جای بسی تاسف است که برای چندمین بار پیاپی طی سال های گذشته باز شاهد ادعاهای واهی و خواب های آشفته ی عده ای از مسئولین اردبیل درباره ی الحاق آستارا به آن استان هستیم؛ و این بار این موضوع در هفته ای مطرح شده است که هفته دولت نام دارد و با عنوان هفته آرامش و امید نام گذاری شده است. این ادعاهای ارضی نه تنها هیچ تفاوتی در هویت گیلانی مردم آستارا نداشته و کوچک ترین تغییری در تقسیمات سیاسی کشور روی نداده است؛ بلکه این گونه خیال بافی ها باعث شدت گرفتن ناراحتی و زدگی مردم آستارا از اردبیل و اردبیلی ؛ و نیز ایجاد تنش های سیاسی میان مسئولین دو استان همجوار گیلان و اردبیل نیز شده است. چرا این آقایان در زمان کنونی که کشور ما در حال عبور از یک پیچ مهم تاریخی بوده و شرایط حساسی را پشت سر می گذارد و دشمنان تا دندان مسلح اسلام و ایران در دور تا دور میهن لانه کرده اند و در حالی که بیش از هر زمان دیگری نیاز به وحدت ملی و یکپارچگی اقوام و ادیان و مذاهب احساس می شود با مطرح کردن چنین سخنان ناصواب، نسنجیده و تفرقه افکنانه- آن هم درباره ی آستارا که نقطه صفر مرزی و یک منطقه ویژه استراتژیکی و ژئوپلوتیکی برای کشور است- را مطرح می کنند؟ آیا کار درستی است؟ چرا برای به راه انداختن کارناوال های صرفاً تبلیغاتی، خود را سخنگوی مردم آستارا معرفی می نمایند؟! چرا به جای پیروی از فرمایشات فرماندهی کل قوا و مقام معظم رهبری مدظله العالی مبنی بر پرهیز از سخنان تحریک کننده و تاکید بر برقراری دوستی و صمیمیت بین اقوام مختلف، خواسته یا ناخواسته با ایجاد تفرقه و چندگانگی بر طبل نفاق و نارضایتی ها کوبیده و با دامن زدن اختلافات قومی – منطقه ای، آب در آسیاب دشمنان متخاصم و فرصت طلب نظام می ریزند؟! بنده به عنوان یک آستارایی اصیل و مسلمان ایرانی آرزو می کنم تمام برادران عزیز و ارجمند اردبیلی و هر برادر دیگر ما از کُرد و لُر و گیل و بلوچ و بختیاری و آرمن و… در حفظ و مانایی فرهنگ خود موفق باشند، چرا که پاسداری از این خرده فرهنگ ها، پاسداری از فرهنگ بزرگِ وطن سبزمان ایران است.برای روشن شدن ذهان عمومی به ویژه دوستان محترم و دلسوز اردبیلی عرض می کنم که در تاریخ به کرات مشاهده می شود که گیلان دو رگه ی قومیِ بومی دارد.گیل و تالش. آستارائی ها نیز از قدیم الایام تالش اند و همان طور که در قدیمی ترین منبع جغرافیایی کتاب “حدودالعالم…” که تالیف ۳۷۲ ه. ق است آمده : از هزار سال و اندی پیش تاکنون – غیر از دوره ی کوتاهی در دهه های سی و چهل شمسی – آستارا متعلق به گیلان بوده است. یا در کتاب ” صفه الصفا” که اتفاقاً یک اردبیلی به نام توکل ابن بزاز اردبیلی در اواخر دوران تیموری و اوایل صفوی آنرا نگاشته بارها از آستارا با عنوان میان شهر گیلان نام برده شده است. واقعیت این است که عشق متقابل هر گیلانی و آستارایی چون پودی است که بر تارهای زندگی مردمان این دیار پُربرکت تنیده شده است. با کمال تاسف عده ی انگشت شماری از مسئولین استان اردبیل هر از چند گاهی و معمولاً هر چهار سال یکبار از آستارا به عنوان طعمه ی تبلیغاتی خویش استفاده می کنند به طوری که تاریخ، فرهنگ و مهم تر از این ها احساسات و شخصیت مردم ولایت مدار و ایران دوست آستارا را ملعبه ی دست خویش قرار داده اند و هر وقت منافعشان ایجاب کند سخنی از قول و زبان اهالی آستارا مبنی بر درخواست الحاق به استان اردبیل را بر زبان جاری می کنند. توهین آشکار در برنامه ی طنز شبکه ی استانی اردبیل به مردم غیور و آگاه آستارا در سال های اخیر، ادعاهای ارضی بر گردنه ی حیران آستارا  و نیز مصادره ی غیرقانونی جاذبه های گردشگری و طبیعی شهرستان های آستارا و تالش استان گیلان از جمله گردنه ی حیران و آبشار لاتون لوندویل آستارا، آبشار حویق،ییلاقات تالش، گردنه ی زیبای اسالم و… به نام استان اردبیل در صداوسیمای اردبیل در سال های اخیر از دیگر کارهایی است که آستارائیان را ناراحت و خشمگین کرده است. متاسفانه این گونه شایعه پراکنی ها به چند سال گذشته برنمی گردد وسابقه ی دیرینه و قدیمی دارد. بنده در این رهگذر سرِ آن ندارم که به جزئیات و عواقب تلخ این خواسته ی نابجا و نامقدور بپردازم لیکن فقط برای یادآوری و نیز در جهت پرهیز از اطاله ی کلام ناگزیر به چند مورد تاریخی، تیتر وار اشاره می نمایم: ۱- برگرداندن نظر شاه عباس بر علیه اهالی و ریختن خون بسیاری از مردم آستارا و لنکران، از جمله قتل امیر حمزه خان تالش حاکم آستارا در حالی که از شاه عباس امان نامه داشت به وسیله حکام اردبیل فقط برای بدست آوردن آستارا در زمان صفوی ۲- خاموش کردن یگانه چراغ معارف آستارا یعنی مدرسه ی حکیم نظامی که از اولین مدارس پسرانه ایران بود به دست ابوالفتح خان اردبیلی در زمان قاجاریه ۳- حمله عده ای از مردم عوام و روستائیان اردبیل با چوب و چماق و دشنه جهت تخریب مدرسه ی دخترانه ی آستارا که اولین مدرسه ی دخترانه ی ایران بوده است در زمان قاجاریه ۴- قتل عام مردم بی گناه و وطن دوست آستارا  به دست مهاجمان در سال های ۱۳۲۴ و ۱۳۲۵ شمسی و ده ها مورد دیگر که اینها فقط گوشه هایی از برخورد ناشایسته و نامهربانی اردبیل در طول تاریخ با مردم آستاراست. (تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل) البته این گونه کُنش ها و واکنش های گذشته ی اردبیل ربطی به مردم امروز اردبیل نداشته و منظور اشاره به رفتار حکام گذشته ی اردبیل با مردم آستاراست. در مقابل برخورد مسئولین گیلانی با مردم آستارا را به تماشا می نشینیم: ۱- کمک قوای گیلانی به حکام و مردم آستارا در مبارزات ایرانیان علیه روس های متجاوز در دوره ی قاجاریه ۲- حمایت مردم گیلان اعم از گیل و ارمنی از مردم آستارا در دوران نهضت مشروطه خواهی ایرانیان ۳- آزادی آستارای شمالی از چنگال بلشویک های روس در زمان میرزا کوچک خان جنگلی به کمک گیلانی ها ۴- یاریِ صادق خان خواجوی (مبصرالسلطنه) حاکم مشروطه خواه و مردمدار رشت و قوای گیلانیِ او به عشایر و اهالیِ آستارا در مقابله کردن با حمله ی چماق به دستان متجاوز اردبیل که برای تخریب مدرسه آستارا حمله کرده بودند ۵- دفاع جانانه و غیرتمندانه تا آخرین قطره ی خون به وسیله ی شهید مظلوم گیلانی سیدعلی ظهیرنیا در مقابل دمکرات آذربایجان از جان و مال و ناموس مردم آستارا که مهاجمان متجاوز بعد از به شهادت رساندن وی، او را با اسب بر زمین کشیدند به حالتی که صورتش از بین رفت حتی به جسد بی جانش هم رحم نکردند و برای برداشتن انگشتر نامزدی اش انگشت مبارک آن سردار رشید اسلام را بریدند.(رحمت خداوند بر او و هم رزمان شریفش باد) ۶- تبدیل آستارا به منطقه ی ویژه ی اقتصادی توسط مسئولین گیلانی در سالجاری ۷- افتتاح بندر چند منظوره ی آستارا توسط مسئولان دلسوز گیلان در سال گذشته ۸- افتتاح تله کابین حیران –فندقلو آستارا در سال گذشته به دست استاندار محترم گیلان، و ده ها مورد دیگر که رفتار و کُنشِ نیک، برادروار و صادقانه ی مسئولین گیلان را اثبات می کنند. مردم آستارا در حافظه ی خویش همه ی این نامهربانی ها و مهربانی ها را ثبت کرده اند، خود را گیلانی می دانند و هیچ تمایلی برای الحاق به استان اردبیل ندارند. مسئولین اردبیل برای الحاق آستارا به آن استان چهار دلیل مطرح می کنند: قرابت تاریخی، زبانی، فرهنگی و مراودات روزمره و تجاری مردم اردبیل و آستارا. حال برای شفافیت موضوع به بررسیِ این چهار مورد می پردازیم:

۱تاریخ مشترک : آستارا بر طبق اسناد موثق و قابل ارائه از دوران صدر اسلام تا اواخر قاجاریه وسعت زیادی داشته و معمولاً در تقسیمات سیاسی کشور به منطقه ای گسترده که بیشتر مواقع تختگاه تاریخی تالشان و از شهرهای بزرگ و پُر رونق گیلان بوده است، گفته می شد. رونق آستارا به ویژه در زمان صفویه بیشتر بوده است که در کتب تاریخی از آن به عنوان مملکت آستارا در کنار مملکت قزوین (پایتخت صفویه) نیز یاد شده است که نشانگر بزرگی و بلند منزلتی آستارا در آن دوره است. تا اینکه بعد از جنگ های روسیه علیه ایران و واگذاری اجباریِ تالش شمالی به شوروی، نایب السلطنه عباس میرزا به پاس ارج گذاری به مجاهدت های میرحسن خان تالش حاکم آستارا، حکومت نواحی آستارا، ویلکیج(نمین) و اُجارود (بیله سوار) ایران را به فرزندش میر کاظم بیگ داد و او را به سمت مرزداری آن خطه منصوب کرد و این شهرها تا کرگانرود تالش به عنوان ناحیه ای مستقل به نام تالش نامیده می شد که مرکز آن آستارا بوده است. این ولایت تالش که در زمان مظفرالدین شاه قاجار شامل آستارا، ویلکیج (نمین)، دریغ، اُجارود (بیله سوار) و گاهاً کرگانرود بوده با خمسه طوالش گیلان که شامل هشتبر، اسالم، تالش دولاب، ماسال و شاندرمن می شد، متفاوت بوده است. در اثبات اینکه نام منطقه ی ذکرشده ی بالا تا ۸۰ سال پیش یعنی تا حدود سال ۱۳۱۲ ه.ش تالش بوده است – به عنوان نمونه – به دو سند زیر توجه فرمایید: اولی سندی است با این متن:« … در حال حاضر صارم السلطنه به ریاست آستارا،طالش تا (کرگانرود) و نوار مرزی تا پیله سوار منصوب شده است»(۱).دومی مدرکی است که دارای تاریخ ۱۳۴۰ ه.ق است که مصادف با سال ۱۳۰۰ ه.ش می باشد که در سر برگ آن از ولایات اربعه اردبیل، طوالش، مشکین و خلخال با شماره ی ۱۱۶۲ ثبت شده است(۲). ما چنین ادعایی نداریم ولی اگر بخواهیم طبق فرموده ی عزیزان مدعی اردبیلی تاریخ را ملاک الحاق شهرستان ها بدانیم بی شک باید نمین و بیله سوار و مغان استان اردبیل از آن استان جدا و بهعنوان ادامه ی خاک تاریخی و قانونیِ شهرستان آستارا یا حداقل به صورت شهرستانی مستقل به پیکر استان گیلان بپیوندند.

۲قرابت زبانی : در آغاز اشاره به نکته ای ضروری می نماید و آن اینکه چون برخی از اهالی شهر در کنار زبان تالشی به ترکی نیز صحبت می کنند، بعضاً برخورد نامناسب مسافران ترک زبان و اردبیلی – که گاهی به درگیری های لفظی و فیزیکی با گردشگران دیگر استان های کشور نیز می انجامد- به اسم آستارایی ها تمام می شود، در حالیکه هیچ وقت یک آستارایی از خود چنین حرکاتی نشان نمی دهد. ترک زبان شدن بیشتر مردم مناطق شهری آستارا نیز علل گوناگون تاریخی، سیاسی، آموزشی و… دارد که از آن میان می توان به چند مورد مهمتر از جمله : حذف زبان فارسی و تدریس زبان ترکی به جای آن در مقطع ابتدایی در زمان دمکرات ها، تدریس زبان ترکی در دبیرستان حکیم نظامی آستارا که منجر به رواج بیشتر آن زبان به عنوان زبان شهریت در مقابل سرکوب زبان تالشی به عنوان زبان روستاییت شد، قتل عام تالشان بومی مرکز شهر آستارا در دوره دمکرات و بعدها مهاجرت و جایگزین شدن ترک زبانان دهات اطراف اردبیل به جای آنها در آستارا، مرزی بودن و رفت و آمد بسیار تجار ترک زبان جمهوری آذربایجان که باعث شده است مردم آستارا برای دادو ستد با آنان زبان ترکی را بیاموزند، و علل دیگری چون مهاجرت گسترده ی مردم اردبیل از سال۱۳۷۰ ه.ش به بعد به آستارا که آن زمان به وسیله ی مسئولین وقت اردبیل نیز تشویق می شد باعث شد بسیاری از بازاریان آستارا را اردبیلی ها تشکیل دهند که در نتیجه زبان ترکی در بازار و منطقه مرکزی شهرآستارا بیشتر قوت گرفت، پرداخت. یادآوری می کنم برخلاف تفکر غلط بسیاری از دوستان اردبیلی، هنوز زبان اصلی بیشتر مردم روستاهای گردنه ی حیران آستارا، تالشی است. (چئمون، بهارستان، مشند، ونه بین، زره ژیه، صیادون و…) اگر بنابر فرمایش مسئولین اردبیل در سال های گذشته قرار باشد ملاک الحاق آستارا به اردبیل را اشتراکات زبانی دو طرف قرار دهیم، با توجه به اینکه اصالت و زبان اصلی و بومی مردم شهرهای بیله سوار(تالشان میکائیللو و قوجه بیگلو)، عنبران، نمین، مناطق عظیمی از خلخال(شال،کلور،امامرود و…) تالش زبان هستند و وابستگی زبانی، قومی و عاطفی با مردم آستارا، تالش، ماسال و سایر گیلانیان دارند با اعمال این مسائل باید این شهرها به استان گیلان مسترد گردند نه اینکه مردم آستارا که اصالتی تالشی دارند و خود را تالش و گیلانی می دانند به استان دیگر الحاق گردند.

۳فرهنگ یگانه : معلوم نیست برچه اساسی چنین سخنی را بر زبان رانده اند که آستارا با اردبیل قرابت فرهنگی دارد. در اینجا به بررسی تطبیقی چند مورد از مهم ترین شاخصه های توسعه ی فرهنگی بین مردم آستارا و اردبیل در طول تاریخ گذشته تا حال می پردازیم: طبق منبعی مستند و علمی « زمانی که مظفرالدین شاه قاجار در سال ۱۳۲۰ ه.ق به همراه درباریان و مقامات عالی مملکت، در سفر خود به روسیه از مرز زمینی آستارا وارد این شهر می شود و مدرسه ی ملی نوبنیاد و تعداد زیاد دانش آموزان را مشاهده می کند، بسیار متعجب شده و در عین حال اظهار خوشوقتی می نماید. از همان زمان آستارا بنام شهر باسوادان و روشنفکران و دروازه ی تمدن در سطح مملکت مطرح می شود»(۳). در مقابل در آن زمان نه تنها در جاهایی غیر از تهران و یک مورد دیگر ، مدرسه ای به سبک نوین در ایران نبود بلکه حتی اندیشه ی درس خواندن در نزد اردبیلی ها مساوی با ارتداد و کفر بوده است و بر همین اساس بود که مجتهد بزرگ و پرآوازه ی آستارا میرزا جعفرقلی الرحی الحسینی بعد از اینکه دختر خود را به مدرسه دخترانه آستارا فرستاد توسط علمای اردبیل مهدورالدم اعلام شد. همچنین طبق اسنادی که در کتاب تاریخ فرهنگ آذربایجان صفحه ۳۱۴ آمده: « در سال ۱۳۲۶ ه.ش درصد بی سوادی در اردبیل ۸۸% بوده است»(۴). و این در حالیست که در آن سال ها آستارا یکی از باسوادترین شهرهای ایران بوده است که چند سال بعد« در سال تحصیلی۴- ۱۳۵۳ ه.ش بیسوادی در سطح شهر آستارا به کلی ریشه کن شد به طوری که از سوی کمیته ی جهانی پیکار با بیسوادی مورد تایید و تقدیر قرار گرفت.»(۵). *یکی دیگر از شاخص های توسعه ی فرهنگی بهداشت می باشد. متاسفانه با نیم نگاهی به آمار و وضع بیمارستان های موجود اردبیل مشخص است که استان اردبیل با دارا بودن تعداد زیادی بیمار و مصرف کننده ی دارو ، هنوز از مناطق محروم کشور در زمینه ی بهداشت و درمان است و این درحالی ست که «بخشی از مراقبت های پزشکی و درمانی بیمارستان های پزشکی از سال ۱۳۰۸ ه.ش یعنی پس از تاسیس جمعیت شیر و خورشید سرخ برای اولین بار از بیمارستان شهرستان آستارا آغاز گردید و به سایر جاها رفت»(۶). بنابراین نه تنها آستارائیان با اردبیلی ها قرابت فرهنگی ندارند بلکه فرق این دو از نظر فرهنگی از زمین تا آسمان است.

۴مراودات روزمره و تجاری: مورد دیگری که نمایندگان مردم اردبیل در گذشته و استاندار فعلی استان اردبیل طی ماه گذشته به آن علت خواستار  الحاق شهرستان آستارا  به استان خویش شده بودند، رفت و آمد زیاد آستارائیان به اردبیل و وابستگی تجاری ایشان با اردبیل است. برای پی بردن به ماهیت وجودی این حرف کافیست سری به ترافیک سنگین روزانه ی ماشین های پلاک ۹۱ اردبیل به سمت آستارا در گردنه ی حیران آستارا بزنیم. واقعیت این است که آستارائیان نه از لحاظ جغرافیایی، نه سیاسی و نه اداری وابستگی ای به اردبیل دارند که به آنجا بروند و نه گرایش و علاقه ای برای سفر به آن استان سرد و کوهستانی تا بدان جا سفر نمایند. راه دیگر پی بردن به واقعیت این است که در هر دو شهر چرخی بزنیم آن وقت می بینیم که بعد از ساعت ها انتظار حتی موفق به دیدن یک خودرو پلاک۵۶ آستارا در اردبیل نمی شویم ولی آستارا پُر از خودروهای پلاک ۹۱ اردبیلی است که برای گردش، تفریح، خرید، تجارت، کار، مسافرت و … به آستارا آمده اند. در مورد تجارت هم باید گفت: از آنجا که مردم آستارا همیشه در سطح کشور به شیک پوشی شهره ی عام و خاص بوده و هستند هیچ وقت برای خرید و پوشیدن لباس و … به اردبیل نمی روند بلکه کمتر آستارایی ای وجود دارد که حداقل یکبار به خارج از کشور نرفته باشد. حضور بیشمار خودروهای گرانقیمت و  درجه یک خارجی در آستارا نیز این موضوع را اثبات می کند. تُجار آستارا معمولاً اجناس خود را از کشورهای ترکیه، دبی، تایلند، چین و … تهیه می کنند نه شهر کوچک و در حال توسعه ی اردبیل. *در کنار سایر موارد یکی دیگر از مشکلات شهرستان آستارا هجوم جوانان تحصیل کرده و بیکار استان اردبیل به این شهرستان برای کار می باشد. شاید بهتر باشد مسئولین اردبیلی به فکر راهکاری چون استخدام یا کارآفرینی برای جوانان تحصیل کرده، و جویای کار خویش باشند که در اینصورت خیلی موفق تر از اینی خواهند بود که در  حال حاضر هستند و قطعاً بهتر و زودتر می توانند نظر مردم اردبیل را نیز جلب کنند. معلوم نیست عزیزان اردبیلی تا کی می خواهند اهالی ولایتمدار و بیدار دل آستارا را بازیچه ی خواسته های نامشروع و نامقدور خود قرار دهند؟ مگر اردبیل  تاکنون چه گُلی بر سر شهرهای تابعه اش زده است که بر سر مردم آستارا هم بزند؟ و چراهای دیگر که از بیان آنها خودداری میکنم. کاش به خود بیایند کسانی که منصوب شده اند به مردم خدمت صادقانه کنند ولی گفتار و رفتارشان کمتر این موضوع را نشان می دهد.گویا به علت احداث جاده ی اردبیل – سرچم – زنجان – قزوین مسئولان راهدارخانه اردبیل تمرکز کافی برای رسیدگی و نظارت بر منطقه ی تصرفی حیران آستارا را از دست داده اند که مسدود شدن چندین باره ی تونل و جاده حیران آستارا به نمین اردبیل در زمستان گذشته مُهر تائیدی بر این مسئله است. در پایان به عنوان یک شهروند آستارایی دست مسئولین زحمتکش و فعال استان اردبیل را می بوسم و آنها را دعوت می نمایم تا جهت بهبود شرایط فعلی به وضع  آموزشی، بهداشتی، عمرانی و دیگر ابعاد شهر و استان اردبیل متمرکز شوند و دیگر هیچ وقت چنین سخنان را برزبان نیاورند. از مسئولان استانمان گیلان نیز خواهشمندم که ضمن رسیدگی بهتر و بیشتر به مشکلات مردم شهرستان آستارا نسبت به گذشته، پاسخی جدی و قاطع به وجود آورندگان چنین مواردی دهند تا باز شاهد بروز این گونه مسائل تفرقه افکنانه و نفاق برانگیز نباشیم. در اتمام عرایضم این پنج مصراع را تقدیم استاندار و نماینده ی محترم و بزرگوار اردبیل می نمایم: گر مسلمان و نصارا واگر از زرتشتیم / لیک از یک پدر و یک نسب و یک پُشتیم / بر کف کشور پِنداری پنج انگشتیم /  تا که جمعیم به دهان اجانب مُشتیم / ور پراکنده و فَردیم شکارِ آنان.

منابع:

۱- اسناد محرمانه وزارت خارجه روسیه تزاری/حسین قاسمیان/به کوشش: احمد بشیری/تهران / صفحه ۱۵۳٫

۲- جستارهایی در تاریخ تالش/ عبدالکریم آقاجانی/۱۳۷۸/تهران/صفحه ۸۱۵٫

۳- تاریخ آموزش و پرورش آستارا/اشرف آقا حریری/۱۳۸۲/گیله وا/رشت/ صفحه ۳۶٫

۴- تاریخ آموزش و پرورش نمین/محمد سلمانی/امورتحقیقات و پژوهش/۱۳۸۵/نمین/صفحه ۷۱٫

۵- تاریخ آموزش و پرورش آستارا/اشرف آقا حریری/۱۳۸۲/گیله وا/رشت/ صفحه ۱۸۷٫

۶- گیلان از انقلاب مشروطیت تا زمان ما/سیدمحمد تقی میرابوالقاسمی/۱۳۷۷/انتشارات گیلان و تالش/رشت/صفحه ۱۵۵٫

 

Print Friendly, PDF & Email

درباره ی مدیر

۱۴ دیدگاه

  1. اردبیلی ها می گویند گیلان بد است ! و به آستارا رسیدگی نمی کنه !

    از طرف دیگر می گویند اردبیل پیشرفته است و مهد دموکراسی و عدالت و البته فوق پیشرفته است

    خب ما هم می گوییم درست

    پس جریان چیه که هزاران مهاجر اردبیلی استان پیشرفته و عدالت خیز خود را ول کرده اند و راهی دیار غربت و ظالم گیلان شده اند ؟
    در تک تک محله ها و خیابانهای رشت و انزلی و تالش و فومن و صومعه سرا و …. هزار هاآذری اردبیلی مهاجر زندگی می کنند که خیال بازگشت هم ندارند

    رشت واقعاً محشر کبری است . یه چیزی میگم یه چیزی می شنوید

    قسم حضرت عباس را باور کنیم یا دم خروس را ؟

  2. سلام به نظر می رسد دوستان اردبیلی از واقعیات درس گرفته باشند و دیگر سراغ این گونه اقدامات نروند
    .
    خودشان هزار تا مشکل دارند . از محرومیت خلخال بگیر تا پارس آباد و اصلاندوز و ….
    .
    لذا بهتر است در این شرایط و موقعیت کشور بیشتر از این به مشکلات مملکت اضافه نکنیم

  3. زنده باد سرزمین تالش

    استارایی هستم یعنی تالش از تالشیم

    بژی تالش

  4. گیلان از آستارا تا چابکسر و لوشان یک هدیه کم نظیرالهی است و رنگین کمان زیبایی ها و چشم اندازهای جان نواز.
    امیدواریم مسئولین قدر این سرزمین ومردم اش را بیشتر بدانند و همچنین در سطح کشور و استان واجازه تخریب منابع طبیعی ، سواحل ، دریاها و … را ندهند

  5. قنبری از ماکلوان

    زنده باد تالش بزرگ و سرفراز
    زنده باد گیلان زیبا و بافرهنگ

  6. با سلام و عرض خسته نباشید به مدیریت حرفه ای سایت تالشان
    همچنین به دوستان اردبیلی سختکوش و پرتلاش و البته پیگیر الحاق ( از نوع آستارایی آن ) هم خسته نباشید می گویم
    چند نکته را خیلی سریع به دوستان خوبمان سعید + هادی عرض نمایم که وقت این عزیزان را نگیریم و ایشان به فکر آبادانی هر چه بیشتر استان پر از توانمندی اردبیل باشند :
    .
    ۱- دوستان اردبیلی عزیز . اولاً در حالت ظاهری و اگر هیچ نوع منفعت و سود و حساب و کتابی را برای هر جایی در نظر نگیریم و فقط به ظاهر قضیه نگاه کنیم ، مطمئن باشید هیچ خبری از الحاق و ملحاق و از این داستانها نمی باشد .
    یعنی منظورم اینه که در حالت عادی و با شرایط فعلی مملکت و این همه تحریم و ۱+۵ و مشکلات فعلی مملکت هیچ خبری از الحاق ملحاق نخواهد بود
    پس توصیه من به دوستان سختکوش و پیگیر اردبیلی این است که بی خیال این داستانها شده و به فکر مشکلات و برنامه های استان و منطقه خود باشند . در یک کلام از آستارا برای شما آبی گرم نخواهد شد .

    ۲- مطمئن باشید که اگر الحاق آستارا به اردبیل برای آستارا مثلاً ۵۰ درصد سود داشته باشد ، این سود برای اردبیل ۱۵۰ درصد خواهد بود .
    دلایل : دسترسی به ساحل دریای زیبای خزر + افزایش بی شمار تعداد گردشگران در آمار استان اردبیل + دریافتی درآمدهای گمرک آستارا + شمالی محسوب شدن استان اردبیل !!! + تسهیل در واردات و صادرات و … + استفاده از تاسیسات و زیرساختهای آستارا و حومه به نفع اردبیل + سرازیر کردن تعداد زیادی از بیکاران استان اردبیل به آستارا + داشتن برنج و کیوی و ……+باز هم بگم ؟

    ۳- استان اردبیل با وجود تازه تاسیس بودن در شش و هشت خودش مانده .
    شما اگر می فرمایید آستارایی ها ( به فرض ۱۰۰ هزار نفر جمعیتشان ) برای درمان و … به اردبیل می روند اولاً که در بیمارستانها و مراکز اردبیل تا قرون آخر پول بیمارستان و ارائه خدمات را از آنها می گیرید . مگر مفتکی به آنها خدمت می کنید که منتش را می گذارید ؟؟!
    آما :
    اگر به فرض ۱۰۰ هزار آستارایی به اردبیل می روند و خدمت می گیرند اولاً که شب برمی گردند به شهر و دیار خودشان // شما چرا خودتان را نمی گویید ؟؟؟؟!
    تمام شهرهای استان گیلان را اشغال کرده اید آن هم با ایل و تبار …
    تمام رشت و انزلی و فومن و صومعه سرا و تالش و آستارا و شرق گیلان و کل تهران و مازندران و ….. را مهاجران تورک اردبیلی پر کرده اند
    ۵۰۰ هزار تورک مهاجر در رشت و انزلی و …… وجود دارند ! ( یا حضرت عباس )
    حالا برای ما دم از خدمت به آستارا می زنید ؟؟!!!!
    ما چه بگوییم که بصورت ۲۴ ساعته و تمام سال پذیرای صدها هزار تورک مهاجر هستیم ؟!!!!!
    شما اگر به ۱۰۰ هزار نفر آُستارایی خدمت ارائه می کنید ، در گیلان به صدها هزار نفر تورک اردبیلی و مهاجر آن هم بصورت مادام العمر و ۲۴ ساعته خدمت ارائه می شود
    کدام تورک مهاجر خواستار بازگشت به اردبیل است ؟؟!!!!!!!!
    اگر گیلان و رشت و انزلی و فومن و تالش برای شما به صرفه نبود و آب و نان نداشت ، چرا این همه میلیون میلیون به گیلان لشگرکشی می کنید ؟؟!
    از یک طرف می گویید گیلان بد است ! از طرف دیگر صدها هزار تورک مهاجر را روانه همین گیلان بد !! می کنید ؟
    قسم حضرت عباس شمارو باور کنیم یا دم خروس را ؟؟!
    ۴- در آخر هم توصیه می کنم که دوستان اردبیلی به سایت های خود اردبیل به ویژه « ساوالان خبر » مراجعه کنند . این سایت که مال خود شهر اردبیل است ، هر روز صدها هزار مشکل و معضل اردبیلی ها را تیتر می کند از جمله « مشکلات بیکاری گسترده اردبیلی ها » – «طرح های نیمه تمام از جمله راه آهن » – « فرار گسترده جوانان استان اردبیل از این استان » – درگیری میان نمایندگان – « معضلات بی شمار فرهنگی و اجتماعی در استان اردبیل بخصوص لب مرزها » و هزاران مشکل وحشتناک دیگر
    .
    ۵- توصیه می کنم دوستان اردبیلی به سایت « خلخال زر » و « مغانه » حتماً سر بزنند .یک سایت مال منطقه خلخال و یک سایت مال منطقه پارس آباد است ( در دو نقطه متفاوت استان اردبیل )
    در این سایتها مردم این مناطق به شدت از تبعیض مرکز نشینان اردبیل گلایه ها و شکایات فراوان دارند
    مثال :
    – امام جمعه های پارس آباد + بیله سوار + خلخال و مشکین شهر تهدید کردند که بدلیل تبعیض در این مناطق دیگر اجازه ارسال اخبار به شبکه سبلان را نمی دهند
    – نماینده پارس آباد پیگیر جدایی از اردبیل و تاسیس استان جدید بود
    – نماینده خلخال جالبه که پیگیر الحاق به استان گیلان بود
    پس زبان مشترک بخشی از مردم بخصوص مهاجران در آستارا و نزدیکی آستارا به اردبیل دلیل کافی برای الحاق آستارا به اردبیل نخواهد بود
    حرف آخر : هزار تا دلیل هم بیاورید تا سال ۵۰۰۰ میلادی حکومت قصد و نیتی برای دادن آستارا به اردبیل ندارد
    پس : خدا نگهدار
    سنه قوربان قارداش

  7. لطفا فرافکنی نکنین به حد و حدود خودتون قانع باشین
    پیوستن آستارا به اردبیل بیشتر به نفع خود مردم آستاراست تا اردبیل
    آستارا یک دهم اردبیل جمعیت داره و پیوستنش بیشتر به نفع اونا هست تا اردبیل
    اردبیلها همینطوریش هم برای گردش و تفریح میرن آستارا و کل گیلان رو میگردن و کسی هم نمیتونه مانعش بشه نه تنها اردبیل بلکه کل مردم بزرگ و غنی آذربایجان حالا بگذریم از اینکه معمولا گرفتار مسافرزنی و غریبه کشی فرهنگ معروف این استان هم میشن که شامل حال تمام ایرانیها شده
    آستارا اگه مال اردبیل بود صد در صد به نگین شهرهای آذری نشین تبدیل میشد که از اردبیل که سهله حتی از تبریز هم برای سرمایه گذاری به این شهر سرازیر میشدن
    قطعا به شهر بندری درست حسابی میتونست تبدیل بشه که اینطوری نسبت به انزلی عقب نمونه که هیچ سر تر از انزلی هم باشه
    کما اینکه وضعیت گمرک این شهر هم در حال حاضر در حد اسفناکی ضایع میباشدو جز بدترین گمرکات کشور میباشد
    و چه بسا تا بحال به منطقه آزاد هم تبدیل میشد

    اردبیل توانایی مدیریت صحیح و درست این شهر رو دارد
    بعنوان مثال تو بحث همین گردنه حیران هم شاهد وضعیت بسیار بد جاده هایی هستیم که زیر نظر استان گیلان هستن اما از جایی که وارد محدوده زیر نظر استان اردبیل میشیم واقعا شاهد تفاوت هستیم
    تو زمستون هم که وقتی برف میباره و عبور و مرور سخت میشه هیچ وقت ندیدیم راهدارخانه حیران که زیر نظر اردبیله اجازه بده حتی ۱ ساعت این محور بسته بمونه
    اما در عوض هر ۵ سال یبار که یه برف سنگین میاد راههای درون شهری رشت هم بسته میشن چه برسه به جاده هاش
    و از اردبیل نیروی کمکی به اونجا اعزام میشه
    حالا کسی مردم آستارا رو مجبور نکرده به اردبیل ملحق بشن
    انتخاب با خودشونه و همه میدونن که این الحاق چقدر میتونه به نفع آستارا باشه
    اگه دوست دارن جز استان گیلان بمونن و بیشتر شاهد تبعیض و سو استفاده از منابع مالی شهرشون توسط مسئولین استان باشن
    یا اگه نه میتونن به اردبیل ملحق بشن و تفرجگاه بینظیر آذربایجان تبدیل بشن
    نباید کسی این حق انتخاب رو ازشون بگیره.

    • دوست گرامی . آستارا، اردبیل ، گیلان و آذربایجان همه اجزای پیکر ایران عزیزاند و مردمان این نواحی با زبانها، گویشها ، ادیان و مذاهب مختلف، همه ایرانی اند . اگر مبنای تقسیمات کشوری فقط زبان و گویش باشد، پیش از هر چیز باید فرصت انتخاب به مردم خلخال و نمین داد که نیمی ازآنهاتالشی زبان هستند. تا بعد ببینیم مردم اصالتا تالش آستارا که نیمی از آنهاترکی آذری زبان هستند،چه می خواهند. بیاییم تحت تاثیر سمومم فکری پانتورک های خائن و سخنان فرصت طلبانه و مردم فریبانه برخی ازسیاستمداران کوتوله قرارنگیریم که برای تامین منافع خود حتی حاضرند کشوررا تکه پاره کنند. پس بهتر است به جای چنگ انداختن به خاک و خانه هم ، بیاییم همسایگان خوبی برای هم باشیم . زیراایران یک پارچه و نیرومند، به وفاق نیازمند است نه نفاق .

  8. دوست عزیز فرمودین که آستارایی ها و تالشی ها اردبیل نمیان خیلی خنده دار چون پزشکای اردبیلی بیشتر مشتریاشون ازاون ورن بعله اردبیلیا کلا ترکا فکر اقتصادیشون خوب کار می کنه نمونش بازار لباس لاهیجانه در ضمن الحاق آستارا به اردبیل بیشتر به نفع خود مردم اونجاست چون عقل سلیم میگه بهتره تو این شرایط مملکت طرف پیشرفت و قدرت باشید ت طرف یه شهر افول یافته یا بهتره عرض کنمروستای بزرگ البته در هر صورت اردبیل آستارا رو گرفته ازهمه نظر فقط جنبه سیاسی و روی کاغذبرای گیلانه انتخاب با شماتالشیهای عزیزه می تونین تو مسیر پیشرفت باشین یا مسیر نزول

  9. جناب آقای عبدالله عزیز که در ظاهر خود را تالشی !! معرفی کردید
    علیک سلام و رحمت الله
    عزیزم شما همین داستانها و قصه های خود را در سایت بهجت نیوز فومن هم در معرض دید افکار عمومی قرار دادید
    بنده همان جا هم جواب حضرتعالی را با حوصله دادم
    گویا شما دوست دارید همین قصه ها را در همه سایتها سر هم کنید و افسانه سرایی نمایید
    عزیزم بنده در آن سایت به شما عرض کردم :
    ۱- درست است استان گیلان هزاران مشکل دارد ولی آیا اردبیل مدینه فاضله است ؟؟؟!!!
    ۲- شما که دم از ادب و احترام می زنید چرا یک بار به دوستان اردبیلی خود ایراد نمی گیرید که طبق قانون شفاف مملکت و وزارت کشور ، آستارا و گردنه حیران و تالش جزء استان بافرهنگ گیلان هستند و اردبیلی ها حق ندارند در اور داخلی یک استان دیگر دخالت کنند ؟؟!!!
    ۳- شما چرا به سایتهای خبری خود اردبیل ( مثل اردبیل فردا – ساوالان خبر و … ) اشاره نمی کنید که تعداد زیادی از خبرهای آنها در مورد بیکاری و فرار جوانان و اعتیاد و مشکلات بی شمار فرهنگی و …. در استان اردبیل است ؟؟!!!
    ۴- شما چرا به زمین خواری های گردنه حیران اشاره نمی کنید که نمایندگان قبلی اردبیل پایشان آنجا گیر است ؟؟؟
    .
    و اما :
    ۵- شما چرا به حضور صدها هزار مهاجر اردبیلی و خلخالی و … در شهرهای گیلان اشاره نمی کنید ؟!!
    تمام شهرهای گیلان به ویژه رشت و انزلی و فومن و حتی شرق گیلان پر شده از بیکاران و مهاجران اردبیلیو خلخالی
    .
    عبدالله جان
    اون دفعه هم به شما گفتم انگار گوشت بدهکار این حرف نیست
    اگه اردبیل خیلی خوبه و توانمنده !!!!!!! پس چرا صدها هزار جوان بیچاره شهر و دیار خود را ترک کرده و راهی دیار غربت گیلان شده اند ؟!!!
    عزیز دلم اردبیل پر از بیکار است و آنها به رحمت همین تالش و آستارا و رشت و فومن و انزلی و …. است که دارند بار بیکاری جوانان خود را بر گردن گیلان می اندازند
    .
    بجای آیه یاس خواند و بد گفتن از گیلان چشمهای خود را باید شست و جور دیگر باید دید
    .
    حرف آخر : گیلان هم از نظر من استان کاملاً پیشرفته و توانمندی نیست و هزارن مشکل دارد که البته به عقیده من مسئولین باید خیلی بیشتر تلاش کنند
    ولی اینگونه بد گفتن از گیلان و اردبیل را توانمند نشان دادن بی انصافی است و ما به نیت شما شک خواهیم کرد
    .
    انشالله همه اهل بصیرت باشیم ( به فرمایش رهبر فرزانه انقلاب )

  10. با سلام من مطالب برادر عزیزمان را خواندم ایشان واقعا لطف دارند من بعوان یک استارایی خیلی خوشحال شدم که یک همشهری با سواد به درد شهر ما خورده من نه گیلکم نه ترکم بلکه یک تالشی متعصبم عاشق طالشم برادر عزیز درد ما تالشیها نه گیلانه نه اردبیل کافیست بعد از قلم فرساییه جنابعالی سری به اسالم و هشتپر و استارا بزنی خود شما گفتید ما همیشه جز جدایی ناپذیر گیلانیم اصلا اردبیلو ولش کنید ما جز گیلانیم شما برادر عزیز برایمان درس تاریخ و فرهنگ ادب گذاشتید گفتید که استارا از اول ماله گیلان بوده گفتید اولین مدرسه در زمان گذشته در منطقه دراستارا بوده گفتید ما با کمال ادب در گیلان با مسافر ان برخورد میکنیم و خلاصه هزار اما و اگر اوردیید و ما را به ارش علا بردیید اما برادر عزیز هر دلیل و برهانی که میاوری باید محکمه پسند باشد و شما موضف هستی بدون این که فرقی بگذاری باید قاضی و داور بیطرفی هم باشی سخن اول غلط تاریخی شما که گفتید استارا از اول جز گیلان بوده بابا درسته که ما اردبیلو نمیخواییم اما استارا ۵۴سال پیش از شهر اردبیل جدا شده و به استان گیلان الحاق شده و شهر هشتپر هم در زمان به قدرت رسیدن رضا شاه از اردبیل جدا و به استان گیلان داده شده و باز هم یه غلط تاریخی دیگر شما گفتید که اولین مدرسه در منطقه در استارا بوده اما برادر عزیز اولین مدرسه در شهر کوچک نمین بوده و اما از فرهنگ گیلان زمین راستی شما برادر عزیز جرات کردی در رشت به کسی بگی بالای چشمت ابروست به خدا چه تالش باشی چه ترک انقدر میزننت که اسم خودت هم از یادت بره چه رسد به مسافران خوب تا اینجا ما را از اردبیلیها بهتر بودیم هم از اول جز گیلان بودیم هم اولین مدرسه به نام ما بود هم برخورد مناسبی با مسافران داشتیم خوب داداشی حالا شما برادر استارایی من که حتما خودت از ترکهای اردبیلی هم ما را خراب کردی هم خودتو اهای قارداش تا حالا شما به هشتپر یا اسالم یا خود استارا را با شهرهای استان اردبیل مقایسه کردی تورا به جانت قسم میدم استارا ده برابر نمینه اما امکاناتش با ما برابره یاهشتپر شهر مظلوم ما در فقرو بیکاری و نابسامانی اجتماعی و شهری دستو پا میزنه اگر یه دوری تو شهر بگردی شهر پر از معتاد و اشغال شما درست میگی ما خیلی شیک پوشیم تا چه رسد بریم از اردبیل خرید کنیم بابا اخه ما پولی در بسات نداریم که بریم از اردبیل خرید کنیم شما درست میگی در تمام روز سال اردبیلیها یعنی پلاک ۹۱در استارا ولوند میدونی برای چه چون اونا پول دارند میان خرید میکنند تجارت میکنند استارا را از روستا به شهر تبدیل کردنند خوب رسیدیم به استارای خودمان

    *****
    با اینکه دیدگاه آقای عبدالله مورد تایید این سایت نیست ولی به منظورحفظ بی طرفی و فراهم نمودن شرایط مساوی برای نشر دیگاه های موافق و مخالف ، آن را عینا منتشر کردیم .

  11. با سلام.من رشتی هستم.گیلک.دم شما گرم.عجب مطلب زیبایی.ب خدا حاظرم جونم رو بدم اما استارا از گیلان خدای نکرده جدا نشه.من عاشق گیلانم
    گیلان از استارا تا چابکسر
    عشقم گیلان

  12. عشق است گیلان و آستارا و تالش و رشت و انزلی و رودبار و فومن و لنگرود و رودسر و رضوانشهر و املش و سیاهکل و ماسال و آستانه و صومعه سرا و شفت و لاهیجان / جاوید باد این همبستگی

  13. ضمن عرض تشکر از نویسنده محترم مقاله جنای آقای آرمین حیدریان آستارایی در خصوص دفاع از یکپارچگی استان گیلان بخصوص شهرستانهای تالش و آستارای بافرهنگ خواستم عرض کنم که یکی از دوستان دیگر گیلانی هم با نام مستعار « سرباز سردار بزرگ جنگل » یک مطلب با عنوان : آستارا و تالش تا ابد گیلانی هستند با دلیل و برهان …. را تدوین نموده و هم اکنون در سایت صدای گیلان قابل مشاهده است
    امید واریم مردم استان گیلان بخصوص شهرهای تالش و آستارا دست در دست یکدیگر بتوانند ایران اسلامی را به جایگاه والاتری برسانند
    زنده باد تالشو گیلک و همه اقوام ایرانی و گیلانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی را وارد کنید *